بحث و تبادل نظر در مورد سری Resident Evil

لوووووول ,اقا حمید خب بچه مچه که میگید ,اون (مچچش) موشکل داره.:d
ولی درکتون میکنم, اون ایولی که توی سیزده چهارده سالگی ماها تجربه کردیم, با اویلی که چهارده ساله های الان تجربه میکنن خیلی فرق داشت.
 
خب احد هم که اویل ویتین رو بازی کرد و مثل علی خوشش نیومد.جالبه که تمام فن های بزرگ و منطقی میگن بازیش آشغاله.حمید،نمیدونم چطوریه که فقط تو خوشش اومده!:dشاید چون میکامی ساخته یا شاید هم چون آلن ویک و سایلنت هیل ها رو بازی نکردی که احتمالا دلیلش همینه.اگه اونا رو بازی میکرد می فهمیدی که فقط یک کپی ناموفق از اوناست.فقط چند تا سوژه ی تکراری که قبلا هم توی هزار تا بازی ترسناک دیگه بودن.حتی داستانش هم از روی RE کپی شده.به قول علی اصلا اول قرار بوده ادامه ی RE4 باشه.بعدش هم فقط اومدن اسم لیون و ایدا و سازمان رو عوض کردن.کپی کردن با ایده گرفتن فرق داره.خود آلن ویک و سایلنت هیل هم ایده گرفته بودن.ولی نوآوری هم داشتن و بازی کاملا حس مخصوص به خودش رو داشت.ولی اویل ویتین یک کپی صرفه.اصلا حس مخصوص به خودش رو منتقل نمیکنه.چون تمام مسائلش رو قبلا توی بازی های دیگه دیدی.همش فکر میکنی داری آلن ویک یا سایلنت هیل یا رزیدنت اویل بازی میکنی.(آلن ویک و سایلنت هیل به خاطر گیم پلیش و RE به خاطر داستانش) ایده گرفتن نباید در حدی باشه که بازی رو اینجوری کنه.تو چون آلن ویک یا سایلنت هیل ها رو بازی نکردی،منظورم رو درک نمیکنی و فکر میکنی که اویل ویتین حس مخصوص به خودش رو داره.چون قبلا این حس رو توی بازی دیگه ای تجربه نکردی.حرفم غیر منطقیه؟
 
بازی ترسناک درست و حسابی اول نسخه های کلاسیک رزیدنت ایول (مخصوصا ریمیک و شماره1, 2و 3)
بعدم سایلنت هیل(مخصوصا شماره2)
بعدم الن ویک(شماره اولش)
و پارازیت ایو
این بازی The Evil Within به چی پشتش گرمه؟
جواب یه کلمس
میکامی!
مطمئن باشین اگه این بازی دقیقا همین طور ساخته میشد ولی هرکی بجز میکامی میساخت الان نصف بیشتر بچه هایی که این بازی رو انجام دادن هنوز این بازی رو نمیشناختن :))
یعنی فقط چون اقای میکامی تو ساخت این بازی شرکت داشته بهترین انگیزه بازی کردن رو برای گیمرها ایجاد کرده.
این میکامی اسمش خوب در اومده البته نمیخوام بگم میکامی بیخودی اسمش زیبا شده ولی تو ساخت RE4میکامی اصلیت RE روبه فنا داد
هم تاسف بار و خنده داره که یه فردی با استعدادی مثل میکامی لقب پدر RE به قول ما داشته ولی عامل انحراف RE هم بوده
 
جناب نیما منم خوشم اومده ,با اینکه هم سایلنت هیل و رزیدنت اویل و هم الن ویک بازی کردم,الان میشم چی گیمر بی منطق و کوچک.

خیلی بد بازی رو کوبیدی و مچاله کردی انداختی سطل آشغال.

ناراحت شدم
 
بازی ترسناک درست و حسابی اول نسخه های کلاسیک رزیدنت ایول (مخصوصا ریمیک و شماره1, 2و 3)
بعدم سایلنت هیل(مخصوصا شماره2)
بعدم الن ویک(شماره اولش)
و پارازیت ایو
این بازی The Evil Within به چی پشتش گرمه؟
جواب یه کلمس
میکامی!
مطمئن باشین اگه این بازی دقیقا همین طور ساخته میشد ولی هرکی بجز میکامی میساخت الان نصف بیشتر بچه هایی که این بازی رو انجام دادن هنوز این بازی رو نمیشناختن :))
یعنی فقط چون اقای میکامی تو ساخت این بازی شرکت داشته بهترین انگیزه بازی کردن رو برای گیمرها ایجاد کرده.
این میکامی اسمش خوب در اومده البته نمیخوام بگم میکامی بیخودی اسمش زیبا شده ولی تو ساخت RE4میکامی اصلیت RE روبه فنا داد
هم تاسف بار و خنده داره که یه فردی با استعدادی مثل میکامی لقب پدر RE به قول ما داشته ولی عامل انحراف RE هم بوده

کاملا درسته . خب میکامی امد در اویل 4 تحولاتی ایجاد کنه که باعث شد اصلیت به فنا بره و بجاش یه نواوری های دیگه ای به ارمقان اورد. تصورشو بکن اگه یه اویل بیاد با همون سبک کلاسیک difficulty بازی خیلی اسونه. به راحتی میتونی از بین زامبیا فرار کنی. الان دیگه گیمرا همه Pro شدن. باید بپزیریم که دیگه سبک کلاسیک واسه این نسل جواب نمیده. من خودم ریمیک رو بازی کردم خیلی جالب بود که بازیو بازسازی کرده بودن ولی خب difficulty واقعا 0 بود. این اویل های الان سبکشون از horror به علی از تو مدد تبدیل شده. من خودم اوایل اویل 1 2 3 و کد ورونیکارو بازی کردم یادمه از ترس میمردم تا بار اول بازیو تمام کنم وحشت و از بازی گرفتن حداقل به جاش یه چند تا معما درست حسابی بزارن بد نمیشه
 
واقعا اگه هنوز زامبیتو اویل استفاده میکردن هنوزم میترسیدیم؟
نخیر چون هر چیز جایگاه و زمان خودشو داره عزیزان
بازی اویل ویتین هم به دلم نشست بجز از لحاظ داستان
کسایی که فقط به داستان نظر دارن این بازی رو نمیپسندن پس نخرن بهتره
حالا شماره بعدیش رو حتما بیشتر کار میکنن چون تیم سازنده کوچیک بوده لابد به داستان خیلی نرسیدن
راستی نظرتون رو در مورد کارلا رادامز بگین خوب وبد یا بد؟
به نظر شما الکس وسکر شخصیت زن نیست؟
 
سلام دوستان شیطون دوست :d
نمیدونم اینکه این پست رو درباره ایول ویتین اینجا بدم درسته یا نه,
اما به نظرم مشکل اینجاست که دوستان این عنوان رو با آثاری مثل رزیدنت ها وسایلنت های کلاسیک مقایسه میکنن.
فک میکنم این اثر باید با عناوینی مثل دد اسپیس و همون الن ویک مقایسه بشه تا در حقش ظلم نشه, چون از نظر ارزش محتوا خیلی نزدیک تر هستند.
 
بری برتون به عنوان یکی از شخصیت های قابل بازی در رزیدنت ایول رولیشنز 2؟

به تازگی سایت رده بندی سنی بازیها ESRB اطلاعات جدیدی را در مورد رزیدنت ایول رولینشز 2 منشتر کرده است

بر اساس این اطلاعات محتوای بازی شامل خون و خونریزی ،خشونت شدید و الفاظ زشت و توهین آمیز میباشد

بر اساس چکیده ای از گزارش ESRB در این بازی پلیر ها کنترل یک زن زندانی و *پدری که به دنبال دخترش در یک جزیره میگردد را در دست میگیرند*
بازیکننان از سلاح هایی مانند اسلحه های کمری مسلسل ها راکت لانچر ها شات گان ها و چاقو برای از پای در آوردن زامبی ها و مخلوقات جهش یافته استفاده میکنند در مبارزات نیز مواردی از جمله فریاد های ناشی از درد . صدای شلیک اسلحه ها بصورت واقع گرایانه و افکت های پاشیده شدن خون فراوان نیز به چشم میخورد . تعداد انشگت شماری از دشمنان دارای اندام های کنده و پاره شده هستند و در یکی از صحنه ها اینگونه بیان شده که در صحنه ای که بصورت اسلو موشن نشان داده میشود دست یکی از دشمنان ر حال کنده شدن است در صحنه ای دیگر بیان شده که یکی از شخصیت ها با کلت به سرش شلیک میکند و خون زیادی به بیرون پاشیده میشود و کلمات F**K و Sh*t در دیالوگ پدیدار میشود.


داستان The Evil Within شامل اسپیولر

داستان The Evil Within

شامل اسپویلر شدید!!!

روبن ویکتوریانو متخلص به روویک یک بچه بود پدر روین مرد خیلی پولداری بود و صاحب بخش وسیعی از اراضی کریسمون سیتی بود. روبن از بچگی به جراحی علاقه داشت و این میل و علاقه منجر به آشنایی اون با دکتر جیمنز شد جمینز روبن رو تشویق به یاد گرفتن فنون و علوم جراحی کرد و علاقه اونو به این حرفه بیشتر میکرد اما در واقع برای روبن نقشه کشیده بود و میخواست تخقیقات و پژوهش های روبن رو به نام خودش منتشر کنه چون روبن در این حرفه خیلی پیشرفت کرده بود. یک روز روبن به همراه خواهرش لورا ویکتوریانو در حال بازی تو انبار غله بودند. اینطوری بگیم که پدر روبن عقاید مذهبی خواصی داشت به همین خاطر سعی داشت تا تعدادی از اهالی اون منطفه رو از زمین های خودش بیرون کنه اهالی روستا که از این کار ناراضی بودند سعی کردند تا اموال و دارایی های پدر روبن رو از بین ببرن و به همین خاطر انبار غله رو آتیش زدند در حالی که روبن و خواهرش لورا داخل اون در حال بازی کردن بودن. لورا با فداکاری جون روبن رو نجات داد و روبن زنده موند اما بدن و صورتش بد جوری سوخته بود به همین خاطر پدر روبن اونو برد تو زیرزمین عمارت تا مبادا کسی اونو با این وضع ببینه. تنفر و حس انتقام جویی از روستاییان تو روبن بیدار شده بود بعدا روبن فهمید پدرش تصمیم داره با سپردن اون به دست روستایی های عصبانی از دست روبن خلاص بشه. نه به خاطر اینکه صورت روبن سوخته بود احتمالا به خاطر یکسری عقاید و باور های مذهبی که به اونا اعتقاد داشت. بعد از این که روبن از این موضوع مطلع شد پدر و مادرشو کشت البته در مورد مادرش اشتباه فکر کرده بود مادرش عاشق روبن بود. روبن بدنهای بی جان پدر و مادرشو توی یکی از اتاق های عمارت پنهان کرده بود. زمانی که خانواده ی ویکتوریانو زنده بودند کمک های خیریه خودشون رو به بیمارستان دریغ نمیکردند. دکتر جمنز هم مدام از روبن در مورد انجام کمک های خیریه به بیمارستان سوال میکرد و اون تهدید کرده بود که اگه این کمک ها برای تامین احتیاجات مورد نیاز تحقیقشون بهش نرسه پرژه منقضی هست و به اون خاتمه میده. بعد از مدتی روبن جنازه پدر و مادرشو تو قایقی گذاشت و به طرف دریا رفت. بعد ها هم تمام دارایی های خانواده ی ویکتوریانو رو به ارث برد . زمان انتقام فرا رسیده بود روبن که حالا ثروت و حس کینه توزی پدرش رو هم به ارث برد بود با گرفتن و کشتن روستاییانی که لورا رو کشته بودن انتقام سختی از اونا گرفت. روین از اون از روستاییا به عنوان موش آزمایشگاهی استفاده میکرد و اعمال وحشتناکی رو روی بدن اونها انجام میداد روبن حتی انتقام خودش رو از اون عده از روستاییای مذهبی و خرافاتی که بره ها رو برای سگ نگهبان کلیسا قربانی میکردن و غذای اون سگ رو فراهم میکردن گرفت. روبن از دو تا بچه ی وقلو تازه متولد شده هم به عنوان تست سیستم STEM که ساخته بود استفاده کرد. دکتر جیمنز هم برای فراهم کردن مواد و مصالح مورد نیاز پروژه ها و تحقیقات روبن مردم دهکده رو میدزدید تا افکار اونا رو بوسیله ی سیستم STEM جمع آوری کنند. در مورد سباستین جوزف و جولی و همینطور لزلی بعد بصورت جداگانه پست میزارم.
 
اسماعیل جان،یعنی چی کارلا بده یا خوبه؟خب مشخصه دیگه.کارلا یکی از منفی ترین شخصیت های کل داستانه.کسی که هزاران انسان بی گناه رو قربانی میکنه،فقط به خاطر اینکه میخواد از سیمونز انتقام بگیره.ولی اگه منظورت از لحاظ شخصیت پردازی بود،فقط در همین حد بگم که من بعد از وسکر،با شخصیت کدوم از شخصیت های منفی سری به اندازه ی کارلا حال نکردم.البته این فقط یک نظر شخصیه.اصراری ندارم که کس حرفم رو تایید کنه!

الکس هم میتونه زن باشه.(با صرف نظر از اینکه الکس اسم مرد هست.واسه توجیه این قضیه،هزار تا دلیل میتونن بیارن.) اتفاقا من فرضیه ی زن بودن الکس رو کمی پس از ریلیز RE5 خوندم.حتی شاید رئیس سازمان باشه و توی همین رولیشنز 2 بیاد.(اینکه سازمان توی این بازی هست،واسه ی من یک امر بدیهی هست.) حتی ممکنه اون زنی که صداش رو توی یکی از تریلرها شنیدیم خود الکس باشه.!;)
 
داستان The Evil Within شامل اسپیولر

داستان The Evil Within

شامل اسپویلر شدید!!!

روبن ویکتوریانو متخلص به روویک یک بچه بود پدر روین مرد خیلی پولداری بود و صاحب بخش وسیعی از اراضی کریسمون سیتی بود. روبن از بچگی به جراحی علاقه داشت و این میل و علاقه منجر به آشنایی اون با دکتر جیمنز شد جمینز روبن رو تشویق به یاد گرفتن فنون و علوم جراحی کرد و علاقه اونو به این حرفه بیشتر میکرد اما در واقع برای روبن نقشه کشیده بود و میخواست تخقیقات و پژوهش های روبن رو به نام خودش منتشر کنه چون روبن در این حرفه خیلی پیشرفت کرده بود. یک روز روبن به همراه خواهرش لورا ویکتوریانو در حال بازی تو انبار غله بودند. اینطوری بگیم که پدر روبن عقاید مذهبی خواصی داشت به همین خاطر سعی داشت تا تعدادی از اهالی اون منطفه رو از زمین های خودش بیرون کنه اهالی روستا که از این کار ناراضی بودند سعی کردند تا اموال و دارایی های پدر روبن رو از بین ببرن و به همین خاطر انبار غله رو آتیش زدند در حالی که روبن و خواهرش لورا داخل اون در حال بازی کردن بودن. لورا با فداکاری جون روبن رو نجات داد و روبن زنده موند اما بدن و صورتش بد جوری سوخته بود به همین خاطر پدر روبن اونو برد تو زیرزمین عمارت تا مبادا کسی اونو با این وضع ببینه. تنفر و حس انتقام جویی از روستاییان تو روبن بیدار شده بود بعدا روبن فهمید پدرش تصمیم داره با سپردن اون به دست روستایی های عصبانی از دست روبن خلاص بشه. نه به خاطر اینکه صورت روبن سوخته بود احتمالا به خاطر یکسری عقاید و باور های مذهبی که به اونا اعتقاد داشت. بعد از این که روبن از این موضوع مطلع شد پدر و مادرشو کشت البته در مورد مادرش اشتباه فکر کرده بود مادرش عاشق روبن بود. روبن بدنهای بی جان پدر و مادرشو توی یکی از اتاق های عمارت پنهان کرده بود. زمانی که خانواده ی ویکتوریانو زنده بودند کمک های خیریه خودشون رو به بیمارستان دریغ نمیکردند. دکتر جمنز هم مدام از روبن در مورد انجام کمک های خیریه به بیمارستان سوال میکرد و اون تهدید کرده بود که اگه این کمک ها برای تامین احتیاجات مورد نیاز تحقیقشون بهش نرسه پرژه منقضی هست و به اون خاتمه میده. بعد از مدتی روبن جنازه پدر و مادرشو تو قایقی گذاشت و به طرف دریا رفت. بعد ها هم تمام دارایی های خانواده ی ویکتوریانو رو به ارث برد . زمان انتقام فرا رسیده بود روبن که حالا ثروت و حس کینه توزی پدرش رو هم به ارث برد بود با گرفتن و کشتن روستاییانی که لورا رو کشته بودن انتقام سختی از اونا گرفت. روین از اون از روستاییا به عنوان موش آزمایشگاهی استفاده میکرد و اعمال وحشتناکی رو روی بدن اونها انجام میداد روبن حتی انتقام خودش رو از اون عده از روستاییای مذهبی و خرافاتی که بره ها رو برای سگ نگهبان کلیسا قربانی میکردن و غذای اون سگ رو فراهم میکردن گرفت. روبن از دو تا بچه ی وقلو تازه متولد شده هم به عنوان تست سیستم STEM که ساخته بود استفاده کرد. دکتر جیمنز هم برای فراهم کردن مواد و مصالح مورد نیاز پروژه ها و تحقیقات روبن مردم دهکده رو میدزدید تا افکار اونا رو بوسیله ی سیستم STEM جمع آوری کنند. در مورد سباستین جوزف و جولی و همینطور لزلی بعد بصورت جداگانه پست میزارم.

حالا کاری نداریم که خیلی بالا و پایین داستان رو تعریف کردینا :d ولی اون قسمتی که bold کردم رو از کجا متوجه شدید؟
 
کارلا از نظر من انعکاس ناتوانی سازندگان نسخه 6 تو داستان پردازی هست.اهداف همه شخصیتهای منفی از جمله وسکر الکسا سدلر اسپنسر و.. با عقل جور در میاد بجز این یکی
ایده جالبی نیست کارلا به خاطر انتقام بخواد نظم عمومی جهان رو بهم بریزه بزودی خودشم قربانی اهدافش میشد اصلا در پس این انتقام به چی میخواست برسه چرا فقط خود سیمنوز رو نابود نکرد؟چرا اشتهاش نابودی کل جهان بود؟ توی انتقام اقلا طرف انتقام گیرنده خودش نمیخواد قربانی بشه.این چه انتقامیه؟:-/
بعد این سیمونز هم چقدر دقیق این بلا رو سر کارلا در اورده بود .همه چیز کارلا حتی شیوه حرف زدن حرکات اکشن شبیه ایدا بود.یعنی اینقدر موفقیت امیز!
تازه اونم مثل ایدا هوک شات داشت ولی من نفهمیدم از کجا اورده بود:d
نیما به نظرت الکسیا اشفورد و ویلیام برکین بهتر از کارلا نبودن؟
 
بعد این سیمونز هم چقدر دقیق این بلا رو سر کارلا در اورده بود .همه چیز کارلا حتی شیوه حرف زدن حرکات اکشن شبیه ایدا بود.یعنی اینقدر موفقیت امیز!
تازه اونم مثل ایدا هوک شات داشت ولی من نفهمیدم از کجا اورده بود:d
تا جایی که من میدونم دلیلش علاقه سیمونز به ایدا بوده. برا همون شبیه ایدا بوده. البته چون میخواسته از ایدا هم انتقام بگیره، میخواسته تمام خرابکاری ها به اسم ایدا تموم بشه!
 
میشا قصد و غرض کارلا رو کار ندارم نظرم مربوط به شخصیت پردازی و ماهیت اهداف کارلاس .میدونی کار سیمنوز خیلی دقیق پیش رفته بود و شبیه سازی خارق العاده بود مورد مسخره هوک شات مثل ایدا بود بود که کارلا هممثل اونو داشت(تا این حدبایستی این دوتا مثل هم میبودن؟)
 
آخرین ویرایش:
میشا قصد و غرض کارلا رو کار ندارم نظرم مربوط به شخصیت پردازی و ماهیت اهداف کارلاس .میدونی کار سیمنوز خیلی دقیق پیش رفته بود و شبیه سازی خارق العاده بود مورد مسخره هوک شات مثل ایدا بود بود که کارلا هممثل اونو داشت(تا این حدبایستی این دوتا مثل هم میبودن؟)
من فکر کردم منظورت شباهت کارلا با ایدا بوده :d
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
اگر میخواهی عضوی از بازی سنتر باشی همین حالا ثبت نام کن
or