ترجمه یادداشت های بازی سایلنت هیل 2

Silent Dream

In madness you dwell
کاربر سایت
Jan 3, 2010
1,822
نام
Amir
درود...
بنده تصمیم گرفتم که یادداشت هایی رو که در سایلنت هیل 2 پیدا میکنیم رو به فارسی ترجمه کنم.
فعلاََ این یه کاره نیمه تمامه و هروقت که فرصت کنم بقیه اش رو هم قرار میدم.
جا داره اینجا از دوست عزیزم (josh) به خاطر کمک کردن در ترجمه این یادداشت ها تشکر کنم. واقعاََ دستش درد نکنه.
امیدوارم که خوشتون بیاد دوستان...
ممنون از همتون!




[HR][/HR]Swamp MonumentEast South Vale, monument on Lindsey Street

بقایای مرداب خونین
X متر از زمین های اطراف این بنا در اصل مرداب بوده است ولی بعدها این مرداب پر شد.
از زمان ها بسیار دور, این قسمت لقب مرداب خونین را گرفت زیرا جلادان ابزار مربوط
به اعدام را با استفاده از آب در اینجا میشستند.
شاید به همین دلیل است که بسیاری از مردم تصور میکنند که در اینجا ارواح دیده اند.
[HR][/HR]Memo next to corpse #1East South Vale, note next to corpse in the north section of Neely Street



من میخوام تمام چیزهایی رو که تا به حال فهمیدم رو بنویسم. ممکنه بدردت بخوره.
اگر داری این رو میخونی, شاید به این معنا باشه که من تا الان مُردم.
[HR][/HR]Memo next to corpse #2
East South Vale, note next to corpse in the north section of Neely Street



من اون هیولا رو دیدم.اونا, اونجا بودند.مطمئنم.
اما دوستم میگه که اون چیزی ندیده.
اگه این درست باشه میتونه این معنی رو بده که اون چیزهایی که من دیدم فقط توهم بوده؟
حالا من مطمئن نیستم که اون هیولایی که داشت یه موجود رو میخورد واقعی بود یا اینکه فقط یه توهم بود, ولی
از یه چیزی مطمئنم اونم اینه که من دیگه اُمیدی ندارم.
[HR][/HR]Memo next to corpse #3East South Vale, note next to corpse in the north section of Neely Street



به نظر میاد که اونها به سمت نور جذب میشند.
برای همینه که مردم برای دیدن شکارشون به نور احتیاج دارند.
گذشته از این, اونها واکنش شدیدی نسبت به صدا نشون میدند.
اگر میخوای زنده بمونی, بهترین کار اینه که توی تاریکی بشینی و
سر و صدا نکنی اما شاید این کار هم نجاتت نده.

[HR][/HR]Memo next to corpse #4
East South Vale, note next to corpse in the north section of Neely Street



اگر تو میخوای باهاشون بجنگی,مهمترین کار اینه که آرامش خودت رو حفظ کنی.
این خیلی خطرناکه وقتی که از ترس دیونه شدی بخوای شلیک کنی.
خوب هدف گیری کن و بعد ماشه رو بکش و فراموش نکن که کارشون رو تموم کنی.
من فکر کنم میشه بیشتر اون موجودات رو کشت حتی اونهای که از انسانها قویترند.
[HR][/HR]Memo next to corpse #5
East South Vale, note next to corpse in the north section of Neely Street



فرار کن!
[HR][/HR]Memo next to corpse #6
East South Vale, note next to corpse in the north section of Neely Street


فرار کن!فرار کن!فرار کن!
فرار کن!فرار کن!فرار کن!
فرار کن!فرار کن!فرار کن!
[HR][/HR]Bar Neely's
East South Vale, note in the motorhome at Saul Street


من توی "بار نلی" منتظرتم
[HR][/HR]The scars from the past
Wood Side Apartments, Room 208, memo on the side of the clock



اثر گناهان گذشته باید میخی را که زمان را نگه داشته از جا بکند.
[HR][/HR]Three different sizes, time on the run
Wood Side Apartments, Room 208, memo on a small table in the main room (Easy Riddle Level


سه اندازه متفاوت, زمان در حال گذر است.
سه مرد جوان به دور خورشید حلقه زده اند.
هنری کوتاه و خیلی خیلی آهسته است.
اسکات نیمتواند بایستد. او همیشه در حال رفتن است.
[HR][/HR]Three needles stand of three different heights
Wood Side Apartments, Room 208, memo on a small table in the main room (Normal, Hard and Extra Riddle Level



سه عقربه با اندازهایی متفاوت.
چاق, بلند و باریک. از کندترین شان گرفته تا سریعترین شان به سمت راست حرکت میکنند.
اسکات بر روی پانزده متوقف میشود نه بر روی سه.
[HR][/HR]Article about murder incident
Wood Side Apartments, front yard, in the garbage shoot



پلیس امروز اعلام کرد والتر سالیوان که به خاطر قتل 2 کودک به نامهای بیلی و میریام در 18 این ماه دستگیر شده بود
در اوایل صبح روز 22م در سلولش خودکشی کرد. طبق گفته های پلیس, والتر سالیوان با استفاده از یک قاشق رگ گردن
خود را پاره کرده است. زمانی که نگهبان این موضوع را میفهمد, والتر سالیوان به خاطر از دست دادن مقدار زیادی خون مرده بود.
گفته میشود که او قاشق را به اندازه 2 اینچ در گردن خود فرو کرده بود. یکی از دوستان قدیمی والتر سالیوان در مورد او اینگونه گفت:
"به نظر نمیومد که والتر از اون دسته آدمایی باشه که بتونه بچه بکشه اما یادم هست درست قبل از اینکه دستگیرش کنند
چیزای عجیبی میگفت, چیزایی مثله "اون سعی داره منو بکشه" "اون سعی داره منو رو تنبیه کنه" "اون شیطانه---شیطان سرخ"
"منو ببخشید---من بودم ولی من خودم نبودم" همکلاسی او همچنین اضافه کرد "الان که دارم بهش فکر میکنم, اون یه جواریی دیوانه شده بود" [HR][/HR]Sightseeing brochure
Wood Side Apartments, Room 104, on the desk



به سایلنت هیل خوش آمدید!
سایلنت هیل شهری کوچک است که در کنار دریاچه قرار گرفته است.
ما خوشحالیم که شما در اینجا حضور دارید.
ساعاتی را خارج از برنامه شلوغ تان بگذرانید و در اینجا از یه تعطیلات زیبا و آسوده لذت ببرید.
خانه های قدیمی اما عجیب و جالب که ردیف ردیف قرار گرفته اند.
چشم انداز یک کوه باشکوه و چشم انداز دریاچه ای که جنبه های مختلف
زیبایش را به همراه گذر روز به نمایش میگذارد.
سایلنت هیل در عین حال که شما را هیجان زده میکند, باعث میشود که یک آرامش عمیق را نیز تجربه کنید.
امیدوارم ساعات خوش آیندی را در اینجا داشته باشید و خاطراتش تا ابد برایتان باقی بماند.
[HR][/HR]Dear Tim
Blue Creek Apartments, 2nd floor hall, note on the door to Room 209


تیم عزیز!
من برای انجام ماموریتی باید برم بیرون.
کلید خونه رو پیش عمو دیوید گذاشتم (تو باید بدونی کجا زندگی میکنه؟ اتاقی که کنار راه پله های طبقه اول هست, اونجا کلیده)
من سعی میکنم که زود برگردم پس خواهشاََ وقتی که نیستم مراقب خونه باش.
[HR][/HR]To the right is the lady
Blue Creek Apartments, Room 105, memo on the secreterial (Easy Riddle Level)


سمت راست یه خانومه
یه پیرمرد سمت چپ
اون که وسطه رو زمین میخزه
حالا،فقط دوتا جا مونده
اما در حال حاظر نگران نباش
پازل تموم شد،پازل تموم شد

[HR][/HR]Three bright coins in five holes be
Blue Creek Apartments, Room 105, memo on the secreterial (Normal Riddle Level)


سه سکه ی درخشان در 5 سوراخ وجود دارد
در آخرین سوراخ, زن به صورت اغوا کننده ای نشسته است
باد در پشت سر زن بازی میکند
آن یکی که بی شکل و پوچ است در دورترین نقطه از آنها قرار گرفته
آن که قدیمی است در کنار مار ننشسته.
[HR][/HR]Patrick Chester
Rosewater Park, monument's title


پاتریک چستر, فرزند ادوارد
او برای مردمش, برای آزادی و برای فردای ما جنگید و کشته شد.
یاد او همیشه در خاطر ما زنده است.
[HR][/HR]In memory of the sixty seven who died
Rosewater Park, monument's title



آرامگاه 67 نفر که به خاطر بیماری جان خود را از دست دادند
و اکنون در اعماق دریاچه آرامیده اند.
[HR][/HR]Jennifer Carroll
Rosewater Park, monument's title


قربانی خشونت های مسیحیان.
جنیفر کارول با غرور و افتخار زندگی کرد.
اتفاقی که در اینجا رخ داد هرگز نباید فراموش شود.
[HR][/HR]Whiteboard graffiti
Brookhaven Hospital, 1F, Doctor's Lounge, white board on the wall (Hard, Extra Riddle Level)


رمز این ماه "T" است. ماه قبلش "X" بود و ماه قبل از اون "Z" بود.
اما اونا برای ماه بعد میخواند چیکار کنند؟
تمام کاری که میتونند انجام بدند اینه که 4 عدد برای رمز در انتخاب کنند.
ولی به هر حال, آیا واقعاََ به این کار احتیاجی هست که مدام رمز درب قسمت بیماران رو عوض کنند؟
[HR][/HR]Doctor's journal
Brookhaven Hospital, 1F, Document Room, on the table by the typewriter



"پتانسیل این بیماری در همه وجود دارد و هنگامی که شرایط محیط برای فرد محیا باشد هر مرد و زنی مانند او به "سمت دیگر" کشیده میشود.
شاید "سمت دیگر" بهترین عبارت برای توضیح دادن چنین حالتی نباشد.
از همه مهمتر, هیچ دیواری میان اینجا و آنجا نیست. آنجا میان مرز واقعیت و خیال آرامیده. آنجا مکانیست دور و نزدیک.
برخی میگویند این اصلاََ بیماری نیست.من نظر اونها رو قبول ندارم, من یه دکترم نه یه فیلسوف یا یه روانپزشک.
ولی برخی اوقات من این سوال رو از خودم میپرسم که آیا این برای ما حقیقت داره که خیالاتی که اون میبینه چیزی بیشتر از ساخته یک ذهن درگیر و بهم ریخته نیست.
ولی در مورد او, هیچ چیزه واقعی براش وجود نداره. علاوه بر این او در اونجا خوشحاله.
پس چرا, چرا ما باید به اسم درمان, اون رو به صورت زجر آوری به جهان واقعی خودمون برش گردونیم؟
[HR][/HR]Patient record
Brookhaven Hospital, 1F, Reception, on the table

{جک داویس}
او در گذشته به علت نامعلومی 3 بار تلاش کرده است که خودکشی کند.
اگر چه او به طور معمول بیماری است که به دستورات دکتر و پرستارش عمل میکند
اما به دلیل اینکه درگذشته 3 بار به طور وحشیانه ای قصد خودکشی داشته است
و نیز رفتاری خشونت آمیز دارد باید از نزدیک مراقبش بود.
{جوزف بارکین}
به نظر میرسد بیماری او ریشه در این اصل دارد که خود را به خاطر مرگ دخترش مقصر میداند.
علائم مریضی او نشانه گر این موضوع است که او دچار روان پریشی و توهمات پارانوید میباشد.
معمولاََ آرام است ولی هنگامی که هیجان زده میشود رو به خشونت میاورد.

{جاشوا لیوایس}
او به خاطر تعداد زیادی درگیری و کتک کاری سابقه بستری شدن در بیمارستان را
دارد. او به یک نوع بیماری مبتلا است که فکر میکند بقیه قصد دارند به او صدمه بزنند
همچنین او تمایل دارد تا مشکلات را از طریق خشونت حل کند.
با احتیاط شدید با او رفتار کنید.
[HR][/HR]Imprint on carbon paper (Easy, Normal
Brookhaven Hospital, 2F, Examining Room 3, carbon paper in the typewriter (Easy, Normal Riddle Level



من رمز جعبه رو میدونم, رمز جعبه عدد ####
این رمز دیگه بهش کمکی نمیکنه
دکمه ها دیگه منو نمیترسونند پس
کسی نمیتونه اونی که من هستم رو متوقف کنه من نمیدونم کی هستم کسی که هستم کسی هست که هستم اونی که هستم اونی هست که هستم
[HR][/HR]Imprint on carbon paper
Brookhaven Hospital, 2F, Examining Room 3, carbon paper in the typewriter (Hard, Extra Riddle Level)

من راز رو میدونم
من یه چیزی به اونها میدم که بتونند با استفاده از اون با شیطان تصفیه حساب کنند
پناهگاهش دیگه به دردش نمیخوره
اون الان آلت دست من شده و باید از دستورات من اطاعت کنه
آره, دیگه جعبه به هیچ دردی نمیخوره
حالا من نباید #### رو فراموش کنم
این خیلی خوبه, اون الان در رده ای پایینتر از من قرار داره.
حالا من آزادم و اون باید بهم خدمت کنه من یه نابغه ام هیچ کس نمیتونه من رو متوقف کنه یکی میتونه من رو متوقف کنه هیچ کس نمیتونه من رو متوقف کنه میتونه متوقف کنه میتونه متوقف کنه نه نه
[HR][/HR]The Road to Tomorrow
Wood Side Apartments, Room 205, an excerpt from the "Searching for Another Conclusion" book on the table (appears after you've beaten the game with the In Water ending)


اولین قدم برای داشتن زندگی ای سالم، مریض نشدن است.
ممکنه در ابتدا کاملاً جمله ی واضحی باشد اما بسیار مهم است.
بهتره از بیماری ها پیشگیری کنید تا اینکه بیمار بشید و به دنبال راه درمانش بگردید.
همچنین شما باید نگاهی مثبت و خوش بینانه به زندگیتون داشته باشید.
این که در حسرت و غم اندوه اتفاقاتی که در گذشته رخ دادند باشید کاملاََ بی فایده است.
بهتره به جای اینکه بشینید توی خونه و کتابهای سخت و مشکل بخونید, برید بیرون و هوایی آزاد تنفس کنید.
[HR][/HR]Lost Memories
West South Vale, Texxon Gas Station, inside the newspaper stand (appears after you've beaten the game at least once



این اسم از افسانه ی مردمی نشات میگیرد که زمینشان از آنها دزدیده شد.
آنها این مکان را ((جایگاه ارواح خاموش)) مینامیدند.
منظور آنها از ((ارواح)) تنها روح خویشاوندان مرده ی آنها نبود، بلکه ارواحی بود که به باور آنها در درختان،سنگها و رودخانه های اطراف آنها زندگی میکردند.
برطبق افسانه، اینجا همان مکانیست که مقدس ترین مراسم ها انجام شدند.
اما آنها اجداد کسانی نبودند که امروز در این شهر زندگی میکنند.
در آن زمان ها،این شهر نام دیگری داشت اما آن اسم اکنون نا اُمیدانه در نقاب زمانها گمشده است.
تمام چیزی که ما میدانیم این است که این شهر نام دیگری داشته , و اینکه به دلایلی شهر قبلا یکبار به وسیله ی ساکنانش متروک شده است.
[HR][/HR]The basement's basement
Nightmare Brookhaven Hospital, 2F, Room M6, on the bed

من در زیرزمین زیرزمین محبوس شده بودم.
آنجا خیلی کوچک و تاریک بود و من خیلی ترسیدم.
من حلقه با ارزش خودم را در آنجا انداختم ولی هرگز به آنجا بر نخواهم گشت.
[HR][/HR]She is an angel
Nightmare Brookhaven Hospital, 3F, Room S11, note on the bed


او یک فرشته است، کسی به غیر از من نمی تواند بانوی در را ببیند.
آنان نمی توانند بر روی پل باریک ریسمانی قدم بگذارند.
آنان به خاطر سنگینیه گناهانشان از پل سقوط می کنند.
بسان اجسادی زشت و ورم کرده، گناهانشان آنان را می بلعد، گناه و گناهکار را به یک اندازه...
او مرا نجات میدهد، او یک فرشته است.
[HR][/HR]Louise
Brookhaven Hospital, 3F, Room S14, memo on the wall


لوسی من برای همیشه مراقب تو خواهم بود.
این سرنوشت من است.
[HR][/HR]Diary from roof
Brookhaven Hospital, on the roof




نهم می
باران .
تمام روز خیره به پشت پنجره
آرامش بخش - کاری برای کردن نیست
هنوز بیرون رفتن ممنوعه

دهم می
بارش ادامه دارد.
یکمی با دکتر صحبت کردم .
اگر خانواده ای نداشتم که خرجم رو بدند باز هم این ها من رو نجات میدادند؟
میدونم من از ضعیفی ترحم انگیز شدم.
همه نمیتونند قوی باشند.

یازدهم می
باز هم بارون.
داروها امروز بهم احساس مریضی میدند.
اگر فقط وقتی که دارو میخورم حالم بهتره ، پس من اصلا کی هستم؟

دوازدهم می
مثل همیشه بارون .
دیکه نمیخوام برای هیچ کسی دردسر درست کنم ، ولی در هر صورت من مایه ی زحمتم .
واقعا فرار کردن بجای مبارزه خیلی گناه به حساب میاد؟
بعضی ها شاید اینطور بگند ولی اون ها مجبور نیستند شرایط من رو درک کنند .
شاید خودخواه باشم ، ولی این چیزی هست که میخوام .
اینطوری خیلی سخته .
واقعا خیلی سخته .

سیزدهم می
هوا بیرون صاف شده.
دکترها گفتند که آزادم.
که میتونم برگردم خونه . من---
[HR][/HR]I took the direckter's key
Nightmare Brookhaven Hospital, on the stairway between 2F and 3F


من کلید مدیر رو برداشتم. همون که ماله موزس.
من کلید رو وقتی که برای گردش یک روزه فرستادن بیرون زیر مجسمه زنه مومن خاک کردم.
من کلید رو برداشتم ولی ندزدیدمش. من مجرم نیستم.
[HR][/HR]There's a letter and a wrench
Nightmare Brookhaven Hospital, 1F, Director's Room, map on the table



کسی که به اندازه کافی بی باک نباشد تا از فراز به پرتگاه خیره شود آنقدر بی باک نیست تا به خود خیره شود.
تنها با پیشروی کردن میتوان حقیقت را فهمید. نفشه را دنبال کن. در آنجا یک نقشه و آچار وجود دارد.
[HR][/HR]The key is in the park
Dark South Vale, on the porch of the house on Lindsey Street



یا شاید هم تو یه احمق باشی . خقیقت معمولا آدم ها رو لو میده. بخشی از اون ژرفا توی The old society قرار داره کلید اونحا توی پارکه.
پای مجسمه ی اون زن مومن، داخل زمین، داخل جعبه. برای باز کردنش به اچار نیاز دارم. بیمارم اونجا دفنش کرده. میدونستم، ولی کاری نکردم.
آخه وجود یک همچین چیزی دور و برم، برام ایجاد اضطراب میکرد. من دنبال حقیقت نمیگشتم، دنبال آرامش بودم. من اون چیزرو هم دیدم. فرار کردم، ولی راه
فراری از موزه نبود. حالا هیچکس جرات نزدیک شدن به اون محل رو هم نداره. اگر باز هم نمیخوای بس کنی جیمز، دعا میکنم که خدا روح ابدیت رو مورد آمرزش قرار بده.
[HR][/HR]Words written on the wall
Dark South Vale, Neely's Bar, writing on the wall


اگر تو واقعاََ میخواهی مری را ببینی, فقط باید بمیری.
اما ممکن است تو به یک مکان متفاوتر از جایی که مری هست بری, جیمز.
[HR][/HR]The door that wakes in darkness
Dark South Vale, Katz Street, writing on the wall beside the Apartments


دری که در تاریکی بیدار میشود, به سوی کابوس ها باز میشود.
[HR][/HR]Pyramid Head painting
Silent Hill Historical Society, painting's title

روز مه آلود, بقایا روز جزا.
[HR][/HR]Waterfront landscape
Silent Hill Historical Society, missing painting's title



"چشم انداز دریاچه"
Allen Smith(تازیخ تولد و مرگ نامشخص)
نمایی از این منطقه در زمان های دور.
از نوع سبک نقاشی, به نظر میرسد که حدود سال 1820 کشیده شده باشد.
در آن زمان تعداد مردم خیلی کمتر بود و فقط تعداد انگشت شماری ساختمان وجود داشت.
[HR][/HR]Brookhaven Hospital
Silent Hill Historical Society, painting's title


بیمارستان بروکهاون (سال 1880)
این بیمارستان در واکنش به طاعون بزرگی که به دنبال موج بزرگی از مهاجرت ها شیوع پیدا کرده بود ساخته شد.
بیمارستان در اصل کمی بزرگتر از یک کلبه بود, اما به تدریج بزرگ و بزرگتر شد.
[HR][/HR]Wiltse Coal Mine
Silent Hill Historical Society, painting's title


معدن ذغال سنگ Wiltse
[HR][/HR]Prisoner note
Strange area beneath the Silent Hill Historical Society, paper on the table


11 سپتامبر, سال 1820
شماره زندانی: C-221
[HR][/HR]Painting from strange area
Strange area beneath the Silent Hill Historical Society, painting's title



ضیافت سرخ و سفید برای خدایان
[HR][/HR]Photo from strange area
Strange area beneath the Silent Hill Historical Society, photo's title


مرگ به وسیله به سیخ کشیدن
نمایی از اعدام در زندان.
مرگ به وسیله خفه کردن یا به سیخ کشیدن.
انتخاب نوع مرگ, چشیدن آخرین طعم آزادی برای زندانیان بود.
[HR][/HR]Photo from strange area
Strange area beneath the Silent Hill Historical Society, photo's title


اردوگاه زندانیان تولکا
در طول جنگ داخلی ساخته شد.
بعدها تبدیل به زندان تولکا شد.
[HR][/HR]Painting 1, from cell
Toluca Prison, painting in one of the cells

مرد آتشین
[HR][/HR]Painting 2, from cell
Toluca Prison, painting in one of the cells

زن در حال پرواز
[HR][/HR]Painting 3, from cell
Toluca Prison, painting in one of the cells

436 نفر در یک رسیتال
[HR][/HR]Legend of the Lake
Toluca Prison, magazine on the table in one of the rooms


دریاچه تولکا, اصلیترین جاذبه گردشگری شهر. این دریاچه زلال و زیبا, روی دیگری هم دارد.
شاید این داستان در نگاه اول شبیه داستانهای ارواحی باشد که در مورد شهر های قدیمی سراسر کشور گفته میشود.
اما در این مورد, افسانه ها واقعیت دارند.
در یک روز مه گرفته ماه نوامبر در سال 1918, کشتی Little Baroness که پر از توریست بود, نتوانست به بندر بازگردد.
روزنامه ای که در آن زمان منتشر شده بود به سادگی نوشته بود: "به احتمال زیاد به خاطر یک سری دلایل کشتی غرق شده است."
با وجود جستجوی گسترده پلیس, تا به امروز نه تکه ای از کشتی غرق شده پیدا شد و نه بدن 14 مسافر یا خدمه آن.
در سال 1939, حتی اتفاقی عجیبتر رخ داد.
(خیلی از صفحات پاره شده)
بسیاری از اجساد در قعر دریاچه آرامیده بودند. دست های استخوانی آنها به سمت قایقی که از بالای سرشان در حال عبور بود, میرود.
شاید آنها میخواستند به رفیق هایشان برسند.
 
آخرین ویرایش:
  • Like
Reactions: residen

dark souls

کاربر سایت
May 19, 2012
997
نام
رضا
مرسي امير جان خسته نباشي كارت حرف نداره... :x
هیچ کس نمیتونه من رو متوقف کنه یکی میتونه من رو متوقف کنه هیچ کس نمیتونه من رو متوقف کنه میتونه متوقف کنه میتونه متوقف کنه نه نه
کسی نمیتونه اونی که من هستم رو متوقف کنه من نمیدونم کی هستم کسی که هستم کسی هست که هستم اونی که هستم اونی هست که هستم
اين دوجمله بار فلسفي خيلي بالايي دارن آدمو به تامل وا ميداره.
 
  • Like
Reactions: residen

Silent Dream

In madness you dwell
کاربر سایت
Jan 3, 2010
1,822
نام
Amir
ممنون رضا جون!:x
در مورد اون 2 تا یادداشتی که بهش اشاره کردی, من خودم دوست داشتم توی تاپیک در موردش بحث کنم چون
نکات خیلی جالبی توی این یادداشت ها هست که باید در موردش صحبت بشه!!!
================
پست اول تاپیک آپدیت شد!
 
  • Like
Reactions: residen

Silent Dream

In madness you dwell
کاربر سایت
Jan 3, 2010
1,822
نام
Amir
پست اول آپدیت شد!
با تشکر از اشکان جان(horror_08) بابت ترجمه کردن بعضی از یادداشت ها!
 
  • Like
Reactions: residen

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند (کاربران: 0, مهمان: 1)

Top
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟