یوشیدا میاد رو صحنه و یه ده دقیقه همینجوری حرف میزنه. ملت به هم دیگه نگاه کنن. بعضیا کله شون رو میخارونن بعضیا هم خوابشون میگیره.همه دارن به هم دیگه نگاه میکنن. کاسه صبر ملت داره لبریز میشه که یوشیدا لطف میکنه و از حضور جمع مرخص میشه. کسی هم متوجه نمیشه دقیقا چی داش میگفت. یه چیزی بین ژاپنی و...