جست و جو در صفحه تاریک تاریخ، کامل ترین پیش نمایش L.A. Noire

Aʍir Rәzʌ

کاربر سایت
جست و جو در صفحه سیاه تاریخ، کامل ترین پیش نمایش L.A. Noire

درود به همه بازیسنتری ها

مفتخریم که کامل ترین پیش نمایش این بازی را به لطف خدا و همکاری های حمید رضا (MANIX) به شما عزیزان تقدیم کنیم، امیدوارم لذت کافی را از آن ببرید.

la-noire-20101117043206881_640w.jpg

جو تاریک، مرده و راز آلود...

هیچ بازیباز و یا حتی فرد غیر بازیبازی را نمیتوان یافت که نام سری GTA به گوشش نخورده باشد، سری بازی که با بوجود آوردن محیطی آزاد، بزرگ و پر از جزییات سبک Sandbox را منقلب که هیچ، تا حدودی به وجود آورد!​
هر وقت که نام استدیو بازیسازی Rockstar به گوش یک بازیباز میخورد، ناخود آگاه به یاد بازی GTA می اتفد؛ شاید بتوان Rockstar را بزرگترین و بهترین شرکت در زمینه ساخت بازیهای Sandbox تلقی کرد. حال این شرکت میخواهد با ساخت یک بازی متفاوت دیگر تکانی به صنعت گیم بدهد، اینبار نه در سبک Sandbox، بلکه در سبک Adventure...​
البته نکته مهم در مورد این بازی این است که راک استار تنها منتشر کننده آن است و تیم سازنده و توسعه دهنده بازی استدیو Team Bondi است، استدیو ای که بیشتر کارهای خود را در این نسل صنعت بازیها منتشر کرده است و در سال 2004 بنیان گذاشته شده است؛ همین امر کمی شک و تردید مبنی بر شاهکار و یا حتی خوب بودن بازی در فرد بوجود می آورد؛ هنوز هم نمیتوان نظری قطعی در این رابطه داد، اما با توجه به اطلاعات، تصاویر و تریلر های منتشر شده باید گفت که با یک شاهکار طرف هستیم، شاهکاری که اینبار سبک Adventure را میخواهد توسعه و یا حتی منقلب کند! البته سبک بازی را نمیتوان Adventure دانست، سبک Sandbox هم در مورد بازی صدق نمیکند! بهتر است به این بازی Action/Sandbox/Adventure بگوییم!

سال 2004 بود که Brendan McNamara، مدیر کل شرکت Team Bondi با Kristen Reed مصاحبه انجام داده واشاره کرد که یک بازی بطور انحصاری برای PS3 توسط این شرکت در حال ساخت است که ایده اصلی بازی نیز از Sony Computer Entertainment America سرچشمه میگیرد؛ تقریباً شکی در انحصاری بودن بازی وجود نداشت، در ادامه شرکت 2K، تنها ناشر RockStar Games انحصاری بودن این بازی برای PS3 را در سال 2007 دوباره گوشزد کرده و زمان انتشار این بازی را سال مالی 2008 بیان کرد؛ تا اینکه ناگهان این شرکت اظهار داشت که این بازی برای هردو کنسول Xbox 360 و PS3 منتشر خواهد شد و با بوجود آوردن تاخیر های پیاپی در زمان انتشار این بازی، شاهد این هستیم که این بازی هنوز در دست ساخت قرار دارد! حال باید منتظر ماند تا دید زمان قطعی بازی پس از 7 سال انتظار کی خواهد بود، جالب است بدانید این بازی تاکنون بیش از 100 میلیون دلار هزینه در بر داشته است که انتظار میرود پس از انتشار، لقب پر هزینه ترین بازی تاریخ را از آن خود کند!​
همانطور که اشاره شد، سبک بازی ترکیبی بین چند سبک Action، Sandbox و Adventure است که همین امر باعث جذاب و متنوع شدن بازی خواهد شد.​
دلیل این سبک گذاری برای بازی این است که در این بازی شاهد هیچگونه ماموریت جانبی، فعالیت فرعی و خلاصه بر انجام هیچ کار مضافی علاوه بر ماموریت های اصلی بازی توانایی نداریم، پس نمی توان آن را Sandbox نامید، اما از آن طرف میتوان در محیط های بازی گشت و گذار کرده و به دنبال سر نخ هایی بگردیم و شاید هم از طراحی بی نقص لوس آنجلس در دهه ی چهل لذت ببریم؛ زمانی که تاریکی همه جا را فرا گرفته، گروه های مافیایی در اوج قرار دارند و قتل های سریالی و پرونده های مرمور تیتر روزنامه ها را اشغال کرده اند و ترس مبهمی را در وجود مردم ریشه دار کرده بودند. سبک بازی چیزی همانند Mafia 2 است، البته نه از لحاظ اکشن و ماموریت ها، بلکه فقط در مورد گردش در شهر و نبود ماموریت های اضافی در بازی. از طرف دیگر در این بازی باید با رفتن به صحنات جرم و جستجو، مصاحبه و یا اعتراف گرفتن از مضمونین و یا افراد حاضر در صحنه به جمع بندی رسیده و مرتکب جرم را شناسایی کنید.​
داستان بازی نکته ای است که ای عنوان را برجسته میکند، داستانی غنی همراه با فراز و نشیب های فراوان که بازیباز را با ابهاماتی که بوجود میاورد تشنه ی جستجو در محیط و بدست آوردن اطلاعات میکند، داستان بازی همانند کتابی است که صفحاتی از آن گمشده اند و باید برای بدست آوردنشان زحمات زیادی بکشید.

la-noire-20101117043245224_640w.jpg

نورپردازی، انعکاس نور، زیبایی...

بازی در لوس آنجلس دهه ی چهل جریان دارد، زمانی که راه ورزش به بخش West Coast باز نشده بود، زمانی که بزرگراهی وجود نداشت، زمانی که پلیس ها در فساد شدیدی به سر میبردند و در زمانی که تاریکی جامعه را فرا گرفته و همه چیز به جرم و جنایت مختوم میشود؛ همانند همه ی عناوین دیگر Rockstar، این بازی نیز به خوبی از عهده به تصویر کشیدن المان ها و ویژگی های آن زمان بر آمده و با طراحی دقیق و بوجود آوردن جوی تاریک در بازی، بازیباز را بطور کامل به لوس آنجلس دهه ی چهل میبرد تا به نوعی اورا نیز در تاریکی و یاس آن زمان شریک کند و به درک هر چه بیشتر وی از داستان و جو بازی کمک کند.​
نکته ی جالب در مورد بازی این است که همه ی پرونده ها و محیط های آن واقعی هستند و راک استار زحمت زیادی را برای بدست آوردن این اطلاعات کشیده است؛ مغازه ها، خیابان ها، پرونده های جرم، فرهنگ مردم و همه وهمه حاصل تلاش فراوان راک استار برای بوجود آوردن جوی واقعی و تاریک در بازی است.

Phelps، شخصیت اصلی و همان کارآگاه بازی چند سالی است که از جنگ جهانی دوم بازگشته است، قهرمانی با مدال ها و نشان های گوناگون و رنگارنگ بر لباس خود آویخته است، فلپس یک راز تیره و خاص را در سینه ی خود محبوس کرده، رازی که در جریان بازی فاش خواهد شد. اگرچه او یک پلیس تازه کار و جوان است، اما شخصیتی محبوب میان رسانه ها دارد که همین باعث میشود که او بتواند چهره LAPD ( دایره پلیس لس آنجلس) را در ذهن مردم با تلاش های خود بهتر جلوه دهد؛ به همین دلیل پیشرفت در شغلش نسبت به دیگران آسان تر خواهد بود و با سرعت بیشتری میتواند پله های ترقی را طی کند، اما مشکلی که سر راه او قرار دارد عدم تفاهم وی با همکارانش است، در واقع او با همکارانش در اداره ی پلیس رابطه ی خوبی ندارد، چه با افراد خوب، چه با پلیس های فاسد؛ او فردی است که همیشه دوست دارد راه خودش را برود و کسی در کارش دخالت نکند.​
همانطور که میبینید با توجه به همین اطلاعات ناچیز از داستان بازی نیز، کشش و جذابیتی که در آن نهفته است به چشم میخورد، به درستی که راک استار در خلق داستان هایی متناسب با گیمپلی و جو کلی بازی استاد است.

کنترل فلپس از جایی شروع میشود که او کار خود را به عنوان یک پلیس محلی آغاز میکنید که میتوان همان بخش آموزشی بازی نیز تلقی اش کرد، سپس به زودی به پلیس ترافیک ارتقا درجه پیدا میکند؛ البته این بدان معنا نیست که در خیابان ها با خودروی خود گشت و گذار کرده و خلاف کار ها را دستگیر کنید بلکه در اینجا منظور از ترافیک این است که شما باید پرونده های مربوطه به اتومبیل را بررسی کنید؛ بعنوان مثال در یک پرونده شما زنی را میبینید که با خودروی خو به پشت یک خاکریز میرود، شاید در ابتدا این یک تصادف تلقی شود، اما با پیشروی در پرونده متوجه فساد در هالیوود، تجــاوز و پــورنــو گرافی خواهید شد. پرونده ها در این بازی رفته رفته کثیف تر، آلوده تر و سنگین تر خواهند شد. کارهای شما برای مجرمان منزجر کننده خواهد بود و آنها را از شما متنفر خواهد کرد، شما مانند نوری در محیط تاریک بازی قلمداد خواهید شد، نوری که میخواهد تاریکی را از بین برود...

جالب است بدانید این بازی بيشترين خط ديالوگ را خواهد داشت، فقط 2000 صفحه مربوط به ديالوگهاي بازي است . حالا جالب اين جا است كه بدانيد متوسط يك برنامه تلوزيوني حدود 50 صفحه ديالوگ است !!!.پس مشخص است که داستان این بازی شاهکار خواهد بود.​
فلپس با پرونده های مختلفی روبرو خواهد شد، پشت میز کاری شما، همیشه چندین پرونده وجود خواهد داشت که با بستن آنها، درجه شما ارتقا پیدا خواهد کرد، پرونده هایی که همه ی آنها همانطور که اشاره شد مبنی بر پرونده های واقعی آن زمان شکل گرفته اند. پس از انتخاب هر پرونده این وظیفه فلپس خواهد بود که با جستجو، تحقیق، گرفتن اعتراف و ... مجرم را شناسایی کند.

la-noire-20101117043231412_640w.jpg

تکسچر های زیبای بازی در آجرها به خوبی مشهود هستند.

تحقیقات فلپس با مراجعه به صحنه های جرم شروع می شود. اینجا جایی است که ریشه های ماجراجویی بازی بطور مشهودی به چشم خواهند خورد. فلپس میتواند در صحنه جرم جستجو کند، اشیا ای را که ممکن است سرنخ باشند را برداشته و مورد بازرسی قرار دهد و با توشتن اطلاعات بدست آمده در دفترچه خود و بدست آودن ارتباطی میان سرنخ ها، خود را به مجرم نزدیک کند. اغلب اوقات افسرانی که از شما زودتر به صحنه جرم رفته اند سرنخ ها و اشیاء کشف شده را در اختیار شما خواهند گذاشت تا بتوانید راحت تر گره پرونده ها را بگشایید.​
شما میتوانید مکان های دیگر را نیز برای پیدا کردن سرنخ بگردید، منتهی شواهد در این مکان ها بسیار سخت تر پیدا خواهند شد و مستلزم گذاشتن وقت و حوصله و همچنین دقت زیادی هستند.​
زمانی که بازی در حالت "search" است، موسیقی بازی عوض شده و حالتی هماهنگ به جو بازی تا زمانی که همه ی سرنخ ها را پیدا کنید به خود خواهد گرفت، که به نوعی به شما کمک میکند که بفهمید همه ی سرنخ ها را پیدا کرده اید یا خیر، البته در هر صحنه ی جرم نیاز به پیدا کردن همه آنها نیست؛ ولی هرچه بیشتر پیدا کنید، دستگیری مجرم برای شما آسان تر خواهد بود؛ برای کمک به بازیباز، هرچه که شما به یک مدرک بیشتر نزدیک میشوید، پیانو با صدایی تیز تر به صدا در خواهد آمد تا به مکان سرنخ نزدیک شوید، همچنین همکار های شما نیز با توجه به درجه سختی بازی به شما در کشف شواهد و سرنخ ها کمک خواهند کرد.​
زیبایی اصلی گیمپلی این بازی پس از این مرحله تازه شروع میشود، زمانی که باید با مضمون ها و شاهدان صحنه مصاحبه کنید تا اطلاعات خود را تکمیل کنید.​
دفترچه شما که به نوعی یک منو است، شامل سوالاتی میشود که با توجه به سرنخ های بدست آمده و مصاحبه های قبلی باید از مضمون ها و شاهدان بپرسید، راه دقیقی و منظمی برای پرسیدن سوالات از مضمون ها وجود ندارد و میتوان هرطور که دوست داشت سوالات را پرسید، اما این مهم است که چگونه مضمون را به اعتراف وادار کرده و از لحاظ روحی اورا در تنگنا قرار دهید. نکته ی مهم در مورد اطلاعات بدست آمده، برداشتی است که شما از آنها میکنید، در حقیقت باید بصورت منطقی و عادلانه از اطلاعات بدست آمده برداشت کنید، زیرا اگر اشتباهی در این زمینه انجام دهید، ممکن است به یکباره همه ی زحمات خود را به باد داده و یا حتی پرونده را نابود کنید!​
زمانی که دارید با یک نفر مصاحبه میکنید، نباید حواس خود را فقط شامل حرف های آنها بکنید، بلکه باید به چشمان، دهان، تن صدا و رفتار و حرکات آنها نیز توجه کنید تا بتوانید به درستی در مورد مضمون قضاوت کنید. پس از انجام مصاحبه شما سه اختیار دارید؛ حرفشان را باور کنید؛ به حرشان شک کنید و یا بگویید که دارند دروغ میگویند؛ نکته ی جالب در این مورد نتایج بدست آمده است که بسیار جالب است. اگر شما می توانید به مظنون بگویید که دارد چیزی را پنهان میکند و شک کردن به وی به معنی فشار آوردن به او برای فاش کردن اطلاعات بیشتر است. اگر انتخاب درستی کرده باشید، به اطلاعات جدیدی دست پیدا خواهید کرد و حتی یک انتخاب درست می تواند شما را به یک مظنون جدید در رابطه به تحقیقتان برساند. انتخاب نادرست می تواند تمایل فرد را برای همکاری با شما بکاهد، و دربهترین حالت ممکن، باعث شود که یک مدرک را از دست بدهید. خوشبختانه راک استار به فکر گيمرهای كم تجربه و مبتدی در سبك Adventure نیز بوده و این گیمر ها هم می‌توانند این بازی را توسط کمک های بازی و پایین بودن درجه سختی به راحتی انجام دهند و پرونده‌های بازی را با موفقیت پشت سر بگذارند.​
اگر بازپرس و کارآگاه خوبی باشید و با استفاده از شواهد و سرنخ‌های بدست آمده آدم بد های داستان را شناسایی کنید می‌توانید پرونده‌های بازی را به خوبی از پیش روی بر دارید و توسط رئیس خود ترفیع درجه بگیرید؛ این بازی به دلیل راه های مختلفی که برای اتمام هر مرحله وجود دارد ارزش تکرار زیادی داشته و هیچگاه گیمر از بازی خسته نخواهد شد، حتی اگر برای دفعه چندم در حال بازی باشد و بداند که سر انجام پرونده چیست.

la-noire-20101117043214459_640w.jpg

بگویید سیــب :دی

برای درک بهتر سبک ادونچر بازی، بهتر است ادامه ی مطلب را بخوانید: (با تشکر از حمید رضا)

Phelps و همكارش Stephan Bekowsky در يك بارنداز به دنبال يك ماشين مخروبه مي گردند. چيز نامعقولي در حال وقوع است. Phelps صحنه را بازرسي مي كند . درون ماشين همه چيز خوني است و يك پيپ خوني هم در آن نزديكي افتاده. گزارشها حاكي از اين است كه اين ماشين متعلق به فردي به نام آقايWhite Eugene است كه به تازگي گزارش شده است كه ربوده شده.
Phelps گشتي در اطراف مي زند و سرنخهاي بيشتري را پيدا مي كند. چيز جالبي كه در L.A Noire وجود دارد اين است كه بايد توجه زيادي به كوچكترين جزئيات بكنيد. بازي شما را مجبور مي كند از قدرت ديد و بينايي خود استفاده كنيد. نزديك ماشين Phelps يك شيشه شكسته و يك كيف پول پيدا مي كند. او كيف را باز مي كند و مقدار زيادي كارت و عكس در آن پيدا مي كند.
آدرس آقاي White خيلي بد خط نوشته شده و عكسي از او يا همسرش در آن نيست.
Phelps پيپ را بررسي مي كند و مارك آن را برداشت مي كند. تمام سرنخ هاي به دست آمده داخل دفترچه شما نوشته مي شود. هرچه بيشتر اطلاعات به دست آوريد و بيشتر جزئيات را در دفترچه خود ذخيره كنيد ، سوالهاي بيشتري را مي توانيد هنگام بازجويي متهمين بپرسيد.
پس از ديدن صحنه ، Phelps به آدرسي كه در كيف آقاي White پيدا كرده بود مي رود. خانم Elizabeth White ما را ملاقات مي كند. در اينجا است كه مي بينيم به چه زيبايي ، بازيگران و ديالوگها و داستان كنار هم قرار مي گيرند. پس از اين كه خانم White ما را به داخل مي برد با كمي نگراني ما را به اتاق حال دعوت مي كند. Phelps سوالي راجع به گم شدن شوهر او مي پرسد و در واكنش خانم White ما عظمت قدرت Team Bondi را مي بينيم. خانم White از روي تعجب و فرياد مي گويد:" ميدانستم يك اتفاقي برايش افتاده كه خانه نيامده" . ما ميبينيم كه ابرو و لبهاي او دچار لرزش شده اند ونوعي اضطراب در صورت او است-اين يك ترس واقعي است كه در صورت او مي بيني-.

Phelps براي اين كه فرصتي براي آرام شدن خانم White بدهد ، نگاهي به اطراف مي اندازد. در اتاق آقاي White نشانه اي از يك كيفه مجلسي گمشده است ؛ همچنين بليط سفر به سياتل هم در آنجا است. آقا و خانم وايت جدا از هم در تخت هاي خود مي خوابند. Phelps عكسي از آقاي وايت را از قاب در مي آورد و پشت آن را بررسي مي كند ، پشت آن نوشته شده است:" براي عشقم Eugene ، نيكول". Phelps به آشپزخانه مي رود . هيچ چيز در آنجا نيست فقط جعبه هاي كبريت .

la-noire-20101117043247349_640w.jpg

حضور هاوری دنت (دو چهره) نیز در بازی تایید شد :دی

Phelps به بيرون از خانه مي رود. او يك نشان گر دما با همان برند پيپ پيدا مي كند . پس از اين بررسي Phelps دوباره پيش خانم وايت باز مي گردد. شما در جواب هر عكس العمل قادريد سه سوال بپرسيد: با زبان خوش ، متهم كردن و اجبار. اين سيستم شبيه به Mass Effect است. اگر سوال اشتباه بپرسيد يا طوري عمل كنيد كه نتوانيد اطلاعات زيادي بگيريد ، سرنخ ها شما كمتر مي شود.
Phelps سعي مي كند به آرامي سوال كند. او مي پرسد آخرين بار كي شوهرتان را ديديد؟ او مي گويد :"آخرين بار او براي ديدن دوست خود فيليپ بيرون رفته بود تا نوشيدني با هم بخورند".
Phelps مي گويد كه يك رسيد از خريد يك خوك زنده در صحنه جرم پيدا كرده. در اينجا خانم وايت با چهره اي اهانت آميز مي گويد :" يك خوك ؟ Eugene كارش در تجارت وسايل ابزاري بوده ، اين حتما براي آرثور بوده. خدا مي داند مي خواسته چه كار كند".

تا اينجا حركات و صحبت هاي خانم وايت طوري بوده كه انگار واقعيت را مي گويد ، ولي همه چيز وقتي Phelps در مورد عكس داخل اتاق خواب مي پرسد عوض مي شود. توضيحات خانم وايت سخت تر و بي منطق تر مي شود و چشمهايش در اطراف اتاق تكان مي خورد. او كم كم دارد چيزهايي را لو مي دهد. Phelps موضوع را عوض مي كند و مي گويد:" اين چه ربطي دارد؟ آيا مربوط به سفر او به سياتل است ؟" . Phelps لهن صحبت خود را متهم آميز مي كند و مي گويد:" چيز بيشتري براي گفتن داريد و خودتان هم خوب مي دانيد". خانم وايت اين حرف را تكذيب مي كند و مي گويد كه هيچ چيز نمي داند ، ولي صورت او چيز ديگري را مي گويد . Phelps در دفترچه خود دنبال سرنخي مي گردد تا گفته هاي او را تكذيب كند. او بحث را سر "نيكول" اسم پشت عكس مي برد. سر انجام ظاهر خانم وايت مي شكند و غرق در اشك مي شود. خانم وايت مي گويد كه مي دانسته چه خبر است و شوهرش با يك زن ديگر در رابطه عشق بازي است. شوهر او آدم زناكاري شده بوده . فيليپ در اينجا او را متهم به قتل مي كند. اما چون Phelps دليل محكم پسندي ندارد ، اين قسمت تحقيق فعلا بسته مي شود.
Phelps به دنبال سرنخ به بار Cavanaugh مي رود. اينجا جايي است كه مي توان آرثور رفيق Eugene را پيدا كرد. او در حالي كه مست است توسط Phelps گرفته مي شود. Phelps از همان ابتدا لحن اتهام آميز را به كار مي برد و پس از كلي صحبت به سختي آخر سر آرثور اعتراف مي كند كه اصلا قتلي در كار نبوده !!!. او مي گويد كه Eugene (يا همان آقاي وايت) مي خوسته مرگ خود را جعل كند و به همين دليل اين دو باهم خوكي را مي كشند و خونش را در ماشين پخش مي كنند. Phelps اين بار از روي عصبانيت آرثور را زمين مي زند تا جاي مخفي شدن آقاي وايت را بگويد ، سرانجام آنها به آپارتمان آرثور مي روند. آرثور در مي زند و آقاي وايت وقتي در را باز مي كند و مي بيند كه كس ديگري با آرثور است سريع در را مي بندد. Phelps محكم به در مي زند و حال تعقيب و گريز روي بالا پشت بامها آغاز مي شود. آنها از يك نردبان پايين مي روند. آقاي وايت همچنان فرار مي كند ، از شمشادهايي رد مي شود ، Phelps ديگر به او نمي رسد و به نظر مي رسد كه وايت فرار كرده ، اما در اينجا است كه همكار Phelps يعني Bekowsky با ماشين جلوي وايت مي ايستد و با اسلحه او را نشانه مي گيرد.

پس از دستگيري وايت ، او اغرار مي كند كه قصد داشته از شر زنش خلاص شود و با كس ديگري باشد ، او مي گويد:" فكر مي كردم آسان تر از اين باشد"..."اميدوارم او ارزشش را داشته باشد".

با اینکه همین بخش ادونچر بازی میتواند آنقدر تنوع و جذابیت داشته باشد که نیاز به بخش دیگر در گیم پلی بازی نداشته باشد، راک استار باز هم قانع نشده است و با افزودن بخش اکشنی GTA مانند که شامل تعقیب و گریز و تیر اندازی هایی که منجر به کشتار افراد بسیار زیادی (!) خواهد شد تنوع خوبی را به بازی بخشیده است. این بازی آنقدر طبیعی است که اگر دشمنان به کلاه شما تیر زده و آن را روی زمین بیاندازند، میتوانید آن را دوباره برداشته و روی سر خود بگذارید!

la-noire-20101117043216912_640w.jpg

فلپس، در حال آماده شدن برای مصاحبه با یک مضنون

در مورد گرافیک این ابر عنوان باید اظهار داشت که این بازی هم همانند دیگر بازی Rockstar در این نسل از موتور قدرتمند Rockstar Advanced Game Engine) RAGE) بهره میبرد، البته انجین در این بازی دچار تغییراتی نیز شده است که باعث بوجود آمدن گرافیکی بسیار بالا و غیر قابل تصور شده است؛ بافت های با کیفیت، نور پردازی مثال زدنی، انیمیشن های بسیار زنده و با کیفیت، Depth of Field خیره کننده، افکت های چشم نواز و در کل همه چیز در این بازی زیبا است، در این بازی محیط های تاریک و آلوده بازی با گرافیکی خیره کننده میزبان بازیباز ها خواهند بود تا هرچه بیشتر آنها درگیر پرونده های تیره بازی بکنند.

اما نکته ی قابل توجه در مورد بازی استفاد از تکنولوژی Motion Scan است، این تکنولوژی که توسط شرکت Depth Analysis که یک شرکت استرالیایی است ساخته شده و هنوز تکنولوژی نو پایی است، اما با این حال قدرت خود را بخ خوبی نشان میدهد، این تکنولوژی که مشابه آن را در بازی Heavy Rain هم مشاهده کرده ایم از دقت بسیار بالایی برخوردار است، حتماً اگر HR را بازی کرده باشید، شاهد حرکات و انیمیشن های طبیعی کرکتر ها خواهید شد؛ حالا چکار میکنید اگر بفهمید که این بازی پای خود را چند قدم از HR نیز جلو گذاشته است و دست به انجام کاری زده است که حتی فکرش را هم نمیکنید. اگر بخواهیم وارد جزییات نحوه کار این تکنولوژی بشویم باید همینقدر که مطلب نوشته ایم یا حتی بیشتر در موردش بنویسیم، پس همینقدر بدانید که در این تکنولوژی هنرپیشه حرکات مورد نظر را انجام می‌دهد و این حرکات با بالاترين دقت ضبط می‌شوند و بر روی مدل كاركتر مورد نظر در بازی قرار داده می‌شوند، بدون اینکه افکتی، انیمیشن و یا هیچ چیز دیگری بر این حرکات اضافه شود؛ این تکنولوژی به قدر دقیق است که حتی خط چشم و آرایش فرد بازیگر را به بازی منتقل میکند، در حقیقت در این تکنولوژی توسط دوربین های زیادی که در محیط قرار دارند، حتی حالات زیر پوستی بازیگر نیز ضبط و در مدل فرد اعمال میشون، همه ی حالات صورت و چشمان، علاوه بر ضبط حرکات بدن به دقیق ترین حالت ممکن بدون هیچ تغییری وارد بازی میشود؛ برای درک بیشتر دقت این تکنولوژی باید گفت که بعنوان مثال اگر در بازی بخواهیم زنی را نشان دهیم که آثار کبودی روی صورتش پیداست، باید بازیگر قبل از فیلم برداری صورت خود را بصورت یک کبودی آرایش و گریم کرده باشد!​
برای فیلم برداری این عنوان از بازیگران مطرحی نیز استفاده شده شده است، در این بازی برای جلوگیری از مواجه شدن با صورت های شبیه به هم از بیش از 300 بازیگر استفاده شده که در نوع خودش بسیار رقم بالایی است، بازیگری فلپس یعنی شخصیت اصلی بازی را Aron Staton که یک بازیگر مشهور استرالیایی است بر عهده دارد.

طراحی لوس آنجلس در آن واحه ی زمانی کاری بسیار سخت است، کاری که شرکتی همچون راک استار میتوانید از عهده ی انجامش بر آید!

صحبت های Simon Wood، مدیر طراح این بازی در این زمینه را جالب و خواندنی است: (با تشکر از حمید رضا)

Simon Wood كه مدير طراح هاي بازي است مي گويد:" اين بازي مثل ماشين زمان است !" .
Simon Wood بهترين فرد براي اين كار است ، زيرا او وسواسي ترين آدم نسبت به جزئيات است. اين طور كه Rockstar ادعاء مي كند،L.A Noire بيشترين جزئيات را نسبت به تمام ساخته هاي Rockstar دارد و همچنين اين بازي بزرگترين شبيه سازي و به قول خود Rockstar مو به موي يك شهر واقعي (L.A) است. گذشته از اينكه بيش از 140 Object مختلف در بازي قابل تاثير است (بيشتر اين وسايل قابل تركيب هم هستند) ، مي توان گفت فلپس تقريبا مي تواند بر تمام اجسام و Object هاي محيط تاثير بگذارد.

Wood و تيمش تحقيق بزرگي در مورد تاريخ و زمان گذشته كردند. آنها اطلاعات زيادي از آدمهاي آن دوران و البته تحقيقات دانشجو هاي رشته تاريخ به دست آوردند. آنها بيش از 180000 عكس از UCLA و USC گرفتند و كل روزنامه هاي دهه 1940 را از قبيل Los Angeles Times ، The Herald Examiner و The Daily News به دست آوردند و عكس هاي اين روزنامه ها را تك تك جدا كرده و در پرونده تحقيقاتي خود گذاشته اند. آنها هر مطلب رسمي و يا غير رسمي را از اين دهه در مورد L.A بررسي كردند. جزئيات وحشتناك در اين بازي رعايت شده ، مثلا نوع لباس هاي آن زمان ، نوع غذا و حتي قيمت آنها همه از مدل واقعي برداشته شده.
سازندگان آنقدر در اين كار وسواس داشته اند كه حتي به الهامات و منابع هاليوود هم دست برده اند. آنها مدل لباسهاي فيلم هايي مانند Saving Private Ryan و King Kong و فيلم هاي شاهكار ديگر مربوط به آن زمان را هم در نظر داشته اند.
براي ساختن Map عظيم اين بازي Wood بايد جاهايي را كه در حال حاظر ديگر در LA وجود ندارند را هم بررسي مي كرد و اين خيلي كار سختي بود.

Wood مي گويد: "در گذشته اتوبانها و خيابانهايي وجود داشته كه در حال حاظر ساختمانها جاي آنها را گرفته ، بعضي ها اصلا خبر ندارند در قديم چنين جاهايي بوده. شما در بازي مي توانيد جاهايي رانندگي كنيد كه در حال حاظر وجود ندارند".
تيم سازنده براي اينكه L.A Noire را يك شبيه ساز واقعي خلق كنند به موزه رفتند و نقشه دست نويس Franklin Roosevelt كه در آن زمان رئيس جمهور بود را بررسي كردند. وي براي اداره شهر از اين نقشه استفاده مي كرده است.

la-noire-20101117043225990_640w.jpg

بی احساسی، خفقان، تاریکی...

طبق عكس برداري هوايي از اين شهر پي بردند اين نقشه صد در صد و بدون خطا درست است.
Wood سعي داشته خيابانهاي L.A Noire را بسيار طبيعي و پر از آدم طراحي كند و حس زنده بودن را منتقل كند. مدل مغازه ها همان مغازه هاي واقعي آن زمان است كه با تكنيكي خاص سه بعدي شده و سازندگان براي طراحي دقيق ماشين ها به سراغ كمدين معروف Jay Leno رفتند. Wood مي گويد :" Jay Leno يك آرشيو عظيم و خصوصي از ماشين هاي آن زمان داشت. ما تك تك آنها را عكس برداري كرديم".

در کل باید اظهار داشت این بازی چیزی فراتر از یک بازی معمولی است و با بوجود آوردن سبکی جدید و با استفاده از بهترین تکنولوژی های روز دنیا، نوید شاهکاری بی چون و چرا را میدهد، شاید بهترین بازی سال 2011 را نیز توان همین بازی قلمداد کرد.
 
آخرین ویرایش:
دیوید کیج کجاست !!! :))
ماشالله به راک استار که دست استودیو هاشو کاملا برا کپی باز گذاشته !!! Heavy Noire ! :))
محض اطلاعت L.A. Noire از سال 2004 در حال ساخت، اونموقع اصلاً Heavy Rain ایدش هم وجود نداشته.

خوش بحال دیوید کیج که دست خودشو برا کپی باز گذاشته.
 
با تبریک ولادت با سعادت امام موسی کاظم به همه ی کاربرای BAZICENTER.
======================================================​
امیررضا جان عالی بود فقط اینجا
شما در جواب هر عكس العمل قادريد سه سوال بپرسيد: با زبان خوش ، متهم كردن و اجبار.
باید می نوشتی سه نوع سوال(به جای سه سوال);)
ولی واقعا لایق کامل ترین پیشنمایش این بازی بود.خیلی لذت بردم یکی از بهترین مقالاتی بود که تا حالا خونده بودم.;)
حیف که نمی تونم اعتبار بدم وگرنه حداقل یه جوری تشکر می کردم:((:(
 
آخرین ویرایش:
  • Like
Reactions: SaDrA-HhH
پیش نمایش جذاب و کاملی بود
یه سری اطلاعاتمون هم زیاد شد
امیدوارم بخش ادونچر قابل توجهی در کنار قسمت اکشنش داشته باشه
مرسی
 
بی نظیره:دی (نقدو میگم:دی)
بینظیر ترینه حرف نداره:دی(بازیو میگم)
همچین بازی تتابحال تو کره مریخ زمین تاریخ:دی وجود نداشته که تا چند وقت دیگه میاد(HR هم جلوش کم میاره باور کنید!)
 
ممنون امیر رضا جان!

نمیدونم چرا بازی منو یاد فیلم Chinatown میندازه. اگر بتونه تنها نصفی از اتمسفر اونو پیاده کنه جزو 3 تا بازی برتر این نسل میشه.
 
خيلي ممنون امير رضا جان
به نظر من كه بازي اصلا هم شبيه HR نيست ................
فكر مي كنم بتونه عنوان موفقي در باران بازي ها در امسال باشه !
 
انتظار نداری که بخونمش :d ولی عالی نوشتی امیر انصافا لایق تحریریه ای :d
اصلا مقایسه heavy rain با این بازی کار درستی نیست چون سبکشون متفاوته hr یه بازی روانشناختیه ولی این بازی یه adventure هستش البته از لحاظ تکنولوژی motion scan که پیشرفته و تکامل یافته motion capture هست رو می تونیم مقایسه کنیم که در اون صورت L.A Noire برنده میشه
 
از همه دوستانی که لطف کردن نسبت به من تشکر میکنم.

در رابطه با مقایسه این بازی با Heavy Rain هم باید همینقدر بگم کسی که فرق سبک بازیرو تشخیص نمیده، لازم نکرده و ارد بحث های تخصصی تر بشه...
 
  • Like
Reactions: Fenris Wolf

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or