I AM Alive
ناشر : Ubisoft
سازنده : Ubisoft Shanghai/Darkworks
سبک : survivors Action/Horror
تاریخ عرضه : 2 مارچ 2012
درجه سنی بازی : 18+
پلتفرم ها : Xbox360/PS3
خوبی ها : انتخاب های دشوار تحت تاثیراتی روانی – مبارزات مبتنی بر سیستم روانی – وجود تنش های مختلف در طول ماموریت ها – عناصر داستانی با بخش ها سینمایی و ماموریت ها ارتباط خوبی دارد – مبارزات خوب ، انجام اقدامات پلتفرمینگ، دو راهی های بسیار
ضعف ها : گرافیک سرد و بی روح
در صنعت بازی های ویدئویی خلق و ابداء ایده های جالب و آخر الزمانی بسیار هیجانی و جالب است. زندگی پس از حوادث طبیعی که جان بسیاری را به خطر انداخته می تواند رویایی برای زنده ماندن را در انسان خلق کند. تلاش برای نجات، به دست آوردن غذا، دستیابی به گلوله برای حفاظت از خود و دیگران در دنیای کمیک ها و فیلم ها بسیار جالب و پر چالش است، ولی زمانی که این ایده وارد دنیا بازی ها می شود با چالش های به مراتب سخت تر و دست و پا گیر تر رو به رو می شود که عوامل شکست و یا پیروزی عناوین مختلف را رقم می زند. یکی از جدیدترین ساخته های شرکت یوبی سافت بازی ( I Am Alive ) است که به تازگی بر روی دو کنسول (PS3/Xbox360) عرضه شده و امتیاز های بسیار متنوع و گاها" بدی از وب سایت های مختلف دریافت کرده است. در این بازی بسیاری از المان های رایج سبک جستوجو و حل معما، مبارزات تن به تن، بالا و پایین رفتن ها ساده جای خود را به چالش هایی می دهند که بسیار حیاتی و مهم هستند.
باید بکشی تا زنده بمانی !!!
یک سال از رویداد های تلخ می گذرد و بسیاری کشته شده اند، به گذشته باز می گردیم تنها چند ساعت از رخ داد اصلی گذشته است. رخ داد اصلی بازی به زلزله تشبیه شده با این وجود چه تفاوتی دارد زلزله و جنگ های داخلی هر دو باعث نابودی تمدنی می شوند و تمام خاطرات گذشته را به کام مرگ می کشانند. با این وجود افراد بسیاری آواره و بی خانمان و عده ای دیگر برای رسیدن به افراد خانواده خود، این افراد دست به اقدامات مختلف می زنند قتل عام، تجاوز، رشادت ، همکاری، همون دوستی همگی در این بازی نقش بسیار بزرگی ایفاء می کنند. در این بین شخصیت اصلی بازی ( آدام) در تلاش برای پیدا کردن اعضا خانواده خود دست به اقدامات مختلف از قتل تا نجات کودکان می زند . او در شهر بسیار بزرگ و تخریب شده ای قرار دارد به شهر ارواح شباهت دارد تا به شهر انسان های متمدن که تا چدن روز پیش از تمدن چندین ساله خود دم می زند. حوادث باعث شده آنها به مجرمین بلفطره تبدیل شوند که حوادث مختلفی را به وجود می آورند. در طول بازی گیمر با مشکلات ریز و درشتی رو به رو می شود، حوادث مختلف روان آشفته آدام را دگرگون تر می کند. همان طور که گفته شد داستان بازی در مورد تلاش آدام برای رسیدن به خانواده گم شده است همین عامل می توانست تا لحظات آخر بازی، گیمر را مجذوب خود کند و کشش لازم بین گیمر و حوادث داستان و سرنوشت آدام را به گونه ای به هم گره بزند که جذابیت بازی را به بهترین شکل ممکن بالا ببرد ولی این امر اتفاق نمی افتد و جواب اصلی در ابتدای بازی به گیمر داده می شود و تنها کششی که برای گیمر باقی می ماند رسیدن به همسر و دختر است که در منقطه ای دیگر حضور دارند. انجام ماموریت ها و برملاء شدن راز های بسیار باعث می شود که گیمر از روایت داستان خسته نشود ، درست است که داستان بازی جواب اصلی را در ابتدا به گیمر می دهد ولی کشش هایی که در طول ماموریت ها به وجود می آید داستان بازی را از خشکی خارج کرده و داستان را بسیار هیجانی تر می کند.روابط و ارتباط هایی که بین گیمر و شخصیت های جانبی (NPC) ها در طول ماجراجویی آدام برقرار می شود بخش دیگری از بازی را شامل می شود که بسیار هیجانی در عین حال همراه با راز های بسیار، گیمر را وارد چالش های جدید می کند. با تمام این توضیحات می توان گفت داستان بازی با وجود اینکه هیجانی ابتدایی خود را از دست می دهد ولی در اواخر گیمر را با ماجراهایی رو به رو می کند که ارزش تکرار بازی از نظر داستانی را بسیار بالا می برد.
قبل از انتشار بازی و همزمان با نمایش های بازی در نمایشگاه های مختلف یوبی سافت سازنده و ناشر بازی تاکید خاصی بر روی گیم پلی بازی و المان های به کار رفته در این بخش داشته و همواره گیم پلی بازی را مهمترین برگ برنده خود در مقابل بازی ها هم سبک می دانست. می توان گفت یوبی سافت در بخش گیم پلی بسیار خوب ظاهر شده و انتظاری که از آنها را داشته ایم برآورده کرده است. گیمر در ابتدا بازی را با کمی جستوجو آغاز می کند و با روال کار، آشنایی مختصری پیدا می کند. آشنایی با، بازی حدود 1 ساعت به طول می انجامد ، این مدت زمان به دلیل رویکرد ها گیم پلی که شامل محتوای بسیاری می شود لازم است که گیمر با تمام آنها آشنا و روال کاری را به صورت صحیح آموزش ببیند .بازی شرایط های مختلفی را برای گیمر به وجود می آورد. از شرایط های جالب و بسیار هیجانی بازی زمانی است که ادام از اسلحه استفاده می کند. از جایی که تعداد گلوله ها در بازی بسیار کم است و می توان گفت کمبود واقعی وجود دارد گیمر از گلوله ها برای مبارزه با دشمنان سرسخت تر استفاده می کند. یکی از ارکان اصلی (I Am Alive) بازی با روح و روان است. چون از گلوله ها کم استفاده می شود گیمر توان این را دارد که اسلحه را به سمت افراد مهاجم بگیرد و آنها را تهدید کند. این تهدید باعث می شود که آنها فکر کنند گیمر قصد شلیک به آنها را دارد در حالی که گیمر چنین قصد و هدفی ندارد و تنها هدف او دور کردن مهاجمین است. در همچنین شرایط است که عنصر اصلی بازی یعنی به بازی کردن روح و روان وارد میدان نبرد می شود و در اکثر مواقع نتیجه بسیاری خوبی هم به ارمغان می آورد و آن هم نجات جان گیمر است. با استفاده از فشار های روانی می توان کاراکتر ها را به انجام اعمالی مجبور کرد که لازمه نجات و زنده ماندن است. به طور مثال می توان افرادی را که به قصد غارت دارایی های آدام به او حمله کرده اند را به سمت پرتگاهی هدایت کرد و با ضربه ای آنها را از پرتگاه به پایین پرت کرد. البته امکان استفاده از وسایل محیطی برای از بین بردن دشمنان وجود دارد و گیمر از آتش و امکانات همانند این برای نابودی دشمنان استفاده می کند. بخش مبارزات و گیم پلی بازی بسیار گسترده است و جزئیات ریز و درشت زیادی را به خود اختصاص داده. به طور مثال زمانی که اسلحه ای در دست ندارید و افرادی که به سمت گیمر حمله ور شده اند دارای انواع سلاح های گرم هستند، با بالا بردن دست و تسلیم در برابر آنها ( در ظاهر) می توان آنها را به سمت خود کشاند و با استفاده از سلاح سرد از آنها پذیرایی کرد. در این حالت ادام با استفاده از سلاح سرد که می تواند خنجر یا انواع مختلف تبر باشد از مهمان های خود پذیرایی کند و با ضربه ای به حساس ترین نقطه از بدن فرد آنها را روانه بازار مرگ کند.
یکی از بخش های گیم پلی مربوط به انجام کار های پلتفرمینگ و بالا رفتن از موانع است. این بخش بسیار جالب و هیجانی انجام شده است و گیمر با چالش های جدیدی رو به رو می شود. بخش هایی که در بازی گیمر می تواند از آنها بالا و پایین رود بسیار جالب طراحی شده و هر از گاهی موانع کاذب باعث می شود که گیمر به صورت خیلی هوشمندانه با مرگ درگیر شود. به طور مثال هنگام بالا رفتن از دیواری تعداد برآمدگی وجود دارد که گیمر با گرفتن آنها می تواند از دیوار بالا برود با این وجود تعدادی از این برآمدگی ها بسیار سست و غیر قابل استفاده هستند که در صورت استفاده از سوی گیمر او را با مرگ رو به رو می کند. یکی از نکات جالب بازی برای طرفداران المان های آشنای بازی در بخش بالا رفتن از موانع است. این بخش بسیار به المان های رایج در سری بازی های فرقه اساسین شباهت دارد و باعث می شود که گیمر اصول اصلی این بخش را به راحتی و خیلی زود فرا بگیرد. البته همین نکته یکی از ضعف های بازی است که برای منتقدین کیس مناسبی برای انتقاد می باشد. در وب سایت های مختلف این عمل سازنده را کپی برداری از عناوین مشابه دانسته اند که بجا بوده و بازیکن هایی که این گبم را انجام داده اند با منتقدین هم نظر خواهند بود. یکی از بخش های هیجانی بازی وقوع حوادث و رویکرد ها مختلف و متنوعیست که اکثر مواقع گیمر را با مشکلات ریز و درشت زیادی رو به رو می کند. مبارزه با دشمنان مختلف با روش هایی که از قبل آموخته شده بسیار چالش برانگیز است، با این وجود بسیاری از عملکرد های آدام زمانی خود نمایی می کند که در شرایط حیاتی و بسیار مهم ما بین بد و بدتر قرار می گیرد. البته این انتخاب ها خط داستانی بازی را به صورت غیر مستقیم تشکیل می دهد و تا حدودی جذابیت بازی را بیشتر و زیبایی آن را مقابل دیدگان بازیکن ها نمایان می کند. یکی از بخش های جالب و مهم بازی ارتباط شخصیت های مختلف در بازی است که می توان گفت یکی از ارکان های اصلی بازی را تشکیل می دهد. در طول بازی شرایطی رخ می دهد که افرادی از آدام درخواست کمک و گلوله می کنند. در این شرایط ادام بین دو انتخاب کمک به درخواست کنندگان و قبول درخواست آنها و یا رد درخواست باید یکی را انتخاب کند. با این وجود اگر آدام درخواستی را قبول کند می تواند ماموریت هایی را که بر اساس درخواست به وجود می آیند را انجام دهد و بر اساس میزان سختی امتیاز برای رسیدن به آپدیت مهارت ها به دست آورد. در یکی از مراحل بازی آدام با دخترکی همراه می شود که مجبور است وی را به مناطق مختلف برساند. از جایی که کودک توان زیادی در جا به جایی ندارد آدام او را کول می کند و با استفاده از توانایی فردی و حس انسان دوستانه او را به مناطق مختلف می رساند.
گرافیک و صداگذاری متوسط ولی زیبا !!
یکی از بخش های جالب بازی گرافیک آن است که بسیار در خور توجه از آب در آمده و محتوای مختلفی را شامل می شود. استفاده از المان های القاء ترس یکی از ارکان طراحی بازی است که سازندگان به خوبی آن را رعایت کرده اند و بسته به محیط بازی از المان های خاصی بهره برده اند. به طور مثال زمانی که در محیط باز قرار داریم با توفان شن رو به رو می شویم که به خودی خود باعث ایجاد استرس می شود، از جایی که دشمنان در این بازی از هوش نسبتا" خوبی برخوردار هستند با استفاده از المان ها محیطی گیمر را مجبور به دفاع می کند و در محیطی که توفان شن وجود دارد و دید به 3 یا 4 متر بیشتر نمی رسد آنها با استفاده از همین ویژگی حملاتی را برای نابودی گیمر در نظر می گیرند و سعی در نابودی وی دارند. همین قابلیت ها در محیط های تاریک شهر و داستان بازی وجود دارد و استفاده از المان ها محیطی نقش مهمی در ترس و ایجاد استراب ایفاء می کند. به طور کل طراحی محیط بازی در سطح خوبی قرار دارد ولی این خوبی بدین معنا نیست که بازی از گرافیک بسیار خوبی برخوردار است و هیچ مشکلی ندارد. طراحی شخصیت اصلی بازی و دیگر شخصیت ها خوب و متناسب با محیط انجام شده ، ولی بافت ها بسیار سرد و غیر زنده هستند و همین عامل باعث می شود بازی از نظر گرافیک بسیار بی روح و خشک به نظر آید. طراحی سلاح ها عالی انجام شده و هر سلاح بسته به کارکرد از طراحی متنوعی برخوردار می باشند .یکی از بخش های خوب طراحی بازی محیط باز و جزئیات زیاد بازی است که واقعا" عالی و خوب انجام شده ، ولی این جزئیات در مقابل دیگر عناوین یوبی سافت بسیار متوسط به نظر می آیند . موزیک و صداگذاری بازی در سطح نسبتا" خوبی قرار دارد . به طوری که در شرایط حساس و حیاتی بسیار عالی و گاهی اوقات کمی ضعیف عمل می کند. با این وجود صداگذاری شخصیت های بازی به خوبی انجام شده است و ایجاد ترس همراه با به کار گیری صدای خیغ و ... باعث می شود حس هیجان و آدرنالین وارد رگ ها شده و ترس و هیجان را در فرد به وجود آورد. بازی بر اساس صحنه ها و ماموریت ها از موزیک متن خاصی بهرمند است ، در شرایط حساس آهنگی با تمی زیبا که هماهنگی خاصی با ماموریت دارد گوش نواز است . یکی از نکات جالب بازی صدای شخصیت هاست که باعث می شود گاهی اوقات حس زندگی را از درون دنیای خیالی حس کنیم. به طور مثال برخی از ماموریت ها باید بصورت پنهانی انجام شود و با کمی سر و صدا دشمنان و مهاجمین از حضور گیمر آگاه می شوند و به او حمله می کند از این رو انجام ماموریت ها با اصول خاص همراه با صداگذاری عالی زمینه ایجاد سکانس ها هیجانی را به وجود می آرود.
در کل بازی (I Am Alive) از آن دسته بازی هایست که بسیار پر سرو صدا و با تبلیغات بسیار عرضه شد. با این وجود بازی از نظر میزان تبلیغات و مانوری هایی که سازنده بر روی بازی داده بود موفق نبوده و با اصولی که مد نظر سازنده بوده مطابقت ندارد. با این وجود بازی مورد نظر از نظر گیم پلی بسیار عالی و در دیگر زمینه ها متوسط است . در نتیجه (I Am Alive ) عنوانیست که ارزش بازی کردن را دارد و نکات مثبت آن به مراتب بیشتر و چشم نواز تر از نکات منفی بازی است.
داستان بازی : 10/7
گیم پلی بازی : 10/8
گرافیک بازی : 10/7.5
صداگذاری بازی : 10/7.5
ارزش تکرار بازی : B
