۱۹ نوامبر ۱۹۹۸، شرکتی نو ظهور به نام Valve اولین بازی خود را منتشر کرد. بازی که ژانر شوتر اول شخص را برای همیشه دستخوش تغییر کرد.
به سختی میتوان در سال ۲۰۲۵ بازی پیدا کرد، که بیش از ۲۶ سال از انتشار آن بگذرد، و مثل Half Life هنوز هم قابل بازی باشد، حتی با وجود گرافیک منسوخ شده و مشکلات فنی متعدد هنگام اجرا روی سیستم های جدید.
داستان با دانشمندی به اسم گوردون فریمن که در حال رفتن به بخش تحقیقات موسسه Black Mesa است، شروع میشود. اما به یک باره همه چیز در طی یک آزمایش به هم میریزد و آزمایش به یک فاجعه تمام عیار تبدیل میشود. موجودات فضایی اکثر افراد داخل بخش تحقیقات را کشته اند. تنها چند دانشمند و تعدادی از نگهبانان زنده ماندند. از این نقطه به بعد هدف تنها یک چیز است، زنده ماندن و خارج شدن از این جهنم!
بازی فاقد میان پرده یا Cutscene و لودینگ به شکل سنتی آن، که یک صفحه مخصوص در حین لودینگ نمایش داده میشود، است. بلکه داستان در دل خود گیمپلی تعریف میشود، و لودینگ نیز در حین بازی و هنگام جا به جایی میان مکان های مختلف صورت میگیرد.
بازی ساختار فصلی یا Chapters، مرحله ای یا Levels را دنبال نمیکند، بلکه بازی بسته به پیشرفت شما از مکانی به مکان دیگر، با اسمی جدید، آن بخش را معرفی میکند.
لباس مخصوص ضد اشعات HEV Suit، قابلیتی که از ابتدا تا انتهای بازی با شما است، و درست قبل از شروع آزمایش آنرا به تن میکنید. شما یک میزانِ جان، و یک میزانِ آرمور دارید. در مکان های مخصوص روی دیوار ها Charger Station، میتوان میزان جان و آرمور را بازگردانی کرد. اما هر یک از این Station ها، ظرفیت مشخصی دارند و پس از استفاده به یک میزان مشخصی به اتمام میرسند.
تا به اینجای کار متوجه میشوید که در گیمپلی با اثری بی رقیب در زمان خود و حتی تا به الان مواجه هستیم که این ویژگی برای تنوع محیط، سلاح ها و دشمن ها نیز صدق میکند، و تا آخر بازی این روند را به خوبی را دنبال میکند. هر چه جلو تر میروید و در بازی پیشروی میکنید، بازی شما را به حال خود رها نمیکند و دائما در حال معرفی ویژگی ها، دشمن ها و مکان های جدید است. بازی دارای ۱۹ تایپ دشمن، ۱۴ اسلحه و ۱۹ مپ مختلف است! در هر بخش از بازی تعادلی از معرفی نوع جدید دشمن و اسلحه به چشم میخورد، که گیمپلی را به یک طلای نایاب تبدیل کرده است. محیط ها، توأم با تنوع، متفاوت و منحصر به فرد نسبت به یکدیگر طراحی شده اند.
ایستگاه های جان، آرمور، مهمات و ... در سر تا سر بازی به خوبی پخش شده است، و هنگامی که بازیکن بیشترین نیاز به آنها را دارد، آنها را درست به موقع پیدا میکند که شایان ذکر است که این لوت ها، در مکان های غیر منطقی، مثل وسط میدان نبرد با دشمنان قرار داده نشده است که خود تاثیر مثبت بسزایی در گیمپلی گذاشته است.
بررسی هوش مصنوعی، صدا، صدا گذاری و گرافیک، شاید الان که نزدیک به ۲۶ سال از انتشار آن میگذر، زیاد منطقی به نظر نرسد. اما در زمان خود هوش مصنوعی قوی ارائه میکرد، به طوری که در درگیری هایی که با اعضای ارتش انجام میشود، آنها شما را دوره کرده و اگر فرار کنید به دنبال شما نارنجک پرتاب میکنند! که برای زمان خود بسیار تحسین برانگیز است. همین رویه نیز برای صدا و گرافیک بازی هم صدق میکند که در مقایسه با بازی های هم نسل خودش نیز سربلند بیرون می آید.
زمان به باگ ها و مشکلات میرسد، باگ هایی که شاید در نگاه اول ناچیز به نظر برسند و اکثرا تجربه بازی را به هم نزنند و Game Breaking نباشند، که تقریبا هم همین طور است، اما در جاهایی بازی را از ریتم خود می اندازد، و کمی اعصاب خرد کن میشود. مثلا استفاده از آسانسور ها، معماهایی که به اشیاء محیطی مثل جعبه نیاز دارند و بالا رفتن از نردبان ها.
گوردون فریمن، شخصیت اصلی بازی که جزو محبوب ترین شخصیت های دنیای بازی ها است، در طول بازی، هیچ حرفی نمیزند، که او را در کنار دیگر شخصیت های محبوب بی کلام دنیای بازی ها قرار میدهد.
دیگر کاراکتر ها که مدل های آنها از ۱۰ تجاوز نمیکند، سراسر بازی کپی شدند که برای بازی ای در سال ۱۹۹۸، نمیتوان زیاد به آن خورده گرفت.
half life در یک کلام انقلابی، لذت بخش و یک شوتر اول شخص تقریبا همه چیز تمام است.
۱۰
(اگه که خیلی نقد خوبی نبود و ایراد زیاد داشت، معذرت میخوام. اولین نقدی بود که مینویسم. خیلی خوشحال میشم اگه مشکلاتش رو بهم بگید)