Resonance A Plague Tale

1000059543.jpg

استودیوی Asobo و شرکت Focus Entertainment در جریان رویداد Xbox Showcase به‌طور رسمی از Resonance: A Plague Tale Legacy رونمایی کردند؛ عنوانی جدید در مجموعه تحسین‌شده A Plague Tale. این بازی در قالب یک تریلر معرفی شد و مشخص شد که داستان آن ۱۵ سال پیش از وقایع A Plague Tale: Innocence روایت می‌شود. شخصیت اصلی این بار سوفیا است همان قاچاقچی محبوب از Requiem که این‌بار با لقب «عقرب دریایی» و با شخصیتی سرد و خشن به میدان بازگشته است.

Resonance مسیر تازه‌ای را برای مجموعه هموار می‌کند و تمرکز بیشتری بر روی اکشن و مبارزات دارد. دیوید ددین، مدیر ارشد خلاقیت استودیوی Asobo گفته:
ما می‌خواستیم دنیای A Plague Tale را با شخصیتی کشف کنیم که تمرکز بیشتری روی کنش و درگیری داشته باشد.​

در این بازی، بازیکنان کنترل سوفیا را به دست می‌گیرند و با او راهی جزیره‌ای افسانه‌ای به نام «جزیره مینوتور» شوند؛ جایی پر از معماهای مبتنی بر نور، که بازیکن باید با استفاده از گوی ددالوس آن‌ها را حل کند. مراحل خطرناک و مرگبار این جزیره، لایه‌های جدیدی به گیم‌پلی بازی اضافه می‌کنند.

پیش‌درآمدی اکشن با معما و طاعون که در ۵ شهریور ۱۴۰۵ برای PS5، Xbox Series X/S و PC عرضه می‌شود.​

شرکت فوکوس اینترتینمنت (Focus Entertainment) و استودیوی آسوبو (Asobo Studio)، اطلاعات و جزئیات جدیدی از مکانیزم‌های گیم‌پلی، اتمسفر و داستان اثر مورد انتظار خود یعنی بازی Resonance: A Plague Tale Legacy منتشر کردند. این عنوان نسبت به نسخه‌های گذشته این مجموعه، تغییرات ساختاری بزرگی به خود دیده و رویکردی اکشن‌محورتر پیدا کرده است.

در این نسخه، بازیکنان کنترل شخصیت سوفیا (Sophia) را به دست می‌گیرند؛ غارتگر جوان، چابک و سرسختی که در حال فرار است و قصد دارد به رازهای تاریک گذشته خود پی ببرد. مسیر سوفیا او را به جزیره مینوتور می‌کشاند؛ مکانی مرموز و پر از تله‌های مرگبار، معماهای پیچیده و ارتش تعقیب‌کنندگانی که در پی تصاحب گنجینه‌ای باستانی هستند. با این حال، چالش اصلی او در اعماق جزیره و مواجهه با موجود مخوفی است که پشت این افسانه‌ها پنهان شده و ارتباطی مرموز با بیماری افسانه‌ای سری یعنی ماکولا (Macula) دارد.

ویژگی‌های کلیدی و مکانیزم‌های گیم‌پلی:

سیستم جابه‌جایی بین دو خط زمانی: جذاب‌ترین ویژگی فاش‌شده بازی، امکان سوییچ و تغییر خط زمانی بین قرون وسطی (دوران سوفیا) و دوران باستان مینوآ است. پژواک اقدامات بازیکن در گذشته، مسیرها و نبردهای زمان حال را تغییر می‌دهد و سرنوشت دو قهرمان را در پهنای تاریخ به یکدیگر گره می‌زند.

حل پازل با دستکاری نور: بازیکنان با استفاده از یک گوی مینوآی دزدیده‌شده و یادداشت‌های راهنما، باید معماهای خلاقانه‌ای را حل کنند که بر پایه دستکاری نور طراحی شده‌اند؛ نیرویی که طبق افسانه‌ها توسط ددالوس (معمار اساطیری) در قلب جزیره بافته شده است.

بقای بی‌رحمانه در سایه‌ها: سایه‌ها در این جزیره امن نیستند؛ حضور موجودی بی‌قرار و شکارچی در تاریکی احساس می‌شود که تک‌تک قدم‌های بازیکن را زیر نظر دارد. در این بازی ایستادن به معنای مرگ است و کاربر باید مدام در حال حرکت، پنهان شدن و پیشروی باشد.
 
آقا این پیش درآمد عجب شاهکاریه! حیف که توی حتی همین فرومم تحویلش نگرفتن که بنظرم با وجود گرونی ولی ارزش خرید قطعا داره. نه تنها همچنان اون جو دارک و مرموز بازیای Plague Tale رو حفظ کرده که دوز اکشن و ماجراجوییشم برده بالا و اصلا یه چیز خفنی شده. با اینکه توی تریلرا از سیستم مبارزاتش خوشم نیومد ولی همون اوایل که دستمون میاد سیستمش خیلی جذابه و اکشن خوبی داره. جالبه که تنوع Equipment خوبیم داره و نه تنها در طول مسیر سلاح های مختلف گیرمون میاد که هرکدوم اسکیل خودشونو دارن حتی با گشت و گذار توی گوشه و کنار محیط میشه چارم پیدا کرد که هرکدوم یه قابلیت جدید کنار اسکیلایی که آنلاک میکنین به بازیتون اضافه میشه. همین باعث شده آدم بخواد همه جاهارو بگرده و اون حس ماجراجوییه رو قلقلک میده.
به طرز باحالیم Resonance از آنچارتد الهام گرفته. از پلتفرمینگش گرفته تا پیدا کردن کالکتیبلها و پازلهاش وام گرفته اون بازیه. حتی یه دفترچه داریم که پازلها و راهنمایی هاش رو سوفیا اونجا مینویسه که آدمو یاد دفترچه نیتن میندازه! :D
خود سوفیا هم بشدت دوست داشتنی و بزن بهادره. از همون حضور کوتاهش توی نسخه دوم ازش خوشم اومد و دم Asobo گرم که اینقدر خوب تونستن ازش یه پیش درآمد بسازن که توی 5 چپتری که تا الان بازی کردم یکی از بازیای دوست داشتنی امسال شده برام که البته این فرنچایز از همون نسخه اولش کلا تودل برو و خاص بود. امضای این سری هم همچنان داره و گرافیکش به حدی خوشگله که دم به دقیقه میرین فوتو مد عکس بگیرین! طراحی محیط و سازه ها یه جور عجیب و غریبی خوبه قشنگ انگار نقاشی کشیدن. یه چندتا عکس میذارم (روی مد پرفورمنس بازی میکنم) ببینین وسوسه شین بازیش کنین.:D

 
خب تمام و پلات شد. تقریبا همون چیزی که انتظار داشتم بود. نه ادعای عجیبی داره بازی نه قراره ساختار شکن باشه. یه AA واقعا خوش ساخت و تقریبا ادامه راه همون نسخه های قبلی. بازی از نظر گرافیکی چه فنی و چه هنری واقعا چشم نوازه. محیط های فوق العاده زیبا که حس انچارتد 4ی میده :D بازی اصلا هم کامبت محور نیست و هسته بازی پازل و اکسپلور کردن محیط هاست . گرچه کامبت عمیقی نداره فقط کار راه اندازه،
بیس داستانش خوبه ولی میتونست روایت و نویسندگی بهتری داشته باشه.
درکل اگه دنبال بازی تقریبا خطی و بدون دنگ و فنگ خاصی میگردید که بشینید ریلکس کنید و از محیط و حل پازل هاش لذت ببرید شدیدا توصیه میشه.

8/10

 
آخرین ویرایش:
خب تموم شد و با وجود ایراداتش ولی عین 2تا نسخه قبلی بشدت کیف داد! دقیقا به همون شکل نسخه های قبلی یه تجربه داستان محور با روایت غم انگیز و احساسیه و آخرشم تاثیرگذار تموم میشه. جالب بود که به عنوان یه نسخه فرعی/پیش درآمد اومدن دست روی همچین کاراکتر و ایده ای گذاشتن که الان میشه فداکاری امیسیا در قبال برادرش رو بیشتر درک کرد که اگه اتفاق نمیفتاد چه فاجعه ای رقم میخورد.
منتهی یسری ایرادات داشت که کمی ازار دهنده شده بودن. نسخه های قبلی چون اکشن نبودن این قضیه رو میشد نادیده گرفت ولی اینجا که بازی اکشنه دیگه اینکه کلا 5 6 مدل انمی تکراری ببینی ضایع بود (باسها هم ساده و بدون هیچ چالشی بودن). بعد عجیبه همچین بازی اکشنی قابلیت قفل کردن روی انمی نداشت که توی موقعیتهایی که چندتایی میریختن سرت قشنگ گوگیجه میگرفتی. ایراد دیگشم اینکه اواخر بازی یسری کارهایی که باید انجام میدادی تا چپتر تموم شه یجوری تکراری شدن که انگار اینارو کش داده باشن که تایم پلی بازی بره بالا! کلافه شده بودم سر انجام اونا دیگه! :D
از اونور خود اکشن بازی برخلاف تریلرها خیلی خوب دراومده و کاملا درگیر کنندن (تنوع سلاح ها و اسکیلها و چارمها هم عالیه با اینکه شخصا توقع همچین تنوعی توی این بخش رو اصلا نداشتم). مراحلشو بحز اون مورد بالا دوست داشتم (مخصوصا طراحی پازلها معرکس) و پلتفرمینگش خیلی هیجان انگیز بود. بخشای دلهره آور و مخفی کاریشم کیف میداد و این استفاده از نور برای پازل یا اون مراحل دلهره آورش خفن دراومده.
بجز لنی همه شخصیتهای بازی خوب بودن. هرچقدر این کاراکتر نچسب و مزخرف بود خود سوفیا و فارو عجیب دوست داشتنی بودن. رابطه پدر و دختری بین این 2تا خیلی قشنگ بود برام. فارو شخصیت پردازی و صداپیشگی بازیگرش به حدی خفنه که ای کاش میشد یه dlcی چیزی از خودش ببینیم یه روزی. از اونور به طرز قشنگی داستان افسانه پادشاه مینوس رو وارد همچین بازیی کردن و پای آریادنه و برادرش رو کشیدن وسط که ربطش بدن به کلیت داستان فرنچایز (دیدن دایدالوس و اون اختراعات و دانشش هم این وسط سورپرایز باحالیه اگه کسی پیگیر افسانه های یونانی باشه).
گرافیکم که به عنوان یه بازی AA فک براندازه کامل. هرمرحله بارها و بارها فقط بی حرکت کاراکترو ول میکردم که از مناظر لذت ببرم. تنوع محیط و طراحیشون مخصوصا اون قسمتای مرموز بازی چشم آدمو نوازش میکرد!
امیدوارم ادامه داستان Plague Tale رو ببینیم و بیخیال این فرنچایز نشن. Resonance واقعا زیبا و به یاد موندنیه و اگه گیم پس دارین که هیچی ولی حتی شده ظرفیتی یا توی تخفیف بخرید بازی کنین که هم Asobo یه حمایتی بشه و هم خودتون یه تجربه نابی رو داشته باشین. یه اثر هنری با داستان و شخصیتای تاثیرگذاری که از همچین فرنچایزی کمتر از این انتظار نمیرفت. حسابی چسبید و ارزش وقت گذاشتن وسط شلوغیای این نسل رو کاملا داره!
 
چپتر ۴ رسیدم . بازی فوق العاده هست . بسیار زیبا و دلنشین .

مجسمه های باستانی تو جزیره شبیه مجسمه هما زمان هخامنشیان هست !!! حتی جهره پادشاه اونها شبیه آریایی ها هستش . جالبه

معماهاش رو مخه و یوتیوب لازم یا منطقیه ؟؟؟
 
  • Like
Reactions: prop and Destro
چپتر ۴ رسیدم . بازی فوق العاده هست . بسیار زیبا و دلنشین .

مجسمه های باستانی تو جزیره شبیه مجسمه هما زمان هخامنشیان هست !!! حتی جهره پادشاه اونها شبیه آریایی ها هستش . جالبه

معماهاش رو مخه و یوتیوب لازم یا منطقیه ؟؟؟
منم دیشب رسیدم ۴ .
چپتر ۳ برعکس بقیه نیمه معمایی و کاوش طور بود طولانی هم بود .
 
  • Like
Reactions: prop and Thundersky
بازی رو کاملا پسندیدم. برای من یه شاهکاری هست مثل 2 شماره قبلی.
اسم بازی خیلی خوبه، انتخاب کلمه پژواک دقیقا به کل داستان بازی میاد. وقایعی که تو گذشته اتفاق افتاده و پژواکش به اینده طنین انداز شده.
نقش اصلی بازی که هیچ افتی نسبت به قبل نداشته موسیقی، طراحی هنری و داستان هست.سبک ساختمونها، طبیعت، چیدمان فضا، رنگ و نور برای تعلیق و ترس و امید و ارامش، ظاهر، لباس و.... همه اش رو به خوبی انجام دادن.
درباره موسیقی دوست دارم بازم به ذهن خلاق اولیویر دریوییر اشاره کنم. استفاده از گروه کر Amalgamation که یه گروه 20 نفره زنانه با خواننده سولوی محشرشون واسیلیکی اناستاسیو یه روح احساسی عرفانی اساطیری به بازی داده که دقیقا به تم داستان میاد. حالا بنظرم بهترین قطعه و احساسی ترین قطعه The Depart هست که تو 2 نسخه همراهی با گروه و سولو تنظیم شده، اولیویه دریویر متن اهنگ رو به فرانسوی نوشته و با کمک گروه به یونانی ترجمه شده که شعر واقعا زیبایی هم داره و بنظرم حتما داخل بازی بشنویدش که تاثیر موندگار براتون بزاره.
اینکه میگم تاثیر موندگار چون بعضی از اهنگ ها اینطوری هست که باید تو اون فضاسازی بشنویش که از لحاظ روایت داستانی و احساسی به دل بنشینه و بعدها که به این اهنگ گوش بدی تو یه فلشبک چند ثانیه ای با شنیدنش کاملا تو اون فضا قرار بگیری و عمیقا ازش لذت ببری. مثلا اهنگ ezio's family یا armored prayer برای گرز 2 دقیقا همینطوری هست.
صدای دوتا ساز قدیمی تو موسیقی بازی خیلی خوب قابل توجه هست یکی رباب و اون یکی تنبور. رباب بسته به فرهنگ اون منطقه یا با ارشه یا با مضراب نواخته میشه و صدای بم و نافذی داره و تو ایران خودمون تو موسیقی سنتی مخصوصا تو سیستان و بلوچستان کاربردش زیاده مضرابی نواخته میشه.
اون یکی ساز تنبور، صدای کش دار و طنین انداز و غمگینی داره. تو ایران مضراب میخوره ولی اینجا تو بازی با ارشه نواخته میشه و نتیجه یه صدای کش دار زیبا طنین اندازه هست. حالا شما ببینید انتخاب این دوتا ساز چه پژواک زیبایی ایجاد میکنه و چقدر با اسم و تم بازی هماهنگ هست.

گیمپلی بازی اکثرش معما هست و بنظرم معماهای مناسبی هست نه خیلی سخت و نه خیلی اسون و خود بازی هم راهنما داره. حالا بازم تو این بخش ما با پژواک کار داریم، این دفعه با نور و سایه و پازل هایی که نور در اون پژواک پیدا میکنه و مسیرمون رو باز میکنه. سیستم مبارزات چیز خاصی نیست یعنی فقط کار راه انداز هست که داستان پیش بره.
توی سری AC همیشه یه ترکیبی از اساطیر و تاریخ وجود داره که به خوبی داستان اصلی پیوند میزنه مخصوصا که AC2 تو سری بهتر از همه اینکار رو انجام داده. اینجا هم اینطوریه و بنظرم اگه اطلاعات خوبی(درباره اساطیر یونان که دوستان اشاره کردن) داشته باشید از این خلاقیت لذت میبرید. مثلا همون داستان نخ تو هزارتو اینجا به یه نحو دیگه ای وجود داره که واقعا جالبه.

دوست دارم تو ادامه این سری بیخیال بخش های اکشن و این چیزها بشه. بخش هایی که بازی مرموز و حالت ترسناک میگیره به خودش خیلی بهتر هست و جا داره که از این مرحله هم پیشرفت کنه و اون غم و زشتی و ترسی که خلق کردن ارزش داره که بیشتر بهش پرداخته بشه. زشتی به خودی خود میتونه شکلی از زیبایی باشه اگه به درستی ارائه بشه. مثلا مفهومهایی مثل مرگ، تعفن، کثیفی، وحشت و... میتونند سوژه های خوبی باشند و بنظرم این استودیو تو هر 3 تا کارش تو این مساله عالی عمل کرده. مثلا یه فضای کپک زده یا دیدن استخوان های به جا مونده حس جالبی نمیده ولی اگه ترکیب بندی تصویر، موسیقی و نور و... درست باشند حس دیگه مثل تراژدی یا عظمت میده. حالا بنظرم طراحی هنری کلی سری همین تعالی از طریق رنج هست که تو همه فاکتورها خودشو نشون میده. یه وقتی هست زشتی رو میشه نرم تر ارائه داد مثل یه اسکلت کارتونی بامزه. یه وقتی هم هست زشتی رو با تمام جزییات خشن و واقعیش میشه نشون داد. حالا یه وقتی هست با دقت تو نور و رنگ و ترکیبش با مسائل دیگه مثل موسیقی به یه چیز دیگه ای تبدیل میشه ترسناک ولی باشکوه هست مثل همین بازی. این سبک رو Zdzisław Beksiński تو نقاشیهاش عالی پیاده میکنه و جالبه که اثار ایشون الهام بخش تیم هنری بازی بودن ولی تفاوتش این هست که نقاشیها حال و هوای رویاگونه دارند، تو این بازی این وحشت و پوسیدگی تو بستر تاریخ و مذهب و اساطیر پیاده میشه و اون حس زشتی باشکوه خیلی عجیب میچسبه.

این سری بنظرم پتانسیل نسخه های فرعی بیشتری رو داره. چیزی که من دوست داشتم ببینم یه اسپین اف از داستان باسیلیوس و آلیا بود که تو نسخه دوم بهش اشاره میشه. فکرشو نمیکردم برای سوفیا همچین پیش زمینه اساسی وجود داشته باشه که 2 نسخه اصلی بازی و مخصوصا پایان بندیش رو به این زیبایی توجیه کنه.
 
یه حوریه انگاری که همه عرق کرده باشن :D
رو خیلی از بازیا تاثیر خوب زیادی داشته...

یکی از مشکلاتش که فکر کنم در نسخه های آینده برطرف بشه... این دنبال کردن مردمک چشم کاراکتر هاست... این باعث می شه وقتی dlss5 رو فعال می کنی... انگار تو یک گفتگو رو در روی دو کاراکتر اینا مستقیم به چهره همدیگه نگاه نمی کنن!!!!

قطعا جای کار بسیاری داره... اما آینده روشن است!
 
رو خیلی از بازیا تاثیر خوب زیادی داشته...

یکی از مشکلاتش که فکر کنم در نسخه های آینده برطرف بشه... این دنبال کردن مردمک چشم کاراکتر هاست... این باعث می شه وقتی dlss5 رو فعال می کنی... انگار تو یک گفتگو رو در روی دو کاراکتر اینا مستقیم به چهره همدیگه نگاه نمی کنن!!!!

قطعا جای کار بسیاری داره... اما آینده روشن است!
مخصوصا آینده بازیهای ورزشی/انگیزشی :D
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or