Rate your last seen movie (قوانین پست اول حتما رعایت شود)

Darkfie1d

Lux Omnia Vincit
Loyal Member
  • اگه خواستید پستی رو نقل قول کنید به جای جواب دادن توی این تاپیک پست رو ببرید داخل تاپیک Movie Center و بزارید پست های اینجا به صورت یک پارچه باقی بمونه. برای این کار گزینه "+ نقل قول" رو پایین سمت چپ پست مورد نظرتون بزنید تا پست انتخاب بشه بعد داخل تاپیک Movie Center از ادیتور گزینه
    1620238607876.png
    رو بزنید و پست مورد نظرتون رو اونجا نقل قول کنید.

  • لطفاً اسم فیلم رو حتماً بنویسید عکس به صورت خالی کافی نیست
  • عکسها رو حتماً به صورت Thumbnail/کم حجم قرار بدید.
  • دوستان لطف کنن به جای شیوه های من درآوردی برای امتیاز دادن ، 10 رو حداکثر قرار بدن و نسبت به اون امتیاز بدن.
  • نوشته هایی که ممکنه بخش خاصی از داستان فیلم رو لو بده، داخل تگ اسپویلر باید گذاشته بشه، در غیر اینصورت برخورد می شه
  • از پست کردن هر گونه مطلبی که به مبحث این تاپیک مربوط نمیشه خودداری کنید

امکان ویرایش قوانین وجود داره .
 
obsession.jpg

Obsession | 2025

7/10

فیلم Obsession از ایده‌ های نسبتا خلاقانه ای استفاده میکند اما بسیاری از این ایده‌ ها به بلوغ و پختگی کامل نمی‌رسند و در میانه راه رها می شوند، فیلم در برخی سکانس‌ها تعلیق و اضطراب بسیار خوبی ایجاد می‌کند و موسیقی متن نیز با فضای مرموز و رازآلود اثر هماهنگ است و به تقویت حس معما گونه داستان کمک میکند. کاری بارکر به عنوان یک یوتیوبر موفق شده ایده اش را در قالب یک اثری سینمایی به مخاطب ارائه کند، اما فیلم به نظر میرسد بین یک اثر سوپرنچرال و یک تریلر روانشناختی در نوسان است و همین موضوع باعث میشود روایت داستان مخاطب را به سمت یک نتیجه‌ گیری مشخص هدایت نکند. به نظرم اگر برخی سکانس‌ها، مانند صحنه‌ای که نیکی حرکت معکوس انجام میدهد ادامه پیدا میکرد و عناصر فراطبیعی بیشتر مورد استفاده قرار میگرفت حس ترس بیشتر تزریق میشد و تاثیر بیشتری برروی مخاطب می گذاشت.

هر دو بازیگر نقش اصلی فیلم عملکرد بسیار خوبی داشتند اما ایندی ناوارات با وجود تنش های احساسی و شخصیتی کارکتر اجرای خیلی خوب و باور پذیری ارائه داد و میتوان آینده درخشانی برای این بازیگر جوان متصور شد. در آخر اینکه برگ برنده Obsession ترکیبی از ایده‌ نسبتا اوریجینال با کمپین بازاریابی خوب در شبکه‌ های اجتماعی است.​
 
آخرین ویرایش:
1000141474.jpg
بعضیا به این دید این فیلم میبینن که فکر میکنن قراره ترسناک اسلش یا.....باشه باید بگم نه این فیلم داره شدت عشق علاقه وسواس زیاد نشون میده که میتونه چقدر ترسناک باشه
تئوری های جالبی هم پشتشه
مثلا روح گربه مرده شخصیت اصلی داخل نیکی نفوذ کرده که باعث شده نیکی طرز ایستادن یا نگاه کردن از گوشه یا داخل تاریکی ایستادنش شبیه گربه باشه و یکسری تئوری های دیگه
خلاصه فیلم تکراری نیست و همین باعث فروش جذب مخاطبش شده
8/10
 
1783341801090.png

متأسفانه فیلم Toy Story 5 به همان ویروسی مبتلا می‌شود که ما در فیلم‌های Inside Out و Soul دیده بودیم؛ اینکه فلسفه روان‌شناختی و پسِ ذهنِ نویسنده بر اصول اولیه یک انیمیشن یعنی سرگرم‌کردن و خنداندن ارجحیت پیدا می‌کند. این اثر به‌قدری روی کاشت و برداشت فلسفه خود پافشاری می‌کند که از مؤلفه‌های معمول مجموعه داستان اسباب‌بازی دور می‌شود؛ به‌عبارتی ما آن مؤلفه‌های هیجان‌انگیزِ ایندیانا جونزی و حماسی در سه‌گانه اصلی مجموعه را در Toy Story 5 نمی‌بینیم. خودِ فیلم بیشتر شبیه اسپین‌آف Inside Out است و هرازگاهی حس یک کراس‌اور میان Inside Out/Toy Story را به مخاطب انتقال می‌دهد؛ این حرف را از این جهت می‌زنم که انسان‌ها در فیلم مذکور، بیشتر از عروسک‌ها در هسته مرکزی قصه قرار دارند؛ عواطف و احساسات «بانی» و «بلیز» به همان اندازه «جسی» بخش گسترده‌ای از پرده دوم و سوم قصه را پوشش می‌دهند؛ این نگرش کاملاً جایگاه عروسک‌های کلاسیک مجموعه را به حاشیه می‌برد و حتی حضور وودی (تغییر فیزیکی نه‌چندان کارآمد در قصه) را هم غیرضروری می‌کند. سبک انیمیشن Toy Story 5 را دوست نداشتم؛ استفاده از طیف رنگ‌ خاکستری و فتورئالیستی هرگز آن حسِ شاد سه‌گانه اصلی Toy Story را احیا نمی‌کند؛ انگار تفاوتی با فیلمِ شکست‌خورده Lightyear نداشت. متأسفانه اندرو استنتن از سوژه تکنولوژی نهایت استفاده را نمی‌کند و با دیدگاهی محافظ‌کارانه، فرصت تبدیل لیلی‌پاد به یک ویلن درجه اول را از بین می‌برد؛ این چه مرضی است در نسل حاضر، یک انیمیشن نباید یک ویلن کلاسیک داشته باشد؟ چه اجباری به تغییر آدمِ بد به آدمِ خوب است؟ در مجموع، مخاطبِ واقعی Toy Story آن کسی است که صحنه خداحافظی اندی از عروسک‌هایش را آخرین صحنه این مجموعه دوست‌داشتنی بپندارد.


6/10
 
The Furious

بعد از دزدیده شدن دختر یک فرد رزمی کار ، او با دیدن فساد در پلیس ، خودش دست به کار می شود

فیلم داستان پیچیده و خاصی نداره . اما سکانس های مبارزه بی نظیره . جو تسلیم هم در این اثر بازی کرده

نمره من : ۷.۵ از ۱۰
 
Toy Story 5

View attachment 1000060941.webp

داستانش علیه دیجیتالی شدن زندگی انسان ها و کم رنگ شدن روابط دوستی و اجتماعی هست .

ایده زیبایی برای جهان امروزه . قشنگ بود ولی خب جادوی شماره اول نداشت .


نمره من : ۸ از ۱۰
 
1783834667432.png
Obsession
10/10
کوتاه بگم از اون فیلمایی بود برای من که بعداز پایانش دلم یجوری شده، دقیقا هم تو دل احساس میشه جای دیگری نیست همتون تجربه کردین میفهمین چی میگم. از اونجایی که خیلی کم برامون این حالت پیش میاد خیلی دوست دارم این حالو و کاشکی بیشتر باهام بمونه.
 
1783967125079.png
Obsession:
فیلم خوبیه به نظرم ,ترسناک نیست به اون صورت اما خب به دفعات حس اضطراب رو منتقل میکنه ..بعد اتمام حس سنگینی خاصی داشتم که برعکس دوست بالایی اصلا دوست نداشتم بیشتر از این باهام بمونه واسه همین
گفتم یه نظر اینجا بدم بلکه خالی شم :D
نمره در حد 7.5 ,8 ولی بخاطر بودجه پایین و خلاقیت نسبیش + Indy
10/10
 
1784001882135.png

فیلم Backrooms توسط کارگردانی ساخته شده که تنها 21 سال سن دارد؛ این خود هم جای تقدیر است و هم حسادت! او دکوپاژ را می‌فهمد؛ قاب‌بندی‌های پرسپکتیو را بسیار خوب ثبت می‌کند؛ کار با نور را بلد است؛ در فضاسازی به‌مانند کوبریک عمل می‌کند و از همه مهم‌تر، از بازیگرانش در ظرفیتی کاملاً محدود و بسته بازی می‌گیرد؛ مجموعه‌ای از این اقدامات مثبت منجر شده تا فیلم مذکور به یکی از «اتمسفریک‌ترین آثار ترسناک چند ساله اخیر» تبدیل شود. اما متأسفانه پُشتِ این اتمسفر مسخ‌کننده، داستانی وجود ندارد؛ مثل این می‌ماند که تنها در شهر مه‌آلود سایلنت هیل قدم بزنید و بدون اینکه سرنخی برای بازگشایی رازِ مخوف شهر پیدا کنید؛ در جهان‌سازی باید پی‌رنگ و خرده‌پی‌رنگ کاشته شود و در گره‌گشایی پی‌رنگ‌ها، جهانِ داستان هم برای مخاطب باز شود؛ البته این کار باید با رعایت درست پرده‌بندی فیلم‌نامه جلو برود - یعنی مثلِ Weapons هم نباشد که پیش از رسیدن به پرده دوم، تمام ماجرا را فاش کند - البته در پرده سوم زور خود را می‌زند که سرنخی از جهانِ لیمینال خود بدهد؛ اما به نظر می‌رسد که فیلم‌ساز دوست دارد ماهیتِ کُلِ داستان خود را ما از طریق خُرده‌نمادها به جستجوهای فرامتنی در منابع روان‌شناسی سوق دهد؛ یعنی می‌خواهد پیرو آن دسته از ادایان لینچ باشد؛ چون فقط خود لینچ مجوز داشت که برای ترسیم فضای لیمینال خود (بلک لژ) در تویین پیکس، از دادن پاسخ‌ها طفره برود.

6.5/10

پ.ن: پیشنهاد می‌کنم که حتماً آنتولولوژی Channel Zero را ببینید که در تمام فصل‌هایش، فضای لیمینالی را ترسیم و داستانی را پُشتِ این فضا به شکل حیرت‌انگیزی روایت می‌کند.
 
1000013859.jpg
Obsession
7/10​
اسپویل نداره
با توجه به اینکه فیلم مورد توجه قرار گرفته گفتم بد نیست کمی درباره نقطه‌ ضعف اصلیش توضیح بدم و بگم چرا براتون اونطور که بایدوشاید ترسناک از آب درنیومده
با وجود اینکه بازیگران فیلم چندان شناخته‌ شده نیستن، پرداخت و انسجام روایت قابل‌ قبوله و فیلم از این نظر عملکرد خوبی داره اما.. بزرگ‌ ترین ایراد یا ضعفش فضاسازیه، از همون ابتدای داستان عامل اصلی اتفاقات بصورت کاملا فانتزی و بدون ابهام برای مخاطب مشخص می‌ شه. همین موضوع باعث می‌ شه حس تعلیق و ترس با وجود اکت بی نقص بازیگر برای القای ترس به مخاطب به‌ مرور از بین بره. اگه فیلم مسیر متفاوتی پیش می گرفت، بطور مثال روند شکل‌ گیری این عشقو در فضایی متفاوت، تاریک‌ و رازآلود پیش می‌ بردو تا پایان هویت یا انگیزه عامل بیرونی رو آشکار نمی کرد می‌ تونست تاثیر زیادی روی ترس روان‌ شناختی بذاره. بخش بزرگی از ترس در چنین آثاری از "ندونستن" و ابهام سرچشمه می‌ گیره، نه از پاسخ‌ هایی که در اختیار مخاطب قرار می‌ گیرن. با توجه به شباهت فضای فیلم به برخی روایت‌ های محلی، نویسنده ها فرصت خوبی برای خلق روایتی چندلایه و مرموز داشتن اما متاسفانه ساده‌ ترین و کم‌ اثرترین مسیر رو انتخاب کردن و همین باعث شد پتانسیل بالای ایده ای که پیاده کردن از بین بره و و عامل بیرونی بجای اینکه حضور تهدیدکننده داشته باشه و ترسش از ناشناخته بودنش نشئت بگیره، خیلی زود به یک عنصر صرفا فانتزی (اسباب بازی) و قابل‌ پیش‌ بینی تبدیل می‌ شه، اتفاقی که باعث می‌ شه بخش قابل‌ توجهی از بار ترس فیلم از ابتدا در چشم مخاطب فرو بریزه

پ ن: فیلم پتانسیل اینو داشت که جاپای شاهکار It Follows بذاره قبول دارید؟ ولی پتانسیلش بخاطر ایده مسخره ش از بین رفت
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or