بریم بخش دوم بسته بازی های دوران جنگ
Venba رو یادمه چند سال پیش تو یکی از دایرکت های نینتندو دیدم
گفتم عه چه بازی ساده و بامزه ایه
و بالاخره این ایام گرفتم تجربه اش کردم
و واقعا بازی ساده و بامزه ای بود... واو
بازی یخورده Woke هست (طبیعتا این چیزیه که باید در مورد یه بازی در مورد یه خانواده هندی مهاجر انتظارشو داشته باشید

) ولی اورآل داستان قشنگی داره بازی و مهم تر از اون هسته اصلی بازی که بخش آشپزی شه خیلی خوب با این داستان گره خورده. مکانیک اصلی بازی هم که باید یه جورایی مثل کارآگاه، دستورپخت های قدیمی ای که یه بخش هاییش از بین رفته رو دوباره شکل بدی واقعا تو مرحله به مرحله بازی عالی اجرا کردن.
نمره: 8.5/10
این رو وسط جنگ یه هفته سرش با
@Arima Kishou دعوا داشتیم
DMC 5 بازی خاصیه. کاریه که 11 سال بعد از آخرین نسخه اش اومده، وسط این 11 سال، یه بار تقریبا آبروی سری پیش فن های قدیمی اش رفته و موفق هم نشده فن جدیدی با DmC کسب کنه و از اون طرف هم کلی فرنچایز هک اند اسلش دیگه رو دستش بلند شده بودن تو این مدت
عملا DMC 5 هم باید فن های قدیمی رو راضی می کرد هم کلای فن جدید به سری اضافه می کرد و هم جایگاه خودش رو به عنوان شاه ژانر هک اند اسلش مستحکم می کرد.
حالا که 7 سال از عرضه بازی گذشته و من تازه بازی کردم، الان میدونم بازی تو کدوم یکی از اهدافش موفق بوده!
بازی نهایی برای طرفدارای سری فوق العاده است. اصن حرفی توش نیست. من ندیدم هیچ طرفدار قدیمی سری بعد بازی کردن این بازی واقعا ناراضی باشه. شاید خورده شکایتی داشته باشه ولی نارضایتی اصن. واقعا ترکوندن از این لحاظ. عمق گیم پلی بازی و جوری که سنت های قدیم سری رو حفظ و در عین حال گسترش میده خارق العاده است
از طرفی برای پلیرهای جدید هم بازی فوق العاده است. نه تنها طول بازی خیلی زیاد نیست، بلکه گرافیک رئالیستیک خفن و کات سین ها و کارگردانی محشرشون با موسیقی گادلایک بازی رسما از همون دقیقه اول هر مخاطب جدیدی رو به خودش قفل می کنه. لامصب هم گیم پلی هم جوریه که هر دکمه ای بزنی یه حرکت باحال و خیلی Cool زدی. لذا این عاملیه که DMC 5 تونسته باهاش همچین فروش خفنی داشته باشه تو ژانر
حالا نکته اش چیه
نکته اش دسته سومه که من جزوشون ام

اونایی که تو این 11 سال بین DMC 4 و DMC 5 به خاطر سری های دیگه (God of War - Bayonetta - Dante's Inferno - Nier و...) جذب این ژانر شدن.
و این جاست که بازی از نظر من یه شکست ناعادلانه است.
عامل اصلی این قضیه اینه که DMC 5 از بیس یه سری تفاوت های خیلی به خصوص تو کنترل و ریتم اکشن اش با تقریبا همه هک ان اسلش هایی که من بازی کردم داره (مخصوصا تو نحوه Parry، جاخالی و استرینگ های حملات هوایی) که برام واقعا سردردآور بود رو همه کاراکترها. شاید راحتترین کاراکتری که باهاش بازی کردم V بود چون اون دیگه رسما سنت شکنی خالص بود برای ژانر. توضیح این که چرا، چقدر و چطور این تفاوت های جزئی و کلی تو گیم پلی اکشن این قدر برام عذاب آوره یه طومار میگیره برای خودش واسه همین بیشتر از این باز نمی کنم، با ممد یه هفته سرش دعوا داشتیم، کافیه

از اون طرف هم بازی واقعا خارج از بخش اکشن اش هیــــــــچی نداره که خیلی از بازی های دیگه این ژانر برای من عقب اش میندازه. بخش های پلتفرمینگ بازی که رسما فحش به مخاطبه، Challenge Room ها هم عموما خیلی اهداف روانی کننده ای دارن و واقعا فان نیستن. پیدا کردن سوراخ سمبه و گشتن تو محیط هم که اصن وللش
یه نکته دیگه هم اینه که برخلاف مخاطب جدید ژانر که نیمه اول بازی هی از کات سین ها و صحنه های خفن بازی ذوق می کنه. مخاطب سابقه دار ژانر طبیعتا با این نوع ژانگولر بازی های معمول ژانر آشناست، برای همین این که نیمه اول بازی رسما هیچ داستانی نداره واقعا میره رو مخش. تاکید می کنم این قضیه عدم وجود هیچ نوع روایت داستانی "فقط" محدود به نیمه اول بازیه. نیمه دوم بازی (عملا از جایی که کنترل دانته رو به دست میگیریم) یه داستان خیلی منسجم و فوق العاده داره
اورآل فکر کنم من دقیقا اون جامعه مخاطبی بودم که نمیتونه با این بازی به خاطر عادت های قبلیم با بایونتا و GOW و... کنار بیاد.
نمره نهایی: 7/10
من باید این بازی رو کامل تموم کنم
خیلی بازی محشریه این بازی.
این سازنده های Dead Cells واقعا بی نظیر اند. از طرف دیگه هم دیگه فکر نکنم PoP به این ایرانی ای دیگه نصیب مون شه. مخصوصا از حیث موسیقی که خداست این بازی
فقط بازی رو رسما نمیشه با کیبورد بازی کرد. حتما کنترلر میخواد.
نمره: 9.5/10
من کلا فن رزیدنت اویل نیستم اساسا. ادعایی هم ندارم و یه جورایی خودم رو به هیچ وجه مخاطب پای ثابت این ژانر نمیدونم
همون قدر که با تمام علاقه ام نسبت به Silent Hill f هیچ وقت نمیام از بازی جلو طرفدراهای ژانر و سری که ازش نفرت دارن دفاع کنم، نمیام هم مثل یه متخصص از خودم فتوا برای سری رزیدنت اویل صادر کنم.
ریمیک RE4 عملا دومین تجربه من تو سری بعد RE7 ـه (و میشه گفت تجربه سوم اگه کابوس های من بعد از تجربه RE3 کلاسیک رو پلی استیشن 1 پسر عمه ام رو تو دوران کودکی حساب کنیم

)
بازی انگار داری یه B Movie هالیوودی رو تجربه می کنی از اول تا آخر
و نمیدونم چطور بگم... خیلی محشره

اصن خفنی بازی به اینه که کلش هالیوودیه. بازی اصلا سینماتیک نیست ولی اون انرژی فیلم های درجه دوی هالیوودی رو داره که از اول تا آخر میشینی تحمه میخوری حالشو میبری. طبیعتا لول دیزاین و مکانیک های گیم پلی خیلی مستحکم و طراحی هنری خارق العاده بازیه که میذاره این قدر RE4 به آدم بچسبه. ولی اصل چیزی که من انتظارشو نداشتم این انرژی هالیوودی ایه که بازی از اول تا آخرش رو داره.
یعنی داستان با این که عمق و پیچیدگی نداره خیلی فان و دنبال کردنیه
با این که لئون از اول تا آخر بازی رسما تیکه کلام های کلیشه ای پرت می کنه سمت هر کی که میرسه، بازم چون خیلی خفن ـه حال می کنی باهاش
با این که اصن منطقی نیست چرا بغل یه دهکده یه قلعه خیلی خفنه و یخورده اون ور تر با قایق میرسی به یه مرکز نظامی فوق پیشرفته، همه چیز رو قبول می کنی چون خیلی ست پیس ها خفنه
خلاصه که RE4 به لحاظ بنیانی چیزیه که خیلی از بازی های رئالیستیک طرفش نمیرن چون میترسن مسخره شن. ولی این بازی همه چیزهایی که رو کاغذ میتونه مضحک باشه رو با افتخار تن خودش می کنه و سر همین یکی از هیجان انگیز ترین کارهای هارر ساروایول تاریخه.
نمره: 10/10