سهیل اینجوری هم میشه گفت:
به کشتی گرفتن بر آویختند.............زتن خون و خوی را فرو ریختند
بزد دست خشی ، چون پیل مست.........بر آوردش از جای و بنهاد پست(منظور سهیله)
حالا اینجا وصف سهیله:
یکی خنجر آبگون بر کشید................همی خواست از تن شکم را برید:دی
حالا خشی مخواد سهیل رو به قول گفتنی...