از وقتی یادم میاد، همیشه دلم میخواست فقط واسه چند لحظه در اوج کمال باشم. «اونیموشا: طریقت شمشیر» (Onimusha: Way of the Sword) این عطش رو خوب میفهمه. هر بار که یه ضربه ی Issen رو درست تو صدمثانیه مینشوندم، یا یه دفع حمله ی پر خطر میزدم، یا درست سر بزنگاه کمبو پیاده میکردم، برام حکم یه فتح بزرگ رو داشت. گویی خودم رو به بوته ی آزمایش سپرده بودم و سربلند ازش بیرون اومدم. این گواه قدرت سیستم مبارزات طریقت شمشیر ـه که تونستم بدون استفاده از بعضی مکانیزم های کمکی، بازی رو تموم کنم، نه اینکه بهشون نیازی نباشه، بلکه بازی این فضا رو بهت میده تا اکشنش رو با گوشت ـو خونت درک کنی که فقط با تکیه بر اراده ی پولادینت پیش بری.
حتی فارغ از این چالش های خودخواسته، زیستن کنار اوکونی، تاکامورا، موراساکی و اهالی این اقلیم، سراسر لذت بود. هنوزم بر این باورم که موساشی، یکی از خفن ترین و جذاب ترین قهرمانای تاریخ ویدیو گیمه و همرکاب شدن باهاش غنیمتی ـه ـو بس. درست مثل چشیدن نبردهای نفس گیر با گانریو، بنکی و ده ها حریف دیگه که نامشون رو فاش نمیکنم. سیر ـو سلوک من، آینه ی تمامنمای مسیر موساشی بود و اونیموشا این رو ممکن کرد. قشنگی ـه زندگی به همین روبرو شدن با چالش هاست، که باید یاد بگیری عاشق جنگیدن باشی.