Silent Hill Game Community (خلاصه داستان در پست اول)

انتخاب شما برای شخصیت محوری داستان برای قسمت بعد؟


  • مجموع رای دهنده‌ها
    110

Silent Dream

In madness you dwell
کاربر سایت
Jan 3, 2010
1,827
نام
Amir
sh1.png
خلاصه‌ی داستان سری بازیهای سایلنت هیل
مقدمه:

«Silent Hill» نامی برای یک بازی رایانه‌ای است که در سال 1999 و توسط شرکت Konami برای کنسول PS1 عرضه شد. از همان ابتدا مشخص بود که این نام، پتانسیل تبدیل شدن به یک فرانچایز بزرگ را دارد. داستانی فوق‌العاده غنی، مبهم و عمیق در ژانری به نسبت نوپا. همین غنی و مبهم بودن داستان، Konami را وادار ساخت تا در کتاب راهنمای قسمت سوم بازی (Silent Hill 3 Official Complete Guide) بخشی را با نام Lost Memories قرار بدهد. اما همین عنصر داستان،‌تبدیل به تیغی دو دم شد؛ از یک سو یکی از اصلی‌ترین دلایل علاقه‌ی دیوانه‌وار طرفدارانش و از سوی دیگر، پاشنه آشیل عنوان در جذب مخاطبان جدید. شماره‌ی 2 بازی در سال 2001، شماره 3 در سال 2003 ، شماره‌ی 4 در سال 2004 ، Silent Hill: Homecoming در سال 2008 عرضه شدند. اما از لحاظ خط داستانی، شماره‌های 2 و 4 و Homecoming (به نوعی) مجزا بودند و فقط شماره 3 در ادامه‌ی شماره اول عرضه شد. در متن حاضر سعی شده است خلاصه‌ای کوتاه از شماره‌های منتشر شده ارائه شود تا عزیزانی که تازه به جمع ساکنان سایلنت هیل می‌پیوندند، بتوانند راحت‌تر با این عنوان رابطه بر قرار کنند. لازم به یادآوری است که این متن به معنی واقعی کلمه، اسپویلر است.

داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 1 به صورت ویدیویی

163949 163950

داستان سایلت هیل 1 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​

داستان کامل و تحلیل سایلنت هیل 2 به صورت ویدیویی

163952 172258

داستان سایلت هیل 2 را به صورت ویدیویی در یوتوب مشاهده کنید​
نویسنده ای به نام Harry Mason و همسرش در حین عبور از یک جاده، نوزادی را یافته و نام او را شریل می‌گذارند. چهار سال بعد همسر هری فوت می‌کند. سه سال پس از فوت همسرش، هری بنا به دلایلی تصمیم می‌گیرد با شریل به شهری که وی را در نزدیکی آن یافته بودند سفر کند. شب هنگام، در جاده‌ی کنار شهر، پلیسی موتورسوار از کنار آنها عبور کرده و توجه هری را جلب می کند. اندکی جلوتر، هری متوجه موتور پلیسی میشود که بدون سرنشین در کنار جاده افتاده در همین حین، در روبروی خود دختری را وسط جاده می‌بیند. برای اجتناب از تصادف با او، دیوانه‌وار فرمان را می چرخاند. اما ماشین منحرف شده و به دره‌ی کناری سقوط می‌کند. هری پس از به هوش آمدن، متوجه غیبت شریل می‌شود. در حین جستجو، شبح شریل را می‌بیند و به دنبال او می‌دود. در انتهای معبری تنگ، ناگهان همه‌چیز در تاریکی فرو می‌رود و چهره آنجا تغییر می‌کند. هری مصمم ادامه ‌می‌دهد اما در اثر حمله‌ی چند موجود هیولا مانند به حالت مرگ روی زمین می‌افتد.
وقتی هری بعد از آن حادثه در کافه ای بیدار می‌شود، با همان پلیس روبرو می‌شود. آنها با هم از اتفاقات عجیب شهر و حالت غیرعادی آن سخن می‌گویند. پلیس Cybil Bennet‌ نام دارد و به هری در یافتن شریل کمک می‌کند. حالت عادی شهر اینگونه است: خالی از سکنه، فرو رفته در مه، محصور شده توسط دره‌های عمیق و پر از هیولا. اما در حالت غیر عادی به تمامی این موارد تاریکی مطلق تکه گوشت های آویزان از در و دیوار سکوتی مرگبارتر هم اضافه میشود . هری در جستجوی شریل به مکان‌های زیادی از شهر مراجعه می‌کند: مدرسه، کلیسا، بیمارستان، فاضلاب، پارک تفریحی و در بعضی از آنها با شخصیت‌هایی آشنا می‌شود. با پیرزن عجیبی به نام Dahlia Gillespie در کلیسا، دکتر Michael Kaufmann و پرستاری به نام Lisa Garland در بیمارستان. همچنین مرتب شبح دختری را می‌بیند که باعث تصادف او شده بود به نام Alessa. دالیا اطلاعات زیادی درباره‌ی هری و شهر دارد دکتر کافمن و لیزا هم هر کدام مطالب جدیدی به اطلاعات هری اضافه میکنند. در طول بازی اطلاعات زیادی از شهر به دست می‌آوریم خواه از لابلای روزنامه‌های باطله و کتاب‌ها و خواه از این شخصیت‌ها. شهر مکانی نفرین شده بوده و در سال‌های جنگ‌های داخلی، اعدام‌های زیادی در زندان آن صورت گرفته است. شهر قدمت زیادی دارد و قرن‌ها قبل، بومیان ساکن آنجا بودند. از همان زمان، آیینی شیطانی در شهر رواج داشته است. در سده‌های اخیر، پس از سکونت مهاجران در شهر، تلفیقی از آیین باستانی شهر با آیین‌های مهاجران پدید می‌آید که با نام The Order شناخته می‌شود. پیروان و سردمداران این فرقه اعتقادات عجیب و خطرناکی‌ دارند. این فرقه به سه شاخه‌ی اصلی تقسیم می‌شود که یکی از آنها «مادر مقدس» می‌باشد. در راس این شاخه دالیا قرار دارد که آلسا دختر وی است. این فرقه به خدایی اعتقاد دارد که باید در روی زمین متولد شده سپس بهشت موعود فرقه را بنا کند. بر اساس مدارک به دست آمده، این خدا یک بار متولد شده و مرده است و حال باید برای بار دوم متولد یا فراخوانده شود. دالیا متوجه می‌شود که مشخصات دختر وی، آلسا، با مشخصات مادر خدا که در متون قدیمی پیش‌بینی شده هم‌خوانی دارد پس او را تربیت می‌کند تا مراسم تولد را انجام دهد. در این مراسم، باید مادر خدا سوزانده شود. مراسم در سن 7 سالگی آلسا انجام می‌شود و بدن کباب شده‌ی وی را به بیمارستان انتقال می‌دهند. اما او ناقص است. آلسا در نهایت درد و رنج، قسمتی از روح خودش را به صورت یک نوزاد از شهر بیرون می‌فرستد و با استفاده از قدرت ذهن خود، شهر را به جهنمی بی‌بدیل تبدیل می‌کند. دالیا برای اتمام نقشه خود، توسط خود آلسا، شریل را فرا می‌خواند تا روح مادر خدا تکمیل شود. در این بین دکتر کافمن مسئول امور پزشکی آلساست.
آلسا در برابر دالیا مقاومت می‌کند اما دالیا با فریب هری، خود را به آلسا می‌رساند و مراسم را مجدداً انجام می‌دهد اما در همین حین هری سر می‌رسد. روح شریل به آلسا می‌پیوندد تا مادر خدا کامل گردد. دکتر کافمن به قصد نابودی این روح، دارویی را به سمت وی پرتاب می‌کند اما اینکار باعث می‌شود خدا (در شماره‌ی اول این خدا با نام «سامایل» معرفی می گردد) متولد شود. در اولین اقدام، سامایل، دالیا را آتش می‌زند. اما هری با سامایل می‌جنگد و او را شکست می‌دهد. پس از نابودی سامایل، مادر خدا ظاهر می‌شود و نوزادی را به هری می‌دهد سپس، راه فرار از آن مهلکه را به او نشان می‌دهد.
هری نوزاد را از شهر دور کرده و در جایی به طور ناشناس او را بزرگ می‌کند. نام این نوزاد را Heather می‌گذارد. هدر کودکی عادی نبود و گاها ، رفتارهای عجیبی از خود بروز می‌داد.
17 سال پس از این ماجرا، دختر نفر دوم فرقه، یعنی «Claudia Wolf» تصمیم می‌گیرد آن نوزاد را پیدا کند تا مراسم دوباره به جریان بیفتد. با کمک کشیش دیگری به نام «Vincent»، کاراگاهی به نام «Douglas Cartland» را استخدام می‌کند تا این کودک را پیدا کند. داگلاس هدر را پیدا می‌کند اما از نیت اصلی کارفرمایان خود اطلاع ندارد. روزی که هدر به مرکز خرید شهر رفته‌بود،‌ داگلاس را در مقابل خود می‌بیند. هدر بی خبر از همه‌جا به خیال اینکه داگلاس یک مزاحم است، می‌گریزد ولی داگلاس قبلاً محل او را به کلودیا و وینسنت اطلاع داده‌است. هدر به سمت خانه و نزد هری حرکت می‌کند اما اطراف او پر از هیولاهایی هولناک شده است. در اینجا برای اولین بار، کلودیا را ملاقات می‌کند. کلودیا درتلاش است تا هدر چیزی را به یاد بیاورد. هدر پس از گذشتن از مرکز خرید و ایستگاه مترو، درساختمانی نیمه‌کاره در نزدیکی محل سکونت خود با وینسنت روبرو می‌شود.
هدر به آپارتمان خود می‌رسد اما درآنجا پدرش، هری را غرق در خون و بی‌جان می‌یابد. او کلودیا را در پشت‌بام می‌بیند و او را مسئول قتل پدرش می داند. هدر قصد انتقام دارد اما کلودیا به سایلنت هیل می‌رود. هدر به همراه داگلاس (که کمابیش به واقعیت پی برده است) به سمت سایلنت هیل حرکت می‌کند.
هدر تقریباً گذشته‌ی خود را به یاد آورده است؛ او همان روح واحد آلسا و شریل است که توسط مادر خدا به هری سپرده شد. پس از حلول روح آلسا و شریل، جنین خدا هم وارد بدن او شده است اما تحت تاثیر فراموشی هدر، عقیم مانده و برای بارور شدن، نیاز دارد تا آتش خشم و نفرت در درون هدر شعله‌ور شود. کلودیا در تمام طول داستان سعی بر این دارد تا همین میراث آلسا را بیدار کند و برای همین منظور، هری را می‌کشد تا او را از سر راه بردارد. در این میان، وینسنت که منافع خود را با تولد خدا در خطر می‌بیند، سعی می‌کند توسط هدر، کلودیا و عقایدش را نابود کند.
پس از رسیدن به شهر، هدر به بیمارستان می‌رود. او با راهنمایی‌های علنی یا مخفیانه‌ی وینسنت،‌ پدر کلودیا یعنی «لئونارد» را که در بیمارستان زندانی شده می‌کشد تا متاترون را به دست آورد. متاترون، نماد خیر و روشنی و در مقابل سامایل است و وینسنت تصور میکند متاترون میتواند در مبارزه با کلادیا به هدر کمک کند. در ادامه،‌هدر به کلیسای فرقه می‌رسد. کلودیا، وینسنت را ، که به زعم او خیانت کرده‌است، می‌کشد. هری مقداری از داروی دکتر کافمن را به شکل یه قرص به هدر داده بود. هدر آن قرص را می‌بلعد و در نتیجه، جنین خدا را بالا می‌آورد. کلودیا جنین را می‌بلعد و آنرا به شکل ناقص بارور می‌کند. در نهایت کلودیا به دست خدای متولد شده نابود می‌شود و هدر هم وی را می‌کشد. تا بار دیگر تفکرات منحرف فرقه برای به وجود آوردن خدا عقیم بماند.

آنچه که شما در بالا مطالعه کردید تنها بخشی از شهر و اتفاقات رخ داده در آن است در شماره های دوم و چهارم و پنجم از بازی بخشی دیگر از توانایی های شهر حضور پر رنگی دارد و آن هم قضاوت و مجازات است ، شهر به خاطر اتفاقاتی که به خود دیده است دارای قدرتهایی خاص است یکی از این قدرتها فراخواندن افراد است در شماره های دوم و پنجم ما شاهد حضور افرادی در شهر هستیم که به نوعی گناهکارند و شهر برای قضاوت در مورد آن ها ، دعوتشان کرده است .
جیمز ساندرلند مردی که زن مریضش را کشته است و همینطور الکس شفرد که باعث مرگ برادر کوچکتر خود شده است با پا گذاشتن به شهر اماده پاسخگویی به اشتباهاتی میشوند که سعی در فراموش کردن آن ها داشته اند ، صد البته که نوع بازجویی و قضاوت در این شهر مرموز نیز متفاوت است به جای حضور قاضی و هیئت منصفه و دادگاه ، تمام اتفاقات پیرامون شخصیت ها به نوعی اشتباه شخصیت را گوشزد میکنند از موجوداتی که با آنها مبارزه می‌کنید گرفته تا افراد سرگردان دیگری در شهر که خود گناهکارند .گو اینکه این خاصیت شهر در تمامی شماره ها وجود دارد ولی در شماره های مذکور از فرع به اصل بدل شده و محوریت بازی بر عمل انجام گرفته توسط شخصیت اصلی قرار دارد و بحث فرقه ، آلسا و غیره کمتر پرداخته شده است .
در این میان شماره ی چهارم بازی اما فضائی اختصاصی داشت در این شماره یکی از دست پرورده های یتیم خانه ی تحت رهبری فرقه به نام والتر سالیوان که پیرو حزب مادر مقدس است قصد متولد کردن خدا توسط مراسمی به نام قربانی کردن 21 نفر را دارد ، والتر که در کودکی توسط خانواده ی خود رها شده است تصور میکرد اتاقی که در آن بدنیا آمده است مادر او و در حقیقت خداست والتر که تصور میکند مادرش به خواب رفته است سعی دارد از طریق مراسم ذکر شده او را بیدار کند ، هر کدام از افرادی که برای قربانی شدن انتخاب شده اند باید دارای مشخصه ای باشد آخرین نفر این لیست که هدایت آن را بازیباز بر عهده دارد و دریافت کننده ی دانش و تکمیل کننده ی مراسم است ، هنری تونزند نام دارد که حال در همان اتاق تولد والتر زندگی میکند و در طول بازی با پی بردن به ماجرا و کمک های جوزف شرایبر که قبل از هنری در آن اتاق زندگی میکرده است قصد دارد جلوی تکمیل این مراسم را بگیرد . در انتها هنری تونزند با مبارزه با موجودی که والتر به وجود می آورد رویای به وجود آوردن خدا را بار دیگر خراب میکند .
علاوه بر شماره های ذکر شده دو بازی Silent Hill: Origins و Silent Hill: Shattered Memories نیز از سری معرفی شده اند که در اولی به زمان سوزانده شدن آلسا توسط دالیا و چگونگی زنده ماندن آلسا پرداخته شده و در دیگری اتفاقات شماره ی اول بعد از سال ها توسط هری بازسازی میشوند، گر چه با پایان کار تیم سازنده ی اصلی بازی که کار ساخت 4 شماره ی اول بازی را بر عهده داشتند این شماره ها به خوبی پرداخته نشده و دارای نواقصی در حیطه‌ی داستانی هستند اما همچنان سری سایلنت هیل دارای یکی از بهترین داستان ها در طول تاریخ بازیهای رایانه ای است.
لازم به ذکر است بر اساس این بازی تاکنون دو فیلم سینمایی نیز ساخته شده که شماره دوم (تا زمان نگارش این مقاله) هنوز اکران نگردیده است. با توجه به نظر مخاطبان، فیلم اول یکی از برترین و موفق‌ترین فیلم های ساخته شده بر اساس یک بازی ویدیویی می‌باشد.
همچنین شرکت کونامی در سال 2006 و به مناسبت اکران فیلم، مجموعه‌ای ویدیویی را بر روی رسانه‌ی UMD برای PSP عرضه نمود که با نام The Silent Hill Experience شناخته شده و شامل دو کمیک The Hunger و Dying Inside ، ترایلر شماره‌های 1 تا 4 بازی و فیلم، مصاحبه با آهنگ‌ساز افسانه‌ای سری به همراه کارگردان فیلم و برخی موسیقی‌های بازی می‌باشد.

دریافت خلاصه به صورت فایل pdf :دانلود
تهیه و تنظیم خلاصه : (msbazicenter)

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

مقالات تحلیلی بازی نوشته شده توسط امیر حسین فرحزادی ( Bone Crusher ) :
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش اول )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش دوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش سوم )
بازی‌سنتر | مقالات | تاریخچه و داستان بازی ها | تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل ( بخش چهارم )

تاپیک تحلیل بازی نوشته شده توسط محمد مهدی حاجی اسمعیلی ( nemesis ) ( کامل نشده ):
The Lost Memories ---پایه و اساس بازی بزرگ "Silent Hill" -- تحلیلی بزرگ برای این بازی

مقالات مختلف در مورد سری سایلنت هیل:
شباهت بین Homecoming و Silent Hill 2
تاریخ وقایع Silent Hill و Shepherd's Glen
دانلود Silent Hill 2 - The movie
ترجمه یادداشت های سایلنت هیل 2
ترجمه فارسی دیالوگ های بازی Silent Hill 2: Born from a Wish
داستان (Silent Hill: Orphan)
سایلنت هیل 4: پرونده قربانیان
ساکنین South Ashfield Heights apartments- قسمت اول - قسمت دوم
Silent Hill: Origins Plot
Silent Hill Shattered Memories Plot
Halo of the sun
یادداشتی کوتاه بر SILENT HILL: HOMECOMING
داستان نسخه اول فیلم سایلنت هیل
Silent Hill: Original Memories
Silent Hill HD Collection Achievements Guide
Little Baroness
جودی میسون
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 1
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 2
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 3
طرح اولیه موتور سایلنت هیل پست 4
خاطرات الکس شپرد
 

Attachments

  • Team.png
    Team.png
    31.2 KB · مشاهده: 557
  • silenthill1.jpg
    silenthill1.jpg
    55.1 KB · مشاهده: 74
آخرین ویرایش:

Arth@s

کاربر سایت
Aug 26, 2011
1,123
نام
Arthas
دوستان میتونید یه لینک بدید ما شروع کنیم ببینیم از اول چه خبر بوده؟ {داستان}
خوب موقعی اومدی آقا!!! بحث خواصی نیست، اول باید بگی که بنظرت جیمز (تو شماره 2 سایلنت هیل) واقعاً گناه کار بود یا نه؟ چرا؟( حواست باشه که جوابت رو Ending تأثیره مستقیم میزاره)
یکی هم درباره کلودیاست تو شماره 3، یکی هم درباره شخصیت های محبوب! که هر دوتاشون تازه پا گرفتن.

---------- نوشته در 06:28 PM اضافه شد ---------- نوشته قبلی در 06:19 PM ارسال شده بود ----------

کلودیا من بودم ، دیگه :d
تو هم فقط دنباله یه فرصت باش که سوءاستفاده کنیا!!!! اون همه من فک زدم بعد شما فقط همین یه تیکش رو سلکشن کردی :d
 
  • Like
Reactions: horror_08

devil girl

کاربر سایت
Jun 11, 2008
2,703
نام
4tous4
خوب موقعی اومدی آقا!!! بحث خواصی نیست، اول باید بگی که بنظرت جیمز (تو شماره 2 سایلنت هیل) واقعاً گناه کار بود یا نه؟ چرا؟( حواست باشه که جوابت رو Ending تأثیره مستقیم میزاره)
بحثه تکراری راه ننداز دیگه !
بچه ها موضوع اعلام کنین
پ
اتفاقا تو همین فکر بودم موهامو برنزه ی طلائی کنم ! :))
 

Heart Broken

کاربر سایت
Feb 22, 2011
2,418
نام
Ali
آقا تاپیک رسماً زده جاده خاکی و بحث‌ها به بی راهه میره، عملاً اینجا شده چت روم حقیقت رو قبول کنیم، مگیم یک فرد خیری پیدا بشه یک موضوع ناب ولی قابل گسترش پیدا کنه تا همه تو بحث شرکت کنند، من که هر پیشنهادی بدم حداکثر تا سه پست در موردش بحث می‌شه! خوب بسمه لله شما عزیزان خودتون یک موضوع درست مطرح کنید.
 

Arth@s

کاربر سایت
Aug 26, 2011
1,123
نام
Arthas
آقا تاپیک رسماً زده جاده خاکی و بحث‌ها به بی راهه میره، عملاً اینجا شده چت روم حقیقت رو قبول کنیم، مگیم یک فرد خیری پیدا بشه یک موضوع ناب ولی قابل گسترش پیدا کنه تا همه تو بحث شرکت کنند، من که هر پیشنهادی بدم حداکثر تا سه پست در موردش بحث می‌شه! خوب بسمه لله شما عزیزان خودتون یک موضوع درست مطرح کنید.
Perfect, This is exactly that what this topic need, so I'll Come back when I see new discussion post
 

abouzar337

کاربر سایت
Jul 2, 2009
685
سلام
درsh1 ،توحالت sh وحشناک قدرت آلسا چی میشد؟ تو این حالت وحشتناک و همچنین عذاب هاو اتفاقاتی که میفتاد فقط و فقط نیروی شهر دخیل بودش؟
ببخشید من یخورده خنگم
در مورد عروسک خرگوشم توضیحی میدین؟
 

msbazicenter

کاربر سایت
Sep 19, 2008
3,662
نام
مرام آدم مهمِ نه اسمش
دوستان میتونید یه لینک بدید ما شروع کنیم ببینیم از اول چه خبر بوده؟ {داستان}
سلام
ابتدا خوش‌آمد میگم ورودتون رو به جمع‌مون.:welcome:
در ادامه این چندتا لینک رو ببین. حجمش زیاده ولی ارزش خوندن داره.
تاریخچه و بررسی دقیق سری سایلنت هیل

Lost Memories - ترجمه کتاب اصلی خاطرات فراموش شده ( تألیف ، تصرف )

The Lost Memories ---پایه و اساس بازی بزرگ "Silent Hill" -- تحلیلی بزرگ برای این بازی

==========================================
دوستانی که پیگیر مشکل امیرحسین عزیز(loyal) شده‌بودند،
پسرعموی ایشون فوت کرده‌اند. ضمن آرزوی صبر برای ایشان و خانواده محترم‌شان، برای شادی روح مرحوم فاتحه‌ای بخوانیم.
==========================================
 
  • Like
Reactions: .:Zangetsu:.

devil girl

کاربر سایت
Jun 11, 2008
2,703
نام
4tous4
به نظرم بخشی از عذاب ها و اتفاقات در سایلنت هیل عقده های درونی آلسا رو نشون میده که حالا چون فرصت پیدا کرده داره آشکار میشه یعنی این قسمت در نا خودآگاه آلسا جمع شده بود و حالا به ضمیر خود آگاهش اومده
 

msbazicenter

کاربر سایت
Sep 19, 2008
3,662
نام
مرام آدم مهمِ نه اسمش
سلام
درsh1 ،توحالت sh وحشناک قدرت آلسا چی میشد؟ تو این حالت وحشتناک و همچنین عذاب هاو اتفاقاتی که میفتاد فقط و فقط نیروی شهر دخیل بودش؟
ببخشید من یخورده خنگم
در مورد عروسک خرگوشم توضیحی میدین؟
در مورد SH‌ وحشتناک، اسم اصلیش Otherworld و توسط نیروی ذهن آلسا خلق شده. توی فیلم سایلنت هیل یه جمله از زبان نیمه تاریک آلسا رو خیلی می‌پسندم
«وقتی برای مدتی طولانی بترسی و رنج بکشی،‌ترس و رنجت تبدیل به نفرت میشه و نفرت دنیا رو تغییر میده»
این که بگیم نیروی شهر بوده یا نه مستلزم یه بحث کامل و وقت کافیه.
اتفاقاً به نظر من مطلب خوبی برای بحث هستش.
سوال:
اتفاقات و هرچیزی رو که تو شهر می‌بینید به شهر نسبت میدید یا به نیروی ذهن خالق اون؟
 

Heart Broken

کاربر سایت
Feb 22, 2011
2,418
نام
Ali
سوال:
اتفاقات و هرچیزی رو که تو شهر می‌بینید به شهر نسبت میدید یا به نیروی ذهن خالق اون؟
به نظر من اتفاقاتی که تو شهر سایلنت هیل برای اشخاص میفته زاده ذهن خودشون هست، این بدیهی هست، دقت کنید شخصیت‌های مختلف در سری‌های مختلف، هر کدوم تعریف خاص خودشون رو از محیط پیرامونشون داشتند، به صورتی که هیچ کدوم در آن واحد نمی‌تونستند تصورات همدیگر رو درک کنند. هر کدوم با توجه به فسلسفه وجودیشون در این آشوب شهر، از محیط پیرامونشون درک خاص و مختص به فردی داشتند.البته نیروی شهر در مسائل دیگه‌ای مشهود هست، خود شهر وسیله‌ای برای فراخوانی اشخاص و فراهم کردن بستری برای نشان دادن ماهیت وجودی افراد و یا سرنوشت افراد به واسطه ارتباطی که با مسائل موجود در مورد فرقه‌ و شهر دارند، هست.
در مورد عروسک خرگوشم توضیحی میدین؟
دوستان پاسخ قسمت قبلی سؤالتون رو دادند که نظر بنده هم هست.
من تصور میکنم خرگوش نماد خاصی در کل سری نداشته باشه و فقط به عنوان نشانه‌ای از نسخه سوم ازش یاد می‌کنند، خرگوش نماد آرامش و خوشبختی هست.خرگوش صورتی رو یک عنصر مرموز و ناشناخته در قسمت سوم می‌دونند.اگر شما این عروسک رو در نسخه چهارم در اتاق آیلین هم میبینید، به نظرم دلیلی به جز ارتباط داشتن با نسخه قبلی نداره، همان طور که در این نسخه تصویری که در اتاق هنری بر روی دیوار دیده می شود محل اصلی ملاقات های فرقه سایلنت هیل می باشد که هری در سایلنت هیل 1 دیده بود و از این موارد به عنوان ارتباطی با نسخه‌های قبل یاد میشه.

 
آخرین ویرایش:

msbazicenter

کاربر سایت
Sep 19, 2008
3,662
نام
مرام آدم مهمِ نه اسمش
سلام
من معتقدم شهر مثل موتور بازی می‌مونه ولی فعلاً این بحث رو کنار نگه‌ دارید. بذارید بحث شخصیت‌ها کامل بشه.
 

Heart Broken

کاربر سایت
Feb 22, 2011
2,418
نام
Ali
سلام
من معتقدم شهر مثل موتور بازی می‌مونه ولی فعلاً این بحث رو کنار نگه‌ دارید. بذارید بحث شخصیت‌ها کامل بشه.
سلام، خوب در مورد کدوم شخصیت بحث میکنید؟ در مورد جیمز، ادی، لورا، آنجلا و هیتر، تا به اینجا بحث کاملی کردیم، شحصیت بعدی کیه؟
 
آخرین ویرایش:

msbazicenter

کاربر سایت
Sep 19, 2008
3,662
نام
مرام آدم مهمِ نه اسمش
سلام
آنجلای بیچاره :(
راجع به آنجلا بحث کنیم

سلام، خوب در مورد کدوم شخصیت بحث میکنید؟ در مورد جیمز، ادی، لورا، آنجلا و هیتر، تا به اینجا بحث کاملی کردم، شحصیت بعدی کیه؟

آنجلا یکی از شخصیت‌های مورد علاقه منه ولی آسیاب به نوبت.
توی این بخش از نوشته‌های شهام عزیز زیاد استفاده خواهم کرد.
Silent Hill 1








1- Harry Mason
harry.jpg



مفروضات
1ـ نام : هارولد هري ميسون ( Harrold Harry Mason )
سن : 32 سال
جنسيت : مرد
شغل : نويسنده
شرح حال :
يك نويسنده كه همسرش را چهار سال پيش از دست داد و درحال حاضر با دخترش زندگي مي كند . او شريل را به خاطر گذراندن تعطيلات تابستان همراه خود به سايلنت هيل مي برد . با تصادف نابهنگام اتومبيل ، او خودش را درگير اتفاقات عجيبي مي بيند .
توضيحات سازنده :
در زماني كه اين پروژه درحال شروع شدن بود ، به علت اينكه نقش او مورد توجه بود ـ پدر وظيفه شناس ـ او نام هامبرت ميسون را دريافت كرد كه بازگشتي بود به بازيگر فيلم استنلي كوبريك با نام لوليتا . به هرحال به دليل اينكه اين نام كمي غير معمول بود ، توسط اعضاي انگليسي تغيير يافت . بدرستيكه هري لقب مناسبي بود كه بر اين كاراكتر نهاده شد . عقيده ی من اين است كه آنها يكسان هستند . اما ...
==================================================
یادش بخیر. یه موقع تو یه ماه اگه یه پست تو این تاپیک زده میشد چقدر خوشحال میشدم. زمستان سال 87 فقط برای اینکه تاپیک از خاک خوردن در بیاد چقدر اسپم زدم.
حالا تو صفحه 199 هستیم و عنقریب 200 صفحه میشه. فقط به عنوان یکی از ساکنین قدیمی این تاپیک، از همه دوستان گرمابخش‌ این جمع تشکر می‌کنم.
کمتر از 6 ماه قبل اشکان این پست رو نوشت
راستی بعد از چیزی حدود 5 سال از شروع به کار ، صفحات تاپیک 3 رقمی شد !
جاش خالی ببینه تاپیک توی 6 ماه اندازه 5 سال جلو رفته
 
آخرین ویرایش:
  • Like
Reactions: residen

Heart Broken

کاربر سایت
Feb 22, 2011
2,418
نام
Ali
خوب شخصیت هری واقعاً چیز پیچیده‌ای نیست! یک انسان ساده، مهربان و خوش قلب و خانواده دوست و البته بسیار جدی و سرسخت و مقاوم.به شدت به دخترش شریل علاقه داره، و برای نجات دخترش دست به هرکاری میزنه.
یک روز در مسیر سایلنت هیل هری همراه با با همسرش، جسم ضعیف نوزادی رو در کنار جاده پیدا می‌کنند، ظاهراً این نوزاد در این منطقه به عمد رها شده بود، هری و همسرش تصمیم می‌گرند که این نوزاد بیچاره و بی پناه رو به عنوان فرزند خودشون بزرگ کنند، چون اون‌ها فرزندی از خودشون نداشتند.پس از مرگ همسر هری، شریل، دخترخوانده‌ی هری، مدام احساس بی قراری و کمبود محبت شدید از جانب مادرش می‌کرد، تنها چیزی که شریل رو آروم می‌کرد شهر سایلنت هیل بود.آخرین باری که هری تصمیم میگره شریل رو برای گردش به شهر سایلنت هیل ببره اتفاقات عجیبی رخ میده. پس از یک تصادف، شریل ناپدید میشه. هری که به شدت نگران شریل هست در ادامه مسیر دنبال دختر گمشده خودش میگرده، با وجود اینکه ترس تمام وجود هری رو فراگرفته بود ولی با نیروی عشقی که به دخترش داشت به این ترس غلبه میکنه و در محیط مخوف و مرموز سایلنت هیل به دنبال گمشده‌اش میگرده و در آخر با شجاعت خودش باعث ایجاد تغییرات ناخواسته‌ای در طول این حوادث میشه.هری یک مرد عادی و با ایمان بود که با عقاید پاکش تونست راه خودش رو ادامه بده. هر چند که هیچ وقت دوباره شریل رو ندید ولی مطمئن بود برای نجات جان دخترش از هیچ تلاشی دست نکشیده بود.هری پس از حوادث سایلنت هیل زندگی جدیدی رو با دخترش هیتر آغاز کرد، هری سعی میکرد تمامی خاطرات گذشته رو فراموش کنه و از زندگی جدیدش لذت ببره، ولی این زندگی شیرین هری پایدار نبود.در آخر هری به دست کلودیا ولف که از مریدان دالیا(مادر واقعی شریل) بود کشته میشه و اینگونه زندگی پرماجراش به پایان میرسه.
 
آخرین ویرایش:

کاربرانی که این قسمت را مشاهده می‌کنند

Top
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
or ثبت‌نام سریع از طریق سرویس‌های زیر