NOLF, پرچم دار ژانری فراموش شده

TCSCELL

8
کاربر سایت
Dec 5, 2007
18,231
نام
سینا
NOLF پرچم دار ژانری فراموش شده




گفته میشه دنیا روی پول می چرخه.اما این درست نیست.حرکت ابرهای خورشیدیه که باعث گردش دنیا میشه.پول در واقع باعث چرخش,جاذبه یا هر پدیده ی دیگه ای در این کهکشان نیست.اما گهگاهی باعث میشه بازی ها کمتر جالب به نظر برسند.

به سادگی می توان گفت این روزها دیگر نمی شود بازی ای مثل No One Lives Forever ساخت.نمی شود چون پروسه ی ساختش بسیار طولانی است و به منابع و دارایی های زیادی احتیاج است و مهم تر از همه ریسکی است که با هزینه کردن بر روی تولید یک بازی در ژانر Comedy(ژانری که دیگر وجود خارجی ندارد)می کنید.به خاطر مقیاس جهانی اش,حجم عظیم محتوای آن و تاکید آن بر خنداندن شما به علاوه ساخت چیزی که احساس کنید از دوره ی دیگریست,دوره ای قبل از دوره ی FPS های 6 ساعته و هزینه ی سرسام آور ساختشان.همه و همه باعث می شود که اکنون امکان ساخت بازی ای شبیه NOLF نباشد.

دست انداختن سبک جاسوسی با داستانی در سال 1960 توسط Monilith آغاز شد.نقش اول این داستان مامور Cate Archer بود.جاسوسی زن در شغلی که تحت سلطه ی مردان بود.کیت نه فقط برای کشورش بلکه برای اثبات خود به مافوق های شکاکش می جنگید.داستان او در بازی ای که همه آن را فراموش کرده اند “The Operative” نام داشت.( عبارت “No One Lives Forever” قرار بود به سبک فیلم های جیمز باند عنوان یکی از قسمتهایش باشد)که در آن کیت در تعقیب H.A.R.M , یک تشکیلات شیطانی که ماموران UNITY را به قتل می رساند,به سرتاسر دنیا سفر می کرد.
با استفاده از انجین Lithtech ساخته ی Monolith , بازی از لحاظ بصری نه تنها در زمان خود فوق العاده بود بلکه هنوز هم عالی است.اگر همه چیز مثل همان چیزی باشد که سال 2000 عرضه شد,یعنی صورت های عجیب و غریب برای کاراکتر ها مخصوصا چشم های بزرگشان,وقتی شما آنرا الان تجربه کنید به لطف تمرکز روی استایل کارتونی,هیچ چیز نمی تواند در حین بازی کردن حواس شما را پرت کند.



با اینکه انجین بازی برای سال 2000 است ولی بازی همچنان از لحاظ بصری جالبه


NOLF درسهایی را به ما داد که Half-Life باید می داد,چیز هایی که تقریبا هیچ بازی دیگری به آن ها توجه نکرده بود.بازی می داند که در ابتدا باید ساکت باشد.سکانس ابتدایی,معرفی کاراکتر ها,شروع داستان و یاد دادن یک سری مهارت های جاسوسی در اتاق تمرین به شما/آرچر,همه و همه در اتاق های کار UNITY در انتظار شماست.مثل یک روز کاری در اداره.آموزش می بینید, با دیگران صحبت می کنید,به فروشگاه می روید تا اولین ابزار و وسایل مورد نیازتان را ببینید! و سپس مستقر می شوید.جزئیات به صورت شگفت آوری دوست داشتنی هستند.-در انتهای یک راهرو,پشت یک دیوار شیشه ای می توانید یک منشی را مشاهده کنید که در حال چرت زدن است و علامت Zz به صورت کارتونی بالای سرش وجود دارد.به شیشه ضربه بزنید,او از خواب می پرد! می توان گفت که این کار کاملا غیر ضروری,بی ربط یا هر چیزه دیگریست,ولی همچنان وجود دارد.

چیزی که باعث شرمساری است این است ماموریت اول بازی با یک سیستم شوتینگ خسته کننده و آرام شروع می شود.در حالی که پشت یک پنجره مستقر شدید ماموریتتان این است که از یک سفیر کر و سالخورده ی خارجی در مقابل خطرات احتمالی از جانب قاتلین محافظت کنید.بعد به مکانی دیگر می روید و دوباره باید همان کار را انجام دهید.معلوم نبود Monolith واقعا چه فکری در سر داشت که چنین چیزی را طراحی کرد.اما خوشبختانه به سرعت از این موقعیت احمقانه خارج می شوید و بازی به یک شوتر مخفی کاری تبدیل می شود که تا انتها بسیار شاد و مفرح است.
انتخاب هایی که برای راهبرد مراحل دارید واقعی کار شده اند.در حالی که در برخی مراحل ضوابط تکمیلی خاصی انتخاب های شما را محدود می کند,اغلب این بر عهده ی شماست که می خواهید مراحل را پر سر و صدا و با آتش بازی زیاد به پایان برسانید یا به صورت مخفیانه.اسلحه ها و ابزاری که به همراه خود می آورید هم می تواند در این انتخاب تعیین کننده باشد.- به جای بمبهای رُژ لبی و اسلحه های اتوماتیک با خود ابزار باز کردن قفل و کُلت صدا خفه کن دار بیاورید,آنوقت می توانید لطیف تر باشید!- معمولا در حین ماموریت باید از دوربین های امنیتی دوری کنید وگرنه زنگ خطر به صدا در می آید.اگر از این کار خسته شدید فقط کافیست عمدا زنگ خطر را به صدا در آورید و کار را به روش پر سر و صداتر انجام دهید.



با اینجور ابزار عجیب و غریب در طول بازی زیاد برخورد می کنید


در حالی که بسیاری از ماموریت ها بر اساس مخفیانه رد شدن از مامورین امنیتی ساخته شده,همچنان بسیار متنوع است.ماموریت در هواپیما(که در انتها بدون چتر نجات باید از آن بپرید),بر روی موتور سیکلت,روی قطار,حتی در یک ایستگاه فضایی.به نظر می رسد سازنده ها با هر کدام از این لوکیشن ها همانند یک چالش برخورد کرده اند اما چطور میتوان مطمئن بود هنوز هم این چیزها برای سازنده ها جالب است؟
همیشه دلم می خواست که فکر کنم شیوه ی فان بودن دهه ی شصتی NOLF و فرهنگ خاص جاسوسی آن قبل از فیلم Austin Powers بود.اما حقیقت این است که فیلم Mike Myers سه سال قبل از اولین شماره ی NOLF که بر روی PC عرضه شد,ساخته شده بود.در یک قیاس اجتناب ناپذیر, تجربه ی NOLF لطیف تر از AP است.(البته ذکر این نکته هم ضروریست که هدف Monolith فریبنده بودن اثرش نبود)
بازی در عین شگفت آور بودن,دکوراسیون بد ولی شگفت انگیزی نیز دارد ولی مهمتر از همه اینکه NOLF از اینکه یک کلیشه ی مضحک و خنده آور باشد خجالت نمی کشد.مثلا فریاد یک مراکشی با لهجه ی ضعیف و وحشتناک وقتی به او شلیک میکنید که می گوید:”Bullets are not my favourite” یا بحث و جدل فروشندگان خیابانی باصدای بلند که از کیفیت میمونهایشان می گویند! یا آلمانی هایی که مرتب میگویند"JAWOHL".آمریکایی هایی که گستاخ و احمق اند.انگلیسیهایی که شیک,بی ادب و احمق اند و ... کیت آرچر خودش به نظر اسکاتلندی است ولی صدای Kit Harris فقط موقعی که سعی میکند در بین لحجه ی دلچسب بریتیشش مرتب بگوید "aya" ناشیانه است!
دقیقا همان نگرش های احمقانه ای که در مورد زن ها وجود دارد,به آرچر نیز از طرف همکارانش همان توهین ها می شود.مثلا در یک جا یک مامور دیگر کیت را به خاطر ابراز شدید احساساتش می بخشد و توضیحاتش را این چنین آغاز میکند:"چون تو یک زنی و از لحاظ ژنتیکی نمیتونی احساساتت رو کنترل کنی..."و اینجاست که Script بازی با یک بحث و جدل هوشمندانه از Feminism به شدت می درخشد و این تنها مورد در داستان بازی نیست.



قیافه ی کیت کمی ناجوره ولی هنوز جذابه


یکی از بزرگترین ویژگی های NOLF مکالمات آن است.اگر به جای اینکه سریعا به داخل یک اتاق رفته و همه را بکشید,به یک گوشه رفته و مدتی صبر کنید,چیزهای واقعا شگفت انگیزی خواهید شنید.معمولا این مکالمات چیزهای کاملا پوچ و بی معنی هستند,اما گهگاه به مباحث عمیقی بر می خورید.مثلا در یک جا یک مُرید به دیگری در مورد طبیعت اجتماعی مجرم بودن توضیح می دهد و برای مثال از راهی که خودش رفته است می گوید.در نهایت,غرق شدن آن شخص در مباحث هستی شناسی خودش به نوعی این مکالمه را ارزیابی می کند.و آنجاست که شما از مخفی گاه خود بیرون می آیید و دو گلوله در سر هر دوی آن ها خالی میکنید.(کسانی که این قسمت را بازی کرده اند و به یاد دارند به کنار,اگر بازی نکرده اید این مکالمه ی خرکی سورپرایزی است که هیچ وقت نباید اسپویل شود)

از دیگر شیرین کاری های بازی می توان به اطلاعاتی که در طول مرحله پراکنده شده است اشاره کرد.درون کیف ها,نامه ها,نقشه ها,فیلم ها و چیزهای دیگر که هر کدام یک یا دو شیرین کاری در خود جای داده است.نکته ی مهم این است که شما این تکه های پازل را به خاطر(مثلا) اچیومنت (در سال 2000 هنوز وارد این فاز مسخره نشده بودیم) شکار نمی کردید,بلکه می خواستید هیچ جوک و شوخی ای را از قلم نیندازید.
در باب اثر شوخ طبعی موجود در بازی می توان به لحظه های ترحم آمیزی که به خوبی اجرا شده اند اشاره کرد که در این مورد رابطه ی آرچر با جاسوس بزرگتر از خودش Bruno ارزش یادآوری دارد.و بیشتر از آن داستان اصلی بازی است که به صورت تعجب آوری با تعداد زیادی مرگ و ناکامی,حالت افسردگی دارد.

ممکن است بزرگترین نقطه ضعف NOLF این باشد که Cut-scene های موجود در بین گیم پلی زیاد هوشمندانه با بازی گره نخورده بودند.مثلا مکالمه ای که بین سه کاراکتر در اتاق جنگ انجام می شد که 5 دقیقه فقط باید به سر شخصیت ها نگاه می کردیم!اجرای این قسمت می توانست متفاوت باشد.مثلا این مکالمه را ابتدای ماموریت گوش می دادیم.
شاید چیزی که من از همه بیشتر در NOLF آن را دوست دارم, علاوه بر حس شوخ طبعی و طراحی مراحل هوشمندانه و تنوع ماندگار آن, سخاوتمندی آن باشد.شاید بازی های زیادی بودند که می خواستند شما را تشنه ی بازی کردن نگه دارند یا شما را مجبور کنند که در طول بازی زنده بمانید.مهمات در NOLF همه جا ریخته,اسلحه های بسیار و زره ها همگی در دست رس اند تا شما مجبور نباشید زیاد بدون آن ها پیشروی کنید.به این خاطر که NOLF چیزی رافهمیده بود که تعداد اندکی از بازی ها فهمیده بودند:"جالب بودن بهتر از سخت بودن است."مهم نیست که شما می توانید به آخر مرحله برسید یا نه,مهم این است که چگونه می خواهید این کار را انجام دهید.

در اندیشه ی اینکه این FPSـه بزرگ غیر Valveـی با آن داستان عالی و آن ابتکار نابی که در آن وجود داشت,امروز بخواهد با یک انجین امروزی ساخته شود,تنها می توان افسوس خورد.حتی Monolith هم دیگر با فرنچایزهای فلاکت بار Condemned و F.E.A.R دیگر پیش قدم نمی شود.نمی توان تصور کرد که این پروژه چقدر هزینه خواهد داشت و مطمئنا نمی شود ناشری را که حاضر باشد برای این چنین پروژه ای ریسک کند تصور کرد,ولی امیدوارم یک روز یک نفر این کار رابکند.


برگرفته از مقاله ی Eurogamer
 
آخرین ویرایش:

Kavigne

کاربر سایت
Sep 16, 2007
8,497
ینی پاراگراف آخر جیگر آتیش میزنه ! :((
ممنون سینا جان .
 

pedramstalker

کاربر سایت
Jan 7, 2010
928
نام
پدرام
يادش گرامي :( باد به خصوص شماره 2 ... اميدوارم 3ش هيچوقت عرضه نشه تا يادش هميشه خوب تو زهنمون بمونه . :x
 

u.T.a

کاربر سایت
Oct 28, 2006
1,493
نام
امین
عالی بود
ممنون بابت ترجمه خوب
خسته نباشی
 

Scαrface

Aspect of Life
کاربر سایت
Jan 17, 2010
3,725
نام
محمد
یادش بخیر ... شماره 2 رو با دوبله دارینوس بازی کردم که بدون شک یکی از بهترین دوبله هایی که دیدم همین بود ... بازی شاهکاره . هنوز هم که هنوزه گرافیک بازی قشنگه .
این همه بازی اشغال در پیت میسازن و شکست میخوره ولی یه شرکت ادم وار نمیاد شماره 3 این بازی رو بسازه . گند بزنن بهشون :D البته به قول دوستمون همون نسازن بهتر از اینه که یه اشغال بسازن ابروی بازی رو ببرن .
 

RockIT

کاربر سایت
Apr 29, 2010
2,314
نام
افشین
ممنون بابت متن
ولی بدجوری دلم گرفت چقدر این بازی رو دوست داشتم یادش بخیر
 

TCSCELL

8
کاربر سایت
Dec 5, 2007
18,231
نام
سینا
یادش بخیر ... شماره 2 رو با دوبله دارینوس بازی کردم که بدون شک یکی از بهترین دوبله هایی که دیدم همین بود
البته اگه درست یادم مونده باشه دوبله ی نوین پندار بود:D خودمم فوق العاده باهاش حال کردم:D
 

FZ_FT

کاربر سایت
Jul 23, 2006
252
نام
Faraz
چه عجب يكي يادي از اين بازي كرد ! يعني از لحاظ متفاوت بودن و خلاقيت با تنها اف پي اسي كه مي تونم مقايسش كنم half life ه از ديد من كه هيچوقت فراموش نميشه خاطره تجربش هميشه تو ذهنم باقي مي مونه :x
 

leonk13

کاربر سایت
Sep 8, 2009
2,813
نام
سجاد
مرسی سینا جون عالی بود :rose:

چیا نمیکشیم از دسته این نسل جدید... واقعا جای اینجور بازیا خالیه.
 

FaRd!N

Nothing as it Seems
کاربر سایت
Aug 30, 2007
14,855
نام
فردین
بله آقا بلهههههههههههههه دوبله نوین پندار بود اسمشم گذاشته بودن : مامور مخفی کیت آرچر :D
من هنوزم با همین اسم میشناسمش و این اولین باره که اسم واقعی بازی خورد به گوشم :D
 

r.t.1.n

کاربر سایت
Dec 4, 2008
2,544
نام
آرتین
بازی نه تنها سبک خاص خودشو داشت تو زمینه گرافیکی هم حرف های زیادی داشت

شماره دومش جزو اولین بازی هایی بود که برای اجرا حتما به کارتی احتیاج داشت T & L رو به صورت سخت افزاری پشتیبانی کنه.

که یعنی زمان مرگ کارت های rage و TnT 2 و .. کم کم داره میرسه باید رفت سمت Geforce 2 mx یا

Radeon 7500 به بالا .
 

Scαrface

Aspect of Life
کاربر سایت
Jan 17, 2010
3,725
نام
محمد
اره راست میگین نوین پندار بود و واقعا سنگ تموم گذاشته بودن ... بهترین دوبلور های تلویزیون توی بازی صحبت میکردن ... 2 تا سی دی بود که هنوزم که هنوزه سی هاش رو لای پر قو نگه داشتم . :D
Credit اخر بازی هم واقعا شاهکار بود . موزیک و گرافیک و گیم پلی هم که دیگه هیچی .
 

amirmahmood

کاربر سایت
Nov 12, 2009
3,088
نام
امیر محمود
مرسی بابت ترجمه!
چه خاطراتی زنده شد!
من تقریبا این بازی رو فراموش کرده بودم :d که با این مقاله یادم افتاد این بازی سال ها پیش بازی کرده بودم!
 

Whitebeard

کاربر سایت
Aug 10, 2010
1,389
نام
علی
بله آقا بلهههههههههههههه دوبله نوین پندار بود اسمشم گذاشته بودن : مامور مخفی کیت آرچر :D
من هنوزم با همین اسم میشناسمش و این اولین باره که اسم واقعی بازی خورد به گوشم :D

دقيقا درسته:مامور مخفي كيت آرچر:dهنوز كه هنوزه اسمش يادم هست.با اين كه اون موقع بچه بودم ولي با ديالوگاش كلي حال ميكردم خدائي!ته خنده بودن:dاگر اشتباه نكنم سه يا چهار ديسك بود.كه سر همين بازي هم كم مونده بود يه بار از مدرسه اخراج شم!:d
همين دوك كه تازه اومده ما رو تا يه حدي ياد اون دوران انداخت ولي چي ميشد نسخه سوم هم سخته ميشد!:(
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند (کاربران: 0, مهمان: 1)

Top
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟