از وقتی یادم میاد، همیشه دلم میخواست فقط واسه چند لحظه در اوج کمال باشم. «اونیموشا: طریقت شمشیر» (Onimusha: Way of the Sword) این عطش رو خوب میفهمه. هر بار که یه ضربه ی Issen رو درست تو صدمثانیه مینشوندم، یا یه دفع حمله ی پر خطر میزدم، یا درست سر بزنگاه کمبو پیاده میکردم، برام حکم یه فتح بزرگ رو داشت. گویی خودم رو به بوته ی آزمایش سپرده بودم و سربلند ازش بیرون اومدم. این گواه قدرت سیستم مبارزات طریقت شمشیر ـه که تونستم بدون استفاده از بعضی مکانیزم های کمکی، بازی رو تموم کنم، نه اینکه بهشون نیازی نباشه، بلکه بازی این فضا رو بهت میده تا اکشنش رو با گوشت ـو خونت درک کنی که فقط با تکیه بر اراده ی پولادینت پیش بری.
حتی فارغ از این چالش های خودخواسته، زیستن کنار اوکونی، تاکامورا، موراساکی و اهالی این اقلیم، سراسر لذت بود. هنوزم بر این باورم که موساشی، یکی از خفن ترین و جذاب ترین قهرمانای تاریخ ویدیو گیمه و همرکاب شدن باهاش غنیمتی ـه ـو بس. درست مثل چشیدن نبردهای نفس گیر با گانریو، بنکی و ده ها حریف دیگه که نامشون رو فاش نمیکنم. سیر ـو سلوک من، آینه ی تمامنمای مسیر موساشی بود و اونیموشا این رو ممکن کرد. قشنگی ـه زندگی به همین روبرو شدن با چالش هاست، که باید یاد بگیری عاشق جنگیدن باشی.
اونیموشا: طریقت شمشیر اثریه که صرفا به خاطر مبارزات درخشانش ارزش تجربه کردن داره، اما کلیت بازی، در حد ـو اندازه ی استانداردهایی که خود گیمپلی خلق کرده نمیرسه. بازی پر از اضافه کاری و بیش از حد طولانیه، و روی جزئیات اشتباهی تمرکز کرده. بدون شک اگه بعضی از مهره ها جور دیگه ای کنار هم چیده میشدن، به مراتب با بازی بهتری روبرو بودیم.
طریقت شمشیر به مراتب از هر اونیموشا دیگه ای که تا حالا دیدیم سخت تره و اکشن بسیار پیچیده تر و عمیق تری داره. نتیجه ـشم شده رضایت بخش ترین و دلچسب ترین نسخه ی این مجموعه. گرچه بعضی از المانهای کهنه ی طراحی، نهایت تلاششونو میکنن تا ترمز موساشی رو بکشن، اما اون مهارنشدنیه، درست مثل لذت بی پایانی که در قلب طریقت شمشیر می تپه.
خیلی عجیبه که اثری با این همه لحظات شکوهمند و ستودنی بتونه ناامیدت کنه، ولی خب، وقتی پتانسیل یه شاهکار بی بدیل اینقدر تو چشمه، همین میشه دیگه. اون جهان نیمه باز و بی روحش، لغزشیه که بودنش رو اصلا نمیشه توجیه کرد، اما با این حال، طریقت شمشیر (Way of the Sword) هنوزم یه بازگشت شکوهمند و حماسی برای این سری به حساب میاد. نبردهای خیره کننده ـش اونقدر قدرتمنده که بازی رو محکم به تخت پادشاهی ـه اکشن های مدرن تکیه میده. در نهایت، همه چیز به تیغ شمشیر ختم میشه و حقیقتا هیچ چیزی شبیه به خشونت حساب شده و سبک خاص موساشی نیست.
نه اشتباه نکنشروع موفقیت کپکام از این شاهکار شروع شد
View attachment 420547
چه شروع خفنی
هنوزم شاهکاره
به امید DMC![]()
شاید الان بخندیم. اما واقعا ممکنه چند وقت دیگه بازی همین رو بسازند.خدا رو شکر اون شایعات خرید کپکام توسط سونی به جایی نرسید؛ وگرنه الان جای موساشی، با یه سامورایی خانم از نوع کچل و LGBT طرف بودیم که داشت انتقام ترومای روحی پارتنر ترنسشو از شیاطین ژاپن میگرفت!


