گزارش اسم کامل The Elder Scrolls VI مشخص شد . رونمایی رسمی ماه دیگه

من اسکایریم و فالوتا جز بهترین بازیا عمرمه اما با اینکه 60-70 ساعت پا استارفیلد گذاشتم واقعا حس میکنم وقت تلف کردم پاش.

یه سری الماناش مثل داگ فایت فضایی، ساخت سفینه، حمله به سفینه های دیگه و ... برام جذاب بود ولی مواردی که منو عاشق بازیای بتسدا کرده بود اصلا توش وجود نداشت تقریبا!

مثلا همه دیگه میدونن اکثر جذابیت بازیای بتسدا به اینه که یه محیط خیلی باز در اختیارت میزاره که هرکار بخوای توش میتونی انجام بدی!
میری یه کوئست انجام بدی یهو یه دراگون بهت حمله میکنه درگیر اون میشی، یا تو فالوت یهو به یه شهرک متروکه میرسی که چند نفر توش زندگی میکنن متوجه میشی یه داستان دارکی پشت این شهرک و مردمش هست یا تو اسکایریم تو مسیر کوئست یکی میرسه بهت میگه فلان جا فلان اتفاق افتاده نیاز به کمک داریم، بعد میبینی 4 ساعت گذشته دو ساعتش کلا درگیر یک کوئست رندوم دیگه شدی و دو ساعت دیگش داشتی مردمو پیک پاکت میکردی و خونه هاشونو خالی میکردی مثلا :دی میتونستی خونه بخری، زن بگیری بچه به سرپرستی بگیری و ... اصلا بی نهایت بود آپشنا.

اصلا همین آزادی عمل و غرق شدن تو دنیا و وایب بازیاشه که به شاهکار تبدیلشون کرده، رسما خودتو گم میکردی تو دنیاش!
حالا استارفیلد گیم دیزاین بشدت احمقانش این موارد رو کلا غیر ممکن کرده بود! چیزی به اسم اکسپلوریشن به شکل بازیای سنتی بتسدا که وجود نداشت چون یک سره داشتی Fast Travel میکردی بری پیش فلان شخصیت تو فلان سیاره، بعد تو مسیر هم هیچ NPC یا اتفاق جدیدی نمیوفتاد.
صرفا میرسیدی اونجا چهار نفرو میکشتی با طرف حرف میزدی بهت مسیر بعدی کوئست رو میداد دوباره فست ترَول میکردی برمیگشتی تمام! انگار نصف پلی تایمت داشتی از اینور فست ترول میکردی به اونور بدون اینکه اصلا درگیر دنیاش بشی.

خلاصه بنظرم استارفیلد اصلا Representation خوبی از سبک بازیای بتسدا نیست.
مجبور به چنین دیزاینی بودن!... :D یونیورس فضایی انقدر بزرگه که نه فقط بتسدا هیچ استودیویی از پسش برنمیاد بخواد انجام بده.

حالا شاید بعده ها با پیشرفت هوش مصنوعی بتونن چنین یونیورس هایی دربیارن.(اونم باز فقط تا حدودی) ولی پلیر بخواد بین تمام سیاره ها و ستاره های یه کهکشان گشت و گذار کنه؟!:D محاله ممکنه.
 
کلا مقایسه ار پی جی های بتسدا با سی دی از بیخ غلطه
سی دی سعی دریه روایت داستانی و سینماتیک داره و تمرکز بازی رو داستانه

اما بتسدا سعی در اکتشاف محیط و استفاده حداکثری از المان های ار پی جی داره .

یعنی همون تفاوت بین ار پی جی و اکشن ار پی جی.

در حقیقت کارهای سی دی اکشن ادونچرهایی هست که از المانهای ار پی جی هم بطور گسترده استفاده میشه
ولی هیچ الزامی برای تمام کردن داستان با این المانها نیست

اما ستون فقرات بتسدا استفاده حداکثری از المانهای از پی جیه و محورت به اون شکل روایت و شخصیت پردازی نیست.
 
کلا مقایسه ار پی جی های بتسدا با سی دی از بیخ غلطه
سی دی سعی دریه روایت داستانی و سینماتیک داره و تمرکز بازی رو داستانه

اما بتسدا سعی در اکتشاف محیط و استفاده حداکثری از المان های ار پی جی داره .

یعنی همون تفاوت بین ار پی جی و اکشن ار پی جی.

در حقیقت کارهای سی دی اکشن ادونچرهایی هست که از المانهای ار پی جی هم بطور گسترده استفاده میشه
ولی هیچ الزامی برای تمام کردن داستان با این المانها نیست

اما ستون فقرات بتسدا استفاده حداکثری از المانهای از پی جیه و محورت به اون شکل روایت و شخصیت پردازی نیست.
همین روایت‌های مختلف داستانی و ساید کوئست خودش از مهم‌ترین المان‌های rpg هست :دی
درواقع اگه تاریخ rpg رو بازی‌های D&D در نظر بگیریم همیشه یک دانجن مستر بوده داستان تعریف میکرده و شما با انواع و اقسام انتخاب‌های داستانی مواجه میشدی
 
CDPR کلا دوتا گیم بلاک باستر تو تاریخش ریلیز کرده کرده که یکیشون لانچش یکی از بزرگترین کلاهبرداریای تاریخ بوده. از نظر متا هم بهتره مقایسه نکنیم کارهاشون رو که CDPR اصلا توی مکالمه نیست.
حالا ما که یادمون نمیره همون ویچر ۳ رو برا تبلیغش و سر زبونا انداختنش میگفتن چند برابر بزرگتر از اسکایرمه. یعنی خود CDPR متر و معیارش برا بازی سازی کارای بتزدا بود. بذارید ببینیم اول با آنریل و ویچر ۴ چیز درخوری ارائه میدن بعد جوگیر بشید و بگید بتزدا باید بیاد از CDPR یادبگیره. اصلا اینا دو نوع گیم متفاوت میسازن که فقط ژانرشون یکیه.
 
CDPR کلا دوتا گیم بلاک باستر تو تاریخش ریلیز کرده کرده که یکیشون لانچش یکی از بزرگترین کلاهبرداریای تاریخ بوده. از نظر متا هم بهتره مقایسه نکنیم کارهاشون رو که CDPR اصلا توی مکالمه نیست.
حالا ما که یادمون نمیره همون ویچر ۳ رو برا تبلیغش و سر زبونا انداختنش میگفتن چند برابر بزرگتر از اسکایرمه. یعنی خود CDPR متر و معیارش برا بازی سازی کارای بتزدا بود. بذارید ببینیم اول با آنریل و ویچر ۴ چیز درخوری ارائه میدن بعد جوگیر بشید و بگید بتزدا باید بیاد از CDPR یادبگیره. اصلا اینا دو نوع گیم متفاوت میسازن که فقط ژانرشون یکیه.
صحبت از یادگیری بتسدا از CDPR‌ نیست.
بحث منتشر کردن بازی با ویژگیهای فنی خوب و سعی در ارتقای اونهاست.
چیزی که برای بتسدا به دلیل محدودیتها سالهاست که قفل بوده و پاشنه آشیل بازیهاش شده.
ویژگیهایی که برای یه بازی تو نسل 7 کاملا پاسخگو بودن ولی تو نسل 9 یا 10 دیگه واقعا جواب نمیدن.

CDPR برای سایبرپانک عملا همه رو گول زد ولی جند سال بعد از انتشار رو بکوب روی بازی چنبره زد و از آپدیت پشت به پشت انجین گرفته تا جزئی ترین باگها رو سعی کرد که رفع کنه.
این موارد رو تو کدوم بخش از رفتار بتسدا بعد از انتشار بازیهاش میشه دید؟
نهایتا قبل از انتشار بازی میگن Creation Engine 1.0‌ شده 2.0 و الان داره میشه 3.0 ... اما بازی که منتشر میشه باز همون مشکلات فنی همیشگی رو شاهدیم که بعد از انتشار هم بازی رو ول میکنه به امون مادسازها که فیکسش کنن.

بحث مقایسه ساختار بازیهای بتسدا با باقی استودیوها نیست چرا که وقتی بازیهای اینها کار میکنن هیچی توان رقابت باهاشون رو نداره.
نکته بحث همینجاست که وقتی اون بخش Roleplaying بازیهای بتسدا تا این حد پتانسیل باکیفیت بودن رو دارن چرا این کمپانی با سرمایه گذاری بیشتر محدودیتهای فنی رو از سر راه سازنده ها بر نمیداره؟

ولی CDPR انجین فوق العاده خفن خودش رو به راحتی میزاره کنار و میره با اپیک پروژه بر میداره که هم به دولوپرهاش ابزار راحت تری برای توسعه داده باشه و هم به پلیرها اون ویژگیهای مورد نظر رو که با انجین فعلی توان پیاده سازیش نبوده یا نیاز به سرمایه گذاری و تحقیق و توسعه خیلی زیادی داشته.
حالا CPDR که هیچی ، حتی لارین هم تو سبک خودش یکی از بهترین انجینها رو برای خودش توسعه داده که هم از لحاظ فنی و ویژوالی درجه یکه و هم مادپذیره و هم سیستمهای RPG خیلی عمیقی رو میتونه سر و سامون بده.

اگه همیشه قبل از انتشار بازیهای بتسدا این شکایت کردنها و اعتراضها رو میبینیم و میشنویم دلیلش فقط اینه که تو بتسدا اصلا یه همچین روحیه ای رو نمیبینیم.
عملا همون انجین رو یه بخیه/پانسمان سرپایی میکنن و یه شماره میبرن بالا تا یکی دوتا بازی بعدی که دوباره همین مسیر رو تکرار کنن.
انجین های اینها همیشه یکی دو نسل عقب تر از صنعت هست (اگه نگیم بیشتر!) و خب این اونقدر مسخره شده که دیگه ارزش تکرار کردن هم نداره.

حالا جالبه خودشون هم خودشون رو ترول میکنن و دست میندازن.
اون نمایشی که از ویژگیهای خروجی گرافیکی انجین برای ساخت بازیهای بعدیشون مثل TES6/Starfield داده بودن یادته؟

Celebrate 25 Years of The Elder Scrolls​




این ویدیو برای 2019 هست و همون موقع هم این ویژگی فوتوگرامتری که تو این ویدیو دارن باهاش فخرفروشی میکنن... چندسال قبلش (2015-2016 ) تو یه بازی مثل BF1/Star Wars battlefront به بهترین شکل ممکن استفاده شده بود ولی اینها 5-4 سال بعدش استارفیلد رو منتشر کردن که اونهم یه استفاده ابتدایی از این ویژگی رو درش انجام دادن.(حالا من نمونه های قبل تر از این دوتا بازی رو خاطرم نیست ، شاید نمونه های قدیمی تر و باکیفیت تر هم داشته باشیم.)

خلاصه حرف اینه که اینها دیگه چوب خطشون پر شده ، دیگه طرفدارهای سفت و سخت استودیو هم واقعا انتظار یه پیشرفت فنی تو همه زمینه ها رو دارن و برای همین CDPR/Larian‌ رو میزنن تو سر بتسدا!
بهتره که تو این نمایشهای پیش رو اول روی این موارد تمرکز کنن.
 
آخرین ویرایش:
چرا لقمه رو دور سر خودتون میگردونید؟ KCD 2 حاضر آماده جلوتونه . رسما‌ همه چیزی که بتزدا یک عمر ادعا کرده بود میخواد بسازه رو بهترش رو Warhorse اونم با هزینه و نفرات خیلی کمتر ساخت ! قشنگ تو همه زمینه ها بتزدا رو میزنه . از داستان گرفته تا کوئست و روایت . تو همه زمینه ها بتزدا هیچ حرفی واسه گفتن جلوش نداره . تو زمینه مکانیکی های RPG و فنی هم که حرف نزنیم بهتره.
 
ولی الدر اسکرول جدید میترکونه آقا شک نکنید.
چقدر زمان اسکایریم از بازی لذت بردم، یه وقتایی حس میکردم دنیای واقعی اونه و دنیای خیالی دنیای ماست😁. در حدی توی جادوی بازیش غرق شده بودم که گاهی ساعت ۱۰ شب میرفتم پای بازی بلند که میشدم ۶ صبح بود. یادش بخیر واقعا شاهکار و معرکه بود اسکایریم. خیلی امید دارم که بتونن همچون اسکیلی از این نسخه با استانداردهای جدید و نوین بسازن.
 
اینکه میگین این ازون یاد بگیره برای استودیوهای کوچیک خوبه ها

اما مثله اینه بگیم میازاکی بیاد از راکستار یاد بگیره چطور اوپن ورلد بسازه 😁

بالاخره خیلی از المانها در حقیقت امضای استودیو و کاگردانن

اما بله بحث لودینگهای طولانی و گرافیک و سیستم مبارزات باید بروز بشن اما تو سبک خودشون نه شبیه بقیه استودیوها
 
  • Like
Reactions: dark souls
صحبت از یادگیری بتسدا از CDPR‌ نیست.
بحث منتشر کردن بازی با ویژگیهای فنی خوب و سعی در ارتقای اونهاست.
چیزی که برای بتسدا به دلیل محدودیتها سالهاست که قفل بوده و پاشنه آشیل بازیهاش شده.
ویژگیهایی که برای یه بازی تو نسل 7 کاملا پاسخگو بودن ولی تو نسل 9 یا 10 دیگه واقعا جواب نمیدن.

CDPR برای سایبرپانک عملا همه رو گول زد ولی جند سال بعد از انتشار رو بکوب روی بازی چنبره زد و از آپدیت پشب به پشت انجین گرفته تا جزئی ترین باگها رو سعی کرد که رفع کنه.
این موارد رو تو کدوم بخش از رفتار بتسدا بعد از انتشار بازیهاش میشه دید؟
نهایتا قبل از انتشار بازی میگن Creation Engine 1.0‌ شده 2.0 و الان داره میشه 3.0 ... اما بازی که منتشر میشه باز همون مشکلات فنی همیشگی رو شاهدیم که بعد از انتشار هم بازی رو ول میکنه به امون مادسازها که فیکسش کنن.

بحث مقایسه ساختار بازیهای بتسدا با باقی استودیوها نیست چرا که وقتی بازیهای اینها کار میکنن هیچی توان رقابت باهاشون رو نداره.
نکته بحث همینجاست که وقتی اون بخش Roleplaying بازیهای بتسدا تا این حد پتانسیل باکیفیت بودن رو دارن چرا این کمپانی با سرمایه گذاری بیشتر محدودیتهای فنی رو از سر راه سازنده ها بر نمیداره؟

ولی CDPR انجین فوق العاده خفن خودش رو به راحتی میزاره کنار و میره با اپیک پروژه بر میداره که هم به دولوپرهاش ابزار راحت تری برای توسعه داده باشه و هم به پلیرها اون ویژگیهای مورد نظر رو که با انجین فعلی توان پیاده سازیش نبوده یا نیاز به سرمایه گذاری و تحقیق و توسعه خیلی زیادی داشته.
حالا CPDR که هیچی ، حتی لارین هم تو سبک خودش یکی از بهترین انجینها رو برای خودش توسعه داده که هم از لحاظ فنی و ویژوالی درجه یکه و هم مادپذیره و هم سیستمهای RPG خیلی عمیقی رو میتونه سر و سامون بده.

اگه همیشه قبل از انتشار بازیهای بتسدا این شکایت کردنها و اعتراضها رو میبینیم و میشنویم دلیلش فقط اینه که تو بتسدا اصلا یه همچین روحیه ای رو نمیبینیم.
عملا همون انجین رو یه بخیه/پانسمان سرپایی میکنن و یه شماره میبرن بالا تا یکی دوتا بازی بعدی که دوباره همین مسیر رو تکرار کنن.
انجین های اینها همیشه یکی دو نسل عقب تر از صنعت هست (اگه نگیم بیشتر!) و خب این اونقدر مسخره شده که دیگه ارزش تکرار کردن هم نداره.

حالا جالبه خودشون هم خودشون رو ترول میکنن و دست میندازن.
اون نمایشی که از ویژگیهای خروجی گرافیکی انجین برای ساخت بازیهای بعدیشون مثل TES6/Starfield داده بودن یادته؟

Celebrate 25 Years of The Elder Scrolls​




این ویدیو برای 2019 هست و همون موقع هم این ویژگی فوتوگرامتری که تو این ویدیو دارن باهاش فخرفروشی میکنن... چندسال قبلش (2015-2016 ) تو یه بازی مثل BF1/Star Wars battlefront به بهترین شکل ممکن استفاده شده بود ولی اینها 5-4 سال بعدش استارفیلد رو منتشر کردن که اونهم یه استفاده ابتدایی از این ویژگی رو درش انجام دادن.(حالا من نمونه های قبل تر از این دوتا بازی رو خاطرم نیست ، شاید نمونه های قدیمی تر و باکیفیت تر هم داشته باشیم.)

خلاصه حرف اینه که اینها دیگه چوب خطشون پر شده ، دیگه طرفدارهای سفت و سخت استودیو هم واقعا انتظار یه پیشرفت فنی تو همه زمینه ها رو دارن و برای همین CDPR/Larian‌ رو میزنن تو سر بتسدا!
بهتره که تو این نمایشهای پیش رو اول روی این موارد تمرکز کنن.
Creation Engine یکی از خفن ترین انجینهای تاریخه این رو من نمیگم هزاران مادی که باهاش ساخته شده میگن. کارهایی که میشه تو دنیای بازیهای بتزدا به خاطر داشتن استیت برای هر شی با اون ابعاد وسیع داشت رو من حداقل توی بازی دیگه ای ندیدم. از نظر فیدلیتی شاید به آنریل و رد انجین ببازه ولی من آزادی عمل این انجین رو ترجیح میدم. اتفاقا اگه انجین عوض میکردند نا امید میشدم. بهرحال من نمیگم بتزدا باید درجا بزنه و امیدوارم Creation 3 رو تا خرخره آپگرید کرده باشند.
 
Creation Engine یکی از خفن ترین انجینهای تاریخه این رو من نمیگم هزاران مادی که باهاش ساخته شده میگن. کارهایی که میشه تو دنیای بازیهای بتزدا به خاطر داشتن استیت برای هر شی با اون ابعاد وسیع داشت رو من حداقل توی بازی دیگه ای ندیدم. از نظر فیدلیتی شاید به آنریل و رد انجین ببازه ولی من آزادی عمل این انجین رو ترجیح میدم. اتفاقا اگه انجین عوض میکردند نا امید میشدم. بهرحال من نمیگم بتزدا باید درجا بزنه و امیدوارم Creation 3 رو تا خرخره آپگرید کرده باشند.
امیر من تا دلت بخواد در مدح این انجین پست دادم و اینکه چرا بتسدا باید بچسبه به این انجین و به UE حتی فکر نکنه بحث کردم.
یکیش این آخری:
من اون زمان که هنوز جدا بودن و احتمال میدادم که دارن یه نسخه فرعی جمع و جورتر از فالوت رو میسازن ... میگفتم دارن با آنریل میسازن ولی الان دیگه خب 100 درصد با کریشن میسازن.
نهایتا شاید بخوان آنریل رو به عنوان لایه گرافیکی استفاده کنن.

یه فالوت تا این حد رسمی از مجموعه خود بتسدا اینکه بدون Creation ساخته بشه یه فاجعه بیشتر نمیتونه باشه.
Creation Engine از لحاظ پرفورمنس گاهی ، گرافیکی خیلی، فنی بیش از حد ... لنگ میزنه و رسما فسیله ولی با تمام این موارد جهت ساخت TES/Fallout باز هم به آنریل ترجیح داره.
همین حس تعامل با دنیا ، زنده بودن محیط ، روتین هوش مصنوعی و... میچربه به کل آنریل.

UE حداقل تا زمان انتشار ویچر 4 که یک پیشرفت عظیم رو درش شاهد خواهیم بود... هیچ جوره نمیتونه کلی از قابلیتهای CE رو داشته باشه و پاسخگوی یه همچین بازیی باشه.
اصلا گزینه مناسبی برای جایگزینی CE نیست.
ولی خب واقعا دیگه نیازه که یک سطح دیگه از ارتقای انجین رو نسبت به اینهایی رو که تا به حال انجام دادن شاهد باشیم.
بقولی بخیه کاری واقعا دیگه جواب نمیده چون که فقط هم بحث ویژوال بازی نیست.
خیلی از این ضعفهای انجین حتی تاثیر مستقیم روی مکانیکهای Roleplaying‌ بازی دارن و به خاطر محدودیتهایی که داره امکان مدرن شدن و پیشرفت رو ازشون گرفته.
 
به نظرم هنوز از لحاظ کانسپت و جهان سازی در بازی ها rpg رو دست اسکایریم نیومده اینجا خیلی میبینم KCD 2 با بازی ها بتسدا مقایسه میشه.
KCD 2 بزرگترین و پرجزییات ترین شهر ساخته شده در یک بازی مدیوال rpg داره ولی من world building،
تنوع اقلیم ، آب و هوا ، انمی ها ، دانجن ها و لوکیشن ها که در اسکایریم داشتیم نسبت به  دنیای KCD 2 بیشتر می پسندم.
KCD 2 کمباتش کلا بر پایه شمشیر و کمان هست ولی آزادی عملی که در کمبات اسکایریم هست با پلی استایل ها متفاوت از جادو و شمشیر گرفته تا صدها سلاح دیگر، نسبت به کمبات واقع گرایانه kcd بیشتر می پسندم.
گیم پلی الد اسکول KCD2 ممکن برای خیلی از پلیرها گیج کننده و خسته کننده باشه مثلا هر سری بخوای کلی زمان صرف ساختن POTION و یا آهنگری کنی در طول بازی خسته کننده میشه هرچند قبول دارم kcd2 یکی از ایمرسیو ترین جهان هایی رو داره که تا حالا در یک بازی ویدیویی خلق شده .
برتری سلیقه ای که سری الدر اسکولار به KCD داره وجود عنصر فانتزی در بازی هست همین عنصر میتونه کلا سری الدر اسکولارز از لحاظ جهان سازی ، لور ،گیم پلی و لول دیزاین متنوع تر ، عمیق تر و جذاب تر کنه.
در زمینه روایت داستان و داستان سرایی بازی ها ویچر و KCD چون عمدتا رو یک شخصیت اصلی تمرکز دارن میتونن روایت سینماتیک و جذاب تری داشته باشن تا بازی ها بتسدا که قهرمان اصلی داستان توسط خود پلیرها ساخته میشه و بخاطر همین تنوع نژادی در الدر اسکولارز بک استوری کاراکتر تاثیر ملموسی رو کل داستان و نحوه تعامل کاراکتر با دنیا و شخصیت ها دیگر میزاره.
ویچر سه بهترین بازی نسل هشتم برای من بود و تا اینجای کار تو این نسل بهترین بازی نسل هم برای من baldurs gate 3 هست اما اینا دلیل نمیشه بیام و بتسدا رو بکوبم.
همین سی دی پراژکت نسخه سوم ویچر رو با الهام از اسکایریم خلق کردن و war horse هم kingdom come deliverance رو با الهام از سری الدر اسکولار و oblivion خلق کردن بتسدا زمانی پادشاه این سبک بود زمانی که هنوز سی دی پراژکت و war horse کسی نمی‌شناخت یا زمانی که لاریان داشت rpg ها ناشناخته مثل نسخه ها اولیه divinity رو می‌ساخت بتسدا با morrowind
و oblivion پادشاهی میکرد.
بارها صحبت شده مشکل استارفیلد در درجه اول مشکلات انجین و فنی نبود با هر انجینی ام می‌ساختند کم و بیش مشکلاتش وجود داشت مشکل اصلی در جهان سازی و لول دیزاین استارفیلد هست که بصورت ‌پراکنده و تکه تکه در ابعاد بینهایت ساخته شده و خبری از دنیای یکپارچه و اکسپلوریشن بتسدایی نیست.
بتسدا نیاز داره دوباره در نسخه جدید الدر با تکیه بر نقاط قوت گذشته سری مثل کوئست دیزاین و داستان سرایی oblivion ، المان ها هاردکور آرپی جی موروایند،
و جهانسازی در حد اسکایریم یک تجربه غنی و در عین حال تازه و مدرن تر خلق کنن و در اولویت بعدی با ارتقا انجین به پرزنتیشن هرچه بهتر بازی کمک کنن تا تجربه یکپارچه تر و ایمرسیوتری ارائه بدن.
 
به نظرم هنوز از لحاظ کانسپت و جهان سازی در بازی ها rpg رو دست اسکایریم نیومده اینجا خیلی میبینم KCD 2 با بازی ها بتسدا مقایسه میشه.
KCD 2 بزرگترین و پرجزییات ترین شهر ساخته شده در یک بازی مدیوال rpg داره ولی من world building،
تنوع اقلیم ، آب و هوا ، انمی ها ، دانجن ها و لوکیشن ها که در اسکایریم داشتیم نسبت به  دنیای KCD 2 بیشتر می پسندم.
KCD 2 کمباتش کلا بر پایه شمشیر و کمان هست ولی آزادی عملی که در کمبات اسکایریم هست با پلی استایل ها متفاوت از جادو و شمشیر گرفته تا صدها سلاح دیگر، نسبت به کمبات واقع گرایانه kcd بیشتر می پسندم.
گیم پلی الد اسکول KCD2 ممکن برای خیلی از پلیرها گیج کننده و خسته کننده باشه مثلا هر سری بخوای کلی زمان صرف ساختن POTION و یا آهنگری کنی در طول بازی خسته کننده میشه هرچند قبول دارم kcd2 یکی از ایمرسیو ترین جهان هایی رو داره که تا حالا در یک بازی ویدیویی خلق شده .
برتری سلیقه ای که سری الدر اسکولار به KCD داره وجود عنصر فانتزی در بازی هست همین عنصر میتونه کلا سری الدر اسکولارز از لحاظ جهان سازی ، لور ،گیم پلی و لول دیزاین متنوع تر ، عمیق تر و جذاب تر کنه.
در زمینه روایت داستان و داستان سرایی بازی ها ویچر و KCD چون عمدتا رو یک شخصیت اصلی تمرکز دارن میتونن روایت سینماتیک و جذاب تری داشته باشن تا بازی ها بتسدا که قهرمان اصلی داستان توسط خود پلیرها ساخته میشه و بخاطر همین تنوع نژادی در الدر اسکولارز بک استوری کاراکتر تاثیر ملموسی رو کل داستان و نحوه تعامل کاراکتر با دنیا و شخصیت ها دیگر میزاره.
ویچر سه بهترین بازی نسل هشتم برای من بود و تا اینجای کار تو این نسل بهترین بازی نسل هم برای من baldurs gate 3 هست اما اینا دلیل نمیشه بیام و بتسدا رو بکوبم.
همین سی دی پراژکت نسخه سوم ویچر رو با الهام از اسکایریم خلق کردن و war horse هم kingdom come deliverance رو با الهام از سری الدر اسکولار و oblivion خلق کردن بتسدا زمانی پادشاه این سبک بود زمانی که هنوز سی دی پراژکت و war horse کسی نمی‌شناخت یا زمانی که لاریان داشت rpg ها ناشناخته مثل نسخه ها اولیه divinity رو می‌ساخت بتسدا با morrowind
و oblivion پادشاهی میکرد.
بارها صحبت شده مشکل استارفیلد در درجه اول مشکلات انجین و فنی نبود با هر انجینی ام می‌ساختند کم و بیش مشکلاتش وجود داشت مشکل اصلی در جهان سازی و لول دیزاین استارفیلد هست که بصورت ‌پراکنده و تکه تکه در ابعاد بینهایت ساخته شده و خبری از دنیای یکپارچه و اکسپلوریشن بتسدایی نیست.
بتسدا نیاز داره دوباره در نسخه جدید الدر با تکیه بر نقاط قوت گذشته سری مثل کوئست دیزاین و داستان سرایی oblivion ، المان ها هاردکور آرپی جی موروایند،
و جهانسازی در حد اسکایریم یک تجربه غنی و در عین حال تازه و مدرن تر خلق کنن و در اولویت بعدی با ارتقا انجین به پرزنتیشن هرچه بهتر بازی کمک کنن تا تجربه یکپارچه تر و ایمرسیوتری ارائه بدن.
بحث بحث execution و اجرای ایده هست . شما حالا هرچقدر world building داشته باشی وقتی اجرات عالی نباشه به درد نمیخوره . از منظر دنیا سازی و ستینگ و گیم پلی و داستان که خوب سلیقه دخیل هستش ولی کیفیت نویسندگی و شخصیت پردازی و نحوه روایت چی ؟ چقدر بتزدا تو این زمینه ها عالی عمل کرده ؟ چقدر شخصیت بیادموندی اینا خلق کردن ؟ نگید اینا به دلیل x y z تو بازیای bgs اهمیت ندارن چون بخشای دیگه کار رو در میارن . کلا از نظر من اولویت‌ بندی های بتزدا اشتباه هستن باید ی بازبینی اساسی تو اولویت بندی هاش بکنه . مثلا اینکه دقیقا آبجکت ها وضعیت داشته باشن دقیقا چه مکانیکی انقلابی به بازی هاش بتزدا اضافه کرده ؟ اینکه هزاران هزار آبجکت با فیزیک بندازی تو صفحه دقیقا چه خدمتی به گیم پلی بازی میکنه ؟ چقدر تو اجرا و روایت و گیم پلی اثر گذاشته ؟ دقیقا چقدر تونسته تو روند بازی به شکل واضح رو پلیرا اثر بزاره و ی Wow moment داخل بازی خلق کنه ؟ دقیقا به چه کاری اومده به غیر Show Case کردن موتور فیزیک ترد پارتیی که هر بنی بشری می‌تونه بهش دسترسی پیدا کنه ؟

در کل هرچقدر که رو این قضیه که BGS امضای خودش رو داره مانور داده بشه پاسخ گوی نیاز کسایی که ویچر KCD RDR2 بالدرگیت 3 و الدر رینگ و امثال این بازی genre-defining که این چند سال بازی کردن نخواهد بود. حالا هر چقدر که به بتزدا ی زمانی تو این ژانر فرمان‌ روایی میکرده اشاره بشه .
 
آخرین ویرایش:
بحث بحث execution و اجرای ایده هست . شما حالا هرچقدر world building داشته باشی وقتی اجرات عالی نباشه به درد نمیخوره . از منظر دنیا سازی و ستینگ و گیم پلی و داستان که خوب سلیقه دخیل هستش ولی کیفیت نویسندگی و شخصیت پردازی و نحوه روایت چی ؟ چقدر بتزدا تو این زمینه ها عالی عمل کرده ؟ چقدر شخصیت بیادموندی اینا خلق کردن ؟ نگید اینا به دلیل x y z تو بازیای bgs اهمیت ندارن چون بخشای دیگه کار رو در میارن . کلا از نظر من اولویت‌ بندی های بتزدا اشتباه هستن باید ی بازبینی اساسی تو اولویت بندی هاش بکنه . مثلا اینکه دقیقا آبجکت ها وضعیت داشته باشن دقیقا چه مکانیکی انقلابی به بازی هاش بتزدا اضافه کرده ؟ اینکه هزاران هزار آبجکت با فیزیک بندازی تو صفحه دقیقا چه خدمتی به گیم پلی بازی میکنه ؟ چقدر تو اجرا و روایت و گیم پلی اثر گذاشته ؟ دقیقا چقدر تونسته تو روند بازی به شکل واضح رو پلیرا اثر بزاره و ی Wow moment داخل بازی خلق کنه ؟ دقیقا به چه کاری اومده به غیر Show Case کردن موتور فیزیک ترد پارتیی که هر بنی بشری می‌تونه بهش دسترسی پیدا کنه ؟

در کل هرچقدر که رو این قضیه که BGS امضای خودش رو داره مانور داده بشه پاسخ گوی نیاز کسایی که ویچر KCD RDR2 بالدرگیت 3 و الدر رینگ و امثال این بازی genre-defining که این چند سال بازی کردن نخواهد بود. حالا هر چقدر که به بتزدا ی زمانی تو این ژانر فرمان‌ روایی میکرده اشاره بشه .
اگر منظورت از اجرا مبحث فنی هست که به نظرم استارفیلد گزینه خوبی برای مقایسه نیست چون بازی با اون ابعاد و پراکندگی به نظرم برای اینکه بخواد بصورت یکپارچه و seamless اجرا بشه سخت افزارها نسل حاضر قادر به اجراش نیستن که دلیلش بخاطر جهانسازی هست که استارفیلد داره.
همین بالدورز گیت سه هم تعداد قابل توجهی لودینگ داشت پس داشتن لودینگ در سطح معقول عجیب نیست.
برگردیم به نسل هفت و هشت، زمانی که آبلوین عرضه شد بازی rpg در اون سطح و مقیاس از لحاظ جزئیات نداشتیم ویژگی radiant ai که بیست سال پیش بتسدا در هوش مصنوعی npc ها اجرا کرد هنوز خیلی از شرکت ها بازی‌سازی rpg قادر به پیاده سازیش نیستن.
در مورد داستان سرایی تا زمانی که طراح و کوئست دیزاینر افسانه ای بتسدا یعنی کن رالستون تو بتسدا بود در نقطه peak بودن که هنوزم که هنوزه مورووایند و آبلوین تو این زمینه جریان ساز هستن و بازی هایی مثل ویچر سه و کینگدام کاملا بر شونه همین بازی ها ساخته شدن.
منم خیلی کنجکاوم ببینم در زمینه نویسندگی و روایت تو این نسخه میتونن دوباره برگردن به پیک گذشته یا نه.
مقوله ای هست به نام تعامل با دنیا، اگر آبجکت ها در بازی ها بتسدا کاملا وزن و فیزیک دارند به ایمرسیوتر شدن دنیای بازی کمک میکنه به عنوان مثال در بالدورز گیت سه هم کاراکتر بازی میتونه با اشیا پیرامون خودش تعامل داشته باشه یا حتی کلی آبجکت بی ارزش وارد اینونتری خودش کنه.
وقتی در یک بازی rpg هیچ تعامل با آبجکت ها وجود نداشته باشه خودش یک نقطه ضعف هست.
red dead 2 که بحثش جداس و به غیر از open world بودنش من شباهت چشمگیری به بازی ها بتسدا و rpg توش نمی‌بینم و سبکشون کاملا متفاوت هست حتی الدن رینگ هم من وارد این موضوع نمیکنم چون به نظرم تو ژانر نقش آفرینی کلاسیک قرار نمیگیره.
برای کسی که دنبال نقش آفرینی بتسدایی هست نه ویچر میتونه پاسخگو نیازش باشه نه کینگدم کام و نه بالدورز گیت، جوابش هم در این نکته هست که تجربه نقش آفرینی در سری الدر اسکولارز یونیک هست.
اگر قرار بود بازی ها بالا نیاز طرفداران سری الدراسکولارز رو برطرف کنه ملت بالای 16 سال برای نسخه بعدی الدراسکولارز صبر نمیکردن.
ویچر در زمینه روایت داستان و کوئست دیزاین تو این سبک انقلاب کرد،بالدورز گیت سه بخاطر شخصیت پردازی و روایت ها چندشاخه و منشعب ژانر دیفاینینگ شد ولی هنوز جای یک شبیه ساز زندگی فانتزی مثل اسکایریم در این سبک خالی هست.
 
آخرین ویرایش:
تو زمونه ای که دیگه حتی بازی های شوتر هم المان های RPG مثل ارتقا و EXP و حتی درخت استعداد!!! و انتخاب دیالوگ دارند، TES VI کار خیلی سختی داره!
درسته ولی یه چیزی داره که هیچ بازی ای نداره. هر آیتمی بندازی زمین ده ساعت دیگه ام بیای همونجا افتاده. حالا درسته هیچ کاربرد خاصی نداره و عملا بود و نبودش هیچی به بازی اضافه نمیکنه ولی خب بیشتر از یک دهس تمام ضعفا رو با این توجیه میکنن که عوضش میتونیم ساندویچ بذاریم رو میز برگردیم همونجا مونده باشه.

البته تو دنیای واقعی اگه چنین چیزی وجود داشت خیلی خوب بود که یه چیزی میذاشتی یخچال فرداشم همونجا بود و کسی نمیخوردش :D
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or