نیو یورک پوشیده از برف، سرد و ساکت ، البته عاری از هرگونه صدای خوشایند و مملو از صدای گوش خراش گلوله ها و آژیر پلیس که همیشه در گوش شخصیت غم زده و تنهای بازی پیچیده و بخصوص موسیقی متن شاهکار ، تاثیر گذار و غمناک ، بدون شک هر بازیبازی را یاد اور "مکس پین" شخصیت فراموش نشدنی بازی های رایانه ای می شود.
به شخصه تا کنون از خبر ساخته شدن هیچ فیلمی به اندازه "مکس پین" هیجان زده نشده بودم و بی شک بسیاری دیگر نیز با شنیدن این خبر از تصور شخصیت محبوب و به یاد ماندنی خود بر روی پرده نقره ای به وجد آمدند. عکس ها و تریلر های منتشر شده از فیلم و مشاهده موجوداتی شیطانی و بالدار این باور را در بازیبازان و طرفداران "مکس پین" بوجود آورد که به جای داستان حقیقی با یک روند تخیلی رو به رو خواهند شد.
باید گفت خوشبختانه داستان تخیلی نشده اما تغییراتی را نیز در ان شاهد هستیم. عده ای از منتقدان فیلم که طبق گفته خودشان اطلاع چندانی از بازی نداشته و آن را تجربه نکرده بودند این تغییر و تحول داستان را خیلی بیشتر از آنچه حقیقت داشت جلوه داده بودند. داستان فیلم نیز همانند بازی کشته شدن همسر و فرزند یک کاراگاه بخش "پرونده های راکد" یا Cold Case است که پرونده قتل خانواده او به صورت مرموزی پی گیری نشده و او پس از دیدن کوتاهی از دیگر نیرو های پلیس، خودش با روش شخصی خود - همانطور که می توانید حدس بزنید خشونت بیشتر از حد مجازپلیس - قدم در راه کشف این معما می گذارد.
او که مدت ها بدنبال سرنخی برای یافتن قاتلان خانواده خود بوده، به صورت اتفاقی در یک کلوپ شبانه ، عده ای را در حال مصرف نوع خاصی از مواد مخدر می بیند که علامت روی دست آن ها با علامت روی مچ دست کسانی که خانواده اش را کشته بودند، یکی است. او در طی این جست و جو با دختری به نام "کانیس" آشنا می شود. "کانیس" عضوی از یک گروه گانگستری روسی است که خواهر خود را به دلیل مرموزی از دست داده و او نیز به نوعی شکی قریب به یقین نسبت به همان گروه مصرف کننده مواد مخدر و همان خالکوبی پیدا کرده است.
این دو پس از اندکی جست و جو در می یابند که افراد با نوشیدن آن ماده خاص ، تصاویری توهمی از شیطان های بالدار می بینند که به سمت آن ها آمده و از پا درشان می آورند. نکته ای که ابتدای مقاله نیز به ان اشاره شد ناشی از عدم اطلاع عده ای از منتقدان از این بخش از بازی است که شاید خیلیاز شما نیز به خاطر نداشته باشید.
در بازی و پس از از پای در آوردن دشمنان هنگامی که به تجهیزات و تلویزون ها و مطالب دور و اطراف آن ها به دقت نگاه کنید ، شاهد فیلم هایی فوق العاده خشن و مشروبات الکلی خواهید بود که از پخش بودن فیلم ها در بین تمام افراد دشمن در خواهید یافت که این فیلم ها به صورت سازمان دهی شده بین آن ها پخش شده است. همچنین لباس عده ای نیز که در همان صحنه اول بازی می بینید چیزی شبیه به یک یونیفرم تیمارستان یا چنین چیزی است و سر تمام انان نیز از ته تراشیده شده. تمام این عناصر موجود در بازی که عده نسبتا زیادی از منتقدان سینمایی توجهی بدان نکرده اند نشانگر وجود اختلالات روانی شازمان دهی شده و عمدی در بین افراد دشمن است.
سازندگان فیلم "مکس پین" نیز کاملا این موضوع را با آگاهی در نظر داشته و تنها تغییری که در آن بوجود آورده اند ، اندگی بزرگنمایی و پر و بال دهی به همین موضوع می باشد که طبع سینما کاملا آن را ایجاب می کند. یک کپی تام از روی بازی هرگز نمی توانست جذاب باشد و اگر قرار بود چنین کاری انجام شود ، دیگر چه نیازی به کارگردانی و فیلم نامه نویسی بود !همینطوریکی از منتقدان این فیلم، پس از اندکی توضیح راجع به ابتدای داستان فیلم، در مورد آن چنین گفت : (( در واقع این تنها حقایقی است که از این تغییر (بازی به فیلم) جان سالم به در برده است. من شاید فقط دو مرحله از بازی را انجام داده باشم اما مطمئنم که داستان اینگونه پیش نرفت. )) و تمام نکاتی که در پاراگراف بالا به آن اشاره کردیم، در اواسط رو به پایان بازی رخ می دهد ! حتی اگر اندکی منطقی و از دید یک بازیباز با سابقه نگاه کنید متوجه آن خواهید شد که با بازی کردن دو مرحله از بازیهمانند "مکس پین" هرگز نمی توان داستان آن را به طور کامل فهمید و به همین دلیل نیز نمی توان بیهوده از آن انتقاد کرد.
"مارک والبرگ" بازیگر نقش اول به جذابیت فیلم کمک زیادی کرده است . شاید این بازیگر به اندازه دیگر بازیگران بزرگ هالیوودی مشهور نباشد ، اما باید گفت خود این موضوع یکی از دلایل مناسب بودن "مارک والبرگ" برای نقش "مکس پین" است چرا که باعث می شود به نوعی این فیلم خود را بدیع و چیزی جدا از سایر فیلم ها نشان دهد. این بدان معنا نیست که هر فیلمی با آوردن بازیگری غیر معروف می تواند موفقیت و محبوبیت کسب کند ، در حقیقت جدا کردن این فیلم از فیلم های روزمره سینمای امریکا -که در اکثر آن ها چهره هایی معروف ظاهر می شوند - به این منظور است تا نشان داده شود ، این یک فیلم برگرفته از بازی رایانه ای می باشد و از دید بازیبازان ، چیزی جدا از دیگر فیلم ها.
اکثر منتقدان سینمایی از نظر انتخاب بازیگر نیز فیلم را متهم کرده بودند اما کافیست یک بار دیگر نگاهی به عکس روی جعبه ی نسخه اول بازی "مکس پین" بیاندازید ، درست همان زمانی که این اتفاقات برای وی رخ داده بود. ممکن است از لحاظ اجزای چهره تقاوت هایی احساس شود اما با اندکی دقت در میمیک صورت و بخصوص ابروهای در هم کشیده شخصیت بازی و سپس نگاه کردن به چهره "مارک والبرگ" شباهت بسیار زیادی را از این نظر شاهد خواهید بود.
در حقیقت کار خوب کارگردان این فیلم آن بوده که اندکی به دور از روزمرگی های سینمایی و بیشتر برای جلب توجه کسانی فیلم را ساخته است که بازی را با دقت انجام داده اند و تمام نکات ریز و درشت بازی را به خاطر دارند. این فیلم می توانست به راحتیصحنه های اکشن زیادی را در خود جلوه دهد تا نظر بینندگان صرفا سینمایی را بیشتر به خود جلب نماید. اما باید گفت بازی "مکس پین" یک بازی کوتاه بود -بخصوص نسخه ی دوم- که بخش نه چندان کوچکی از آن نیز مربوط به رویاهای شخصیت بازی و میان پرده های منحصر به فرد آن می شد و در واقع حتی در مورد بازی نیز با یک بازی اکشن تنها مواجه نبودیم بلکه سبک بازی "مکس پین" را نیز می توان اکشن-دراماتیک نامید. درست است که چنین سبکی در بین سبک های بازی های رایانه ای دیده نمی شود اما چه کسی می تواند بگوید که "مکس پین" فقط و فقط اکشن بود و داستان آن نقش مهمی در ماندگاری آن در ذهن ها ایفا نکرده است؟
به نظر ما و شاید بسیاری دیگر از بازیبازان چنین فیلمی و در واقع چنین برداشتی از یک بازی برای ساخت فیلم آن ، کاملا مناسب و مطابق با طبع یک بازیباز به شمار می رود. سالانه فیلم های زیادی بر روی پرده های نقره ای در آمریکا اکران می شود و با وجود اینکه تماشایی هستند اما هرگز باعث نمی شوند که یک بازیباز حرفه ای از بازی کردن عنوان مورد علاقه اش بگذرد و به تماشای فیلم بپردازد. ولی به جرات می توان گفت فیلم " مکس پین" بیشتر از هرکس دیگری برای علاقه مندان به بازی های رایانه ای و بازیبازان با سابقه ساخته شده است که واقعا به 1 ساعت و خورده ای بازی نکردن، می ارزد.
حمید فقیهی
به شخصه تا کنون از خبر ساخته شدن هیچ فیلمی به اندازه "مکس پین" هیجان زده نشده بودم و بی شک بسیاری دیگر نیز با شنیدن این خبر از تصور شخصیت محبوب و به یاد ماندنی خود بر روی پرده نقره ای به وجد آمدند. عکس ها و تریلر های منتشر شده از فیلم و مشاهده موجوداتی شیطانی و بالدار این باور را در بازیبازان و طرفداران "مکس پین" بوجود آورد که به جای داستان حقیقی با یک روند تخیلی رو به رو خواهند شد.
باید گفت خوشبختانه داستان تخیلی نشده اما تغییراتی را نیز در ان شاهد هستیم. عده ای از منتقدان فیلم که طبق گفته خودشان اطلاع چندانی از بازی نداشته و آن را تجربه نکرده بودند این تغییر و تحول داستان را خیلی بیشتر از آنچه حقیقت داشت جلوه داده بودند. داستان فیلم نیز همانند بازی کشته شدن همسر و فرزند یک کاراگاه بخش "پرونده های راکد" یا Cold Case است که پرونده قتل خانواده او به صورت مرموزی پی گیری نشده و او پس از دیدن کوتاهی از دیگر نیرو های پلیس، خودش با روش شخصی خود - همانطور که می توانید حدس بزنید خشونت بیشتر از حد مجازپلیس - قدم در راه کشف این معما می گذارد.
او که مدت ها بدنبال سرنخی برای یافتن قاتلان خانواده خود بوده، به صورت اتفاقی در یک کلوپ شبانه ، عده ای را در حال مصرف نوع خاصی از مواد مخدر می بیند که علامت روی دست آن ها با علامت روی مچ دست کسانی که خانواده اش را کشته بودند، یکی است. او در طی این جست و جو با دختری به نام "کانیس" آشنا می شود. "کانیس" عضوی از یک گروه گانگستری روسی است که خواهر خود را به دلیل مرموزی از دست داده و او نیز به نوعی شکی قریب به یقین نسبت به همان گروه مصرف کننده مواد مخدر و همان خالکوبی پیدا کرده است.
این دو پس از اندکی جست و جو در می یابند که افراد با نوشیدن آن ماده خاص ، تصاویری توهمی از شیطان های بالدار می بینند که به سمت آن ها آمده و از پا درشان می آورند. نکته ای که ابتدای مقاله نیز به ان اشاره شد ناشی از عدم اطلاع عده ای از منتقدان از این بخش از بازی است که شاید خیلیاز شما نیز به خاطر نداشته باشید.
در بازی و پس از از پای در آوردن دشمنان هنگامی که به تجهیزات و تلویزون ها و مطالب دور و اطراف آن ها به دقت نگاه کنید ، شاهد فیلم هایی فوق العاده خشن و مشروبات الکلی خواهید بود که از پخش بودن فیلم ها در بین تمام افراد دشمن در خواهید یافت که این فیلم ها به صورت سازمان دهی شده بین آن ها پخش شده است. همچنین لباس عده ای نیز که در همان صحنه اول بازی می بینید چیزی شبیه به یک یونیفرم تیمارستان یا چنین چیزی است و سر تمام انان نیز از ته تراشیده شده. تمام این عناصر موجود در بازی که عده نسبتا زیادی از منتقدان سینمایی توجهی بدان نکرده اند نشانگر وجود اختلالات روانی شازمان دهی شده و عمدی در بین افراد دشمن است.
سازندگان فیلم "مکس پین" نیز کاملا این موضوع را با آگاهی در نظر داشته و تنها تغییری که در آن بوجود آورده اند ، اندگی بزرگنمایی و پر و بال دهی به همین موضوع می باشد که طبع سینما کاملا آن را ایجاب می کند. یک کپی تام از روی بازی هرگز نمی توانست جذاب باشد و اگر قرار بود چنین کاری انجام شود ، دیگر چه نیازی به کارگردانی و فیلم نامه نویسی بود !همینطوریکی از منتقدان این فیلم، پس از اندکی توضیح راجع به ابتدای داستان فیلم، در مورد آن چنین گفت : (( در واقع این تنها حقایقی است که از این تغییر (بازی به فیلم) جان سالم به در برده است. من شاید فقط دو مرحله از بازی را انجام داده باشم اما مطمئنم که داستان اینگونه پیش نرفت. )) و تمام نکاتی که در پاراگراف بالا به آن اشاره کردیم، در اواسط رو به پایان بازی رخ می دهد ! حتی اگر اندکی منطقی و از دید یک بازیباز با سابقه نگاه کنید متوجه آن خواهید شد که با بازی کردن دو مرحله از بازیهمانند "مکس پین" هرگز نمی توان داستان آن را به طور کامل فهمید و به همین دلیل نیز نمی توان بیهوده از آن انتقاد کرد.
"مارک والبرگ" بازیگر نقش اول به جذابیت فیلم کمک زیادی کرده است . شاید این بازیگر به اندازه دیگر بازیگران بزرگ هالیوودی مشهور نباشد ، اما باید گفت خود این موضوع یکی از دلایل مناسب بودن "مارک والبرگ" برای نقش "مکس پین" است چرا که باعث می شود به نوعی این فیلم خود را بدیع و چیزی جدا از سایر فیلم ها نشان دهد. این بدان معنا نیست که هر فیلمی با آوردن بازیگری غیر معروف می تواند موفقیت و محبوبیت کسب کند ، در حقیقت جدا کردن این فیلم از فیلم های روزمره سینمای امریکا -که در اکثر آن ها چهره هایی معروف ظاهر می شوند - به این منظور است تا نشان داده شود ، این یک فیلم برگرفته از بازی رایانه ای می باشد و از دید بازیبازان ، چیزی جدا از دیگر فیلم ها.
اکثر منتقدان سینمایی از نظر انتخاب بازیگر نیز فیلم را متهم کرده بودند اما کافیست یک بار دیگر نگاهی به عکس روی جعبه ی نسخه اول بازی "مکس پین" بیاندازید ، درست همان زمانی که این اتفاقات برای وی رخ داده بود. ممکن است از لحاظ اجزای چهره تقاوت هایی احساس شود اما با اندکی دقت در میمیک صورت و بخصوص ابروهای در هم کشیده شخصیت بازی و سپس نگاه کردن به چهره "مارک والبرگ" شباهت بسیار زیادی را از این نظر شاهد خواهید بود.
در حقیقت کار خوب کارگردان این فیلم آن بوده که اندکی به دور از روزمرگی های سینمایی و بیشتر برای جلب توجه کسانی فیلم را ساخته است که بازی را با دقت انجام داده اند و تمام نکات ریز و درشت بازی را به خاطر دارند. این فیلم می توانست به راحتیصحنه های اکشن زیادی را در خود جلوه دهد تا نظر بینندگان صرفا سینمایی را بیشتر به خود جلب نماید. اما باید گفت بازی "مکس پین" یک بازی کوتاه بود -بخصوص نسخه ی دوم- که بخش نه چندان کوچکی از آن نیز مربوط به رویاهای شخصیت بازی و میان پرده های منحصر به فرد آن می شد و در واقع حتی در مورد بازی نیز با یک بازی اکشن تنها مواجه نبودیم بلکه سبک بازی "مکس پین" را نیز می توان اکشن-دراماتیک نامید. درست است که چنین سبکی در بین سبک های بازی های رایانه ای دیده نمی شود اما چه کسی می تواند بگوید که "مکس پین" فقط و فقط اکشن بود و داستان آن نقش مهمی در ماندگاری آن در ذهن ها ایفا نکرده است؟
به نظر ما و شاید بسیاری دیگر از بازیبازان چنین فیلمی و در واقع چنین برداشتی از یک بازی برای ساخت فیلم آن ، کاملا مناسب و مطابق با طبع یک بازیباز به شمار می رود. سالانه فیلم های زیادی بر روی پرده های نقره ای در آمریکا اکران می شود و با وجود اینکه تماشایی هستند اما هرگز باعث نمی شوند که یک بازیباز حرفه ای از بازی کردن عنوان مورد علاقه اش بگذرد و به تماشای فیلم بپردازد. ولی به جرات می توان گفت فیلم " مکس پین" بیشتر از هرکس دیگری برای علاقه مندان به بازی های رایانه ای و بازیبازان با سابقه ساخته شده است که واقعا به 1 ساعت و خورده ای بازی نکردن، می ارزد.
حمید فقیهی
