1. به منظور درک هر چه بیشتر مشکلات کاربران در ارتباط با نحوه اتصال و پینگ در بازی های آنلاین لطفا به گفتگو های زیر مراجعه و مشکلات خود را بیان نمایید.
    اعلام اسامی بازیهایی که به دلیل PingTime بالا با مشکل یا لگ شدید مواجه هستند
    اعلام اسامی بازیهایی که توسط سیستم فیلترینگ ایران و یا کشور میزبان فیلتر شده
    اعلام بازخور بهبود PingTime
    بستن اطلاعیه

Persona Game Community

گفتگو در 'Game Communities' ایجاد شده توسط Phantom Thief, ‏Jan 24, 2015.

Waifu مورد علاقتون؟:D

Poll closed ‏Jul 7, 2015.
  1. Yukari Takeba از P3

    0 رای
    0.0%
  2. Mitsuru Kirijo از P3

    6 رای
    37.5%
  3. Fuuka Yamagishi از P3

    0 رای
    0.0%
  4. Aigis از P3

    1 رای
    6.3%
  5. Chie Satonaka از P4

    3 رای
    18.8%
  6. Yukiko Amagi از P4

    3 رای
    18.8%
  7. Rise Kujikawa از P4

    1 رای
    6.3%
  8. Naoto Shirogane از P4

    1 رای
    6.3%
  9. Labrys از P4 Arena

    1 رای
    6.3%
  10. Rei از PQ

    0 رای
    0.0%
  1. کاربر سایت

    ارسال ها:
    929
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 7, 2011
    نام:
    Parsa
    [​IMG]
    درود !:d
    به تاپیک Persona Game Community خوش اومدید.همین جور که ار اسم این تاپیک معلومه هدف ایجاد این تاپیک تبادل نظر در مورد هر چیزی که با این سری ارتباط داره هست.حالا این ارتباط ها میتونه خود این سری یا سری Megami Tensei یا دوبلر های این سری یا کارکتر های و ... باشه.البته سعی کنید که بیش از حد از بحث Persona خارج نشید:d
    میدونم که 95% کاربرای BC هیچ شناختی از این سری ندارند و برای همین تصمیم گرفتم که مقاله ای در مورد تاریخچه ی این سری بر مبنای اطلاعات خودم و اطلاعات سایت های مختلفی مثل Kataku بنویسم و در این تاپیک بزارم.
    [​IMG]
    خیلی ها فکر می کنند که سری Persona فقط 5 نسخه ی اصلی داره در حالی که این طوری نیستش.در واقع این سری 6 نسخه ی اصلی داره(تازه اگه P3:FES رو هم حساب کنیم 7 تا میشه).تمامی بازی های این سری در یک جهان اتفاق می افتند و این سری از عناصر های مختلفی پیروی میکند که مهم ترین شون عناصری هستند برگرفته از اندیشه های Carl Gustav Jung هست.Carl Gustav Jung روان شناسی هست که به خاطر اندیشه های روان شناسیش (مثل کهن الگو،ناخوداگاه و خوداگاه،پرسونا و سایه) تحت عنوان روان شناس تحلیلی معروف هست.
    دو واژه سایه و پرسونا هم در کتاب کارل یونگ و هم در سری Persona نقش مهمی رو دارند
    واژه سایه یا Shadow در کتاب کارل یونگ به عنوان بخشی از انسان تعریف شده که انسان سعی می کنه اون رو مخفی می کنه و وانمود میکنه که اصلا همچین حسی در او وجود نداره.حالا در سری Persona سایه ها هیولا هایی هستند که بر اساس احساسات پلید انسان ها به وجود اومدند.مهم ترین نوع این هیولا ها Shadow Self ها هستند که بر اساس احساسات پلید یک شخص به وجود اومده.
    واژه پرسونا یا به عبارت دیگه ماسک در کتاب کارل یونگ به عنوان ماسکی تعریف شده که نفس یک انسان از اون استفاده می کنه مثل خوشحالی،ناراحتی،عصابانیت و ... .یا به عبارت ساده پرسونا همون سایه هست ولی توسط خود انسان رام و کنترل شده.در این سری پرسونا قدرتی هست که با ان می توان یک اواتار(به شکل یک خدا،شیطان یا یک شخص افسانه ای و تاریخی) بر اساس احساسات رام شده یک شخش هست را احضار کند.
    حالا برسیم به تاریخچه این سری !:d
    [​IMG]
    Revelation: Persona (1996)
    این بازی با نسخه ی ژاپنی و نسخه ی غربی ان تفاوت های زیادی داره.به عنوان مثال این بازی در ژاپن به عنوان "Megami Ibunroku Persona" شناخته میشد در در امریکای شمالی به عنوان Revelation: Persona شناخته می شد.اگر شما نسخه ی ژاپنی رو ببینید میفهمید داستان بازی در ژاپن و متناسب با شخصیت های ژاپنی شکل میگیره.ولی در غرب داستان بازی در امریکای شمالی و با شخصیت های امریکایی شکل می گیره.
    داستان بازی از جایی شروع میشه که شخصیت اصلی با دوستناش در اتاق های مدرسه جمع میشند و بازی به اسم پرسونا رو انجام میدند.زمانی که بازی تمام شد روحی در اون اتاق ظاهر و با رعد و برق شخصیت اصلی و چند نفر را بی هوش می کند.این جاست که شخصیت اصلی و دوستانش در خواب با شخصی به نام Philemon اشنا میشند و Philemon به اون ها قدرتی به اسم Persona میده.مدتی بعد شخصیت اصلی و دوستانش تصمیم می گیرند که به ملاقات Maki Sonomura بروند زیرا حال وی خوب نیست و در بیمارستان بستری شده است.در زمان ملاقات ان ها می فهمند که شکل شهر عوض شده و شیاطین ها بر جاده ها مسلط شده اند.
    این بازی از نظر گیم پلی با گیم پلی P3 & P4 تفاوت زیادی دارد و بیشتر شبیه به گیم پلی سری Megami Tensei است.به عنوان مثال زمانی که شما در Dungeon ها می گردید بازی حالت اول شخص دارد.البته زمانی که شما وارد یک اتاق می شوید بازی از حالت اول شخص بیرون میاد و وارد حالت سوم شخص به خود می گردد تا بازیکن بتواند با شخصیت های بازی ارتباط بر قرار کند.زمانی که شما در Dungeon ها می گردید به طور Random به دشمن ها بر خورد می کنید.این رو هم بگم که هر روز در بالای صحفه هلال ماه رو نشان داده می شود و اگه بازیکن بخواد با یک دشمن ارتباط برقرار کنه این هلال ماه بر روی حال و حوصله دشمن تاثیر میزاره.
    سبک مبارزه بازی حالت Turn Base سوم شخص را داره.بازیکن در هنگام مبارزه دو راه برای پایان بردن مبارزه داره.اولین حالت اینه که بازیکن با دشمنانش ارتباط برقرار کنه همون جور که گفته بودم حال و حوصله ی یک دشمن بستگی به هلال ماه داره .شما می تونید با ارتباط با دشمن خود اون ها رو ناراحت،عصبانی،خوشحال یا اون ها رو بترسونید!دشمن ها تو هر کدوم از این حالات عکس العمل خاصی نشون میدند.مثلا اگه عصبانی بشند شکست دادن اون ها به شدت سخت تر میشه ولی اگه بترسینشون اون ها به شما یک Item میدند و بعد فرار می کنند!
    دومین حالت اینه که با اون ها بجنگید که از اونجایی که سبک بازی Turn Base هست فکر نکنم توضیح زیادی بخواد:d
    در سال 2009 نسخه ی باز سازی شده ی ان تحت عنوان پلتفرم دستی PSP منتشر شد.این نسخه مزیت های ب نسبت به نسخه ی اصلی دارد که از این مزیت های میشه به گرافیک HD شده،Cut Scence های انیمه ای جدید و اهنگ های جدید و یک تیتراژ انیمه ای اشاره کرد.البته این رو هم بگم که نسخه ی غربی برخلاف نسخه ی اصلی در ژاپن رخ میدهد
    [​IMG]
    [​IMG]


    [​IMG]
    Persona 2 (1999 – 2000)
    نسخه ی بعدی به دو قسمت Innocent Sins و Eternal Punishment تقسیم میشود.هر کدوم از این دو، قسمتی از داستان کلی Persona 2 را روایت می کند.داستان این دو بازی ادامه ی مستقیمی بر عنوان Persona 1 هست و در این دو بازی می توان شخصیت های Persona 1 رو(چه به عنوان نقش اصلی و نقش فرعی) می توان دید.
    در Innocent Sins شما در نقش پسری ساکت به نام Tatsuya Suou بازی می کنید.او با دو دانش اموز دیگر یعنی Eikichi و Lisa با یک شخص دلقک مانندی یه نام Joker مواجه می شوند. که شایعه ای در باره اش وجود دارد که اگر شخصی به شماره تلفن همراه خود زنگ بزند Joker جلوی او ظاهر شده و ارزوی اون شخص را براورده می کند.اگر کسی ارزویش رو به Joker نگه(حالا ممکنه اون شخص اصلا ارزوی نداره یا اصلا قبول نکنه که ارزوش رو بگه)،Joker "انرژی ایده ال" ان شخص رو دزدیده و اون شخص رو تبدیل به Shadow Self خودش می کنه.Joker به این سه دانش اموز می گوید که ان ها در گذشته کار وحشت ناکی انجام دادند که باعث عصبانیت وی شده و از اونجایی که تا این سه نفر اون حادثه وحشت ناک را به یاد نیاوردند Joker قسم می خورد تا زمانی که انها ان حادثه را به یاد نیاورند اون انتقامش را نمی گیرد.چنانچه به یاد بیاورند تصمیمش را عملی میکند و این سه نفر رو گیج و رها می کنه و همین باعث میشه که این سه نفر تصمیم می گیرند تا بیشتر در مورد Joker تحقیق کنند.
    وقایع Eternal Punishment چند ماه پس از وقایع Innocent Sins اتفاق می افتد.این بازی در جهان موازی دیگری رخ میدهد.جهانی که هیچ وقت وقایع Innocent Sins و خیلی چیز های دیگر در ان رخ نداده است.تمامی شخصیت های Innocent Sins در این بازی حضور دارند ولی هم دیگر را نمی شناسند.شما این بار در نقش زن 23 ساله به نام Mayo Amano(یکی از Party Member های Innocent Sins) بازی می کنید.Maya یکی از سر دبیر های مجله ی "Teen Magazine Coolest" هست که گرفتار قتل زنجیره ای به نام "JOKER" می شود.شایعه ای بر سر زبان ها می افتد که اگر شخصی به تلفن همراه خود زنگ بزند،JOKER نزد او می اید و هر که را که تو بخواهی می کشد.قربانی های این پرونده قبل از به قتل رسیدن پیغامی مبنی بر "نفر بعدی تو هستی" در یافت می کنند.Maya Amano همراه با دوستش یعنی Ulala و یک کارگاه پلیس به نام Katsuya Suou(برادر بزرگ تر Tatsuya) تصمیم می گیرند تا پازل پشت این قتل زنچیره ای را حل کنند.
    بازیکن در این دو بازی همچنان مثل نسخه ی قبل به طور Random به دشمن ها بر می خورد و میتونه با ان ها ارتباط بر قرار کند.ولی این بار گشت و گذر در Dungeon ها از حالت اول شخص به سوم شخص تغییر کرده است.سیستم مبارزات همچنان مثل نسخه ی قبلی است(البته با تغییرات جزیی در Eternal Punishment دارد).اما این بار هر شخصیت می تواند چند تا پرسونا داشته باشد و بر بین ان ها، یکی را هر وقت بخواهد ، میتواند انتخاب کند این در حالیست که در نسخه ی قبل هر شخصیت می توانست از یک پرسونا استفاده کند و برای عوض کردن ان باید به محل خاصی به نام Valvet Room مراجعه می کرد.هر وقت شخصیتی پرسونای خود را عوض کند نقظه ضعف و قوت او نیز عوض می شود.علاوه بر ان شخصیت های بازی می توانند حملات پرسونا های خود را متحد کرده و اسیب جدی به دشمن وارد کند.
    Innocent Sins در سال 1999 در ژاپن برای پلتفرم PS1 منتشر شد ولی از اون جایی که نسخه ی قبل در غرب مورد استقبال مردم قرار نگرفت این بازی هیچ وقت در غرب منتشر نشد.خوشبختانه عده ای از طرفداران روی این نسخه کار کردند و توانستند بازی رو به انگیلیسی ترجمه کنند و ان را در غرب منتشر کنند.در سال 2011 نسخه بازسازی این عنوان برای پلتفرم PSP در ژاپن و غرب منتشر شد.این نسخه امتیازاتی نسبت به نسخه ی اصلی دارد.مانند: گرافیک HD شده و Artwork های جدید(که توسط Shigenori Soejima طراحی شده) و همراه با یک Opening جدید
    از انجایی که نسخه ی اصلی Innocent Sins در غرب مورد استقبال قرار گرفت،این عنوان در سال 2000 برای پلتفرم PS1 در ژاپن و غرب منتشر شد.در سال 2012 نسخه ی بازسازی شده این بازی برای پلتفرم PSP منتشر شد.این بار مزیت این بازی فقط یک گرافیک HD شده،Artwork های جدید و یک Opening جدید نیست.این بازی دارای مرحله هایی هست که نسخه ی اصلی فاقد ان بود.در این مراحل شما در نقش Tatsuya Suou بازی می کنید و وقایعی که برای این شخصیت در طی این بازی رخ می دهد را می بینید.متاسفانه نسخه ی غربی این بازی هیچ وقت منتشر نشد و بخشی از طرفداران را چشم به انتظار گذاشت.

    [​IMG]
    [​IMG]

    [​IMG]
    [​IMG]
    [​IMG]


    [​IMG]
    احسان عزیز (@Noctis Lucis) به خاطر کار های گرافیک استایلیشون:d
    دانیال و ارمان عزیز(@Frozen Flame و @Triangels ) به خاطر اطلاعات هایی که در تاپیک قرار دادند

    تاپیک در اینده بر روز خواهد شد
     
    آخرین ویرایش: ‏Jan 20, 2017
  2. کاربر سایت

    ارسال ها:
    483
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 26, 2014
    نام:
    Dani
    خوشحالم که اولین پُست توی این تاپیک رو خودم میدم :d بنده یکی از طرفدارن پر و پاقرص این عنوان هستم و از شماره 3 این بازی رو شروع کردم و همین کافی بود که Persona تبدیل بشه به بهترین بازی تمام دورانم :d
     
  3. Stay hungry. Stay foolish. کاربر سایت

    ارسال ها:
    4,220
    تاریخ عضویت:
    ‏Feb 15, 2010
    نام:
    نریمان
    درود بر شما . بسیار خوب بود کار جالبی انجام دادین و شدیدا از این حرکت شما استقبال میشه.
    من خودم تا حالا این سری رو تجربه نکردم هرچند چند تا نسخه اش رو دارم. ولی این سبک روانشناختی بازی که گفتنین شدیدا من رو مشتاق کرد
    به نظرتون اول کتابهای یونگ رو بخونم بهد برم سراغ بازی؟

    Sent from my GT-S7582 using Tapatalk
     
  4. Я!5Ξ UP کاربر فعال

    ارسال ها:
    10,449
    تاریخ عضویت:
    ‏Sep 4, 2011
    نام:
    تونی آلمِیدا
    بسیار هم عالی:d
    حالا میشه دلیل خودزنی و خود آزاری علی رو سر این بازی فهمید:d
     
  5. کاربر سایت

    ارسال ها:
    959
    تاریخ عضویت:
    ‏Sep 24, 2013
    به نظر من شما یک کلیتی از ترم های مورد استفاده تو تئوری یونگ رو بدونین کفایت میکنه. حتی بدون دونستنشون هم سری لذت بخشه. البته خوبه که بچه هایی که بیشتر با ریزه کاریهای سری آشنا هستن درباره رفرنس های بازی هم به تئوری های یونگ و هم به موارد دیگه اشاره کنن.
     
  6. Stay hungry. Stay foolish. کاربر سایت

    ارسال ها:
    4,220
    تاریخ عضویت:
    ‏Feb 15, 2010
    نام:
    نریمان
    من کتابهای فروید رو خوندم ولی یونگ رو هنوز نخوندم و البته افکار این دو فکر کنم نزدیک به هم باشه

    Sent from my GT-S7582 using Tapatalk
     
  7. کاربر سایت

    ارسال ها:
    483
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 26, 2014
    نام:
    Dani
    قطعاً اگه کتاب ها رو هم بخونی که عالی میشه (با اینکه من خودم تا قبل از خوندن مطلب پارسا نمیدونستم چنین چیزی هم وجود داره :d ) اما خود بازی و فضا و داستانش اونقدر غنی هست که نیازی به پیش زمینه نداری ;)

    در مورد این بخش یه توضیح کوچیک بدم :d توی بازی، هر کاراکتری که میخواید قابل بازی بشه و به اصطلاح Join to Party بشه، حتماً باید نیمه ـی سایه ـی خودش رو به عنوان بخشی از خودش بپذیره.

    این مسئله به نظرم یکی از بنیادی ترین مفهوم های بازیه. توی زندگی روزمره همه ما هم اتفاق میافته... همیشه اینطور بوده که ما خودمون رو اصولاً عاری از هر عیب و نقص میدونیم و دیگران رو خطاکار...

    و یا پیش میاد برامون که با اینکه نقطه ضعفی توی شخصیت و یا اخلاقمون وجود داره، اون رو کتمان میکنیم!

    توی بازی هم، چنین اتفاقی برای شخصیت های بازی میافته و اولین قدم برای داشتن یک Persona و به نوعی مبارزه با این خصیصه بد، پذیرفتن ـه داشتنه چنین خصیصه ای هستش! به قول معروف، اولین قدم برای حل یه مشکل، شناختن اون مشکل هستش...
     
  8. کاربر سایت

    ارسال ها:
    929
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 7, 2011
    نام:
    Parsa
    ممنون عزيز:)
    همون جوري كه دوستمون گفت براى لذت از بازى لازم نيستش كه حتما تئوري هاي يونگ رو بدونيد
    خودم موقعي كه P3 & P4 رو بازي كرده بودم اصلا هيچ شناختي از كارل يونگ نداشتم.در واقع اين دو تا بازي بودند كه من رو با كارل يونگ و افكارش اشنا كردند:d
    به نظر خودم اول اين دو تا رو بازي كني و بعد به سراغ كتاب هاي يونگ بريد بهتره چون اين جوري تئوري هاي يونگ بيشتر براتون قابل فهم ميشه:d
    البته تو اين سري فلسفه هاي ديگه اي هم هست كه مربوط به يونگ نميشه
    به عنوان مثال تم P2 در مورد گناه و مجازات بود.P3 در مورد مرگ و زندگي بود.P4 در مورد حقيقت و در اخر P5 در مورد ازادي هست
    هر كدوم از اين بازي ها در مورد تمشون نكات فلسفي زيادي مي گند
    يونگ با اين كه دانش اموز فرويد بود ولي تا اونجايي كه ميدونم افكار اين دو شخص زياد به هم نزديك نيست.

    البته اين تنها راه براي بدست اوردن قدرت Persona تو بازي نيست:d
    يكيش هموني بود كه شما گفتيد ولي سه تاي ديگه هم هست
    اوليش اينه كه بايد بازي Persona كني و بعد تو خواب Philemon رو ملاقات مي كني.از اونجايي كه Philemon ادميه كه از خوبي هاي انسان ها به وجود اومده ميتونه تو رو بيشتر با خودت اشنا كنه و بهت قدرت Persona ميده
    دومين راه همون راهيه كه Anti Shadow ها و شخصيت هاي Persona 3 قدرت Persona گرفتند.بايد با ناخود اگاهي و خود اگاهي خودت بيشتر اشنا بشي
    سومين راه حل هم خطر ناك ترين راه حله.اون هم اينه كه بايد از يك مواد مخدري خاصي استفاده كني.اگه به مدت زياد ازش استفاده نكني ممكنه بميري!
     
  9. کاربر سایت

    ارسال ها:
    483
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 26, 2014
    نام:
    Dani
    آره دقیقاً... من بیشتر شرایط توی Persona 4 GE رو توضیح دادم که البته از نظر من یکی از منطقی ترین راه های بدست آوردن Persona بودش :d توی شماره 3 که خیلی وحشتناک بود... لعنتی این شماره 3 بی نظیر بود!
    بقیش رو هم من بازی نکردم. Game Play شماره 1 و 2ـش چجوریه؟ به همین زیبایی 3 و 4 هست :-/
     
  10. کاربر سایت

    ارسال ها:
    929
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 7, 2011
    نام:
    Parsa
    اره مال ٤ منطقي ترينشونه
    نه گيم پلي يك و دو خيلي با سه و چهار فرق داره
    تو اين دو تاي اولي خبري از Social Link و ازادي عمل نيست
    در واقع اين دو تا بيشتر به نسخه هاي قديمي Megami Tensei نزديك ترند
    تو خود متن يك مقدار در مورد گيم پلي نسخه ي اول گفتم مي تونيد همون بالا بخونيد:d
     
  11. کاربر سایت

    ارسال ها:
    483
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 26, 2014
    نام:
    Dani
    به نظرم یکی از موفق ترین اِلِمان های بازی همین Social Link ـها بودن :d
     
  12. کاربر سایت

    ارسال ها:
    929
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 7, 2011
    نام:
    Parsa
    اره به خاطر همین 3 و 4 از یک و دو موفق ترند:D
    البته این که یک و دو سوشال لینک ندارند دلیل نمیشه که بازی خوبی نیستند
    الان اگه نسخه دوم رو بازی کنید به خاطر داستان و شخصیتاش عاشقش میشید!
     
  13. 플레이 스테이션 팬 کاربر سایت

    ارسال ها:
    9,869
    تاریخ عضویت:
    ‏Sep 17, 2007
    نام:
    ارمان
    آین بازی از نسخه 3 تازه به نظرم درست حسابی راه افتاد D:
    واقعا برای cm به cm و ذره ذره بازی فکر کردن و برنامه ریزی کردن . از نظره فلسفه و داستانی فوق القعاده هست واقعا ...
    یه زمانی قصد داشتم واسه همه فلسفه های Social Link رو یه مطلب دقیق و جدا بزنم که خب دیدم استقبال از Persona خیلی بالا نبود D:
    یه گوشه ای رو توی تاپیکه 4 که زده بودم شروع کرده بود...

    این یه مطلب بود در مورده ناناکو و شخصیتش و اهنگی که براش ساخته بودن و کلا چیزهایی که در مورده همین یه شخصیت طراحی کرده بودن ... گوشه ای هست D: واقعا عمقه شخصیت پردازیش بی نظیره

    arcana ها همهشون توی همه persona ها بودن. جوری مچ شدن که با شخصیت بازی همخونی داشته باشن
    بر فرضه مثلا Nanako ارکینا Justice هست :
    [​IMG]

    این لوگوش هست که نشون میده یه شخصیت مونث ( به مانند سمبولیک ) یک شمشیر رو نگه میداره روی ترازو مانند ( باز هم سمبل ) - در واقع Justice سمبل یک شخصهی هست منطقی - objective به معنای شخصی که یک چیز رو به صورت کلی حساب میکنه نه بر اساس یک طرفه بودن - انالیز شده و همچنین خوده justice که به معنای عدالت هست . در مورده اینکه چطوری این ارکینا توی gameplay بازی تاثیر گزار شده در واقع این arcana رو به شخصیتهای تعلق گرفته که معمولا در سمت کلی روشنایی هست ( از نظر اینکه داستان بین شخصیتهای تاریک و روشن روایت میشه ) ... nanako سمبل پاکی هست . Justice Arcana معمولا مربوط به فرشتگان و همچین چیزهایی میشه که همیشه سعی دارن به همه نشون بدن که دوست دارن همه چیز با عدالت و مساوی باشه حتی اگر داره ازارشون میده.


    در طوله بازی ما به عنوان شخصیت اصلی به nanako در واقع کمک میکنیم که با مرگ مادرش سازش کنه ... ارتباط بین خودش و پدرش و دردی که پدرش به خاطره از دست رفتن مادرش رو داره بفهمه...در نهایت این هست که برای ابراز این احساست ما نیاز دارم expression که در فارسی هم به معنای بیانیت احساست و حس هست توی level خاصی باشه تا با nanako توی بازی پیشروی کنیم. در نهایت ناناکو متوجه میشه که پدرش چه طوری هست کارش و در گزشته چه اتفاقی افتاده و در نهایت چقدر مادر و پدرش رو هم یکسان دوست داری ( احساسی
    #:-s
    جقدر! ) لول
    در قبالش به همین دلیل هم هست که برای dojima ارکینای Hierophant انتخاب شده ....
    [​IMG]
    Hierophant سمبل دانش - قدرت - حافظ - کسی که میخواد همه بهش اطمینان داشته باشن در اساس یک ارتباط با ایمان هست
    :)
    ... در واقع در علوم Hierophant از نظر اینکه به شخصی گفته بشه به کسی گفته میشه سعی میکنه ترس و درد رو به خودش بیاره و اطمینان کنه اطرافیانش همه راحتن. در اصل در یونان باستان استفاده میشد برای priest ها و افراد مقدس .
    در مورده اینکه چطوری توی بازی persona 4 این arcana با توجه به حضور justice برای nanako پیدا سازی شده : در واقع این arcana هیچ weakness نداره و در واقع هیچ streghts هم نداره D: .... در واقعا این داره سمبل یک شخصی رو نشون میده که جلوی یک اینه ایستاده و خودش رو نگاه میکنه ... خودش رو به عنوان یک خدا و حافظه کار میبینه ... در واقع خودش رو هم از بقیه جدا سازی کرده . توی سری بازیهای Persona اکثریت کسایی که Hierophant هستن از شخصیت اصلی پیرتر هستن ( خیلی بیشتر تا سمبل جدا بوندش هم باشه ) هم چنین به عنوان کسایی هست که خیلی باهوش هستند و اهمیت میدن و خیلی با منطق عمل میکنن ... و صد البته توی دنیایی که جوانانه شخصیتهای کلیدی persona زندگی میکنن سیر نمیکنن D: در واقع جالبی این شخصیتها توی سری persona این هست که معمولا این شخصیتها مدام در گزشتشون زندگی میکنن. مثل اینکه Dojima همیشه نگران مرگه همسرش بود و اینکه چطوری همه این اتفاقات روی زندگی حالش تاثیر گزاشته D:

    توی بازی persona 4 شخصیت اصلی پس از پایان هر dungeon اجازه داره با شخصیت dojima ارتباط بیشتر برقرار کنه . طی این social link در واقع ما کمک میکنیم که دوجیما بیشتر ارتباط فعلی خودش رو با دختری متوجه بشه ... در واقع ما متوجه این هست که پشته کاره dojima برای تامین امنیت inaba باعث این هم هست که nanako آحساس تنهایی زیادی بکنه. در واقعا این arcana نشون میده که dojima در گذشته اش زندگی میکنه و ما کمک میکنم که dojima به حال بیاد و رابطش با Nanako بهتر بشه. درقبالش Justice هم نشون میده که چطوری nanako پس از فهمیدن اینکه چقدر گزشته در زندگی پدرش تاثیر گزاشته در واقع عدالت رو برقرار میکنه و در نهایت پدرش رو به خاطره تنهاییش سرزنش نمیکنه D:




    در نهایت باز این ارتباط و احساسات nanako در موسقی که برای مرحله nanako نوشته شده :



    1. Can't get my mind out of those memories
    2. Now time to tell them "Don't take my dream"
    3. Still music keeps on turning me from the words that hurt my soul
    4. Removing doubts from my mind
    5. Those long days passing by from that door
    6. Like late summer they slowly fade away
    7. Finding ways through the favorite tune
    8. Playing all day with my eyes closed
    9. Those long days passing by from that door
    10. Like late summer they slowly fade away
    11. Finding ways through the favorite tune
    12. Filling me with those sounds



    1. نمیتونم ذهنم رو از اون خاطرها دور کنم ( اشاره داره به زمانی که مادره ناناکو زنده بود )
    2. الان زمانه این هست که میخواهم بگوییم این رویا رو از من نگیرید ( طبیعتا اشاره داره به اینکه ناناکو نمیخواد فراموش کنه بلکه میخواد بفهمه )
    3. هنوز هم صدای موسقی از دنیایی که روحم رو ازار داد به گوش میرسه ( اشاره تلخی داره به زمانی که اهنگه junes از تلویزیون پخش میشه و ناناکو با خوشحالی این اهنگ رو میخونه ... در واقع اینکه ناناکو چرا با دنیای داره خودش رو خوشحال میکنه که روح نداره ؟ با تلویزیون ؟ نه با ادمها ... چون دوجیما معمولا خونه نیست
    :(
    )
    4. از ذهنم شکها رو دور میکنم ( اشاره به این داره که خودش میدونه چه اتفاقی توی زندگیش افتاده )

    5. اون روزهای طولانی خواهد گزشت ( اشاره به همه زمانی داره که nanako بی صبرانه منتظر بازگشت پدرش هست )
    6. مثل انتهای فصل تابستان که ارامی محو میشه ( اشاره داره به میزان زمانی که سپری میشه )

    یه قسمت پایانی اهنگ که توی OST رلیز شده بود :
    "I can't remember the smile that you gave it to me, I have no way to tell you, Don't walk away"
    من نمیتونم لبخندی که به من نشون دادی رو به یاد بیارم ... نمی دونم چطوری بگوییم ... اما نو

    اشاره به مرگه مادرش داره
    :)




    لوووووووووووووووووووووووو ووووووووووووووووووووووول

    7. پیدا کردن چیزی که خوشحال باشم بین چیزهایی که میشنوم ( اشاره به تنهاییش داره ... tune اشاره به اهنگ junes داره )
    8. بازی کردن همه روز با چشمهای بسته ام
    9. این روزهای طولانی خواهد گزشت
    و ادامه هم به همین ترتیب
    ولی واقعا فوق القعاده کار کردن

    بی صبرانه منتظره 5 هستم !!
    بابت تاپیک هم thans
     
  14. کاربر سایت

    ارسال ها:
    483
    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 26, 2014
    نام:
    Dani
    قطعاً همینطوره... باید یه فکری، یه راهی برای بازی کردنشون پیدا کنم. روی PsP هستش شماره 1 و 2 :-/

    توضیحاتت بی نظیر بود. واقعاً این Nanako پتانسیل تبدیل شدن به کاراکتر قابل بازی توی شماره 5 رو داره، اگه بتونن یه جورایی وارد داستان بکنن. البته اگه از نظر زمانی موازی با 3 و 4 باشه متاسفانه Nanako هنوز از لحاظ سنی پایین هست، اما شخصیتش به شدت دوست داشتنی و ملموس بود...

    لحظه آشنایی با Nanako هیچوقت یادم نمیره، جاییکه Dojima بهش میگه خجالت نکش و Nanako به خاطر این حرف یه B!tch Slap به Dojima میزنه :)) از همونجا کلاً دوستش میداریم :d
     
  15. 플레이 스테이션 팬 کاربر سایت

    ارسال ها:
    9,869
    تاریخ عضویت:
    ‏Sep 17, 2007
    نام:
    ارمان
    اره کلی توی نت و اینور اونور راجع به این کارتها و ارتباطشون با شخصیتها و اهنگها و طراحی سبملها و دشمنها ایناش خوندم سالها پیش اصلا مغزم ترکید D: فکر نمیکردم برای یک بازی این همه پایه و base بریزین ! بی نظیره. قشنگ روی همین پایه و base میتونن دوباره یه شاهکاره دیگه توی 5 در بیارن D: ....

    اره Nanako و چندتا از شخصیتهاش پتانسیل بازگشت رو دارن ... در حده بازگشت هم باشه خوبه !!!
    البته کلا میشه بهشون اعتماد کرد که شخصیتهای توپی خواهند ساخت D: ...

    دقیقا ! اون قسمت خیلی خنده دار بود D: از همون اول Nanako عالیه. وقتی کم کم باهاش اشنا میشی اصلا انقدر شخصیتش احساسی و زیبا و واقعی میشه که ادم حس میکنه واقعا دوسش داره ×_× قسمتی که توی بیمارستان بود ... was so sad . اون پایان بدش که خیلی نافرمه اصلا D: نابود میکنه بازیباز رو.... ! خوشبختانه من همون true ending رو رفتم ولی وقتی اون صحنه های رو توی Utube دیدم فکم افتاد !
     
برچسب ها:

این صفحه را به اشتراک بگذارید