15 قهرمان بزرگ دنیای بازی + داستان کامل شخصیت هر کدام ( بخش اول )

قهرمان محبوب شما کدام است ؟


  • مجموع رای دهنده‌ها
    611

HosseinBrusli

کاربر سایت
Jun 19, 2010
3,267
نام
حسین

[HR][/HR]
سلام به دوستان بازیسنتر .

سعی کردم مطلب جامع و کاملی رو در رابطه با محبوب ترین قهرمانان تهیه کنم که امید وارم خوشتون بیاد .

نکته 1 : دسته بندی زیر بر اساس میزان محبوبیت این شخصیت ها انجام شده .
نکته 2 : سعی شده قبل ازمعرفی هر شخصیت ، زیباترین دیالوگ تاثر گذارآن شخصیت را هم نقل و قول کنیم .

نکته 4 : مبنای رتبه بندی شخصیت ها ، قدمت بازی و شهرت بازی هاست .

توصیه : دوستان عزیز اگـــر ، جمله ای زیبا یـــا خاطره ای جالب از شخصیت مورد علاقه خودتون ، میدونید که ذکر نشده ، اونروبنویسید
.

[HR][/HR]
1
سالید اسنیک : ( Solid Snake )
اخرین بازی : Metal Gear Sold 4 :


سربازی کهنه کار که تا به حال بسیاری ازغیر ممکن ها را ممکن کرده . اسنیک در اولین MGS معرفی شد و در تمامی سری های MG ، به غیر از MGS3 ، حضوری چشمگیر و پر رنگ داشت . نام اسنیک به معنای ( مار ) است و این نام بر گرفته از شخصیت نقش اول اثر محبوب ( هیدئو کوجیما ) ، یعنی ، فیلم فرار از نیویورک است .

داستان اسنیک بدین صورت است که او به عنوان شخصیتی تازه کار به استخدام شرکت فاکس هاند در آمد و بعد از مدتی کار آموزی به دستور لیکوئید به Outer Haven میپیوند . هدف از فرستادن اسنیک به Outer Haven ، درگیر کردن او با ماموریت هایی سخت و کشتن او در این ماموریت هاست . هر چند اسنیک از تمامی ماموریت های جان سالم به در میبرد و حتی پدر خود ، بیگ باس را میشکد ! سالید اسنیک ، پدر لیکوئید اسنیک ، یکی دیگر از قهرمانان پر اوازه و بسیار پر طرفدار دنیای کیم است که نقشی اساسی در پیش برد ژانر خودش را داراست . اطلاعات زیادی از خصوصیات اخلاقی اسنیک در دسترس نیست . تنها اطلاعت موجوددر باره این مامور اطلاعاتی ، داستان زیراست که باعث ورود مجدد او به داستانی پر پیچ و خم است .

در سال 2014 جنگ های سخت بین سازمانهای مستقل شکل میگید . یکی از طرفین این جنگ شرکت های خصوصی ، شرکتی است با نام مخففPMC که به بهانه کمک به کشور های مختلف ، وارد انها میشوند تا به اصطلاح دشمنان این کشور ها را سرکوب کنند . در این زمان جنگ به نوعی صنعت برای شرکت های خصوصی تبدیل شده و این شرکت ها میکوشند تا هرج و مرج و نا آرامی های حاصل از جنگ را برای نشان دادن خود ، بیشتر کنند . نیروهای شرکت PMC مدام در حال اغتشاش و درگیری هستندو نانو تکنولوژی قابلیتی است که ازان برای ازمایش وفاداری وتوان نیروهای PMC استفاده میشود . این سیستم نانویی به وسیله دستگاهی مخصوص به بدن افراد PMC تزریق میشود . به این سیستم نانو ماشین میگویند و مجهزترین نانو مایشن SOP نام دارد .

گروههای PMC هر کدام دارای شرکتی مخصوص به خودهستند و 5 تا از بزرگترین این شرکت ها ، تحت نظر کامل کمپانی مادری با نام Outer Haven هستند . Outer Haven توسط بیگ باس تاسیس شد ولی در MG به وسیله اسنیک نابود شد و لیکوئید انرا دوباره احیا کرد . Outer Haven هم توسط لیکوئید اسلات Liquid Ocelot ) ) اداره میشود و لیکوئید به نوعی رهبر تمامی این PMC هاست . اصلی ترین دشمن در این سری کسی نیست جز ، رلوور اسلات ( Revolver Ocelot ) که یکی از مامورین سابق Patriots است که ظاهرا ذهن و مغز او ، به واسطه پیوند زدن دست لیکوئید اسنیک به وی ، توسط لیکوئید اسنیک تسخیر شده . هدف Liquid Ocelot اختلال در سیستم نانو ماشین SOP سربازان PMC است ، تا بااینکار هرج و مرجی وسیع و کشتاری بی رحمانه را اغاز کند .

دراین بین سالید اسنیک که به واسطه همین نانو ماشین های موجود در بدنش پیر شده ، توسط فرمانده سابق خود Roy Campbell دعوت میشود تا اخرین ماموریت خود را انجام دهد . تنها هدف اسنیک دراین داستان نجات دنیا و نابودی Outer Haven است . سالید اسنیک جنگ جویی تمام عیار و متعهد بود . اما از زمانی که از یاران قدیمی خود ، جدا شد در مقابل کارهای انها قرار گرفت . لیکوئید اسلات برای اینکه بتواند جلوی حرکت فردی مثل سالید اسنیک را بگیرد ، به بدن او نانو ماشین تزریق کرده . هرچند اسنیک در مقابل این نانو ماشین از خود ، مقاوت نشان میدهد ، اما در بسیاری اززمانها هم توان مقابله در برابر نانوماشینها راندارد . به همین دلیل یکی ازدوستان قدیمی او برایش لباسی تحت عنوان Octocamo طراحی کرده تا قدرت او را افزایش دهد .

علت دیگر طراحی لباس Octocamo برای اسنیک هم بر میگردد به عملیات Super Baby در پروژه کلون سازی . به دلیل موفقیت امیز نبودن این عملیات وبرخی مشکلات جدی ، یک ویروس به بدن اسنیک نفوذ میکند و شروع به فساد دربافت های سلولی و عضلانی اسنیک میکند و او سریع پیر میشود . نام ویروسی که به بدن اسنیک نفوذ کرده ، ویروس فاکس دای است که در واقع یک ویروس مهندسی ساز است که با شناسایی DNA و پیوند با آن ، افراد رااز پا درمیاورد . این ویروس ، سالها قبل ازاتفاق Shadow Moses در دست ساخت بود و با پیوستن نائومی هانتر به فاکس هاند ، پیشرفته تر شد . این ویروس با بودجه پنتاگون و در برنامه سری سلاح بیولوژیکی ساخته شد . نائومی هانتر ( Naomi Hunter ) در واقع سر پرست بخش مهندسی پزشکی در شرکت فاکس هاند است . نائومی هانتر ازاین ویروس چند مدل ساخت که یکی از انها به بدن سالید اسنیک تزریق شد و دیگری به بدن لیکوئید اسنیک که اورا از پای در آورد . البته در نهایت نائومی بافهمیدن برخی حقایق ودلایل اسنیک ، او را از مرگ نجات میدهد و ویروس را غیر فعال میکند .


[HR][/HR]
2
اتزیو ادیتوره : ( Ezio Auditor )
آخرین بازی : :Assassin Creed : Revelaion


" برای پیروزی در جنگ ، تنها یک فرد کافی نیست " " من برای انتقام بازگشته ام ، من Assassin ها را دورهم جمع خواهم کرد"

اتزیو در زبان ایتالیایی به معنای عقاب فلورانس است . اویکی از اشراف زادگان ایتالیا است . خانواده او توسط دوستان نزدیک پدرش مورد خیانت قرار میگیرد و باعث کشته شدن پدر وبرادرش میشود . به همین دیلاو تصمیم میگیرد که یک Assassin شود . تنها پشتیبانان اتزیو در بازی عمویش و لئوناردو داوینچی ویکی دیگر ازدوستانش است که برای انقام ازبورجیا ، به اتزیو کمک میکنند . اتزیو یکی ازنوادگان الطیر است که درنسخه دوم ، بازیباز کنترل این شخصیت را بر عهده دارد . داستان اتزیو در این سری ، غمناک ترین و زیباترین داستان موجود است . . داستانی که بوی خون و انتقام میداد .

اتزیو بعد از نفوذ به واتیکان ، این فرصت را پیدا کرد تا پاپ الکساندر پنجم معروف به ( رودریگو بوریجیا ) را به قتل برساند . اما او از جان پاپ پنج ( بورجیا ) که مسئول قتل پدروبرادر تزیواست ، گذشت ،. البته بعدها ( اواخر بازی ) اتزیو ازاین تصمیم پشیمان میشود ، زیرا نفوذ وقدرت پاپ پنجم به قدری زیاد میشود که تمام رم رادربر میگیرد و اینجاست که او به یکی ازدشمنان اصلی اتزیوتبدیل میشود . پس از این اتفاقات است که اتزیو برای انتقام از مصوبان آن حوادث به سمت اساسین شدن میرود . انتقامی که باعث شد اتزیو همانند گرگی بیرحم ، دشمنانش را یکی یکی قربانی کند .در نهایت با یک دسیسه خونین به یک اساسین قدرتمند تبدیل میشود و در نسخه Brotherhood ، انتقام پدر و برادرش را میگیرد .

اتزیو در Assassin's Creed: Brotherhood به قسطنطنیه سفر میکند تا از اسرار ناگفته جدش ، الطیر باخبر شود . در این راه با افراد و اتفاقات زیادی روبرو میشود و به سختی و با تمام وجود ، همه موانع را کنار میزند تا به هدفش برسد . بازی Assassin Creed : Revelaion اخرین بازی بود که بازیبازان با اتزیو همراه بودند .

[HR][/HR]
3
ایزاک کلارک : ( Isaac Clarke )
آخرین بازی : Dead Space 2 :


خلاصه داستان نسخه اول :

ایشیمورا نام سفینه ای تحقیقاتی است که برای انجام عملیات حفر معدن به سمت سیاره Aegis VII میرود . اما سفینه با مشکلی فنی مواجه میشود و پیغامی برای CEC ( پایگاه زمینی ) مخابره میکند . پایگاه زمینی هم برای بررسی و حل مشکل فردی به نام Kellion رابا یک شاتل اختصاصی عازم سفینه ایشیمورا میکند و زمانیکه Kellion قصد فرود بر روی ایشیمورا را دارد با مشکلی فنی مواجه میشود و بعد از سقو شاتل صدمه ای جدی میبیند . در این هنگام شخصیت اصلی بازی ، آیزاک کلارک که به عنوان مهندس مخابرات در ایشیمورا فعالیت میکند ، برای حل مشکل به سمت محل برخورد شاتل میرود .

در همین زمان اتاق فرماندهی سفینه مورد هجوم گروهی ازموجودات به نام نکرومورفها ، قرار میگیرد . در این بین کاپیتان Johnston کشته میشود و بقیه موفق به فرار از دست این موجودات میشوند . در همین زمان آیزاک هم متوجه حادثه میشود وبرای نجات جان خودش پا به فرار میگذارد . در بخشی دیگر از سفینه یکی از همکاران آیزاک توضیح میدهد که تمامی سیستمهای مخابراتی سفینه از کارافتاده وانها نمیتواننند تقاضای کمک کنند . بعد از مدتی تلاش ، آیزاک موفق به راه اندازی سیستم ناوبری سفینه میشود و هنگامی که قصد بلند کردن سفینه را دارد با حمله یک نکرومورف مواجه میشود که حاصل درگیری انها انفجاری بزرگ است که نتیجه اش نابودی قسمتی از سفینه ایشیمورا است . بخشی از عامل این اتفاقات و حمله نکرو مور ها توسط فایلهای صوتی و تصویری موجود در سفینه که بعدها به دست آیزاک میرسد ، مشخص میشود .

بعد از اتفاقات مختلفی که در سفینه می افتد آیزاک با چند نفر از دوستان بازمانده اش روبرو میشود و با کمک هم موفق به فرار از بخش های اسیب دیده سفینه میشوند . انها بعد از تعمیر بخش هایی ازسفینه موفق به ارتباط رادیویی با سفینه ای دیگر میشوند و درخواست کمک میکنند . سفینه فوق هم یک کپسول نجات برای آیزاک ودوستانش میفرستد که با حمله نکرومورها ، این کپسول به مقصد نمیرسد . بعد از ماجراهایی که رخ میدهد آیزاک به طور اتفاقی نامزد خود را میبیند . اما از پشت یک دیوار شیشه ای و در نهایت موفق به ارتباط با نامزدش نمیشود . بعد از مدتی درگیری با نکرومورفها برخی از دوستان آیزاک موفق به فرار از مهلکه میشوند و آیزاک تنها میماند .

در همین حین نیکول که یکی از دوستان آیزاک است سر میرسد و به آیزاک کمک میکند که شاتل سفینه را اماده پرواز کند . پس از راه اندازی شاتل توسط آیزاک ، او به همراه نیکول به سمت Aegis VII در حرکت است و بالاخره به سطح سیاره میرسد و فرود می اید . بعد از مدتی ویدئویی از طرف یکی از دوستان آیزاک برایش مخابره میشود که نشان میدهد که شخصی به اسم نیکول همراه آیزاک نیست و نیکول قبل از رسیدن به ایشیمورا خودکشی کرده ! و تمامی این موارد به دلیل توهمی است که بر اثر وجود ماده ای به نام مارکر قرمز به ایزاک سرایت کرده .

در اخر بازی شاهد برخورد سنگی بسیار بزرگ با سطح سیاره و فرار ایزاک از مهلکه هستیم و مشاهده میکنیم که آیزاک در شاتل نشسته که ناگهان نکرومورفی به او حمله ور میشود و داستان نسخه اول به اتمام میرسد.

خلاصه داستان نسخه دوم :

داستان این نسخه هم حول و محور آیزاک کلارک میچرخد . حوادث نسخه دوم بازی در ایستگاه فضایی رخ میدهد . اما اینبار و بعد از حوادث بازی اول آیزاک در تیمارستان بستری شده و یادش نمی اید که حتی چه طور او را به این مکان اورده اند . در ابتدای بازی میبینیم که ایزاک به دلیل توهمات ناشی از مارکر قرمز ، روانی شده و مدام نامزد خود را میبیند . در همین حین خبر میرسد که نکرومورف ها به ایستگاه فضایی حمله ور شده اند . در همین حین آیزاک قصد فرار دارد کهبا دری بسته مواجه میشود . سپس در سلول آیزاک توسط فردی به نام Franco Delileh که یکی از کارکنان ان قسمت است باز میشود . بعد از مدتی آیزاک با 2 شخصیت جدید که یکی مونث و دیگری یک بیمار روانی مذکر است اشنا میشود .

نام شخصیت مونث دایانا است و با ویدئوهایی که به آیزاک میدهد ، به او میگوید که هر دوی انها توسط رئیس ایستگاه فضایی به اینجا اورده شده اند تا بر روی نسخه ای جدید از مارکر سیاه کار کنند وآنرا بسازند . نام رئیس ایستگاه فضایی تایدمن است . تایدمن قبلا موفق شده بود تا سیگنالهای ذهنی موجود در مغز آیزاک را ، از ذهنش خارج کند . سیگنالهایی که بر اثر همنشینی آیزاک در کنار مارکر قرمز در ایشیمورا ، به او سرایت کرده بود . این کار تایدمن باعث شده آیزاک به نوعی فراموشی دچار شود . همچنین دایانا میداند که آیزاک دچار نوعی فراموشی و همچنین توهم ، نسبت به محیط اطرافش است و به همین دلیل پس ازمدتی آیزاک رادستگیر میکند .

آیزاک متوجه میشود که او عضو گروهی است که ، یونولوژیست نامیده میشود . در واقع این گروه مارکر را در دنیای بازی پرستش میکنند و هدف دایانا از دستگیری آیزاک ، تولید نوعی ازمارکر است که بتواند همگرایی بیشتری بین کهکشان ها به وجود اورد . در همین حین یک فضاپیما به مقر دایانا حمله میکند که باعث کشته شدن او و یارانش میشود و فرصتی عالی را برای فرار آیزاک محیا میکند . بعد از اتفاقات و درگیریهای پراکنده ، آیزاک موفق میشود به بخش دولتی که عامل اصلی این ماجراهاست برسد . یکی از مشکلات آیزاک در این بازی توهمات ناشی از دیدن مداوم دوست صمیمی اش ، نیکول است . دوستی که به خاطر کوتاهی آیزاک جان خودش را از دست داد .

آیزاک در راه سفر به بخش دولتی با شخصیتی به نام الی اشنا میشود . بعد از درگیری هایی که در سفینه به وجود می اید ، آیزاک به یاد می اورد الی را در یکی ازسفینه ها قرارداده و با وجود مخالفت الی ، آیزاک او را نجات میدهد . دلیل آیزاک برای نجات الی هم این است که دیگر نمیخواهد به خاطر کوتاهی ، یک دوست دیگر ، رااز دست بدهد . سرانجام در اواخر بازی آیزاک به مارکر اصلی بازی میرسد تا قدرت همگرایی انرا فعال کند . بعد از درگیری با نکرومورفها و همچنین درگیری با رئیس ایستگاه فضایی ( تایدمن ) ، آیزاک موفق میشود مارکر اصلی را برای درمان خود نابود کند . زیرا یکی از دلایل اصلی توهمات وفراموشی آیزاک فرکانس های رادیویی و مغناطیسی ساطع شده از همین مارکر است .

بعد از اینکه مارکر اصلی نابود میشود آیزاک ازدرد و رنج توهم نیکول و همینطور قدرت های ذهنی مارکر ، راحت میشود ، اما در این هنگام تماسی ازسوی الی با آیزاک گرفته میشود و الی به نجات آیزاک می اید وهر 2 با یک شاتل ، از ایستگاه فضایی اسپرال فرار میکنند . سپس مکالمه ای از طرف یک فرد ناشناس با رئیسش پخش میشود که رئیس ناشناس ، دستور میدهد باید کار تعمیر مارکرها برای کنترل ذهن نکرومورها و انسانهایی که به مارکر الوده شده اند ، از نوع شروع شود .

[HR][/HR]
4
نیتین دریک : ( Nathan Drake )
آخرین بازی : Uncharted 3 : Darks Deception :


نیتن یکی از محبوب ترین شخصیت های کنسول PS3 است که با سرعتی عجیب و سر سام اور به محبوبیت و شهرت نزد هواداران رسید . نیتین دریک عاشق گنج و افسانه است ، به طوریکه بخش اعظمی از داستانی این سری بازی بر پایه سفرهای مارکوپولو افسانه ای نوشته شده است . شخصیت نیتین دریک به وضوح از از روی اشخاصی همچون هریسون فورد و بوروس ویلیس طراحی و ساخته شده است . در بازی هم نیتین همیشه ، همراه با یار همیشگی خود ، ویکتور سالیوان کلمبیایی ، به دنبال گنجینه های مختلف است.

پدر و مادر نیتن زمانی که او 5 سالش بود او را رها میکنند ، هر چند مادرش پس از مدتی خودکشی میکند که این اتفاقات موجب میشود نیتن دریک در پرورشگاه بزرگ شود .نیتین دریک نام واقعی این شخصیت نیست و این نام را در پرورشگاه برای او انتخاب میکنند . نیتن همواره به دنبال نام و شخصیت واقعی خود بوده تا هویت واقعی خودش را بفهمد . نیتن دریک در سن 15 سالگی از پرورشگاه فرار میکند و برای پیدا کردن وسایلی که متعلق به سر فرانسیس بوده راهی کلمبیا میشود .
نیتن دریک مدعی است که نوه سر فرانسیس دریک است . زمانی که او برای انجام کاری راهی کلمبیا میشود در اواسط سن 20 سالگی خودش است . بااین حال او بسیار جوان و خام استو بعد از اتفاقاتی مختلفی که در کلمبیا برای نیتین دریک میافتد ، او با ویکتور سالیوان اشنا میشود . از طرفی دیگر یار همراه نیتن دریک در سفرهای ماجرا جویانه اش دختری با نام اینا فیشر است که نیتن مدت هاست ، عاشق او شده .

صدا گذاری شخصیت نیتن دریک بر عهده Nolan North است . صدا گذاری بی نقصی که باعث عمق بخشیدن به شخصیت نیتن وداستان بازی میشود . داستان شخصیت نیتن دریک در سه گانه Uncharted به اتمام نرسید و نیتن هنوز نه نام واقعی خود را میداند و نه پدرش را دیده !

[HR][/HR]
5
مارکوس فینیکس : ( Marcus Michael Fenix )
آخرین بازی Gears Of War 3 :


" ما بشریت را نابود میکنیم و صلح را میگیریم . ما نفرت و ترس را بین انها حاکم میکنیم و فرزندان وزنان آنها را به خدمت میگیریم . انقدر پیش میرویم که انسانها تمدن خود را منکر شوند و سایه ترس ازما رابا تمام وجود ، درک کنند . آنها بی ریشه و اصالت اند و به زودی نابود خواهدشد . " ( ملکه لوکاست ها )
نام کاملش سرجوخه Marcus Michael Fenix است که در محل خدمتش او را Marcus l Fenix صدا میزنند . او رهبری گروه دلتا را بر عهده دارد و هدف اصلی اش هم مقابله با لوکاست ها است . مارکوس 21 سال قبل از Emergency Day ( روز حمله عظیم لوکاستها به زمین ) در Tyrus به دنیا امد و پدرش Adam و مادرش Elain نام دارد . در سال 62 و زمانی کهمارکوس تنها 5 سال داشت ، پدرش مشغول توسعه Kashkur در جریان جنگ هایداخلی Pendulum شد و قصد داشت اینمنطقه رابرای ائتلاف زمینیان اماده کند .

مارکوس بارها از اینکه نمیتواند پدرش راببیند و مدام پدرش او راترک میکند شاکی بود . اینجا بود که پدر مارکوس دلیل تشکیل Gears و این همه جنگ خونین و غیبتش را برای مارکوس توضیح داد و مارکوس هم پذیرفت که بعداز این ، راه پدرش را ادامه دهد . مارکوس در سن 9 سالگی به مدرسه Olafson میرود که در آنجا ، به دلیل روابط خوب پدرش با ائتلاف و خانواده ای متمول مورد هجوم تعدادی کودک دیگر قرار میگیرد . در ایندرگیری هایکی از همکلاسی هایش به نام Carlos Santiago از او دفاع میکند و بعد از مدتی مارکوس را به تیم راگبی دعوت میکند .

مارکوس همچنان مورد خشم دیگر بچه های مدرسه است . در یکی از روزها و در یکی ازبازیهای راگبی ، یکی از همان دانش اموزان تکلی خشن رویپای ماکوس میرود و درگیری شروع میشود . ایندرگیری با دخالت Dom برادر بزرگتر Carlos خاتمه میابد . از این زمان به بعد مارکوس با شخصیت Dom اشنا میشود . دوستی بین این 2 نفر به قدری زیاد میشود که در تمامی جنگ ها یار و هم تیمی ، یکدیگرند وبا هم به جنگ لوکاست ها میروند . 3 سال بعد مارکوس به دعوت پدر Dom و برای صرف ناهار به خانه آنها میرود و پدر Dom با مارکوس پیشنهادمیدهد برای شرکتدر جنگ به ارتش بپیوندد . سپس بعد از گم شدن مادرش مارکوس ، او تصمیم میگیردکه به ارتش بپیوند ودر اولین گام به واحد C Company پبوست نکته حائز اهمیت نقش پر رنگ خانواده فینیکس در این بازی است .

تا قبل ازنبرد Ephyra مارکوس سرجوخه ای فرمان پذیر و وفادار به جنگ بود و هیچ وقت پست خود را ترک نمیکرد . اما در این نبرد او برای نجات جان پدرش ، دکتر Adam Fenix پستش را ترک میکند و به همین دلیل از ارتش اخراج میشود و او را به زندانی ، با درجه فوق امنتیتی میرند . پس از ترک پست ، مارکوس نتوانست پدرش را نجات دهد . اما شرایط جنگ و هجوم لوکاست ها به زمین و گسترش حملاتشان ، وضعیت را به گونه ای میکند که ، مارکوس مجدا از طرف ارتش برای رهبری گروهدلتا فرخوانده میشود . سرانجام در روز حمله لوکاستها به زندان فوق امنیتی ، دوست قدیمی مارکوس Dominic Santiago او را از زندان نجات میدهد و از همان لحظه ، مارکوس به همراه هم تیمی های قدیمی اش ، کارش را شروع میکند .

داستان درنسخه دوم به گونه ای پیش میرودکه مارکوس عشق دختری به نام انیا میشود . انیا کسی است که در سری بازیهای Gears Of War نقش پشتیبانی مرکزی از گروه دلتا رابازی میکند . اما داستان در نسخه سوم حول و هوش حمله لوکاستها و اطلاعاتی ز زنده بودن پدر مارکوس است که این موضوع باعث میشود مارکوس ، حتی بدون کمک یاران خودی ، ماموریتی خطرناک را اغاز کند که این ماموریت ، پایان داستان رهبری گروه دلتا توسط مارکوس فینیکس را رقم میزند .

[HR][/HR]
6
ویتو اسکالتا :( Vito Scaletta )
آخرین بازی : Mafia II :



" بهای ازادی خون است " " زندگی یک برگ سیگار است " " با کشیدن سیگار بخشی ازسیگار برای همیشه از بین میرود و دیگر بر نمیگردد و این بهایی است که باید آنرا پرداخت " " شاید فراموش کرده اند ، زندگی یک سیگار است و این سیگار به زودی تمام خواهد شد "
این ها جملاتی زیبا ازویتو اسکالتا است . فردی که در ریان جنگ جهانی دوم ، به جرم سرق دستگیر و زندانی میشود . اما ویتو برای تخفیف در زندان تصمیم میگیرد به جنگ برود . بعد از اینکه جنگ به پایان میرسد ، ویتو تصمیم میگیرد ، برای روع یک زندگی خوب به امریکا سفر کند . او بعد از اینکه به امریکا میرسد تازه مشکلاتش شروع میشود . در ابتدا متوجه میشود که پدرش برای چرخاندن زندگی و خرج و مخارج آن ، بسیار مقروض است و مادر و خواهرش هم به خاطر تهدید های کسی که ، پول به پدر ویتو قرض داده در رنج و عذاب اند . برای رفع مشکل ویتو نزد یکی از دوستان صمیمی اش به نام جو میرود . جو اکنون به فردی تبهکار و مزدور تبدیل شده و کارش دزدی های سنگین وسرقت اتومبیل است . بازی داستان و شخصیت ویتو ، و سرگذشت او از یک فردمعمولی ، به فردی تبهکار با درجه بسیار بالا را به تصویر میکشد .

[HR][/HR]
7
مکس پین : ( Max Payne )
آخرین بازی : Max Payne 3 :


" حالا آفتاب غروب کرده و آسمان سیاه شده و من احساس میکنم ، تمامی آنها خبر از آینده شوم من دارند "
Max Payne به معنای درد بی نهایت است . مکس پین داستان زندگی یک پلیس است . پلیسی که همه چیز خود را ازدست داده است . او همسر و فرزند خود رااز دست داده و به خاطر رنج حاصل از غم عزیزانش ، به مواد مسکن اعتیاد پیدا کرده . او اکنون بیش از 40 سال سن دارد و به دنبال راهی برای نجات ازاین عذاب وسختی است . عمده شهرت مکس به دلیل قدیمی بودن اش در دنیای بازی و دوبلور معروفش " جیمز مک کافری " است .

[HR][/HR]
8
جوکر : ( Joker )
آخرین بازی : Arkham City :




" این شهر لیاقت کلاس بالاتری از خلافکار را دارد ومن این کلاس را به آن میدهم " " از امشب مردم خواهند مرد ، من مرد حرف هستم " " این جمله تکه کلامی جالب و بسیار پر معنی از جوکر است ."

جوکر به معنای واقعی کلمه یک دیوانه روانی و روانپریشی واقعی است که عاشق شوخی های مرگبار است . شخصیتی که بامزه و مهربان بودن در او معنایی ندارد و عاشق رفتارهای دیوانه وار ، اداهای مختلف ، طرز راه رفتن خاص و لهجه ای خاص است . جوکر شخصیتی است که دارای چهره ای عصبی و زمخت است که عاشق بی قانونی و انارشیسم است . او هر طور که شده میخواهد شهر را بدون قانون کند و دراین راه موفق هم میشود . جوکر قاتلی است که بعد از کشتن قربانیان ، بالای سر انها کارتی با نماد جوکر ، باقی میگذارد .

هدف اصلی جوکر بازی با بتمن و بد نام کردن او نزد مردم است و این کار را با حقه های مختلفی انجام میدهد . جوکر موفق میشود ضربه ای هولناک و جبران ناپذیر به بتمن وارد کند که امیدو را در دل بتمن خشک میکند . در نهایت جوکر به متضادی سرسخت و سنی غیر قابل عبور برای تمامی اهداف بتمن بدل میشود . این رویارویی تا جایی پیش میرود که جوکر موفق میشود تنها نشانه های نظم و امید ، در شهر را ازبین ببرد و شهر را به جهنمی واقعی مبدل کند که حتی قانون ظاهری هم در ان بی اهمیت است . در نهایت شهر کاملا سقوط میکند و به نوعی جوکریزه میشود .

یکی از دلایل اصلی کشیدن خطی قرمز در کنار دهان جوکر ، پیروی از ایده های بروس وین ، یکی از کمدینهای بزرگ است . جوکر عاشق دلقک بازی است و تمامی یاران او دارای علامت های مخصوصی هستند که شامل : 2 عنصر سیاه دور چشم ، رنگ قرمز پر رنگ دور لبها به عنوان لبخند ، از جمله این علامت ها است .

[HR][/HR]
9
جان مارستون : ( John Marston )
آخرین بازی : Red Dead Redemption :



" من به بهشت وارد شدم ، بهشت خلافکاران غرب وحشی . من در اینجا حکمرانی خواهم کرد و انتقام خواهم گرفت " " متاسفم از اینکه امروز رودر روی تو قرار گرفته ام و چاره ای جز کشتنت ندارم "

جان مارستون خلافکاری کارکشته و سابقه داراست . او زمانی نفر اول بانک زنی در کل ایالات متحده در زمان غرب وحشی بود . اما برای تشکیل زندگی ، تصمیم میگیرد ، خلاف را کنار بگذارد . بعد ازتشکیل زندگی جان مارستون دارای یک فرزند پسر به نام jack میشود و نام همسرش هم abigle نام دارد . مدتی بعد ماموران دولتی برای دستگیری یکی از خلافکاران بزرگ سراغ جان مارستون می آیند . از آنجایی که برخی ازاین ماموران از گذشته جان مارستون با خبرند ، خانواده او را تهید میکنند و جان را به منطقه ای با نام New Austin میفرستند .

ماموریت جان در منطقه New Austin دستگیری دوست قدیمی و سر دسته اصلی گروه خودش یعنی Bill Williamsonاست . کسی که به یک آدمکش وحشی و بدون قانون تبدیل شده . Bill Williamson رهبری یک گروه بسیار خطرناک را بر عهده دارد . جان بعد از اینکه او را پیدا میکند با خوش امد گویی گرم Bill Williamson روبرو میشود و در ادامه Bill با ضرب یک گلوله جان را زخمی و بیهوش میکند . بعد از مدتی بیهوشی ، یکی از اهلی همان منطقه جان را پیدا میکند و او را مدا وا میکند و بعداز اغاز این ماجرای اولیه ، جان به دنبال انتقام و رستگاری میرود . جان مردی رک گو و خشن است و در کارهای خود بسیار مصصم .

در تیر اندازی تبهر بسیار زیادی دارد و به خاطرشهرت بالا درخلافکاری ، پیشنهاد های همکاری بسیاری را از کلانتر های هر منطقه برای ستگیری مجرمان دریافت میکند . اما در اخرهم بازیباز با صحنه های بسیار غم انگیز روبرو میشود که پایانی است بر رستگاری جان مارستون .

[HR][/HR]
10
فرمانده شپرد : ( Commander Shepard )
آخرین بازی : Mass Effect 3 :


شپرد یکی از مشهور ترین شخصیت های بازی در ایننسل است و در3 نسخه از بازی Mass Effect حضوری پر رنگ داشته . هر چند داستان او پس ازپایان Mass Effect 3 به اتمام رسید و احتمال دیدن او در نسخه های بعدی کم است ، اما تا همین جا هم خاطراتی فوق العاده را با فرمانده فضاپیمای نورماندی تجربه کرده ایم . این نکته قابل ذکر است که شپرد با توجه به انتخاب بازیباز میتواند مونث باشد یا مذکر . شپرد تنها فرمانده ای است که در خلال ماموریت هایش میمیرد و به واسطه تکنولوژی وعلم ، به زندگی باز میگردد . شپرد در یکی از ماموریت های خود ، که برای نجات یکی ازیارانش رفته بود ، با انفجار سفینه و بر اثر دود و گازهای موجود در سفینه ، خفه شده و میمیرد . بعد از انفجار کامل سفینه جسدش در فضا معلق میماند تا زمانی که سازمان مخفی Cerberus او را میابد و در مان ، روی او را شروع میکند و او رابه زندگی برمیگرداند .

عمده محبوبیت شپرد به دلیل صدا گذاری خوب او و همچنین جسارت و نترسی او در جنگ و حل مشکلات مختلف است . این مورد در نسخه اخر بازی بسیار محسوس بود . زمانی که شپرد موفق به دفاع از سیاره و اتحاد بین نژاد ها میشود ، احترامی که نژادهای مختلف در لابی های سوکنت گاه های اصلی به او میگذارند ، دیدنی است . صدا گذاری شخصیت شپرد بر عهده Mark Meer است و تمامی حرکات فرمانده شپر به صورت Motion Capture ظبط و ساخته شده .

[HR][/HR]
11
جان تانر : ( John Tanner )
آخرین بازی : Driver : San Francisco :


یادش بخیر . زمانی که Driver در کنسول PS1 خوش میدرخشید ورقیبی برای خود نداشت ، جان تانر هم ، قهرمانی پراوازه و معروف بود . هر چند در ایران خودمان کمتر بازیبازی شاید او را بشناسد . اما او بسیار معروف است و طرفداران بسیار زیدی هم دارد . تانر راننده ای با مهارت های بسیار بالا در رانندگی بود و به همین دلیل به عضویت پلیس نیویورک در میاید . سپس ، به دلیل قابلیت ها و توانایی های رانندگی اش به پلیس مخفی میپیوندد تا به تعقیب خلافکاری مشهور به اسم کاسلدی بپردازد و او را دستگیر کند .
در نسخه دوم او مامور پیدا کردن خلافکاری شرور با نام Pink Lenny است و در این راه با کاراگاه تونز اشنا میشود و سر انجام موفق به دستگیری Pink Lenny میشوند . داستان در نسخه سوم بازم هم به همین منوال است . تانر پلیسی مخفی است که البته همکاری را هم در این نسخه دارد . اینبار او به دنبال فردی با نام جریکو است که سرانجام او را هم دستگیر میکند . استان بازیبرای اولین بار ادامه ای از نسخه دوم است و تانر و همکارش از نسخه دوم به دنبال او بودند و سرانجام در نسخه سوم سری Driver ، او را در استانبول دستگیر میکنند .

نسخه اخر بازی که ، Driver : San Francisco نام دارد هم ، داستان نسخه قبلی را دنبال میکند . جریکو موفق به فرار میشود و تانر هم به دنبال دستگیری او میرود . نکته عجیب شخصیت تانر اینجاست که در تمامی نسخه های بازی ، صدا گذار شخصیت تانر متفاوت بوده .

[HR][/HR]
12
گابریل بلمونت : ( Gabriel Belmont )
آخرین بازی : Castlevania : Lord Of Shadow :


قصر دراکولا بهترین بازی است که گابریل در آن ایفای نقش کرده . بلمونت ها جزء خانواده های اصیل بریتانیای کبیر هستند که همواره در مقابل قدرت نمایی های دراکولا ایستادگی کرده اند . تعداد اعضای خاندان بلمونت به درستی مشخص نیست ، اما یکی از برترین انها گابریل است . تا قبل از گابریل تمامی اعضایی که در خانواده بلمونت ، با دراکولا مواجه شده اند ، توانستند دراکولا را با شلاقی جادویی به نام Vampire Killer شکست دهند . بسیاری از این اعضا بعد یارهای همراهی هم داشته اند ، اما بعد از شکست دادن دراکولا بهای سنگینی را پرداخته اند که دیگر توانی برای مقابله با دراکولا را ندارند . اما میرسیم به یکی دیگر از اعضای خاندان بلمونت با نام گابریل بلمونت .

گابریل تنها کسی در این خاندان بود که به فکرمقابله با دراکولا نبود . اما دردسر ، خودش به سراغ گابریل آمد و سرنوشتی شوم را برایش رقم زد . شکارچی های دراکولا بعد از حمله به خانه گابریل ، همسر او را میشکند و روح همسرش را به برزخی دروغین میبرند تا ان را شکنجه دهند . گابریل که از قدرت بالایی برای مقابله با دراکولا و شکارچی ها برخوردار نیست ، به دنبال راهی برای افزایش قدرت خود است که در نهایت با افسانه Lord Of Shadow یا افسانه اربابان سایه و ماسک های جادویی اشنا میشود .

گابریل برای رو دررو شدن باراکولا ونیروهایش نیاز به زنده کردن مرده ها دارد . درکتاب های افسانه ای و اساطیری امده که برای زنده کردن مردگان نیاز به 2 ماسک مخصوص است که هر 2 ماسک ، نزد اربابان سایه مخفی شده . گابریل برای فهم بیشتر موضع ، نزد جادوگرانی از فرقه بلمونت میرود و رد راهنمایی از انها متوجه میشود که ماسک ها با نوعی جادو تلسم شده اند و هرکدام از انها چندین قطعه شده و هر قطعه هم ، نزد یکی ازاربابان سایه محافظت میشود . بعد از شروع مراحل اولیه ، گابریل برای اموزش بیشتر نزد استادش میرود . نکته اخر اینکه صا گذاری این شخصیت را Robert Carlyle بر عهده دارد .

[HR][/HR]
13
آدام جنسن : ( Adam Jensen )
آخرین بازی : Deus Ex : Human Revolution :



" علت نابودی بشیریت ایدئولوژی است نه تکنولوژی " " من به دنیایی جدید وارد شدم ، دنیایی سراسر ترس و تاریکی "

آدام جنسن درسال 1993 در شهر دیترویت ایلت میشیگان به نیا امد . سپس در یک حادثه و در سن 5 سالگی پدر ومادر خود را از دست میدهد . مسئولیت بزرگ کردن او را ، بعد از این حادثه و طبق قوانین ایالات کتحده امریکا ، پرورشگاه یا یا بزرگترین فرد زنده خانواده او به عهده میگیرد . بعد از اینکه آدام جنسن به سن 21 سالگی میرسد به نیروهای پلیس شهر دیترویت میپیوندد و بعد از 4 سال به بخش نیروهای ویژه میرود . ادام در سال 2014 وارد نیروهای پلیس میشود و درست بعد از 11 سال خدمت ( یعنی در سال 2025 ) ، نیروی پلیس را به دلیل اوضاع نامناسب ترک میکند . بعد از عملیاتی مهم با اسم رمز Bravo ، فرمانده اصلی نیروی ویژه به نام Durant مجروح و آدام جنسن ، جایگزین او میشود .

یکی از دلایل بیرون امدن آدام از نیروی پلیس مربوط به عملیاتی است که آدام ازدستور شلیک به یک پسر خلافکار 15 ساله به نام Mexicantown Massacre ، سرپیچی میکند . بعد از اینکه آدام نیروی پلیس را ترک میکند به سمت سازمانی ویژه باه اسم Sarif Industries میرود و در انجا مشغول به کار میشود . فعالیت های اصلی این سازمان مربوط به طراحی وساخت دستگاه های امنیتی برای شرکت ها و سازمانهای بزرگ و ساخت دستگاه های مکانیکی بسیار پیشرفته با فناوری نانو است . به همین دلیل همواره دشمنان مختلف برای این شرکت مزاحمت و مشکلات متعددی راایجاد میکنند . پس از فعالیت های مقدماتی آدام جنسن برای این شرکت ، به سمت فرمانده ارشد بخش امنیتی شرکت برگزیده میشود . در سال 2027 آدام برای حفظ سمت خود و همچنین برای بالا بردن درجه امنیت این شرکت شروع به ساخت و طراحی برنامه امنیتی جدیدی میکند که ناگهان حمله ای شدید به این شرکت میشود .
بعد از مدتی متوجه میشوند که این سازمان مورد حمله نیروهای نظامی مخفی قرار گرفته . درنتیجه ازمایشگاه و مرکز تحقیقات شرکت خسارات زیادی میبیند و دانشمندان مهم شرکت هم کشته میشوند . در این حمله سنگین آدام جنسن هم به شدت مجروح میشود و سینه و ست چپ خود رااز دست میدهد . اما David Sarif رئیس کمپانی تصمیم میگیرد ادام را مداوا کند . David بعد از بازسازی بخش های مهم شرکت شروع به مداوای آدام میکند و قطعاتی مکانیکی با تکنولوژی نانو را جایگزین دست و اعضای واقعی بدن آدام میکند .

تغییرات جدید در آدام او را به انسانی دیگر تبدیل کرد . اکنون آدام دارای دست چپی مکانیکی و بسیار قدرتمند است که درون ان میله های اهنی جاسازی شده است . تمامی این داستان ها و دستگاه های مکانیکی جدید به کاررفته دربدن آدام جنسن داستانی جدید را ساخته و پرداخته میکنند که بازیباز انها را در قالب بازی به زیبایی مشاهده میکند . این زیبایی برای اینکه حس قابل باور پذیر تری برای بازی باز ایجاد کند ، توسط Elias Toufexis هدایت میشود . این شخص کسی است که صدا گذاری شخصیت آدام را بر عهده دارد و به خوبی هم توانسته از پس این قهرمان جدید بر اید .

[HR][/HR]
14
کول فلیپس : ( Cole Phelps )
آخرین بازی : L.A Noire :



" سازمان پلیس مرکز تباهی وفساد دراین شهر است " " یادتان باشد، شما دراین شهر تنها هستید "

کول فیلیپس فردی بود که در یک خانواده متمول به دنیا امد . خانواده او بسیار مشهور بودند و پدر او صاحب یک کارخانه بزرگ کشتی سازی بود . کول فیلیپس سعی داشت همانند یک فرد مستقل زندگی کند و به همین دیل تصمیم میگیرد در سن 18 سالگی به جنگ برود و به همین دلیل در دانشکده نظامی ثبت نام میکند تا بتواند به جنگ برود . بعد از 5 ، 6 سال اموزش های نظامی ، کول در سال 1944 و به همراه نیروی دریایی به جنگ مریکا با ژاپن در جزیره اوکیناوا اعزام میشود . تلاش هایاو در جنگ باعث میشود که مدال های زیادی دریافت کند و به قهرمان جنگ معروف شود .

کول که یک قهرمان جنگ است که تازه از جنگی تاقت فرسا به وطنش بازگشته . بعد از مدتی استراحت او به پلیس لس انجلس مپیوندد و به عنوان کاراگاه کار خودش را اغاز میکند . عملکردش در نیروی پلیس و در حل پرونده های جنایی و دستگیری مجرمان به قدری عالی است که همه را شگفت زده میکند و همین موارد او را تبدیل به مشهورترین کاراگاه لس انجلس میکند .در این بازی برای اولین بار از پیشرفته ترین تکنولوژی Motion Capture استفاده شده بود که باعث میشد ، شخصیت های موجود در بازی به زیبایی تمام قابل باور و واقعی باشند ، به نحوی که میشد از روی چهره مجرم ، پی به دروغ یا راست بودن حرفش برد . صدا گذاری شخصیت کول فیلیپس هم بر عهده Aaron Staton بود که به خوبی از پس این کار بر آمد .


[HR][/HR]
15
کول مک گرث : ( Cole MacGrath )
آخرین بازی : Infamous 2 :

" قدرت های من قوی تر میشوند و مرا وسوسه میکنند تا کارهایی انجام دهم که حتی فکرش را هم نمیتوانستم بکنم " " بعضی وقت ها حتی خودم را هم نمیشناسم " " اکنون زمان مبارزه نیست و برای این مبارزه سرنوشت ساز ، نیاز به نیروی بیشتری دارم "

این ها جملاتی یباست که کول ، قهرمان Infamous 2 انرا بیان میکند. کول همانند دیگر قهرمانان ، یک انسان ازاده و معمولی بوده . کول در شهر Empire City به عنوان پیک موتوری ای ساده مشغول کار بود .قبل از اینکه به عنوان یک پیک به کار مشغول شود ، دانشجویی متوسط بود که همراه با درس ه دنبال کسب و کار در شهر Empire City هم بود . ترک دانشگاه توسط او برای کار ازاد در پیک باعث شد که کول توسط خانواده طرد شود . اما در یکی از روزها که کول مشغول حمل یک بسته برای مشتری خود بود ، ناگهان بسته منفجر میشود و بسیاری از مردم هم میمیرند . در کمال ناباوری کول از این حادثه جان سالم به در میبرد و از همان زمان زندگی ، کول متحول میشود . کول بر اثر انفجار به قدرهای عجیبی دست پیدا کرده بود که قدرت الکریسیته یکی از انها بود .
قدرت های کول در بازی به گونه ای کار شده است که ، بازیباز در اخر بازی میتواند با قهرمانی خوب بازیرا تمام کند یا با قهرمانی بد . نکته جالب توجه در مورد شخصیت کول صدا گذاری این شخصیت است که در هر 2 نسخه 1 و 2 بازی ، دوبلور هایی متفاوت داشته .


[HR][/HR]
کپی مطلب تنها با ذکر نام بازی سنتر مجاز میباشد
 
آخرین ویرایش:

kaizershauze

AMOR CTPACTb 信念 RÊVES
کاربر سایت
Jul 6, 2012
15,589
نام
امین رضا
حسین جان دستت درد نکنه خسته هم نباشی فقط این رو بگم که جوکر قهرمان نیست

پیشنهاد هم میکنم اسمش رو میگذاشتی " 15 کاراکتر بزرگ و پرطرفدار دنیای بازی در این نسل " + " داستان کامل شخصیت هر یک "

عشقست ADAM JENSEN:x
 

HosseinBrusli

کاربر سایت
Jun 19, 2010
3,267
نام
حسین
کامل , عالی
تشکر
خواهش میکنم . نظر سنجی یادت نره :d

---------- نوشته در 02:28 PM اضافه شد ---------- نوشته قبلی در 02:26 PM ارسال شده بود ----------

حسین جان دستت درد نکنه خسته هم نباشی فقط این رو بگم که جوکر قهرمان نیست

پیشنهاد هم میکنم اسمش رو میگذاشتی " 15 کاراکتر بزرگ و پرطرفدار دنیای بازی در این نسل " + " داستان کامل شخصیت هر یک "

عشقست ADAM JENSEN:x
خواهش میکنم . جوکر قهرمانه منفیه ! :d البته چون محبوبیت زیادی داره گذاشتمش ! البته فکر کنم vass شخصیت منفی FarCry 3 هم خیلی محبوب بشه .
 

M ξ λ δ ζ

کاربر سایت
Feb 11, 2011
6,839
نام
مهدی
حسین جان ممنون, اما کریتوس کو?! اومدم بهش رای بدم نبود!!
 

HosseinBrusli

کاربر سایت
Jun 19, 2010
3,267
نام
حسین
حسین جان ممنون, اما کریتوس کو?! اومدم بهش رای بدم نبود!!
خواهش میکنم . فکر کردم شاید به اندازه اینها معروف نباشه #:-s ( البته سری خیلی بزرگیه ) حالا نشد دیگه :d به بقیه رای بده !
 

g.o.w

کاربر سایت
Apr 27, 2006
10,303
نام
arman
آخه دوست عزیز چطور sam fisher توی لیستت نیست ؟:-/
 

Demoniac

کاربر سایت
May 25, 2011
79
نام
بهنام
r u kidding me ?
Without master chief ?:-/

:-o
مگه بزرگتر از چیف هم داریم ؟
 
آخرین ویرایش:

ramaz

کاربر سایت
Dec 31, 2010
494
نام
رضا
دستت درد نکنه رفیق
بابت اصلاح هم ممنون:)
 
آخرین ویرایش:

Mr-Game

کاربر سایت
Sep 21, 2006
2,505
نام
سعید اکبرزاده
حسین جان ممنون عالی بود ، این دقیقا همون کاریه که باید قبل از برگزاری نظرسنجی بهترین کاراکتر سال انجام میشد
 

JeNeRaL ShAhiN

کاربر سایت
May 15, 2012
112
نام
شاهین رستم‌خانی
چه ضیافتی..! :d

البته چون مقیاس کوچیکه به‌طبع همه‌ی این کرکترها رو دوس داریم.. اما چون بحثه عدد و رتبه شد عرض شود که اساسا من حضوره شخصیته درایور و اینفیمس رو نمیفهمم..! اتزیو هم دوم زیادشه..! جان مارستن میشد بالاتر باشه.. و ویتو پایین تر.. کول فلس با اینکه بازیش رو خیلی دوس دارم اما عمقش زیاد نبود و میتونست جاش رو به یکی از کرکترهای رزیدنت ایول مثله لیان یا کریس بده.. مارکوس هم اساسا زیادی براش نوشابه باز شده.. ;)

اما اگه علاقه‌ی خودم باشه که آیزاک کلارک اوله :D.. نیتن دریک هم دوم.. نیتن خیلی دوست داشتنیه.. یه جورایی من نیتن رو جزوه خونوادم میدونم انقدر که به من نزدیک شد این کرکتر.. حقش حتما بالاتر از 4 هست.. همچنین از کاپیتان پرایس و آلن ویک هم اگر من بودم استفاده می‌کردم.. و البته لارا :x

البته ناگفته نمونه مطلب از اون مطالبه قابل احترامه چون مشخصه روش کار شده و متن مفیدی داره b-)
 

Trunks

کاربر سایت
Jan 2, 2008
8,944
نام
Shahab
جوکر قهرمانه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
seems legit...
 

Alkazar

کاربر سایت
Mar 1, 2012
3,207
نام
پويان
بسیار زیبا اما نا کامل !
یعنی بتمن از کول فلپس یا کول مک گراث مشهور تر نسیت !؟ یعنی از اون دو تا قدیمی تر و با اصلت تر نسیت !؟
بدجور تعجب منون برانگیختی !
ولی در کل قشنگ بود ممنون !
 

MR MARSTON

کاربر سایت
Jun 13, 2012
167
نام
مهدي
بسیار تاپیک عالی هست
مخصوصا زندگی نامه جان مارستون:x
خیلی ممنون
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند (کاربران: 0, مهمان: 1)

Top
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟