هیییییی یادش بخیر
از ن رسه میومدم کیف رو کولم مینشستم پا پلی استیشن اینو بازی میکردم یه دورانی بود بهترین بازی بود انقد میرفتم معدن مریض میشدم سر از بیمارستان درمیوردم
من میخوام برگردم دوران کودکیی
هييييي
يادش بخير
چه دوراني داشتيم
هميشه ميرفتم تو معدن و اينقدر كار ميكردم كه مريض ميشدم و ميرفتم بيمارستان
گل چيدن براي خواستگاري
ماهيگري
جشن هاي مختلف
دوستي با كوتوله ها
هيييييييي
من ميخوام برگردم به كودكي
ظهرای تابستون
خنکی کولرای آبی
خونه آروم و بی صدا
یکی خونه نیست یکی چرت ظهره
منم پای تلویزیون نشستم و دارم هاروست مون بازی میکنم و قراره مزرعمو (که اسمش الدورادو بود) رو سر و سامون بدم
یادش بخیر واقعا
اون موقع که اینترنت نبود بدونم چیکار باید بکنیم یادمه یه کتاب راهنمای کاملم براش چاپ شده بود یه نشری بود کتابای راهنما چاپ میکرد (لوحه خانه) من خریده بودم از رو اون طرز تهیه غذاها رو یاد میگرفتم