امتياز اعضای بازی‌سنتر به عناوین پلتفرم‌های PlayStation

Nathan Drake

Evanescence
کاربر سایت
درود
این تاپیک به این منظور باز شد تا دوستانی که عناوین مختلف رو تجربه کردند، امیتاز از 1 تا 10 به بازی مورد نظر بدن.
لطفا سعی کنید همراه با نمره یه توضیح کوچکی هم بدید.
با تشکر
 
آخرین ویرایش:
Split fiction

وقتی برای اولین بار وارد دنیای Split Fiction شدم، نمی‌دونستم که قراره با یه ترن هوایی احساسی روبه‌رو بشم که هر لحظه‌ش مثل یه تابلوی نقاشی زنده، روح رو نوازش می‌کنه. استودیوی Hazelight، که پیش‌تر با It Takes Two قلب‌هامون رو ربوده بود، این‌بار با یه ماجراجویی دو نفره‌ی دیگه برگشته؛ اما این‌بار، انگار تمام تخیلات و رویاهامون رو تو یه بوم رنگارنگ ریخته و بهمون هدیه داده. Split Fiction نه فقط یه بازیه، بلکه یه تجربه‌ی عمیق و احساسیه که تو رو به دنیاهایی می‌بره که حتی تو خواب‌هات هم ندیدی.
رقص دو قلم در جهانی از تضادها
داستان بازی، مثل یه رمان عاشقانیه پرماجراست که نمی‌تونی کتابش رو زمین بذاری. دو نویسنده، زوئی و میو، که هرکدوم دنیایی متفاوت تو ذهنشون دارن یکی غرق در فانتزی‌های جادویی و دیگری عاشق علمی‌تخیلی‌های آینده‌نگرانه به شکلی غیرمنتظره تو یه شبیه‌سازی گرفتار می‌شن. این دو، که در ابتدا غریبه‌ان، باید با هم همکاری کنن تا از این دنیای خیالی که انگار نمی‌خواد رهاشون کنه، فرار کنن. داستان Split Fiction درباره‌ی دوستی، اعتماد و کشف خوده؛ اما چیزی که بیشتر از همه منو مسحور کرد، این بود که چطور این دو کاراکتر، با وجود تفاوت‌هاشون، کم‌کم به هم نزدیک می‌شن و قلبشون رو به روی هم باز می‌کنن. نمی‌خوام حتی ذره‌ای از این ماجرا رو لو بدم، ولی فقط بگم که پایان بازی، مثل یه آهنگ دل‌انگیز، اشک و لبخند رو باهم بهت هدیه می‌ده. این داستان، یه نامه‌ی عاشقانه‌ست به همه‌ی کسایی که هنوز به قدرت تخیل و دوستی ایمان دارن.
گرافیک: تابلویی که جان گرفته
از نظر گرافیکی، Split Fiction یه شاهکار بصریه که انگار از دل یه رویای رنگارنگ بیرون اومده. بازی با موتور Unreal Engine 5 اگه اشتباه نکنم ساخته شده و هر فریمش، مثل یه نقاشی متحرکه که نمی‌تونی چشم ازش برداری. یه لحظه تو جنگل‌های جادویی پر از مه و نورهای رقصان قدم می‌زنی، لحظه‌ی بعد تو یه شهر سایبرپانکی با نورهای نئونی و بارون‌های بی‌وقفه داری می‌دوی. جزئیات محیط‌ها، از پرهای اژدهایی که باهاش پرواز می‌کنی تا انعکاس نور روی زره‌ی یه نینجای سایبری، نفس‌گیره. رنگ‌ها، نورپردازی و طراحی هنری بازی، طوری با هم هماهنگ شدن که انگار داری تو یه فیلم انیمیشنی زنده بازی می‌کنی. Hazelight با این بازی نشون داده که گرافیک فقط رزولوشن بالا نیست؛ گرافیک، یعنی خلق دنیایی که بتونی توش گم بشی و هر گوشه‌ش یه قصه‌ی جدید برات داشته باشه.
گیم‌پلی Split Fiction، یه سمفونی بی‌نقصه که فقط با یه هم‌نواز می‌تونی اجراش کنی. این بازی فقط به صورت کوآپ دو نفره قابل تجربه‌ست و همین، قلب تپنده‌ی این ماجراجوییه. هر مرحله، یه مکانیک جدید بهت معرفی می‌کنه و هیچ لحظه‌ای تکراری نمی‌شه. یه لحظه داری با اژدها پرواز می‌کنی و باید با دوستت هماهنگ بشی تا از موانع رد بشین، لحظه‌ی بعد تو یه شهر سایبرپانکی با موتورهای پرسرعت داری از دست ربات‌ها فرار می‌کنی. تنوع گیم‌پلی، از پلتفرمینگ و حل پازل گرفته تا اکشن و مخفی‌کاری، طوریه که هر ثانیه‌ش یه سورپرایز جدید برات داره. می‌تونی یه گراز بشی، یه سوسیس کباب‌شده، یا حتی با یه کوسه‌ی شنی تو بیابون مسابقه بدی! این تنوع، همراه با نیاز به همکاری مداوم با هم‌تیمی‌ ات، باعث می‌شه که هر لحظه از بازی، یه خاطره‌ی شیرین بشه. تنها نکته‌ای که شاید کمی آزاردهنده باشه، کنترل دوربین تو بعضی مراحل شلوغه، ولی این مشکل، تو دریای عظمت گیم‌پلی بازی گم می‌شه.
نوایی که روحت را نوازش می‌کند
موسیقی Split Fiction، مثل یه هم‌سفر وفاداره که تو هر لحظه همراهته و احساست رو عمیق‌تر می‌کنه. از ملودی‌های حماسی تو مراحل فانتزی که انگار از دل افسانه‌ها بیرون اومده، تا ریتم‌های تند و هیجان‌انگیز تو مراحل علمی‌تخیلی که ضربان قلبت رو بالا می‌بره، همه‌چیز با دقت و ظرافت طراحی شده. موسیقی بازی، نه‌تنها مکمل گیم‌پلی و داستانه، بلکه یه شخصیت زنده‌ست که تو رو تو هر لحظه همراهی می‌کنه. تو لحظات احساسی، آهنگ‌ها طوری دلت رو می‌لرزونن که نمی‌تونی جلوی اشکات رو بگیری، و تو لحظات هیجان‌انگیز، انگار یه ارکستر کامل داره برات می‌نوازه تا آدرنالینت به اوج برسه. صداگذاری کاراکترها هم بی‌نظیره و دیالوگ‌ها، با طنز و احساسی که توشون موج می‌زنه، باعث می‌شن که زوئی و میو برات مثل دو دوست واقعی بشن.
هر بخش از بازی، یه تکه از این پازل زیباست که کنار هم، یه تجربه‌ی فراموش‌نشدنی می‌سازن
داستان: ۸.۵/۱۰
داستان بازی، با اینکه احساسی و جذابه، تو بعضی لحظات می‌تونست عمیق‌تر باشه. اما پایانش، قلب هر بازیکنی رو تسخیر می‌کنه.

گرافیک: ۱۰/۱۰
از نظر بصری، این بازی یه شاهکار بی‌چون‌وچراست. هیچ ایرادی نمی‌تونی بهش بگیری.

گیم‌پلی: ۹.۵/۱۰
تنوع و خلاقیت تو گیم‌پلی، بی‌نظیره. فقط گاهی کنترل دوربین می‌تونه کمی اذیت کنه.

موسیقی و صداگذاری: ۹/۱۰
موسیقی و صداگذاری، روح بازی‌ان و تو لحظات احساسی، بی‌نهایت تأثیرگذارن.

تجربه‌ی کلی: ۹.۵/۱۰
بنظرم
Split Fiction یه تجربه‌ی ناب و بی‌ماننده که هر گیمری باید حداقل یه بار تجربه‌ش کنه.
یه شهربازی جادوییه که تو هر گوشه‌اش، یه شگفتی منتظرته. این بازی، فقط یه ماجراجویی دو نفره نیست؛ یه سفر احساسیه به قلب دوستی، تخیل و خلاقیت. Hazelight و جوزف فارس با این اثر، بار دیگه ثابت کردن که می‌تونن با ترکیب احساسات و گیم‌پلی، تجربه‌ای خلق کنن که تا ابد تو ذهنت بمونه. اگه دنبال یه بازی هستید که شما رو بخندونه، اشکتون رو دربیاره، و غرقتون در دنیاهایی کنه که هیچ‌وقت ندیدی، Split Fiction همون انتخابیه که نباید از دستش بدید. این بازی، یه نامه‌ی عاشقانه‌ست به همه‌ی کسایی که هنوز به جادوی گیم ایمان دارن.
 
آخرین ویرایش:
Ninja Gaiden 2 Black

نکات مثبت:
-مبارزات خشن، خونین، پرتعداد و سریع
-گرافیک کاملا ارتقا یافته و عالی
-سلاح های متنوع و سیستم آپگرید موثر
-پرچالش و سخت
-پلکان معروف چپتر 13(سلاخی حداقل 100 دشمن نینجا در 6..7 دقیقه:x)
-مدها و اضافات خوب
-ارزش تکرار مناسب به دلیل مبارزات فوق العاده و مدهای متنوع

نکات منفی:
-دوربین بازی (عملا در درجه های سختی Very Hard و بالاتر عملکردتون رو نابود میکنه)
-باس هایی با مکانیزم های اکثرا از مد افتاده
-حذف برخی ویژگی ها از نسخه اصلی به دلیل مبنا قرار دادن نسخه سیگما برای ساخت این نسخه
-همچنان پر مشکل و اعصاب خرد کن بودن برخی قسمت های لول دیزاین بازی


نینجا گایدن 2 رو در دو کلمه میشه خلاصه کرد: "حمام خون". بدون شک این بازی جزو خشن ترین و سریع ترین اکشن هایی هست که تا حالا منتشر شده. ولی نسخه "سیگما" که یکی دو سال بعد از نسخه اصلی برای PS3 منتشر شد به دلیل حذف بسیازی از محتواهای فرعی، کم کردن تعداد دشمنان در صحنه نبرد و همینطور حذف خشونت اصلا به مذاق طرفداران خوش نیومد.
حالا بعد از سالها نسخه نهایی شماره 2 با نام Ninja Gaiden 2 Black منتشر شده که پایه و اساسش رو همون نسخه سیگما تشکیل داده ولی خوشبختانه در بحث خشونت وام گرفته از نسخه اصلی و در بحث تعداد دشمنان و سختی به چیزی مابین دو نسخه اصلی و سیگما هست. در بحث محتواهای فرعی هم اساس نسخه سیگما هست(Horde Mode حذف شده و به جاش Tag-Mission اضافه شده، سه چپتر با سه شخصیت دختر همراه های ریو اضافه شده و برخی سلاح ها و باس ها هم کم و زیاد شدن)

در نهایت میشه گفت هنوز هم در بخش کامبت و مبارزات وحشیانه، دقیق و خونین هیچ رقیبی حتی نزدیک این بازی هم نمیشه و به همین دلیل و همینطور محتواهای فرعی خوبش میتونه ساعتها مشغولتون کنه، ولی اگر تو مواردی مثه دوربین و برخی بخش های لول دیزاین و باس های از مد افتاده هم تغییراتی اعمال میکردن با یه پکیج ریمیک بی نظیر مواجه بودیم.

امتیاز : 8/10
(بشدت به عاشقان H&S، خشونت و چالش توصیه میشه)

.​
 
آخرین ویرایش:
Assassins creed shadows 8.5

+ گرافیک باورنکردی و خوشگل بازی به عنوان کسی که تو سال خیلی بازی تموم میکنم به جرات میگم تا الان بهترین گرافیک یه بازی جهان باز توی ps5 را شاهد هستیم البته احتمالا در ادامه سال باید این عنوان را به death stranding 2 یا ghost of yotei بده.
+ موزیک های بینظیر و ژاپنی بازی که با روح و روان ادم بازی میکنه
+ مبارزات لذت بخش بازی که حس اون شمشیر زدن و قطع شدن دست و پا را قشنگ به ادم منتقل میکنه
+ داستان بازی اگه با دید یه ویدئو گیم فانتزی بهش نگاه کنید واقعا خوبه بازی قرار نیست یه مستند تاریخی را تعریف کنه

_ شخصیت یاسوکه واقعا باحال و قلدره و مثل یه بلدزر میمونه ولی به dna سری اساسین نمیخوره به نظرم بازی بدون یاسوکه بازی بهتری میشد.
_ گیم پلی بازی تو ۹۰ درصد مواقع به کشتن یه نفر اختصاص داره و تنوع ساید کوئست و ماموریت های اصلی کمه توش و با توجه به طولانی بودن بازی خسته کننده میشه.
_ لودینگ های بازی نسبتا طولانیه شما در طول بازی زیاد فست تراول میکنید و اذیت کننده میشه مخصوصا وقتی با انحصاری های سونی مقایسه میکنیم که تو کسری از ثانیه لود میشه
_ یک مقدار پار‌کور بازی اذیت کننده هست و رسیدن به یه مکانی با پای پیاده با توجه به محیط جنگلی و کوهستانی بازی سخته

در کل تجربه دلپذیر و دوست داشتنی بود حدود ۶۰ ساعت برام طول کشید تا پلات بشه ماموریت هایی که در مورد فرقه اساسین ها بود به شدت جذاب ولی بسیار کم بود.
و در اخر بگم که دلم خییییلی برای naoe تنگ میشه :(( :((
 
ELDER RING


وقتی صحبت از میازاکی میشه طرفداران این سبک بازی میدون با ی بازی بی نظیر روبه رو هستن اما وقتی پای ریچارد مارتین هم به همون اثر اضافه می‌شود دیگه. تقریبا همه مطمن هستن که با یک شاهکار هنری. طرف هستيم
الدر رینگ دقیقا همان چیزی هست که. انتظارشو دارین
داستان بازی به بهترین شکل ممکن شروع میشه. و وارد دنیای پر از راز رمز و ماموریت میشین
به طوری که با پایان های متعدد رو به رو میشیم در آخر
شاید با خودتون بگین خب بعد ار بلاد بورن ۳گانه دارک سول
دیمون سول دیگه اینجور سبک های به آخرش رسیده ولی میازاکی. ثابت کرد نه تنها میتونه یک اثر جاودانه خلق کنه بلکه میتونه همون اثر به بهترین بازی سال و به اعتقاد خیلی ها بهترین بازی نقش آفرینی و سولز تبدیل شده باشه
موسیقی بازی تو هر منطقه با هم فرق میکنی و مخصوصا تو مبارک با باس فایت ها بسیار حماسی میشه
از گیم پلی بازی که. کاملا جهان باز شده و صدها ماموریت اصلی و فرعی جلوتون میزاره
تا گرافیک هنری چشم نواز
تا طراحی بسیار عالی باس فایت ها و محیط
همه همه دست به هم دادن تا بایک ابر شاهکار طرف باشیم
بی‌شک بازی سال و بردن جوايز متعدد کمترین کاری بود که صنعت گیم در حق این بازی انجام داد


نمره من به این بازی قطعا 10
 

Attachments

  • ELDEN RING™_20250323203250.jpg
    ELDEN RING™_20250323203250.jpg
    798.4 KB · مشاهده: 9
  • ELDEN RING™_20250324234242.jpg
    ELDEN RING™_20250324234242.jpg
    445.8 KB · مشاهده: 9
  • ELDEN RING™_20250325174128.jpg
    ELDEN RING™_20250325174128.jpg
    487.5 KB · مشاهده: 8
  • ELDEN RING™_20250325181145.jpg
    ELDEN RING™_20250325181145.jpg
    824.3 KB · مشاهده: 8
آخرین ویرایش:
Call of Duty Black Ops 6


خوب ماراتون cod های نوین و اخیر رو بالاخره با به پایان رسوندن عنوان بالا به سرانجام رسوندم

گرافیک نسبت به اون چیزی که از اکتی و دار و دسته اش انتظار داریم خیلی خوبه و روی بحث گرافیک پیشرفت خوبی مشاهده میشه

موسیقی با اینکه باز هم با سال های اوج فاصله بسیار داره ولی باز خوبه، صداگذاری هم سطح خوبی داشت

داستان بازی هم توی مدیوم بلک اوپس قرار می گیره و بد نبود ولی پایانش یهو سر و ته همه چیز رو دراوردن و بدتر از اون یه سری مسائل رو خیلی الکی میذارن برای وارزون و ادم باید بترسه یهو نسخه بعدی شش تا کاراکتری که مردن زنده بشن یا این ناقص تعریف کردن شون به خود پایان بندی ضربه میزنه که فلان چیز چی شد اون کجا رفت و …

و اما گیم پلی
باید گفت cod با دوران طلایی ایش خیلی فاصله گرفته و فقط هی سعی میکنن یا از وارزون بچپونن تو بازی یا اینجا که دیگه از بخش دیگه ( اسپویل میشه نگفتم ! )
احتمالا یا یه تفکری کردن که اینطوری میتونیم همه رو بیاریم تو وارزون تا شیره شون رو بکشیم یا اینکه واقعا کفگیر بدجور به ته دیگه خورده و نواوری رفته قاطی باقالی ها
مراحل مخفی کاری یکی دوتا نه اینکه همه جا یه چیزی بچپونی، کلا سه چهار تایی به زور میشد بهشون گفت مراحل cod محور و بقیه دیگه اعصاب خوردی بودن که حالا منتظر بشی دشمن در موقعیتی قرار بگیره که بتونی بزنیش بعد یارهاش نبینن بعد بری بعدی و بعدی و بعدی
Cod قرار بود سینمایی، سریع و پر هیجان باشه نه این

مولتی هم که هیچی :D
تنها نکته جذاب که حالا نمیدونم تو عناوین قبلی هم بود یا اینجا اضافه شد این سیستم peak & lean خودکار پشت یه سری کاور بود خود کاراکتر کج می ایستاد و این خیلی هم خوب کار شده بود

زامبی باز هم نیستم چون تیم خوب میخواد:|


در کل انتظارم زیاد بود ولی خورد به دیفال! چون مدرن وارفر که دیگه اونقدر هیجانی نیست، گفتیم بلک‌ اپس جبران میکنه که این هم هیچی

7.5/10
 
Call of Duty Black Ops 6


خوب ماراتون cod های نوین و اخیر رو بالاخره با به پایان رسوندن عنوان بالا به سرانجام رسوندم

گرافیک نسبت به اون چیزی که از اکتی و دار و دسته اش انتظار داریم خیلی خوبه و روی بحث گرافیک پیشرفت خوبی مشاهده میشه

موسیقی با اینکه باز هم با سال های اوج فاصله بسیار داره ولی باز خوبه، صداگذاری هم سطح خوبی داشت

داستان بازی هم توی مدیوم بلک اوپس قرار می گیره و بد نبود ولی پایانش یهو سر و ته همه چیز رو دراوردن و بدتر از اون یه سری مسائل رو خیلی الکی میذارن برای وارزون و ادم باید بترسه یهو نسخه بعدی شش تا کاراکتری که مردن زنده بشن یا این ناقص تعریف کردن شون به خود پایان بندی ضربه میزنه که فلان چیز چی شد اون کجا رفت و …

و اما گیم پلی
باید گفت cod با دوران طلایی ایش خیلی فاصله گرفته و فقط هی سعی میکنن یا از وارزون بچپونن تو بازی یا اینجا که دیگه از بخش دیگه ( اسپویل میشه نگفتم ! )
احتمالا یا یه تفکری کردن که اینطوری میتونیم همه رو بیاریم تو وارزون تا شیره شون رو بکشیم یا اینکه واقعا کفگیر بدجور به ته دیگه خورده و نواوری رفته قاطی باقالی ها
مراحل مخفی کاری یکی دوتا نه اینکه همه جا یه چیزی بچپونی، کلا سه چهار تایی به زور میشد بهشون گفت مراحل cod محور و بقیه دیگه اعصاب خوردی بودن که حالا منتظر بشی دشمن در موقعیتی قرار بگیره که بتونی بزنیش بعد یارهاش نبینن بعد بری بعدی و بعدی و بعدی
Cod قرار بود سینمایی، سریع و پر هیجان باشه نه این

مولتی هم که هیچی :D
تنها نکته جذاب که حالا نمیدونم تو عناوین قبلی هم بود یا اینجا اضافه شد این سیستم peak & lean خودکار پشت یه سری کاور بود خود کاراکتر کج می ایستاد و این خیلی هم خوب کار شده بود

زامبی باز هم نیستم چون تیم خوب میخواد:|


در کل انتظارم زیاد بود ولی خورد به دیفال! چون مدرن وارفر که دیگه اونقدر هیجانی نیست، گفتیم بلک‌ اپس جبران میکنه که این هم هیچی

7.5/10
درود

امتیازی که دادی درسته ؟:دی چون اصلا همخونی نداره با چیزایی که نوشتی ٬ ۷/۵ و معمولن به بازی های خوب میدن نه بازی ای که انقدر ناامیدت کرده و هیچ نوآوری ای هم نداشته
 
درود

امتیازی که دادی درسته ؟:دی چون اصلا همخونی نداره با چیزایی که نوشتی ٬ ۷/۵ و معمولن به بازی های خوب میدن نه بازی ای که انقدر ناامیدت کرده و هیچ نوآوری ای هم نداشته

من یه مقداری دستم بالاست برای نمره دادن :D
بعد نا امیدی تا ارزش خود بازی خیلی تفاوته، الان تلاشی که کردن برای ساخت این بازی در این حده

یه جورایی بحث سر ارزش بازی و امتیاز بازی هست
من امتیاز دادم بر اساس مباحث کلی بازی ولی ارزش بازی و نا امیدی شاید حدود پنج از ده میشد
 
  • Like
Reactions: Destro
Cyberpunk 2077
خیلی منتظر موندم تا باگ هاش رفع بشه که بتونم تجربش کنم. وقتی سازنده ها گفتن این آخرین آپدیته و کاربرا هم میگفتن بازی به پایداری کامل رسیده، بالاخره رفتم سراغش. ولی در عین ناباوری با باگ هایی مواجه شدم تا به الان تو هیچ بازی دیگه ای ندیدم!!! از باگ های بصری تا باگ هایی عملکردی همچنان تو بازی وجود داره. با خودم میگفتم اگه الان اینجوریه، زمان عرضه دیگه چجوری بود.
گرافیک بازی فوق العادست. به خوبی یک جهان رباتیک و سایبرگی رو به تصویر میکشه. هر منطقه از بازی حس و حال مخصوص به خودشو داره. یکی از نقاط قوت بازی اینه که تقریبا میشه گفته که هیچ محیط تکراری تو بازی وجود نداره حتی هر اتاقی با اتاق دیگه فرق داره که نشون میده چقدر رو این مسئله وقت گذاشتن. اکثر NPC ها هم حتی با هم فرق دارن که واقعا این مسئله واسم عجیب بود.
گیم پلی بازی بی نظیره. سیستم مخفی کاری، سیستم هک و مبارزه با سلاح گرم و سرد به خوبی پیاده سازی شدن. یه مشکلی من داشتم این بود که واسه لوت کردن همیشه باید خیلی دقیق رو هدف مورد نظر زوم میکردم که باعث میشد کل بازی دوربین پایین باشه تا جنازه ها رو لوت کنم. اگر لوت خودکار وجود داشت خیلی خوب میشد. یکی دیگه از مشکلات، مراحل فرعی بازیه که اکثرا تکراری و خسته کننده هستن. نه به داستان و نه به گیم پلی بازی چیزی اضافه نمیکنن. هوش مصنوعی دشمنان خوبه ولی هوش مصنوعی NPC ها داغونه. وقتی تو شهر میری انگار همه کند ذهنن.
موزیک بازی عالیه. از تم مبارزات و خود بازی بگیر تا آهنگ هایی که از رادیو پخش میشه. همیشه رادیو رو میذاشتم رو یک کانال خاص و به آهنگاش گوش میدادم. بازی با استفاده از موزیک تونسته حس تنش و اضطراب رو به خوبی در صحنه های حساس و نفس گیر ارائه کنه.
می رسیم به داستان بازی که اولش فوق العاده خفن شروع میشه ولی هر چی جلوتر میره، بدتر و بدتر میشه. به نظرم پایان بندی و شخصیت پردازی نقطه ضعف بازیه. میشه به صورت کلی گفت تصمیم گیری بازیکن در نتیجه نهایی تاثیری نداره و تمامی پایان های بازی به یک نتیجه واحد ختم میشه مرگ V که واقعا حالگیریه، حداقل یه پایان خوش باید در نظر میگرفتن. شخصیت های (adam smasher و yorinobu) که آنتاگونیست هستن، رو فقط اول و آخر بازی میبینیم و هیچ زمانی به اونا اختصاص داده نمیشه. یا حتی شخصیت (Jackie)هم خیلی زود از داستان کنار میره که باعث میشه اون حس از دست دادن رفیق به خوبی منتقل نشه.

اکسپنشن Phantom Liberty رو میشه یک نسخه دیگه از بازی در نظر گرفت از بس که محتوا داره. از دید گیم پلی آنچنان تغییر خاصی نداره ولی از لحاظ داستانی خیلی بهتر از نسخه اصلی هستش. داستان هم یه جورایی قبل از اتفاقات پایان بازی نسخه اصلی رخ میده. من نمیدونم چرا اکسپنشن های CD Project Red از خود بازی های اصلیش بهتره. سر Witcher 3 هم همینجوری بود.

امتیاز: 8.5/10


Spiderman 2
واسه این نسخه وحشتناک هایپ داشتم ولی بعد از تجربش سقف انتظاراتم فرو ریخت! خیلی منتظر DLC هاش بودم ولی مثل اینکه به خاطر اون هک بزرگ، دیگه اکسپنشنی واسش نمیاد.
گرافیک بازی آنچنان پیشرفت خاصی نداشته ولی همچنان در سطح بالاییه. خیلی با این مشکلی نداشتم ولی یه سری مسائل ریز، اذیت کننده بود مثل تغییر قیافه MJ. نمیدونم چرا قیافه به اون خوبی تو نسخه اول رو گرفتن تغییر دادن. حالت چشم شخصیت ها هم عجیب غریب بود. لعنتی بعضی جاها از قیافه MJ بیشتر از Venom میترسیدم. محیط بازی هم مثل نسخه اول بود و هیچ نوآوری یا پیشرفت عجیب غریبی نداشت. موزیک و صداگذاری خیلی خوب کار شده. مخصوصا موقع هایی که ونوم صدا میزد اصلا یه ترس خاصی رو ایجاد میکرد.
داستان بازی که اصلا یک حس دو گانه ای بهش دارم. یه جاهایی خوب بود، یه جاهایی خیلی مضحک و بچگانه. در کل داستان متوسطی داشت. شخصیت Kraven اولش خیلی هایپ شد ولی آخرش آنچنان به یاد ماندنی و تاثیرگذار نبود.داستان ونوم خیلی کوتاه بود و عملا هیچ اطلاعاتی راجبش ارائه نشد. یه سری مسائل ووک هم بود که رو تجربه تاثیر میذاره. ماشالله MJ خودش به تنهایی کل شکارچی ها رو حریف بود نمیدونم به اسپایدرمن ها چه نیازی بود دیگه! اگر عملکرد مایلز و پیتر و MJ رو در طول داستان مقایسه کنید، میبینید MJ کل تیم رو کری میکنه.
علی رغم اضافه شدن قابلیت های جدید، گیم پلی پسرفت داشت. به نظرم web gliding تنها نقطه قوت بازی هستش. یه سری گجت های باحال و کاربردی به همراه قابلیت لباس پیتر که تو نسخه اول بود، تو این نسخه حذف شده. به جاش قابلیت های ونوم اومده که آنچنان تاثیرگذار نیستن و بعد از مدتی تکراری میشن. خود قابلیت های باس ونوم به نظرم جذابترن. ماموریت های فرعی بازی نسبت به نسخه های قبل خسته کننده تر هستن. تنها ماموریت های تعقیب پرنده ها جالب بودن که از قابلیت web gliding استفاده میشد. من نمیدونم سازنده ها چه اصراری دارن ما با MJ بازی کنیم. تو نسخه اول یه سری مخفی کاری بود. تو این نسخه دیگه MJ به کماندو تبدیل میشه. دشمنانی رو که اسپایدرمن باید ده دقیقه باهاشون مبارزه کنه، MJ وان شات میکنه! اگر از نظر قدرت بخوام رتبه بندی کنم: اول MJ، دوم مایلز و آخر پیتر(با قدرت ونوم)!!! ناگفته نماند که یه مرحله حتی باید با دوست دختر مایلز، یه سری رنگ آمیزی انجام بدیم! من نمیدونم چی تو ذهن سازنده ها میگذره.
خلاصه از اینسامنیاک یه مقدار ناامید شدم. واقعا با نسخه های قبلی اسپایدرمن و رچت و کلنک خیلی حال کرده بودم. ولی اسپایدرمن 2، اگر بگم پسرفت نداشت پیشرفتی هم نداشت. این باعث شد یه مقدار واسه wolverine نگران بشم. چون واسه من یکی از مورد انتظارترین بازی هاست.

امتیاز: 8/10
 
واقعاً فکر نمی کردم بیشتر از 100 ساعت وقت بذارم برای بازی که تا قبل از دیدن نقد هاش اصلاً تو لیستم نبود :D

Kingdom_Come_Deliverance_II.jpg

برام عجیبه هنوز این استودیو چجوری تونسته با این تجربه کم همچین گیم بزرگ و حرفه ای رو پخت و پز کنه، یه RPG عمیق، طولانی و معرکه از هر نظر:

+ شخصیت پردازی و داستان و روایت استادانه و به یاد موندنی
+ گیم پلی از کامبت و مخفی کاری بگیر تا المان های rpg، انتخاب دیالوگ ها، اسب سواری، ارتباط با جهان باز گیم، کوئست های فرعی، صداگذاری و.... همه و همه عالی
+ گرافیک فنی و هنری بازی هم که نیاز به تعریف نداره
_ وجود بیش از حد دیالوگ اواسط بازی دیگه حوصله سر بر شد و من دیگه از اونجا به بعد زیرنویس می خوندم اسکیپ می زدم :D
_ پایان بازی هم یکم سریع همه چی جمع شد و کاش مثل بقیه بازی های این سبک نشون می داد که هر کدوم از کاراکتر ها به چه سرانجامی رسیدن
_ یه سری باگ هم طبیعتاً داخل بازی بود که برای یه rpg به این بزرگی و این استودیو نمیشه نکته منفی بزرگی در نظر گرفتش

9
 
960x0.jpg
Assassin's Creed shadows​
من ۱۱۴ ساعت بازی، رو بازی کردم از ثانیه‌ای که قفل بازی باز شد بازی کردم و تقریبا فکر میکنم ۹۰ درصد هر آنچیزی که در بازی بود رو تجربه کردم
بازی گرافیک بی نهایت خوبی داره، فیزیک جذابی داره« از برش اجسام و طبیعت و پارچه و تخریب وسایل محیط و ...»، شروع جذابی داره، مخفی کاری با نائوعه و امکاناتی که داره به شدت ارضا کنندست، ساخت و ساز پایگاه واقعا جذابه من خودم چندین ساعت صرفش کردم« هرچند کارایی خاصی درنهایت نداره هی بری بیای توش صرفا یه چیز زینتی و دل خوشی شخصیه، دنیاسازی بازی بی نظیره و فقط میتونی دسته رو گاهی بزاری زمین و از این همه زیبایی لذت ببری، استفاده از دسته تو بازی خیلی خوبه، سیستم جدید آنیموس و مدل گرفتن جوایزش به نظرم جالب شده
اما...
داستان بازی بعد اکت یک و اضافه شدن یاسوکه به شدت افت می‌کنه و کلا خط داستانی بازی به شدت حوصله سر بر میشه یعنی فقط میری که تمومش کنی، من نمیدونم یعنی از اوریجینز که این ایده به ذهنشون رسید یه دایره درست کنن آدم‌های مختلف یه اسم فرقه مخفی طور هم بزاریم روشون تک تک شون رو بکشیم تا برسیم به رییسشون و تمام این تکرارش یه بازی جذابه، دو بازی جذابه نه دیگه ۵ تا بازی یعنی یکی اون خراب شده یه ایده بهتری نداشته؟ یعنی واقعا یه جایی دیگه احساس کردم داره به شعورم توهین میشه اینقدر که هی آیجکتیو رو باز میکردی می‌دیدی باز یه دایره از افراد برای کشتن اضافه کردن
غیر یه سری کاتسین های محدود که خیلی با کیفیتن که کلا شاید ۵ درصدن ۹۵ درصد کاتسین‌ها فاجعست، انیمیشن صورت‌ها واقعا خنده داره « همین الان ویچر n سال پیش سه هیچ شدوز رو میزنه» وویس اکتینگ‌ها افتضاحه به خصوص بعضی دیالوگ‌های نائوعه که قشنگ هم صداش هم مدل بیان کردنش منو یاد گل گدوت میندازه همونقدر نچسب، یاسوکه واقعا اضافیه اره گیم پلی نسبتا جذابی داره« هرچند اونم بعد یه مدت تکراری و حوصله سر بر میشه و کلا مبارزات بازی می‌ره رو اعصاب به خصوص فینیشرها که کلا دو تا دونست برای هر سلاح که دیگه اینقدر میبینیش حالت بهم میخوره» یعنی قشنگ هرجا به خصوص توی یه سری جاها کنار نائوعه بود قشنگ میکشوندت از فضای بازی بیرون، کاش حداقل قیافش رو بهتر طراحی میکردن یه زخمی چیزی نمیدونم، کلا فاجعه و اضافست، یه سری فعالیت‌های جانبی تکرار شونده در نقشه بازی برای کسب knowledge point فرا فاجعست یعنی واقعا خنده داره اون تیراندازی سوار اسب و کاتاها که نمیدونم چطوری روشون شده اینا رو بزارن تو بازی نبود والله خیلی بهتر بود نائوعه هم اون kuji-kiri‌هاش به همین منوال
داستان هم که تقریبا تهش باز موند و باید منتظر dlc موند😑

6.5 دیگه با ارفاق خیلی زیاد شاید 7
 
Final Fantasy Rebirth
7/10

خب بریم سراغ بازی‌ای که عیدمونو پوشش داد. خیلی کنجکاو بودم ببینم نسبت به ریمیک چقدر پیشرفت داشته. اولین چیزی که نظرمو جلب کرد گرافیک خوشگل بازی بود. از نظر تکنیکی بالا نیست اما به شدت زیبا و چشم‌نوازه و به شخصه این مورد رو بیشتز ترجیح میدم. محیط‌های بازی خیلی متنوع و قشنگن. حال و هوای لوکیشن اول که گرس‌لند باشه رو خیلی دوس داشتم. ترکیبی از محیط جنگلی و کویری همراه با روستاهای کوچیک. پر از آسیاب‌بادی‌های باحال. گشتو گذار توش رو خیلی دوس داشتم با توجه به اینکه متریال‌هارو مشخص کرده بود و به راحتی میشد فهمید که چیو باید جمع کنی. تا آخر بازی چندین مپ جدید میبینیم که همگی اون زیبایی رو حفظ کردن در کنار متفاوت بودن. طراحی خود کرکترا خوب بود. انیمیشن صورتشون خوب بود. نکته‌ی خوب بعدی فریم ثابت بازی بود. هیچ افت فریمی حس نکردم و تا آخر رو ۶۰ ثابت بود. شاید بشه گفت بهترین بخش بازی موسیقی‌های خیلی خوبش هستن. چه وقتی دارید توی مپ میچرخید و چه وقتی در حال مبارزه هستید همیشه یه موسیقی فوق‌العاده که دقیقا با حال و هوای اون بخش همخونی داره، در حال پخش شدن هستش.

برسیم به داستان بازی. داستان بازی رو دوس داشتم و همواره کنجکاو بودم که ببینم چی میشه با اینکه میدونستم احتمالا اتفاق خاصی نیفته چون قراره یه نسخه‌ی سومی هم در کار باشه. متاسفانه همینطورم شد. داستان بازی خیلی کش‌دار و کُند هستش. پر از فیلر بود. به شکل کاملا قطره چکونی اطلاعات رو بهتون میده و در نهایت هم مقدار زیادی سوال درست میکنه که شاید تو نسخه سوم جوابش رو بهتون بده. شخصیتای بازی خوبن در طول داستان. البته ارتباط گرفتن باهاشون سخته واقعا به عنوان کسی که ارادت خاصی به دنیای ف‌ف ندارم و این سومین نسخه ازین سری بود که بازی میکردم. ولی خب نمیشه گفت بازی مشکل داره. همه چیز با حال و هوای دنیای بازی همخونی داره. از خود کرکترا بگیر تا صداپیشگیشون و دیالوگا! خیلی جاها اون حالت لوس و یخ بودن بهم دست میداد خصوصا در مورد کرکترای فرعی که میبینیم در طول بازی. مثلا توی جزیره‌ی کوستا دل سول پر بود ازین شخصیتا که صداهاشون هم شبیه هم بود. دیالوگی که میگفتن باعث انجماد میشد واقعا. خود شخصیتای اصلی وضعیتشون بهتره ولی خب اونام یه جاهایی به این درد دچار میشدن. این جریان توی ریمیک و ف‌ف ۱۶ هم بود و به وضوح مشخصه که باید اینطور باشه. حالا شما یا خوشت میاد یا نمیاد.

بریم واسه گیم‌پلی و کامبت. کامبت بازی خیلی خووبه. نسبت به ۱۶ عمق بیشتری دازه قطعا اما لزوما لذتبخش‌تر ازون نبود واسم. اینکه هر کرکتر سیستم یونیک خودشو داره خیلی خوب بود. بازی با هر کردم حس و حال خودشو داشت. بازی پر بود از افکت و پارتیکل. هر ضربه‌ای که میزدید یه چیزی میپاشید رو هوا که کامبت بازی رو خیلی قشنگ میکرد. تنوع اسکیل‌ها خیلی خوب بود. قطعا همشون به درد بخور نیستن مثل تمام بازی‌ها ولی خب برای هر شرایطی یه چیزیی گذاشته بودن. اینکه هر سلاح جدید یه اسکیل جدید بهتون اضافه میکرد حرکت جالبی بود. به شخصه از خیلیاشون استفاده نکردم و صرفا ۴تا اسکیلی که باهاشون راحت بودم رو انداختم رو کرکترا و با همونا تا آخر رفتم. سیستم متریا رو خیلی نتونستم باهاش ارتباط بگیرم. استفاده‌ی زیادی هم ازشون نکردم. فقط جایی که واجب بود تا به ویکنس انمی حمله کنی، از المنتال مجیک‌ها استفاده کردم و همچنین متریای هیل کردن. کامبت بازی اینجوریه که باید به سریعترین شکل ممکن نوار ATB رو پر کنید تا بتونید از اسکیل و مجیک و آیتم استفاده کنید و بعد هم تمرکز رو بذارید روی ویکنس انمی‌ها تا سریعتر بکشیدشون. مشکل اصلی اینه که انمی‌ها خیلییییییی هلثشون زیاده. نمیدونم این در راستای طولانی‌تر کردن بازی بوده یا چی اما از وسطای بازی به بعد، اکثر مبارزات به شدت خسته کننده و طولانی بودن. چالشی وجود نداشت ولی خب خیلی طولانی بودن. وقتی هم زیادی شلوغ میشد اصلا نمیشد دید کی به کیه و به قولی سگ صاحابشو نمیشناخت. متاسفانه تمام تمرکز انمی‌ها روی کرکتری بود که شمه کنترلش رو به عهده دارید. با این حرکت خواستن شمارو مجبور کنن مُدام بینشون سوئیچ کنید. همین داستان باعث میشد یه وقتایی عین توپ فوتبال شمارو پاس بدن به همدیگه. خیلی وقتا شما مجبورید چند ضربه پشت هم بخورید چون هیچگونه ریکاوری وجود نداره. دلیل دیگه که مجبورتون میکنن بین کرکترا سوئیچ کنید اینه که نوار ATBشون خیلیییییی کُند پر میشه مگر اینکه خودتون کنترلشون رو بگیرید دستتون. کلا حکم هم تیمی و یار کمکی رو ندارن. عملا هیچ کاری در طول مبارزه انجام نمیدن. خیلی وقتا سوئیچ میکردم روی کرکتر دیگه و میدیدم تَه استیج داره دور خودش میچرخه! حتی نزدیک انمی هم نبوده چه برسه به اینکه بخواد دمیج بده. سیستم سامن و لیمیت هم خوب بودن خصوصا وقتی لیمیت هر سه کرکتر رو خالی میکردی رو باسی که استگر شده. مشکل دیگم با مبارزات بازی این بود که وسط باس فایت مُدام کات میخورد به کات‌سین. یعنی تا میامدی گرم شه یهو میرفت تو کات‌سین. خیلی وقتام اجازه نمیداد به باسی که استگر شده دمیج بدی چون باید صبر میکردی از استگر خارج بشه تا بریم داخل کات‌سین! خیلی سیستم منسوخیه انصافا.

برسیم به کوئست‌ و مینی‌گیم‌ها و اکتیویتی‌های داخل مپ. اول از مینی‌گیم‌ها شروع کنیم که خیلی خوب بودن. به شدت متنوع و سرگرم کننده. تقریبا همشونو دوس داشتم ولی خب خیلی باهاشون وقت نگذروندم خصوصا هر چی جلوتر رفتیم و این زیادی طولانی بودن بازی کلا خستم کرده بود. کوئستای اصلی شمارو وارد حالت خطی میکرد و باید مستقیم از نقطه‌ی آ به ب میرفتید تا تموم بشه. این مدل بازیارو دوس دارم اصولا. یه مپ بزرگ بهتون میدن و آزادید هر کاری بکنید و بعد یه طرف دیگه مین کوئست‌هارو داریم که حالت خطی به خودشون میگیرن. لول دیزاین بازی اما خیلی جالب نیست. تا وسطای بازی مشکلی نداشتم اما هر چی جلوتر رفتیم اوضاع ناجورتر شد. اول اینکه هر کاری میکنن تا بازی رو کش بدن. یعنی اگه حتی چند ثانیه هم بتونن شمارو بیشتر علاف کنن، دریغ نکردن ازش! بارها این اتفاق میفته که شما دارید یه مسیری رو به خوبی پیش میرید و یهو راه خراب میشه و مجبورید دور بزنید تا به راهتون ادامه بدید. یه بار دو بار سه بار قابل تحمله ولی وقتی بارها تکرار میشه خیلی زشت میشه. نکته‌ی بعدی اینه که شما یه مرحله رو با سه تا کرکتر میرید جلو و بعد از نیم ساعت شمارو برمیگردونه به اول مرحله و میگه خب حالا با اون سه تا کرکتر دیگه از یه طبقه پایین‌تر برو جلو! دوباره بعد نیم ساعت کنترل تیم اول رو میده دستت و دوباره برمیگردید پیش تیم دوم تا ببریدشون جلو! توضیح بیشتری لازم نیست بدم در مورد اینکه چقدر زشت و نچسبه این کار. همونطور که قبلا هم گفتم بازی پر از فیلر هستش. یه سری چپترا عملا هیچ کمکی به داستان نمیکنن و فقط هستن که بازی رو طولانی کنن. نمونه‌ی بارزش چپتر ۱۱ بود که حقیقتا یکی از بدترین و عذاب‌آورترین تجربه‌های گیمینگم بود. جایی که باید با گربه بازی کنید و برای حدودا یک ساعت جعبه پرت کنید اینور اونور. هر چقدر از احمقانه بودن این چپتر بگم کم گفتم. بین فیلرها، این یکی با اختلاف رتبه‌ی اول بود. ساید کوئست‌ها خیلی بدن. شاید ۸ ۹تاشونو رفتم که همشون تو گل جمع کردن و غذا پیدا کردن و برگردوندن مرغ همسایه به خونش و پیدا کردن گربه خلاصه میشد. تو تمام این کوئست‌ها هم شمارو مجبور میکنه با سرعت لاکپشت حرکت کنید تا مطمئن بشن حسابی بازی طولانی میشه! اکتیویتی‌های داخل مپ اولش خووبن. دوتا مپ اول که گرس‌لند و جونان باشن همه کارارو انجام دادم و هر دو رو کامل کردم اما از مپ سوم دیگه بیخیال شدم چون هیچ دلیلی برای انجامشون نبود. سیستم اوپن ورلدش لیترالی مال فارکرای ۳ بود. شما میری بالای برج بخشی از مپ روشن میشه و آیکونا ظاهر میشن. میری انجامشون میدی و این کار رو توی ۷ ۸تا مپ تکرار میکنی. حتی پیدا کردن سامن‌های جدید رو هم انداختن پشت این سیستم. ظاهرا توی بازی اصلی سامن‌هارو راحت میشد پیدا کرد. خودم بعد باز کردن دوتا سامن دیگه بیخیال بقیه شدم. چوکوبوهارو خیلی دوس داشتم خصوصا جوجه‌هاشون که شمارو به ایستگاه چوکوبو هدایت میکردن. همیشه سعی میکردم اینارو پت کنم. خیلی گوگولی و بانمک بودن.

در نهایت به نظرم مشکل اصلی بازی اینه که خیلییییییییی طولانیه. خیلیییییییی بزرگه و این طولانی و بزرگ بودن کاملا بی دلیله. به زور بازی رو طولانی کردن. شاید فن‌های سری عاشقش بشن ازونجایی که از بچگی با این بازی بزرگ شدن و واسشون جذابه همه چیزش اما خب یکی مثل من که هیچ ارتباط و ارادتی نسبت به این سری نداره قطعا دهنش صاف میشه. این طولانی بودن یه چیز مشترکی هستش بین ریمیک و ریبرث و ۱۶. تو هر ۳تاشون کلی فیلر پیدا میشه. حالا شاید نقدم خیلی با امتیازم همخونی نداشته باش اما خب در نهایت بازی به خوبی ارائه شده بود. کُلیت کار خیلی با کیفیت بود. اگر جمع و جورتر ساخته میشد خیلی بیشتر میتونستم لذت ببرم. به هر حال نیمه‌ی اول بازی خیلی خوش گذشت اما بعد اون مشکلاتم شروع شدن.

موفق باشیم.
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

Top
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or