طرفداران Prince of Persia صبور باشند
آقا ما که دیگه صبرمون تموم شد رفتیم خودمون یکی ساختیم
این بیشتر داستان پردازی شخصی هست از داستان نسخه ای از پرنس که یوبی در دست ساخت دارد! (ادامه اول pop:ww)
اگه خوب بود و یا نظری برای بهتر شدن داستان دارین بگین تا بفرستیم تو فروم یوبی بلکه یه چیزی به ذهنشون خطور کرد!
داستان سری جدید Prince of Persia
قسمت اول
**************
-پرنس بعد کشته شدن کایلینا و محو شدن موقت داهاکا عزم برگشتن به بابل می کند
-بعد از مدتها دریانوردی پرنس بالاخره قلمرو خود را نظاره می کند
-صحنه با ورود پرنس به دیواره ویران اما عظیم دروازه شهر در هوایی نمناک و بارانی شروع می شود
- با نزدیک شدن به دروازه اصلی شهر پرنس متوجه حالتی غیر عادی از زمان و مکان می گردد!
-تمدن بابل تماما تغییر کرده است و شهر متروکه شده هست
-جز عمارت هایی عظیم اما مخروبه که یاداور معماری پیچیده و مرموز ایران باستان هست اثری از تمدن دیده نمی شود!
-پرنس متعجب و به دنبال آن است تا علت این اتفاق را بیابد تا بتواند زمان را به دوران پادشاهی خود باز گرداند
- پرنس پی میبرد به خاطر جراحتی که بر داهاکا وارد آورد شکاف بزرگی در زمان بوجود آورد که او چند صد سال در تاریخ سیر داد!
-بیشتر مردم بر اثر شتاب لحظه ای زمان مردن و اجساد پوسیده انها در شهر جن زده بابل گواه این مدعاست!
-با ورود به کوچه ها و سرداب ها پرنس متوجه حضور ساکنانی غیر عادی آن می گردد !
-پرنس در میابد رموز برگردادندن تعادل زمان فقط در کتابسرای های بابل قابل یافتن است
-پرنس خود رابه کتاب سرای متروکه بابل میرساند و در کتیبه های باقی مانده از مهاراجه ها (مرتاض های اتشکده های بابل ) به سنگ نوشته هایی مبنی بر وجود دروازه ای مرموز از زمان که در مکانی در بالای تالار اصلی مخفی است دست پیدا می کند!
-بر طبق این مکتوب ها کسی که بتواند به تالار اینه ها راه پیدا کند و سه جواهر طلسم شده باستان را در مکان آینه بزرگ قرار دهد قادر خواهد بود وارد دروازه زمان گردد و فواصل زمانی مختلف تاریخ را طی طریق کند!
-پرنس بعد از تلاش و تحقیق بسیار از علامات باقی مانده از اثار معماری روی کتیبه ها و کشف رمز انها موفق به یافتن راهروی اصلی تالار میگردد .
-در نوشته های این کتیبه ها امده است تالار بوسیله طلسم بسیار مرموزی به مدت صد ها سال است که در زمان و مکان محصور شده است!(یعنی نه قابل تخریب هست نه قابل تغییر در زمان و مکان!)
-راز باطل شدن طلسم این تالار شمشیری مخصوص از نور است که عامل طلسم آن را (که نوعی جن هزار ساله است) هویدا می کند!
-پرنس به مکان های باستانی بابل می رود تا آن شمشیر و سه مدالیون ( که یاقوت ،زمرد و الماسی به هیئت های خدایان اساطیر باستانی بودند) را بیاید!
-پرنس یاقوت سرخ را درآتشکده اصلی بابل ،الماس را در تالار آب، زمرد را در مکان باغ های معلق و شمشیر نور را در مقبره کاهنان سلاطین بابل می یابد!
-مطابق این پرنس موفق می شود که وارد تالار آینه شود تا برای دومین بار شاهد باز شدن دروازه زمان و تجربه آن باشد
-در حین گذر از دالان زمان پرنس متوجه تغییراتی در چهره و بدن خود می گردد و بسیار وحشت میکند!
-پرتال زمان پرنس را در مکانی مرموز به مانند تالار آینه باستان پرت می کند!
- پرنس وقتی خود را باز می یابد حیران به دنبال راه حلی برای اخفای هویت و چهره ی مجهول خود است اما تعجب او وقتی بیشتر می شود که عظمت تمدن زمان حاضر را از بلندای برج های اتشکده بابل مشاهده می کند!! (دورازه زمان در دوره بابل زمان بخت النصر باز شد!)