داستان بازی Medal of Honor

  • Thread starter Thread starter leonk13
  • تاریخ آغاز تاریخ آغاز

leonk13

کاربر سایت
پ.ن: دوستان با اینکه بازی یه ماه بیشتره اومده بازم اصرار زیادی داشتن که داستان بازی رو یکی بزاره و بعد از داستان بلک آپس ما رو که با تشکر هاشون شرمنده کردن مجبور کردن مال مدال رو هم بنویسم. امیدوارم که در حد انتظار دوستان باشه و داستان مدال بعدی بتونه جذابیت خیلی بیشتری از این داشته باشه. طبق معمول فقط لطف کنید تاپیک رو 30یا30 نکنید.

تقدیم به تمام سربازانی که با افتخار برای عدالت و آزادی جنگیدند.

امسال شاهد داستان جدیدی از مدال افتخار بودیم. داستانی زیباتر و بهتر از نسخه های قبلی . اینبار مدال داستان سرباز هایی رو که در مقابل طالبان جنگیدند به گیمر ها نشون داد. شاید داستان کاملا داستان سرباز هایی که در میدان جنگ بودند نباشه, ولی کاملا داستان سیاست هایی که آمریکا توی این جنگ داشت بود.

داستان با 4 کاراکتر دنبال میشود که اول کاراکترها و تیمشون رو معرفی میکنیم:
Rabbit عضو AFO Neptune.
Deuce عضو AFO Wolfpack.

AFO Neptune و AFO Wolfpack 2 تیم ویژه هستن که ماموریت حساس رو انجام میدن. اعضای این تیم حرفه ترین سرباز های ارتش هستن.

Spc. Dante Adams عضو 1/75th Ranger RGT.

Ranger ها عضوی از ارتش هستن ولی حرفه ای تر.

Cpt. Brad "Hawk" Hawkins عضو Gunfighter.

Gunfighter نیروی هوایی داستان بازی هستش.

داستان با گم شدن تریغ که یک افغانی اطلاعات دهنده به نیروهای آمریکا هست شروع میشه. تیم Neptune برای پیدا کردن و نجات دادنش به ماموریت اعزام میشه.

مرحله اول
ماموریت: نجات تریغ و گرفتن اطالاعات جدید از او
تیم: Neptune

تیم به صورت مخفیانه وارد روستای تریغ میشه و در نهایت تریغ رو پیدا میکنه و نجات میده. بعد از اینکه تریغ به یک محل امن انتقال داده میشه شروع به حرف زدن میکنه و محل مخفی شدن نیروهای طالبان رو که روستایی به اسم شایکوت هست لو میده. همچنین تریغ تعداد دشمن رو چند صد نفر میگه, به همین دلیل تصمیم گرفته میشه توی منطقه یک مرکز فرماندهی ایجاد بشه. یک فرودگاه متروکه برای اینکار انتخاب میشه.

مرحله دوم
ماموریت: پاکسازی فرودگاه متروکه از نیروهای طالبان برای احداث مرکز فرماندهی
تیم: Neptune

تیم به طرف فرودگاه حرکت میکنه و با کمک ارتش رسمی افغانستان و پوشش هوایی ارتش موفق به تصرف فرودگاه میشه. مرکز فرماندهی در عرض چند ساعت آماده میشه و ژنرال Flagg برای دادن دستورات با کُلنل تماس برقرار میکنه.
ژنرال: وضعیت حساسی داریم و اطالاعاتی که داریم نشون میده طالبان قصد حمله به پاکستان رو داره, باید سریع دست به کار بشیم.
کلنل: قربان تیم ویژه در حال عملیات هستش و ما به زودی محل های دقیق دشمن رو پیدا و منهدم میکنیم.
ژنرال: این یه شروع هستش. میخوام هرچه زودتر سرباز ها رو طرف روستا بفرستیم.
کلنل: اما قربان تیم ویژه به راحتی میتونه محل دشمن رو پیدا کنه و علامت بزنه و ما به راحتی با نیروی هوایی منهدم اش بکنیم. سپس از سرباز ها برای پاکسازی کامل منطقه اسفاده میکنیم.
ژنرال: کلنل وظیفه تو اطاعت از من هست نه دستور به من! Ranger ها رو تا 24 ساعت توی میدان جنگ میخوام مفهوم بود؟
کلنل: بله قربان.
در حالی که کلنل دستورات رو دریافت میکنه تیم Wolfpack به منطقه مورد نظر نزدیک میشه.

مرحله سوم
ماموریت: نصب ردیاب بر روی کامیون ها
تیم: Wolfpack

اطلاعات جدید از کامیون های مهمات داخل چند تا روستا خبر میده. مطمئنا کامیون ها به زودی به سمت تاسیسات دفاعی طالبان حرکت میکنن. بنابراین تیم Wolfpack به اون روستا ها اعزام میشه تا روی کامیون ها ردیاب کار بزاره. تیم داخل روستا اطلاعات جدیدی به دست میاره, با توجه به اون اطلاعات برای حمله زمینی خیلی زود هستش و تیم این رو به مرکز میگه ولی مرکز در جواب به دستور ژنرال اشاره میکنه. به هر حال ماموریت به خوبی انجام میشه.

مرحله چهارم
ماموریت: نابود کردن تاسیسات دفاعی طالبان
تیم: Neptune

تیم و AC-130 به سمتی که کامیون ها در حال حرکت هستند راه میافتن و در نهایت تمام تاسیسات دفاعی دشمن رو نابود میکنن. 24 ساعت تکمیل شده و ژنرال با کلنل تماس میگیره:
کلنل: قربان تاسیسات دفاعی طالبان رو کاملا تخریب کردیم.
ژنرال: کلنل بهت دستور داده بودم که تا 24 ساعت Ranger ها رو به منطقه بفرستی...
کلنل: قربان تیم ویژه به راحتی میتونه اهداف رو برای نیروی هوایی علامت گزاری کنه و در حال حاظر ارتش رسمی افغانستان هم توی منطقه هستش و اون ها بهتر از Ranger های ما با منطقه آشنا هستن.
ژنرال: اطاعت میشه! کلنل Ranger ها رو همین الان به منطقه بفرست مفهومه؟
کلنل: بله قربان...
کلنل دستور فرستاده شدن Ranger ها رو میده.

مرحله پنچم
ماموریت: حمله به روستای شایکوت
تیم: 1/75th Ranger RGT

Ranger ها بعد از ورود به منطقه با مقاومت سنگین طالبان روبرو میشن. با این حال به سختی پیشروی میکنن ولی وقتی به نزدیکی روستا میرسن شکست خوردنشون حتمی میشه. خوشبختانه هلیکوپتر ها به موقع میرسن و جونشون رو نجات میدن.

مرحله ششم
ماموریت: نابود کردن خمپاره انداز ها و تجهیزات دفاعی دشمن.
تیم: Gunfighter

هلیکوپتر ها بعد از نجات Ranger ها عملیات رو شروع میکنن و خمپاره انداز های دشمن رو که روی کوه ها متسقر شدن نابود میکنن, و در راه برگشتون توسط تیری که از اسنایپر Deuce به سمت طالبانی پشت ضدهوایی شلیک میشه نجات پیدا میکنن. تیم Wolfpack در حال نابود کردن باقی دشمن های روی کوه هستش.

مرحله هفتم
ماموریت: شکار باقی مانده نیروهای طالبان
تیم: Wolfpack

دو تیم ویژه در حال شکار باقی مانده افراد دشمن هست. Deuce و Dusty در حالی که دارن دشمن ها رو اسنایپ میکنن متوجه میشن که تیم Neptune توی دردسر افتاده. به نظر میاد که شکارچی در حال شکار شدن توسط شکارش هست! تیم Wolfpack با اسنایپر هاش تا جایی که میتونه به تیم Neptune پوشش میده ولی بعد از لحظاتی اونها از تیررس خارج میشن و حالا خودشون تنهایی باید مقاومت کنن.

مرحله هشتم
ماموریت: عقب نشینی تاکتیکی و خروج از منطقه
تیم: Neptune

تیم به سختی در حال عقب نشینی هستش و در نهایت خودش رو به محل خروج میرسونه. Rabbit و Mother میتونن سوار هلیکوپتر بشن ولی 2 عضو دیگه تیم جا میمونن. Mother فورا با مرکز تماس میگیره و درخواست برگشت برای نجات 2 عضو دیگه گروه رو میکنه. در همین حال ژنرال تماس میگیره:
کلنل: ژنرال 2 عضو تیم Neptune نتونستن سوار هلیکوپتر بشن. فرمانده تیم و سرهنگشون درخواست برگشت برای نجات رو دارن.
ژنرال: مخالفت میشه. نیروهای تازه نفس رو برای عملیت نجات بفرستید.
کلنل دستور اعزام یک گروه Ranger رو برای نجات تیم ویژه میده.

مرحله نهم
ماموریت: برگشت به مرکز
تیم: Neptune

کلنل به Mother و Rabbit دستور برگشتن به پایگاه رو میده ولی Mother مخالفت میکنه و در جواب میگه: "نگران نباشید هلیکوپترون به مرکز برمیگرده اما بدون ما 2 تا" . در همین لحظه هلیکوپتر سقوط میکنه. Rabbit از سقوط نجات پیدا میکنه و بعد از پیدا کردن Mother شروع به گشتن برای پیدا کردن 2 عضو دیگه تیم میکنن. اما خودشون گیر میافتن...

مرحله دهم
ماموریت: جستجو و نجات
تیم: 1/75th Ranger RGT

ژنرال مخالف ریسک و انجام عملیت نجات هست! با این حال کلنل از دستور مستقیم سرپیچی میکنه و تیم نجات رو میفرسته. تیم به سختی توی منطقه مستقر میشه و عملیات نجات رو شروع میکنه. بعد از مدتی تیم موفق به پیدا کردن Voodoo و Preacher میشه. در نهایت تیم موفق به پیدا کردن جایی که Mother و Rabbit زندانی شدن میشه و اونا رو نجات میده. منطقه امن میشه ولی حال Rabbit اصلا خوب نیست و به معالجه فوری نیاز داره... و در آخر به علت نرسیدن به موقع پزشک کشته میشه... .
 
خیلی خوب بود عالی نوشته بودی فقط یه سوال !

من یادمه موقعی که تریغ رو پیدا کردیم مرده بود و بسته شده بود به یه صندلی و یه بمب بهش وصل بود که ! یا اشتباه کردم؟
 
ممنون از نظرات و تشکر های همه دوستان.

البته درسته که داستان این بازی برای یه FPS توی این نسل داستان ضعیفی حساب میشه ولی واقعا کار سختی هستش که برای جنگ افغانستان داستان نوشت.

ولی با این حال بازم خیلی کم گذاشتن! با کمی شخصیت پردازی و گذاشتن یه شخصیت منفی و یخوده حوصله به خرج دادن برای صحنه های احساسی میشد یه داستان متوسط برای این بازی گذاشت...

از طرفی داستان بازی نکته های 30یا30 خیلی زیبایی داشت مثل اصرار زیاد جنرال برای حمله شدید که پنتاگون بتونه برای خبرگزاری ها قهرمان بازی در بیاره... حتی به ازای کشته شدن سرباز ها !

به نظرم زیباترین قسمت داستان بازی اونجاس که که mother میگه: "نگران نباشید هلیکوپترتون به مرکز برمیگرده اما بدون ما 2 تا" و بعدش هم نشون میده ژنرال به خاطر ریسک از دست دادن یه هلی دیگه حاظر نیست نیروی کمکی بفرسته...
 
  • Like
Reactions: Bigame
من تو مرحله ی از بین بردن این چیزای طالبان رو کوه گیر کردم
اونجایی که هلکوپترو با بمب میزنن بعد برمیگردیم و رو کوه دو تا تانک و دو تا ماشینه اون جا هست وسط کوه اون خمپاره هه هست
من هر کاری میکنم نمیتونم اونو ردش کنم
یکی راهنمایی کنه
طرف نمیمیره
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or