عجب اپیزودی بود!:d و عجب نکته هایی یافت شد:d
اول از همه اینکه اسم ویروس، T-Phobos هست که با تغییراتی توی ویروس T اعمال شده و به دست اومده. به خاطر همین هست که اینا گاز میگیرن و رفتاری مثل زامبی ها دارن.
Phobos از واژه Phobia مشتق شده که به ترس عجیب و غیر عادی از هر چیزی اطلاق میشه. وقتی میگم همه چیز یعنی همه چیز:d ترس از دیوار، ترس از آب، ترس از پرنده ها و ...
ویروس تنها در صورتی فعال میشه که حریف به شدت بترسه.
تمامی افرادی که روشون آزمایش شده بود مردن به خاطر اینکه نتونستن به ترسشون غلبه کنن.
به نظرم ناتالیا تونسته بر ترسش غلبه کنه. رفتارش موقع دیدار با کلیر مویرا با موقع دیدار با بری فرق میکنه. دفعه اول میترسه ولی دفعه دوم نمیترسه.
Neil دست بندش سبزه!:d یه کاسه ای زیر نیم کاسه هست.
به نظر میاد جزیره توی کشور روسیه هست.
اونی که آخر سر نشون میده خیلی شباهت به لیزا تروور میده:d تا اونجایی که یادمه لیزا نامیرا شده بود:d
و بالاخره الکس وسکر!:bighug::d اپیزود بعدی کاملا معمایی هست و خیلی دوست دارم بدونم چی میشه:d
اول از همه اینکه اسم ویروس، T-Phobos هست که با تغییراتی توی ویروس T اعمال شده و به دست اومده. به خاطر همین هست که اینا گاز میگیرن و رفتاری مثل زامبی ها دارن.
Phobos از واژه Phobia مشتق شده که به ترس عجیب و غیر عادی از هر چیزی اطلاق میشه. وقتی میگم همه چیز یعنی همه چیز:d ترس از دیوار، ترس از آب، ترس از پرنده ها و ...
ویروس تنها در صورتی فعال میشه که حریف به شدت بترسه.
تمامی افرادی که روشون آزمایش شده بود مردن به خاطر اینکه نتونستن به ترسشون غلبه کنن.
به نظرم ناتالیا تونسته بر ترسش غلبه کنه. رفتارش موقع دیدار با کلیر مویرا با موقع دیدار با بری فرق میکنه. دفعه اول میترسه ولی دفعه دوم نمیترسه.
Neil دست بندش سبزه!:d یه کاسه ای زیر نیم کاسه هست.
به نظر میاد جزیره توی کشور روسیه هست.
اونی که آخر سر نشون میده خیلی شباهت به لیزا تروور میده:d تا اونجایی که یادمه لیزا نامیرا شده بود:d
و بالاخره الکس وسکر!:bighug::d اپیزود بعدی کاملا معمایی هست و خیلی دوست دارم بدونم چی میشه:d
آخرین ویرایش:

اپیزود قبلی بلک باکسش 2.5 گیگ بود.
بعد از تموم کردن اپیزود اول رفتم یکم بازیش کنم ببینم چیه، به خودم اومدم دیدم 5-6 ساعته سرگرمم کرده و هنوز ازش خسته نشدم! امیدوارم از اینجور بخش ها توی سایر بازی های کپکام هم ببینیم
مسئله ای که بعضی از دوستان هم بهش اشاره کردن و همینجا ازشون تشکر میکنم!
آخه چرا دقیقا همین چند روز من نباید میبودم؟
خداییش این کارش خیلی بامزه بود و باعث شد توی این درگیری های زیادم،یک دل سیر بخندم.همه برای درنیومدن گند حرفاشون میان نظزات قبلیشون که اشتباه دراومده رو انکار میکنن.اونوقت ایشون حتی بعد از اشتباه دراومدن حرفاش هم واسه ی کم نیاوردن روشون اصرار داره.مثلا خیر سرش خواسته دست پیش بزنه!
علاوه بر اون توی این اپیزود کاملا مشخص بود که ناتالیا یه مورد خیلی خاصه. به نظرم یا بیمار شماره صفره یا از نزدیکای الکس چون اگه توی همون برج قبل از رسیدن به الکس دقت میکردید روی در و دیوار پره از اینجور نوشته ها: