Resident Evil ( یا در اصل Biohazard در ژاپن ، که バイオハザード, Baiohazādo خونده میشه ) ، تثبیت کننده سبک survival horror ( که هنوز هم خیلیها به رسمیت نمیشناسنش ) هست ، در واقع اولین بازی که این سبک رو معرفی کرد ، Alone In The Dark بود ، Resident Evil از روی بازیی به اسم Sweet Home ساخته شده بود که همون حال و هوا رو داشت ... Shinji Mikami خالق این سری و طراح تمام شخصیتهای بازی بود ... که بعدا همه رو معرفی میکنم ... تا الان ، بازی 13 نسخه داشته و بیش از 30 میلیون نسخه از اون بصورت ثبت شده تا فوریه 2006 به فروش رفته ...
Title
Release Year
Main Platform
Ports/Remakes
Resident Evil
1996
PlayStation
PC, Sega Saturn, GameCube, Mobile Phone, Nintendo DS
Resident Evil 2
1998
PlayStation
PC, Game.com, Nintendo 64, Dreamcast, GameCube
Resident Evil 3: Nemesis
1999
PC, Dreamcast, GameCube
Resident Evil 4
2005
GameCube
PC, Wii, PlayStation2, Mobile Phone-Japan only
Resident Evil 5
TBA
Xbox 360 , PS3 , Lead Platform TBA
نسخه های فرعی ، Side Story ـهای بازی رو بعدا بهشون میرسیم ، خصوصا نسخه Umbrella Chronicles
Warning ! Spoilers Ahead !
Biohazard ( نسخه اول ) در حومه راکون سیتی اتفاق افتاد ، اما قبلش بهتره بریم به یه مقدار دورتر ، زمانی نامعلوم ، و مقداری به مرموز ترین شخصیت سری بازی ، Ozwell E. Spencer
بپردازیم ...
Spencer یکی از مهمترین شخصیتها ، و در عین حال مرموزترین آنها در سری بازیه ... و تابحال هیچ صدای ، یا تصویر و حضور فیزیکی دربازی نداشته ... البته به عقیده یک عده ، در نسخه Umbrella Chronicles در سناریوی Death Door ، در سکانسی کوتاه ، به شکلی عجیب و نامشخص در Ending مرحله دیده میشود. اسپنسر یکی از مهمترین بنیان گذاران شرکت Umbrella بود و مطمئنا در نسخه های آتی حضور پررنگ تری خواهد داشت.
دکتر ادوارد اشفورد ، دکتر جیمز مارکوس و لرد اسپنسر بعد از دوران کالج یک شرکت خصوصی کوچک تاسیس میکنند و به مطالعه روی ویروسهای مختلف و آزمایشات بیولوژیکی مشغول میشوند. با مطالعه روی Ebola virus اونها تصمیم میگرند که یک درمان برای بیماریهای ویروسی پیدا کنند ولی بعدا متوجه میشن که میتونن این ویروس رو طوری تغییر بدن که میزبان ، بعد از مرگ هم به حیات خودش ادامه بده ...
Progenitor virus یا Mother Virus ، در تاریخ 4 دسامبر سال 1967 توسط لرد اسپنسر ، دکتر مارکوس و دکتر اشفورد کشف میشه. این ویروس تا حدودی قابلیت مورد نظر اونها رو داشت ، اشفورد میخواست از ویروس برای خدمات درمانی استفاده کنه اما اسپنسر و مارکوس برای ساخت سلاح های بیولوژیکی و مخالفت اشفورد تا زمان مرگش ادامه داشت ، بعد از مرگ اشفورد ، بلافاصله Spencer ریاست کل Umbrella ( که حالا تبدیل به شرکت نسبتا بزرگی شده و علاوه بر خدمات درمانی ، دارویی ، بطور مخفیانه روی پروژه ها بیولوژیکی کار میکنه ) رو به عهده میگیره ، ناگفته نباشه که ارتباط آمبرلا با ارتش و دولت ایالت متحده انکار ناپذیر نیست که بعدا براتون توضیح میدم.
دکتر مارکوس به ریاست Research and Development میرسه و مشغول ادامه پروژه میشه تا اینکه بالاخره Tyrant virus در تاریخ 4 یا 17 دسامبر سال 1978 توسط Dr. Marcus, Albert Wesker and Dr. William Birkin و در آزمایشگاه راکون سیتی متولد میشه.
قابلیت شگفت انگیز این ویروس این بود که میزبان رو ( در صورتی که به هر علتی نمرده باشه ) میکشه ، و ( حتی اگر مرده باشه ) دوباره با یک جریان الکتریکی ضعیف ، مغز و عضلات اون رو به کار میندازه ، متاسفانه این جریان اینقدر قوی نبوده که بتونه موجود هوشمندی بسازه ، بنابراین موجود ساخته شده " Zombie " ، فقط برای رفع نیاز اصلیش ، گرسنگی اقدام میکرده. مرگ این موجودات فقط بوسیله از کار افتاد مغز یا قطع ارتباط اون با شبکه نخاعی و اعضای بدن صورت میگرفته.
Daylight ، تنها واکسن این ویروس ، به دلایل نامعلومی از آزمایشگاه ناپدید میشه.
بعد از این کشف ، اسپنسر دستور ترور دکتر مارکوس رو صادر میکنه و این ماموریت به Albert Wesker و William Birkin محول میشه.
Umbrella Co.
William Birkin
Albert Wesker
Dr. James Marcus بعد از اینکه دوباره متولد میشه ! البته در نسخه Umbrella Chronicles این طرح تغییر کرده ... خیلی هم تغییر کرده ، یعنی اصلا عوض شده
اما قضیه این تولد دوباره ، که باعث شکل گیری حوادث طی بازی میشه ...
جیمز مارکوس مشغول پرورش دادن زالوهایی که به T-Virus آلوده بودن میشه ، بطوری که کم کم نسبت به اونا احساس عطوفت پیدا میکنه ، همینطور زالوهاش ، اونا هم همین حسو نسبت بهش پیدا میکنن
بعد از اینکه بطور کاملا ناگهانی ، کاپیتان وسکر و دکتر بریکین اونو ترور میکنن ، موقع شلیک گلوله ها توسط سربازا ( بله سربازا ، خودشون که نمیان تیر بزنن به یارو
) یکی از محفظه های نگهداری زالوها شکسته میشه ، و یکی از زالوها وارد بدن بی جان مارکوس میشه ... بعد از مدت خیلی زیادی ، مارکوس واکنش بازسازی بدنش صورت میگیره ، اما اینبار به یک موجود زالو مانند تبدیل شده ... و تصمیم میگیره انتقامشو از آمبرلا بگیره ، بنابراین در 8 جولای 1998 ، به یک قطار لوکس آمبرلا که به سمت Spencer Mansion در حال حرکت بوده حمله میکنه ...
درباره این عمارت و ساختش هم باید براتون توضیح بدم چون باز به داستان ربط داره
این حمله باعث پخش شدن ویروس در سطح منطقه و حوالی راکون سیتی میشه ، در تاریخ 11 جولای با توجه به قتلهای متعدد و آمار ناپدید شدگان در سطح بالا ، تیم Bravo ـی گروه S.T.A.R.S ( اینم به موقعش کاملا تشریح میشه ... ) به منطقه اعزام میشه اما موتور هلیکوپتر ( که دستکاری شده و تو نسخه UC بهش میپردازیم .... ) خراب میشه و هلیکوپتر وسط جنگل سقوط میکنه ...
( از اینجا داستان نسخه 0 بازی ، که جزو داستان های فرعی دسته بندی میشه شروع میشه )
ربکا چمبرز Rebbecca Chambers جوانترین عضو گروه S.T.A.R.S ، که به تازگی عضو گروه شده و پزشکیار تیمه پروتاگونیست این جریانه. اول از همه بهتره شخصیتهای گروه S.T.A.R.S چه تیم آلفا ، چه تیم براوو رو کاملا براتون معرفی کنم !
Chris Redfield
از بهترین اعضای گروه ... Handsome , Smart
بعد از اخراج از نیروی هوایی به S.T.A.R.S پیوست و به سرعت ترقی کرد ، بعنوان برنده مسابقات تیراندازی ایالتی انتخاب شد و بعدها با جیل ولنتاین نامزد شد ( همون GF خودمونه بابا
عـشـقـولـانـه
:biggrin1: )
Jill Valentine
سریع ، باهوش و خونسرد ...
بعد از عضویت در اداره پلیس به S.T.A.R.S پیوست ، از دوستان قدیمی دیگر عضو گروه ، Barry Burton ، بخاطر مهارتش در باز کردن قفل ، بهش استاد باز کردن قفل هم میگفتن ...
پ.ن : یک جمله در نسخه اول هست که بری به جیل میگه : جیل ، بیا این سنجاق قفلی رو بگیر ، خوبه که استاد باز کردن قفلها اینو همراش داشته باشه ، که این دیالوگ تا سالها بعنوان خزترین دیالوگ تاریخ بازیهای رایانه ای معروف بود ...
Barry Burton
فن های بازی به ایشون خیلی علاقه دارن و همیشه از این شاکین که چرا دیگه تو بازیها حضور نداره ....

بری یکی از اعضای قدیمی گروهـه که از دوستای صمیمی جیل محسوب میشه ، بری در ابتدای بازی خیلی خوبه ، خیلی کلاس داره ، اما بعدا مشکوک میشه ، طوری که در جایی از بازی مشخص میشه که وسکر با تهدید کردن اون برای کشتن اعضای خانوادش ، ازش کمک میگیره ... در طول بازی این دست جیل ( گیمر) ـه که تصمیم بگیره بری لیاقت اعتماد کردن رو داره یا نه ، اگه آره که هیچی ، اگه نه بری میمیره ...
در پایان نسخه سوم هم بری به کمک جیل میاد تا اشتباهش رو جبران کنه و اونو از شهر نجات میده ...
Joseph Frost
اولین نفری که در طول بازی توسط Cerberus ـها کشته میشه ، جوزف در واقع بشدت ضعیف عمل میکنه و زرتی میمیره
دربارش میشه گفت که آدم مهربون و خونگرمی بوده ولی نمیتونسته تو شرایط سخت خودشو کنترل کنه که خوب ، میمیره دیگه ....
This Is Resident Evil , Cowards Cannot Survive !
Brad Vickers
از جوزف ترسو تر ! با دیدن صحنه مرگ جوزف میترسه و فرار میکنه ، کلا همیشه همینجوری بوده و به Chickenheart معروف بوده ... ولی در آخر بازی به کمک دوستانش میاد و اونا رو نجات میده ...
در نسخه سوم جیل با اون درحالی که بشدت زخمی بوده روبرو میشه ، برد دائما درباره "اون" صحبت میکنه و در آخر هم توسط "اون" یا همون Nemesis کشته میشه ...
در نسخه دوم با یه نسخه زامبی شده از اون روبرو میشیم که کشتنش باعث دستیابی به یه کلید میشه که لباسهای مخفی رو آزاد میکنه ... ماجرای مرگش هم که بالا توضیح دادم !
خب دیگه حوصله نوشتن ندارم ، بقیش رو بعدا آپ میکنم ...
( حقیقتش اینه که یادم نیست چه بلایی سر ریچارد میاد دقیقا ، یعنی یادم هست ، نمیدونم کدوم مال کدوم نسخه بود ، آخه در طول نسخه های مختلف بازی ، سرنوشتش فرق میکنه
بنابراین بقیش باشه برای بعدا ، شاید همین امشب آپ کردم
)
با تشکر از احمد عزیز
اون تاپیک UC که بعلت No Comment ـینگ
رها شد ، این یکی رو ببینم چه میکنم 
Title
Release Year
Main Platform
Ports/Remakes
Resident Evil
1996
PlayStation
PC, Sega Saturn, GameCube, Mobile Phone, Nintendo DS
Resident Evil 2
1998
PlayStation
PC, Game.com, Nintendo 64, Dreamcast, GameCube
Resident Evil 3: Nemesis
1999
PC, Dreamcast, GameCube
Resident Evil 4
2005
GameCube
PC, Wii, PlayStation2, Mobile Phone-Japan only
Resident Evil 5
TBA
Xbox 360 , PS3 , Lead Platform TBA
نسخه های فرعی ، Side Story ـهای بازی رو بعدا بهشون میرسیم ، خصوصا نسخه Umbrella Chronicles
Warning ! Spoilers Ahead !
Biohazard ( نسخه اول ) در حومه راکون سیتی اتفاق افتاد ، اما قبلش بهتره بریم به یه مقدار دورتر ، زمانی نامعلوم ، و مقداری به مرموز ترین شخصیت سری بازی ، Ozwell E. Spencer
بپردازیم ...
Spencer یکی از مهمترین شخصیتها ، و در عین حال مرموزترین آنها در سری بازیه ... و تابحال هیچ صدای ، یا تصویر و حضور فیزیکی دربازی نداشته ... البته به عقیده یک عده ، در نسخه Umbrella Chronicles در سناریوی Death Door ، در سکانسی کوتاه ، به شکلی عجیب و نامشخص در Ending مرحله دیده میشود. اسپنسر یکی از مهمترین بنیان گذاران شرکت Umbrella بود و مطمئنا در نسخه های آتی حضور پررنگ تری خواهد داشت.
دکتر ادوارد اشفورد ، دکتر جیمز مارکوس و لرد اسپنسر بعد از دوران کالج یک شرکت خصوصی کوچک تاسیس میکنند و به مطالعه روی ویروسهای مختلف و آزمایشات بیولوژیکی مشغول میشوند. با مطالعه روی Ebola virus اونها تصمیم میگرند که یک درمان برای بیماریهای ویروسی پیدا کنند ولی بعدا متوجه میشن که میتونن این ویروس رو طوری تغییر بدن که میزبان ، بعد از مرگ هم به حیات خودش ادامه بده ...
Progenitor virus یا Mother Virus ، در تاریخ 4 دسامبر سال 1967 توسط لرد اسپنسر ، دکتر مارکوس و دکتر اشفورد کشف میشه. این ویروس تا حدودی قابلیت مورد نظر اونها رو داشت ، اشفورد میخواست از ویروس برای خدمات درمانی استفاده کنه اما اسپنسر و مارکوس برای ساخت سلاح های بیولوژیکی و مخالفت اشفورد تا زمان مرگش ادامه داشت ، بعد از مرگ اشفورد ، بلافاصله Spencer ریاست کل Umbrella ( که حالا تبدیل به شرکت نسبتا بزرگی شده و علاوه بر خدمات درمانی ، دارویی ، بطور مخفیانه روی پروژه ها بیولوژیکی کار میکنه ) رو به عهده میگیره ، ناگفته نباشه که ارتباط آمبرلا با ارتش و دولت ایالت متحده انکار ناپذیر نیست که بعدا براتون توضیح میدم.
دکتر مارکوس به ریاست Research and Development میرسه و مشغول ادامه پروژه میشه تا اینکه بالاخره Tyrant virus در تاریخ 4 یا 17 دسامبر سال 1978 توسط Dr. Marcus, Albert Wesker and Dr. William Birkin و در آزمایشگاه راکون سیتی متولد میشه.
قابلیت شگفت انگیز این ویروس این بود که میزبان رو ( در صورتی که به هر علتی نمرده باشه ) میکشه ، و ( حتی اگر مرده باشه ) دوباره با یک جریان الکتریکی ضعیف ، مغز و عضلات اون رو به کار میندازه ، متاسفانه این جریان اینقدر قوی نبوده که بتونه موجود هوشمندی بسازه ، بنابراین موجود ساخته شده " Zombie " ، فقط برای رفع نیاز اصلیش ، گرسنگی اقدام میکرده. مرگ این موجودات فقط بوسیله از کار افتاد مغز یا قطع ارتباط اون با شبکه نخاعی و اعضای بدن صورت میگرفته.
Daylight ، تنها واکسن این ویروس ، به دلایل نامعلومی از آزمایشگاه ناپدید میشه.
بعد از این کشف ، اسپنسر دستور ترور دکتر مارکوس رو صادر میکنه و این ماموریت به Albert Wesker و William Birkin محول میشه.
Umbrella Co.
William Birkin
Albert Wesker
Dr. James Marcus بعد از اینکه دوباره متولد میشه ! البته در نسخه Umbrella Chronicles این طرح تغییر کرده ... خیلی هم تغییر کرده ، یعنی اصلا عوض شده
جیمز مارکوس مشغول پرورش دادن زالوهایی که به T-Virus آلوده بودن میشه ، بطوری که کم کم نسبت به اونا احساس عطوفت پیدا میکنه ، همینطور زالوهاش ، اونا هم همین حسو نسبت بهش پیدا میکنن
بعد از اینکه بطور کاملا ناگهانی ، کاپیتان وسکر و دکتر بریکین اونو ترور میکنن ، موقع شلیک گلوله ها توسط سربازا ( بله سربازا ، خودشون که نمیان تیر بزنن به یارو
درباره این عمارت و ساختش هم باید براتون توضیح بدم چون باز به داستان ربط داره
این حمله باعث پخش شدن ویروس در سطح منطقه و حوالی راکون سیتی میشه ، در تاریخ 11 جولای با توجه به قتلهای متعدد و آمار ناپدید شدگان در سطح بالا ، تیم Bravo ـی گروه S.T.A.R.S ( اینم به موقعش کاملا تشریح میشه ... ) به منطقه اعزام میشه اما موتور هلیکوپتر ( که دستکاری شده و تو نسخه UC بهش میپردازیم .... ) خراب میشه و هلیکوپتر وسط جنگل سقوط میکنه ...
( از اینجا داستان نسخه 0 بازی ، که جزو داستان های فرعی دسته بندی میشه شروع میشه )
ربکا چمبرز Rebbecca Chambers جوانترین عضو گروه S.T.A.R.S ، که به تازگی عضو گروه شده و پزشکیار تیمه پروتاگونیست این جریانه. اول از همه بهتره شخصیتهای گروه S.T.A.R.S چه تیم آلفا ، چه تیم براوو رو کاملا براتون معرفی کنم !
Chris Redfield
از بهترین اعضای گروه ... Handsome , Smart
:biggrin1: )Jill Valentine
سریع ، باهوش و خونسرد ...
بعد از عضویت در اداره پلیس به S.T.A.R.S پیوست ، از دوستان قدیمی دیگر عضو گروه ، Barry Burton ، بخاطر مهارتش در باز کردن قفل ، بهش استاد باز کردن قفل هم میگفتن ...
پ.ن : یک جمله در نسخه اول هست که بری به جیل میگه : جیل ، بیا این سنجاق قفلی رو بگیر ، خوبه که استاد باز کردن قفلها اینو همراش داشته باشه ، که این دیالوگ تا سالها بعنوان خزترین دیالوگ تاریخ بازیهای رایانه ای معروف بود ...
Barry Burton
فن های بازی به ایشون خیلی علاقه دارن و همیشه از این شاکین که چرا دیگه تو بازیها حضور نداره ....
بری یکی از اعضای قدیمی گروهـه که از دوستای صمیمی جیل محسوب میشه ، بری در ابتدای بازی خیلی خوبه ، خیلی کلاس داره ، اما بعدا مشکوک میشه ، طوری که در جایی از بازی مشخص میشه که وسکر با تهدید کردن اون برای کشتن اعضای خانوادش ، ازش کمک میگیره ... در طول بازی این دست جیل ( گیمر) ـه که تصمیم بگیره بری لیاقت اعتماد کردن رو داره یا نه ، اگه آره که هیچی ، اگه نه بری میمیره ...
در پایان نسخه سوم هم بری به کمک جیل میاد تا اشتباهش رو جبران کنه و اونو از شهر نجات میده ...
Joseph Frost
اولین نفری که در طول بازی توسط Cerberus ـها کشته میشه ، جوزف در واقع بشدت ضعیف عمل میکنه و زرتی میمیره
This Is Resident Evil , Cowards Cannot Survive !
Brad Vickers
از جوزف ترسو تر ! با دیدن صحنه مرگ جوزف میترسه و فرار میکنه ، کلا همیشه همینجوری بوده و به Chickenheart معروف بوده ... ولی در آخر بازی به کمک دوستانش میاد و اونا رو نجات میده ...
در نسخه سوم جیل با اون درحالی که بشدت زخمی بوده روبرو میشه ، برد دائما درباره "اون" صحبت میکنه و در آخر هم توسط "اون" یا همون Nemesis کشته میشه ...
در نسخه دوم با یه نسخه زامبی شده از اون روبرو میشیم که کشتنش باعث دستیابی به یه کلید میشه که لباسهای مخفی رو آزاد میکنه ... ماجرای مرگش هم که بالا توضیح دادم !
خب دیگه حوصله نوشتن ندارم ، بقیش رو بعدا آپ میکنم ...
( حقیقتش اینه که یادم نیست چه بلایی سر ریچارد میاد دقیقا ، یعنی یادم هست ، نمیدونم کدوم مال کدوم نسخه بود ، آخه در طول نسخه های مختلف بازی ، سرنوشتش فرق میکنه
با تشکر از احمد عزیز
اون تاپیک UC که بعلت No Comment ـینگ

)
من هیچوقت نفهمیدم چجوری تونست از پنجره بیاد تو !
)