راویان چونان روایت کنند که سال ها پیش در سرزمینی دوردست، 3 پادشاهی قدرتمند بر مردمان و قریه ها و احشام و جماد حکومت می راندند... تا اینکه حسودان خدعه کردند و منادیان و جارچیان زمزمه جنگ میانشان سر دادند...
پادشاه یکی از این بلاد به نام زارگا، دستور چنین بداد شبانگاه ، سران قوا و سرداران بلند...