Rate your last seen movie (قوانین:اسم فیلم را بنویسید، عکس کم حجم باشد، امتیاز از 10)

Darkfie1d

Lux Omnia Vincit
مدیر انجمن
Sep 25, 2005
3,169
نام
Gwynbleidd Darkfield
*لطفاً اسم فیلم رو حتماً بنویسید عکس به صورت خالی کافی نیست
*عکسها رو حتماً به صورت Thumbnail/کم حجم قرار بدید.

*دوستان لطف کنن به جای شیوه های من درآوردی برای امتیاز دادن ، 10 رو حداکثر قرار بدن و نسبت به اون امتیاز بدن.
*نوشته هایی که ممکنه بخش خاصی از داستان فیلم رو لو بده، داخل تگ اسپویلر باید گذاشته بشه، در غیر اینصورت برخورد می شه
*از پست کردن هر گونه مطلبی که به مبحث این تاپیک مربوط نمیشه خودداری کنید
*اگه خواستید پستی رو نقل قول کنید به جای جواب دادن توی این تاپیک پست رو ببرید توی تاپیک Movie Center و بزارید پست های اینجا به صورت یک پارچه باقی بمونه

امکان ویرایش قوانین وجود داره .
 
Last edited by a moderator:

Grey Warden

Dragon Age Scholar
ناظم انجمن
Sep 13, 2006
6,082
نام
مجتبی
Shutter Island

9/10

یک فیلم شاهکار از مارتین اسکورسیزی ! که با بازی فوق العاده لئوناردو دیکاپریو همراهه !
یک داستان جنایی / روانشناسانه که بهترین حال ممکن روایت میشه ! موسیقی فیلم هم عالی کار شده ! محیط فیلم هم بی نقص کار شده و نمای یک بیمارستان دهه 50 رو به خوبی نشون میده !
بهترین صحنه وشاید بهتر باشه بگم خوفناک ترین بخش اونجاس که خاطرات جنگ جهانی دوم رو مرور میکنه و نشون میده 100 - 150 نفر از سربازای آلمانی چجوری کنار نرده ها تیربارون میشن ! دهنم خشک ده بود !
یه سوا هم دارم !
من آخر نفهمیدم که اون یارو واقعا آدم بدی بود وخانوادش رو کشته بود ! یا آدم خوبی بود و به خاطر موادی که بهش داده میشد اون توهمات رو میزد !؟ لطفا یه نفر برام این موضوع رو روشن کنه !
هر دوصورت میشه برداشت کرد,قصد کارگردان هم همین بوده که نظر قاطع نشه داد!!
 

Clooney

کاربر سایت
May 30, 2008
563
نام
محمد
هر دوصورت میشه برداشت کرد,قصد کارگردان هم همین بوده که نظر قاطع نشه داد!!

اگه منظورتون دی کاپریو هستش که آخر فیلم معلوم میشه که همش یازی بوده و میخواستن روانی جلوه اش بدن
به دیالوگ آخر فیلم توجه کنید زمانی که دیکاپریو میگه حداقل من مثل شما مثل هیولا زندگی نکردم
 

Hosein M

کاربر سایت
Mar 31, 2009
1,327
کارتونای میزاکی وقتی تموم میشن ادم دپرس میشه :D اونقدر شخصیت پردازش خوب هست که ادم دیگه دوست نداره تموم بشه.وقتی تموم میشه با خودش میگه کاشکی این سریالی بود هیچ وقتم تموم نمیشد. بهترین کارش هم پرنسس مونوکوییه(اسمش یه چیزی تو این مایه ها بود:D) به نظرم بود.
 

Grey Warden

Dragon Age Scholar
ناظم انجمن
Sep 13, 2006
6,082
نام
مجتبی
اگه منظورتون دی کاپریو هستش که آخر فیلم معلوم میشه که همش یازی بوده و میخواستن روانی جلوه اش بدن
به دیالوگ آخر فیلم توجه کنید زمانی که دیکاپریو میگه حداقل من مثل شما مثل هیولا زندگی نکردم
نه دوست عزیز هردو برداشت میشه کرد!!
تازه به نظر من اون تفکر که از اول دیوونه بوده منطقی تر به نظر میرسه تو داستان,اون دیالوگ هم که توش واژه شما نداره,نمیگه مثل شما!!
 

sorvinho

کاربر سایت
Sep 8, 2010
4,723
نام
سروش
شاید بشه گفت انتخابو به خودمون داده بود،درواقع خواسته بود بگه به دی کاپریو خورده نگیرین،شما هم همون دانسته های دی کاپریو و همین شرائطو میبینین و دچار سردرگمی میشین تازه از همه جوانب دارین میبینین...ولی چیزی که بیشتر جلوه میکرد،این بود که بیمار بود دی کاپریو
 

Sir William

کاربر سایت
Mar 27, 2012
103
نام
کمال
من بازی نیکلسون تو One Flew Over The Cuckoo's Nest رو بیشتر دوست دارم.
کوبریک زده اعصاب این دختر رو خرد کرده سر فیلم، حتی به افسردگی هم دچار شد تا تونست این نقش رو بازی کنه. قشنگ حس ترس رو احساس می کنی. اون وقت خوشت نیومد؟
خیلی بدبختی کشید بیچاره. خودش البته می گه تجربه ی خوبی بوده اما اگر انتخاب این رو داشته باشه که برگرده ترجیح می ده دوباره تکرارش نکنه.
بله انتخاب خیلی سختیه:d
در هر صورت من با اختلاف بسیار کمی درخشش رو انتخاب میکنم.ضمن اینکه پرواز بر فراز آشیانه فاخته رو بیشتر میپسندم:d
Jack Nicholson: "The only thing we disagreed about was that I wanted the s*e*xuality of the character in there as well. He said he wouldn't want it. And I wanted, I think, Jessica Lange[to play Torrance's wife, Wendy], because she seemed like the character in the book to me. He said, "Well, no, I want Shelley Duvall." I said, "Shelley Duvall?! What’s the idea, Stanley?" And he says, "Well, you gotta have somebody in that part that maybe the audience would also like to kill a little bit
-------------------------------------------------------------
از کامنت های قبلی:

عکس العمل هر مردی نسبت بهش یاید همین باشه؟:-/
یعنی برای درک بازی شلی دووال بیننده مرد باید عملا به یک جک تورنس تبدیل بشه یا خودبخود می شه؟(Well, you gotta have somebody in that part that maybe the audience would also like to kill a little bit) انتخاب شلی دووال واقعا تصمیم جالب بر هم زننده اییه.
یجور s*e*xismه عجیب در کامنتها هست. چرا واقعا در اکثر فیلمها شخصیتهای زنِ ضعیف, آسیب پذیر و دور از ایده آل مرد کم دیده می شه؟ مثلا شخصیتی مثل وندی در درخشش با توجه به موقعیتی که در فیلم داره باید چطور عمل کنه که توسط بیننده قابل قبول و مطبوع باشه؟
:|
البته فکر میکنم ساده ترین نتیجه ای بود که میشد از 1 جمله ای که گفتم گرفت!
من اصلا نگفتم بازی بدی انجام داده اما شخصا از نظر من برای این نقش مناسب نبود.نه به خاطر اینکه ظاهر زیبایی نداره ، نه ابدا ! در نگاه اول هم شاید فرد مناسبی به نظر بیاد ولی من
نظرم اینه که دووال از پس نقشش خوب بر نیومد.توی خیلی از صحنه ها به شدت مصنوعی بازی کرد و حتی من رو از کوبریک تعجب زده کرد.نمونش صحنه ای که با چوب بیسبال میخواد جک
رو از خودش دور کنه.در بعضی از صحنه ها هم خوب بود اما در کل مورد پسند من نبود.این بحث هم اصلا مد نظر من نبود و به نظرم اگه کسی بر این اساس نتیجه ای بگیره که چون شخصی
خلاف عرف معمول هست (مثلا زیبا نیست) بازی بدی داره ، من به عقلش شک میکنم!
 

Gojira

کاربر سایت
Aug 6, 2012
2,751
نام
مـــهــدی
Wreck-it Ralph
9.5/10
از خیلی از انیمیشن های 2012 بهتر بود واقعا هم ارزش 5 گیگو داشت.
این صحنه اش از همه جاش خنده دار تر بود.
 

mmansori85

کاربر سایت
Sep 16, 2011
1,586
نام
امین
دوستان پیشنهاد میکنم فیلم pitch perfect رو حتما ببینین؛یه کمدی فوق العادست....
فیلم Three steps above the heaven هم عالی بود.
فیلم The kingdome of heaven رو هم که واسه ی چند سال پیش هست رو پیشنهاد میکنم یه باز بینی بکنید.
:thumbup:
 

MORT3ZA

کاربر سایت
Apr 30, 2010
1,043
نام
مرتضی
wreck it ralph

انیمیشین بسیار کلیشه ای هست ولی تنها فرقش ایده خوبیه که برای داستان داره . روال کل انیمیشن کاملا کلیشه ای هست و تقریبا 40 دقیقه آخر دیگه هیچ هدفی رو تو دیدنش نمیدیدم. بر خلاف چیزی که تو تبلیغات نشون داده میشه (مثله همیشه) طنز خوبی نداره و به زور چند جا لبخند میشه زد و در نهایت انیمیشن بیشتر برای بچه هاست تا بزرگسالان.

10/5
 

SMM9

عضو تحریریه
Aug 9, 2010
6,139
نام
مرتضی
Lincoln
خب تمرکز داستان رو بخشی از زندگی ابراهام لینکلن هست که برای تصویب الغای برده داری تلاش میکنه که بخش پر فراز و نشیبی هست و از این جهت فیلمنامه اش مشکلی نداره
بازی دی لوییس فوق العاده چشمگیر هست و واقعا قشنگ تونسته از پس نقش بر بیاد نوع راه رفتن دیالوگ گفتن و نگاه کردن ها کاملا مشخصه روش کار کرده و واقعا هم زیبا در اورده
نما ها و قاب بندی های دوربین هم زیبا از اب در اومده و فیلم برداری مخصوصا تو قسمت هایی که لینکلن هست واقعا محشره
اما چیزی که تو ذوق میزنه عدم اشاره به قاتل لینکلن هست که کوچکترین اشاره ای هم نمیشه بهش که به نظرم اسپیلبرگ چشمش رو رو شخصیت مهم و تاثیر گذاری بست
در کل همه چیز زیبا بود تو فیلم و یکی از بهترین مجلس هایی که تو سینما دیدم مربوط به همین فیلم بود و همچنین صحنه های ابتدایی فیلم و جنگ داخلی رو خیلی چشم نواز در اورده بود ولی بازم یکم فیلم کش اومده بود و میتونست تایمش کمتر باشه
9/10
 

kimsungbabak

کاربر سایت
Apr 15, 2011
3,347
نام
بابک
gattaca

یه فیلم زیبای sci-fi ولی بدون هیچ گونه جلوه های ویژه عجیب و غریب.
8.5/10
 

clockwork orange

کاربر سایت
Aug 17, 2007
1,360
نام
اردلان
من اصلا نگفتم بازی بدی انجام داده
دووال از پس نقشش خوب بر نیومد
بالاخره بده یا نه؟:d
توی خیلی از صحنه ها به شدت مصنوعی بازی کرد
اما آیا این همون ایرادی نیست که بعضی افراد از بازی نیکلسون می گیرن؟

در استایل بازیگری در فیلمهای کوبریک معمولا به یجور تکلف‌ گرایی یا Mannerism خاصی وجود داره و معمولا نوعی حالت Idiosyncratic و گروتسک رو در بازیگری ترجیح می ده. دیوید ممت هم چیزی شبیه به این رو به شکل جالبی در فیلمهاش بکار می گیره. این حالت استایلیش در بازیگری باعث دو قطبی شدن بیننده ها می شه. هم ازش انتقاد شده و هم تحسین شده. کوبریک در نپذیرفتن بازیهایی که کاملا باورکردنی هستند اما به اندازه کافی "جالب" نیستند معروفه و در همین زمینه توضیح می ده که استانیسلاوسکی یه بار به یک بازیگر می گه که درک درستی هم از کاراکتر و هم از موضوع نمایش داره و اینکه نتیجه کار هم کاملا قابل باوره, با وجود این خوب نیست چون "جالب" نیست. کوبریک به رئالیسم بی علاقه بود و استایل فیلمسازیش بعنوان هایپرناتورالیسم شناخته می شه. ترکیبی از رئالیسم مستند گونه و متافیزیکال. بعنوان مثال حتی استرنجلاو با تمام جنبه های کاریکاتوریش دارای لحظاتی فرا واقعگراست. از این نظر بیشتر به کسی مثل جیمز جویس شباهت داره تا ویکتور هوگو یا امیل زولا. جویس هم همینطور به جزئیات واقعگرا در کارهاش توجه زیادی می کرد اما همینطور رویکردی داشت که از واقعگرایی صرف فراتر می رفت.

اگه رئالیسم, اکسپرسیونیسمِ ملودراماتیک و انتزاع کامیک رو بعنوان ویژگی های اصلی استایل های بازیگری درنظر بگیریم اونوقت یکی از ویژگی های خاص بازی ها در فیلمهای کوبریک اینه که نسبت به بازی های بیشتر متعارف این سه با تناسب بیشتری با هم ترکیب شدن. انگار که هر لحظه در فیلمهاش هم رئالیستیکه, هم اکسپرسیونیستیکه وهم کامیک. این شاید تا حدی توضیح بده که چرا فیلمهای کوبریک انقدر حسی غیرعادی و uncanny دارن و اینکه چرا انقدر مشاجره انگیز هستن. بیننده ها عادت کردن که با رئالیسم , اکسپرسیونیسم و انتزاع به شکلی مستقیم ارتباط برقرار کنن.
مثل خوندن رمان های کافکا, فیلمهای کوبریک رو به بهترین شکل می شه درک کرد اگر این رو پذیرفت که در یک جور "twilight zone" قرار دارن. به همون شکلی که مثلا "گرنیکا"ی پیکاسو رو فقط با پذیرفتن ترکیب المان های رئالیستیک, اکسپرسیونیستیک و انتزاعیش می شه درک کرد و لذت برد.

بنظر من قسمتی از قدرت فیلمهای کوبریک ناشی از همین نحوه ی هدایت بازیگرانشه و اینکه چطور اونها رو در فیلم قرار می ده و این حرکات و ژست های خاص رفتاری و بدنی رو ازشون می گیره. بازی ها طبیعی نیستن ولی خیلی "جالب" هستن. فیلمها شاید سبک بازیگری رئالیستیک رو به نمایش نذارن اما بنظر می رسه یک جور رئالیسم روانشناختی وسیع تر رو بدست میارن. نکته جالب در مورد شلی دووال بنظر من همین ویژگی نامتعارف و غیر عادیشه. نحوه حرف زدنش, نحوه حرکت کردنش, نحوه عملکرد سیستم عصبیش. بنظر من همین ویژگی های نامتعارف جالب ترین بازیگرهاست که باعث می شه بازی هاشون جالب باشه.
 

Sir William

کاربر سایت
Mar 27, 2012
103
نام
کمال
بالاخره بده یا نه؟:d
اما آیا این همون ایرادی نیست که بعضی افراد از بازی نیکلسون می گیرن؟

در استایل بازیگری در فیلمهای کوبریک معمولا به یجور تکلف‌ گرایی یا Mannerism خاصی وجود داره و معمولا نوعی حالت Idiosyncratic و گروتسک رو در بازیگری ترجیح می ده. دیوید ممت هم چیزی شبیه به این رو به شکل جالبی در فیلمهاش بکار می گیره. این حالت استایلیش در بازیگری باعث دو قطبی شدن بیننده ها می شه. هم ازش انتقاد شده و هم تحسین شده. کوبریک در نپذیرفتن بازیهایی که کاملا باورکردنی هستند اما به اندازه کافی "جالب" نیستند معروفه و در همین زمینه توضیح می ده که استانیسلاوسکی یه بار به یک بازیگر می گه که درک درستی هم از کاراکتر و هم از موضوع نمایش داره و اینکه نتیجه کار هم کاملا قابل باوره, با وجود این خوب نیست چون "جالب" نیست. کوبریک به رئالیسم بی علاقه بود و استایل فیلمسازیش بعنوان هایپرناتورالیسم شناخته می شه. ترکیبی از رئالیسم مستند گونه و متافیزیکال. بعنوان مثال حتی استرنجلاو با تمام جنبه های کاریکاتوریش دارای لحظاتی فرا واقعگراست. از این نظر بیشتر به کسی مثل جیمز جویس شباهت داره تا ویکتور هوگو یا امیل زولا. جویس هم همینطور به جزئیات واقعگرا در کارهاش توجه زیادی می کرد اما همینطور رویکردی داشت که از واقعگرایی صرف فراتر می رفت.

اگه رئالیسم, اکسپرسیونیسمِ ملودراماتیک و انتزاع کامیک رو بعنوان ویژگی های اصلی استایل های بازیگری درنظر بگیریم اونوقت یکی از ویژگی های خاص بازی ها در فیلمهای کوبریک اینه که نسبت به بازی های بیشتر متعارف این سه با تناسب بیشتری با هم ترکیب شدن. انگار که هر لحظه در فیلمهاش هم رئالیستیکه, هم اکسپرسیونیستیکه وهم کامیک. این شاید تا حدی توضیح بده که چرا فیلمهای کوبریک انقدر حسی غیرعادی و uncanny دارن و اینکه چرا انقدر مشاجره انگیز هستن. بیننده ها عادت کردن که با رئالیسم , اکسپرسیونیسم و انتزاع به شکلی مستقیم ارتباط برقرار کنن.
مثل خوندن رمان های کافکا, فیلمهای کوبریک رو به بهترین شکل می شه درک کرد اگر این رو پذیرفت که در یک جور "twilight zone" قرار دارن. به همون شکلی که مثلا "گرنیکا"ی پیکاسو رو فقط با پذیرفتن ترکیب المان های رئالیستیک, اکسپرسیونیستیک و انتزاعیش می شه درک کرد و لذت برد.

بنظر من قسمتی از قدرت فیلمهای کوبریک ناشی از همین نحوه ی هدایت بازیگرانشه و اینکه چطور اونها رو در فیلم قرار می ده و این حرکات و ژست های خاص رفتاری و بدنی رو ازشون می گیره. بازی ها طبیعی نیستن ولی خیلی "جالب" هستن. فیلمها شاید سبک بازیگری رئالیستیک رو به نمایش نذارن اما بنظر می رسه یک جور رئالیسم روانشناختی وسیع تر رو بدست میارن. نکته جالب در مورد شلی دووال بنظر من همین ویژگی نامتعارف و غیر عادیشه. نحوه حرف زدنش, نحوه حرکت کردنش, نحوه عملکرد سیستم عصبیش. بنظر من همین ویژگی های نامتعارف جالب ترین بازیگرهاست که باعث می شه بازی هاشون جالب باشه.
فکر میکنم اینکه بد بازی کرده یا نه توی فیلم بیشتر Partical و مدت دار باشه! سکانسهایی بد و سکانسهایی خوب اما در مجموع نه چندان دلچسب...
شاید هم بازی دووال زیر سایه نیکلسون قرار گرفته باشه و اجازه عرض اندام به بازیگر نسبتا بی تجربه تری به نام شلی دووال رو نده.
البته به نظر من خیلی نمیشه استایل خاصی رو برای کارهای کوبریک در نظر گرفت ولی مشخصه که در خیلی از فیلمهاش از جمله همین شاینینگ بیشتر به سمت رئالیسم متمایل شده.
مهمترین دلیلی هم که میتونم بیارم اینه که هیچ چیز غیر عادی یا خلاف قوانین فیزیک (!) توی فیلم دیده نمیشه. در صورتی که کوبریک میتونست با قراردادن این المان ها فیلمش رو ترسناک تر کنه.
مشکل همینجاست ، در واقع کوبریک خواسته با انتخاب یک فرد عادی از لحاظ چهره (که شبیه به بازیگران زن معروف اون زمان نبوده) بیشتر به سمت این رئالیسم ایده آل ببره و به نظرم بیشتر به
جنبه های ظاهری توجه کرده. در عوض دووال کار خودشو خیلی خوب به پایان نرسوند. یک چیز دیگه هم که نمیشه منکرش شد و نیازی به - به کار بردن ایسم نداره (!) اینه که دووال بازیگر با تجربه ای
نبوده و مسلما ریزه کاری های کوبریک و برداشت های مکررش مسلما خیلی روی اعصاب و تمرکز شلی دووال اثر گذاشته و حتما نتیجه نهایی اون چیزی که باید میشده نشده.
خود کوبریک هم بارها سکانس های فیلم رو به خاطر دووال تکرار کرده. اگرچه نمیشه ریزبینی کوبریک رو منکر شد ولی مسلما اگه دووال اون تجربه لازم رو داشت و ایده آل تر بازی می کرد این قدر صحنه ها
تکرار نمشد چون ما توی هیچ یک از فیلمهای دیگه کوبریک به این اجازه تکرار های سکانس ها رو نمیبینیم.
اما در کل مسلما بخشی از صحبت های تو هم درسته چون ظاهرا دووال انتخاب اول برای بازی وندی بوده (البته ظاهرا بهترین انتخاب میتونسته باشه) و اسنتلی کوبریک هم بعیده بی دلیل منسجمی یک باره
بیاد و از یک بازیگر تازه کار استفاده کنه...
نکته آخر اینکه مسلما پسندیدن بازی یک بازیگر یا نپسندیدن اون یک موضوع کاملا سلیقه ای هست. شاید حرف شما درست باشه و من نتونسته باشم با لایه های عمیق تر فیلم و اهداف کارگردان و بازی خاص
و ظاهرا (البته ظاهرا!) کلیشه ای دووال ارتباط برقرار کرده باشم. ولی به نظرم چون این موضوع سلیقه ای هست دلیل نمیشه کسی رو به چیزی متهم کرد چون همه چیز نسبی هست و فرمول دقیقی برای اینکه
بازی یک اکتور رو خوب بدونیم یا بد وجود نداره و از نظر عقلانی هم صحیح نمیاد کسی رو برای چیزی که قانون خاصی نداره متهم کنیم...
 

SMM9

عضو تحریریه
Aug 9, 2010
6,139
نام
مرتضی
یکم رعایت کنید این بحثا رو تو بخش Movie ادامه بدین

Rate your last seen movie
این تاپیک فقط مربوط میشه به امتیازدهی به فیلمها...
 

clockwork orange

کاربر سایت
Aug 17, 2007
1,360
نام
اردلان
نکته آخر اینکه مسلما پسندیدن بازی یک بازیگر یا نپسندیدن اون یک موضوع کاملا سلیقه ای هست
به همین دلیل من معمولا به بحث درباره بازیگرها علاقه ندارم و تنها هدفم از بحث ارائه رویکردی متفاوت و درنظر داشتن اون در هنگام دیدن یک فیلمه. در غیر اینصورت هر بحثی رو می شه با اشاره به سلیقه ای بودن تجربه فیلم براحتی بست و این چیزیه که من در یک بحث ترجیح می دم در اون وارد نشم. هدف اثبات یک قانون قطعی نیست بلکه "نزدیک شدن" به یک نظر بیشتر آبجکتیو از طریق تبادل نظرات سابجکتیوه.
مشخصه که در خیلی از فیلمهاش از جمله همین شاینینگ بیشتر به سمت رئالیسم متمایل شده
Telling a story realistically is such a slowpoke and ponderous way to proceed, and it doesn't fulfill the psychic needs that people have. We sense that there's more to life and to the universe than realism can possibly deal with." - Kubrick

I think realistic theatre is a bore. I think that to spend two and a half hours where the method of communication with the audience is through realism and through presenting words and deeds in a completely realistic way is somewhat tiresome." - Kubrick

The conventions of realistic fiction and drama may impose serious limitations on a story. For one thing, if you play by the rules and respect the preparation and pace required to establish realism, it takes a lot longer to make a point than it does, say, in fantasy. At the same time, it is possible that this very work that contributes to a story's realism may weaken its grip on the unconscious. Realism is probably the best way to dramatize argument and ideas. Fantasy may deal best with themes which lie primarily in the unconscious." - Kubrick
هیچ چیز غیر عادی یا خلاف قوانین فیزیک (!) توی فیلم دیده نمیشه
فیلم, عادی است اما در عین حال غیر عادی. آشنا است اما همزمان عجیب. فیلم مثل همه ی فیلمهای کوبریک برای ایجاد حسی از باورپذیری واقعگراست اما پردازش المان های بیشتر روانشناختانه ی فیلم از طریق رئالیسم غیر ممکنه همونطور که کوبریک با اشاره به مقاله The Uncanny فروید در رابطه با فیلم به این موضوع اشاره کرده. موتیف های اصلی فیلم مثل آسانسور خون یا شبح هایی از گذشته واقع گرا نیستن اما قابل باورند و در خدمت تمهای بیشتر سمبولیک و انتزاعی فیلم هستند.
در صورتی که کوبریک میتونست با قراردادن این المان ها فیلمش رو ترسناک تر کنه
اما ترسناک و بر هم زننده بودن فیلم دقیقا بخاطر عدم استفاده از این نوع المان ها است.
کوبریک خواسته با انتخاب یک فرد عادی از لحاظ چهره
دووال نه از لحاظ نوع بازی و نه از لحاظ چهره عادی نیست. من فکر می کنم انتخاب بازیگری با خصوصیاتی که در کتاب توصیف شده بیشتر عادی به حساب بیاد.
نیازی به - به کار بردن ایسم نداره
به عبارت دیگه نیازی به بحث و تفکر انتقادی درباره یک موضوع نیست...
برداشت های مکررش مسلما خیلی روی اعصاب و تمرکز شلی دووال اثر گذاشته و حتما نتیجه نهایی اون چیزی که باید میشده نشده
دلیل برداشت های مکرر از دووال بوجود آوردن مدت زمان لازم جهت دستیابی به اضطراب و هیستری قابل قبول توسط بازیگره و تعدد برداشت ها به کمالگرایی کوبریک بر می گرده نه ناتوانی بازیگر. این ویژگی در فیلمهای کوبریک مختص دووال و درخشش نیست. برداشت های متعدد دقیقا نوعی تکنیک روانشناختی توسط کارگردان برای تقویت هیستری بازیگره که برای کاراکتر لازم بوده.
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند (کاربران: 5, مهمان: 3)

Top
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟