God Of War (اسپویل داستان بدون استفاده از تگ = بن دائم)

Akiba

king of the majestic oceans of the world
کاربر فعال
Jan 18, 2009
13,671
17,197
نام
امیر حسین









کریتوس ، کسی که به خاطر انتقام خون خانواده ی خود المپ را بر سر المپیون خراب کرد ، اینبار به سراغ اساطیر اسکاندیناوی رفته. اما نه به عنوان کریتوس خشمگین و جویای انتقام قبل، بلکه به عنوان مردی با تجربه که نگاهش به زندگی تغییر کرده. و پس از سال ها،دوباره فرصتی به دست آورده تا طعم پدر بودن(گرچه خونی بودن این رابطه مشخص نیست!) را بچشد، در مسیر تعلیم و آماده کردن این پسر برای نسلی جدید،باید سعی کند خوی خشن خود را مهار کند.
زندگی نامه ی کریتوس تا پایان GOW III


Atreus پسر کریتوس است که زیر دست پدر خود، در حال آموزش و آماده شدن برای عصری جدید است. برعکس کریتوس که یک خارجی در اسکاندیناوی محسوب میشود،این پسر به خوبی با زبان شمالی ها آشناست.(گرچه Atreus نیز نامی یونانی است) همچنین او قابلیت استفاده از جادوی رعد و برق را نیز دارد.

  • داستان بازی سال ها بعد از پایان GOW III ، در اساطیر اسکاندیناوی اتفاق می افتد، تیم سازنده به دقت تایم لاین دقیقی برای دنیای بازی ترسیم کرده اند و آگاهی دارند که چه اتفاقاتی در این دنیا می افتد و صرفا کریتوس را به محیط دیگری نبرده اند. گرچه شاید به تمام اتفاقات بین پایان GOW III و شروع این بازی اشاره نشود در بازی

  • بر خلاف نسخه های قبل،دوربین به صورت ثابت نیست و به پشت سر کریتوس انتقال داده شده،زاویه ی دوربین قفل نیست و امکان چرخاندن آن وجود دارد

  • در بازی،هیچ صحنه ای کات نخورده و انگار تمام بازی پشت سر هم فیلم برداری شده است

  • در بازی علاوه بر Leviathan Axe و سپر ، سلاح های دیگری هم حضور دارند، اما این دو ستاره های بازی خواهند بود

  • آترئوس جایگزین جادو در بازی شده ، او با تیرهای خود در مبارزات به کریتوس کمک میکند، به عنوان مثال میتواند دشمن ها را Stun کند

  • چینش دکمه ها تغییر کرده و L1 و L2 برای ضربات سبک و سنگین و مربع برای کنترل آترئوس به کار میرود

  • در مبارزات میشود از محیط کمک گرفت، به عنوان مثال با پرتاب تبر به سمت چراغ نفتی و انداختن آن به روی دشمن میتوان دشمن را به آتش کشید. یا میتوان با پرتاب تبر به طرف دشمن،او را به دیوار دوخت

  • هنگامی که تبر در دسترس نیست، میتوان با دست خالی و مشت به دشمن حمله کرد. همچنین میتوان تبر را بعدا به دست خود فراخواند

  • از سپر میتوان برای Parry کردن ضربات و همینطور در حملات استفاده کرد.

  • در بازی سیستم گرفتن XP و Level Up کردن هم کریتوس و هم آترئوس وجود دارد

  • امکان آپگرید Skillـها ، Armor و سلاح ها وجود دارد

  • سیستم Craft کردن در بازی وجود دارد و امکان ساخت Armorـهای مختلف چه برای کریتوس و چه آترئوس در بازی وجود دارد

  • Runeـهایی وجود دارد که با نصب آن ها بر روی تبر میتوان قدرت های آن را افزایش داد

  • بر خلاف شماره های گذشته، قابلیت پرش و همچنین شنا کردن در بازی وجود ندارد

  • امکان مرگ آترئوس در حین گیم پلی وجود ندارد

  • Cory Barlog (کارگردان بازی)خود خواستار ادامه ی بازی بوده،و برای ساخت ادامه ی سری ، باید ایده و کار متفاوتی را به سونی پیشنهاد میداده تا اجازه ی ساخت ادامه ی بازی را بگیرد. همچنین با رویه ای که برای بازی در پیش گرفته شده، او خواهان جذب مخاطب های بیشتر برای سری است تا این سری بتواند به سطح بازی هایی مانند Uncharted و یا Assassin's Creed در داشتن فن بیس بزرگ برسد.
















Prologue : A Saga Borne of Ash

A Saga Borne of Ash

Chapter One : A Riddle of Rune



Chapter Two : The Creatures Arise

Rise of The Draugr
A Fire Troll Approaches
Manifestation of The Revenant

Chapter Three : The Dead Stone Mason

The Dead Stone Mason
---

در پست دوم تاپیک، اطلاعاتی که در ارتباط با اساطیر نورث توسط دوستان نوشته شده،جمع آوری شده!
و همچنین احسان @Kaine و کیان @.: Darkness :. برای آماده کردن تصاویر
 
آخرین ویرایش:

Akiba

king of the majestic oceans of the world
کاربر فعال
Jan 18, 2009
13,671
17,197
نام
امیر حسین
این پست با اطلاعات اسطوره شناسی ـه اسکاندیناوی آپدیت میشود

امیدوارم از این مطلبی که اماده کردم خوشتون بیاد.با توجه به کتابایی که خوندم جهان بازی شدید بزرگه واسه همین چند قسمت هستش قسمتای بعدی رو هم اگه استقبال شد مینویسم میذارم چون اکثرا اشنایی با نورث نداشتیم.

اساطیر نورس ‏(Norse)
اساطیر نورس ‏(Norse) یا اسکاندیناوی اشاره به داستان‌های اسطوره‌ای خدایان سرزمین‌های شمال اروپا، مردم نوردیک، وایکینگ‌ها یا بربرهای شمالی دارد. بسیاری باور دارند اساطیر نوردیک بیشتر به وقایعی تاریخی اشاره دارند که رنگ افسانه و سپس اسطوره به خود گرفته‌اند. مثلاً اودین و فرزندانش را شاهی آسیایی و خاندانش می‌دانند که به نورس سفر کرده و ماندگار شده و کارهای نمایان کرده‌اند.
منابع اساطیر نورس برخلاف اساطیر یونان یا مصر محدود هستند و به چند دست‌نوشته و منظومه محدود می‌شوند که مشهورترین آنها ادا است. بسیاری هم ریشه‌ی خاورمیانه‌ای دارند. در عوض به خاطر رواج کافرکیشی از سده‌ی دهم میلادی و سلطه‌ی وایکینگ‌ها و قبایل ژرمنی در آن دوره این منابع نسبت به منابع اساطیری دیگر متأخرتر هستند و در برخی موارد جزییات کامل‌تری دارند.

آس‌ها

مجموعه خدایان اصلی مردمان نورس که شامل اودین (ایزد جنگ‌آوران) و فرزندان او می‌شده است. اصلی‌ترین این خدایان ثور، حامی کشاورزان بود. اما اکثر این خدایان به مفاهیمی چون قدرت‌طلبی و جنگ روی قلمرو بسته بودند. این خدایان اساطیر نورس که اصلی‌ترین دسته‌ی آنها را ازیز گفته‌اند به قدرت خدایان اساطیری کهن نبوده‌اند. از جمله آنکه میرا بودند و سیب‌های جوانی جاوید ایدون منبع اصلی نیروی آنها بود.

ثور یا Thor

ثور یا Thor خدای آذرخش در اساطیر اسکاندیناوی، پسر اودین و یورد و یکی از قدرتمندترین خدایان است. او با سیف، یکی از الهگان باروری ازدواج کرده است، ولی با ماده غولی به نام یارسانکسا (به معنی قمه آهنی) نیز رابطه دارد و حاصل این رابطه دو پسر به نامهای ماگنی و مودی و دختری به نام ثراد است. تیالفی، قاصد خدایان، همدم و خدمتگزار ثور است.
ثور را معمولا بصورت مردی قوی پیکر با ریش قرمز و چشمانی درخشان تصویر کرده‌اند. با وجود ظاهر نه چندان دوستانه، پرستش ثور به عنوان نگهبان و حامی خدایان و انسانها در برابر نیروهای شر بسیار رایج بوده است. محبوبیت و رواج پرستش ثور حتی از پدرش یعنی اودین نیز بیشتر بود زیرا او بر خلاف اودین خواستار از جان گذشتگی انسانها نبود. در معبد مخصوص ثور به نام معبد اوپسالا (که در سال ۱۰۸۰ میلادی ویران شده و به جای آن یک کلیسا ساخته شد!) ثور و اودین که در سمت راست او ایستاده بود به تصویر کشیده شده بودند.
وایکینگ‌ها اعتقاد داشتند که در زمان توفان‌های صاعقه، این ثور است که در آسمانها سوار بر ارابه‌اش که توسط دو بز به نامهای تانگریسنی و تانگنوست کشیده می‌شود حرکت می‌کند و هر بار که پتک معروفش، میولنیر را پرتاب میکند صاعقه به وجود می‌آید. ثور برای استفاده از این پتک، دستکشی به نام مگینگیارد به دست می‌کند که قدرت بسیار زیاد او را دو برابر می‌کند.
ثور در قسمتی از آسگارد به نام ثرادهایم (یعنی محل اقتدار) تالاری به نام بیلسکیرنیر دارد. بزرگترین دشمن ثور، مار جهانی یورمونگاند است. در روز راگناروک، ثور سرانجام یورمونگاند را می‌کشد اما خود بر اثر زهر این مار جان می‌سپارد و پسرانش پتک او را پس از مرگش به ارث خواهند برد.
در اسطوره‌های تیوتونیک، خدایی به نام دونار معادل ثور دانسته شده، حال آنکه رومی‌ها او را معادل ژوپیتر، خدای خدایان خود می‌دانستند. روز پنجشنبه روز ثور است.


اودین یا Odin
اودین یا Odin خدای خدایان در اساطیر نوردیک است. او که فرزند بور و بستلا میباشد، آلفادیر به معنی پدر همگان نامیده میشود زیرا که به واقع پدر همه خدایان است. از ازدواج او با الهه ای به نام فریگ، پنج خدا به نامهای بالدر، هودر، هرمود، تیر و براگی به دنیا آمدند. از الهه ای به نام یورد، صاحب فرزندی به نام ثور شد و ویدار نیز فرزند اودین و گرید است.
اودین هم خدای جنگ و مرگ است و هم خدای شعر و خرد. او نه روز گرسنه و تشنه و در حالی که به وسیله نیزه خودش زخمی نیز شده بود، از ایگدرازیل آویزان ماند (به همین دلیل نام ایگدرازیل به درخت جهانی داده شده است. ایگ از القاب اودین و به معنی هراس انگیز است) و پس از این مدت با آموختن نه سرود جادویی و هجده رون، سقوط کرد. بدین وسیله او توانایی این را پیدا کرد تا مردگان را به حرف وادارد و با خردمندترین آنها مشورت کند.
تالار اودین در آسگارد والازکیالف (یعنی قفسه کشتگان) است و سریر مشهور او، هیلدزکیالف که وقتی به روی آن مینشیند میتواند هر مکانی از نه جهان را ببیند، در این تالار قرار گرفته است. دو کلاغ به نامهای هوگین (فکر) و مونین (حافظه) هر روز گرد جهان پرواز کرده و برای او اخبار جهان را می آورند. دو گرگ به نامهای جری و فرکی نیز همیشه اودین را همراهی میکنند و اودین هر غذایی را که در مقابل او قرار داده میشود به این گرگها میدهد زیرا او تنها از شراب مید تغذیه میکند و نیازی به غذا ندارد. همچنین تالار والهالا نیز به اودین تعلق دارد.
گنجینه های اودین عبارتند از: نیزه اش گرونگنیر که هرگز به خطا نمیرود؛ حلقه جادویی دروپنیر که هر شب نه حلقه مانند خودش تولید میکند؛ و توسن هشت پای او یعنی سلیپنیر.
اودین تنها یک چشم دارد که مانند خورشید میدرخشد. او چشم دیگرش را در ازای نوشیدن جرعه ای از آب چاه خرد (در بعضی نسخ در ازای فرستادن نسیمی از این چاه) به نگهبان این چاه که میمیر نام دارد بخشیده است.
در جایی دیگر اودین در ماموریتی پر خطر شراب شعر را از یوتونهایم سرقت میکند. او هم رونها و هم خردی که از چاه خرد به دست آورده و هم شراب شعر را به انسانها میبخشد.در روز نبرد نهایی، راگناروک، اودین توسط گرگ عظیم الجثه فنریر کشته خواهد شد.
اودین نامهای بیشماری دارد که بعضی از آنها عبارتند از: اوثین، وودان، ووتان (چهارشنبه روز اودین بوده و به نام وودان نامگذاری شده بود، اما به تدریج به شکل کنونی آن در آمده است)، واک، والتام، ایگ (در بعضی نسخ هراس انگیز و بعضی جاها اسب اخته! معنی شده است)، بلیندی (به معنی کور)، آلفادیر (پدر همگان)، والفادیر (پدر کشتگان)، هانگاگوث (خدای به دار آویختگان)

ایدون Idun
ایدون Idun در اساطیر نورس الهه جوانی جاودان و نگهبان سیب‌های جوانی است. سیب‌هایی که هر گاه خدایان احساس پیری می کردند، با خوردن آن‌ها جوانی دوباره به دست می آوردند. از آنجا که ایدون یک الهه باروری و جوانی نیز به شمار می‌رفته، محتمل است که اصالتا یکی از ونیر باشد.
ایدون همسر براگی، خدای شاعری و فصاحت بوده است.
در یکی از داستان‌های اساطیر نورس، ایدون و سیب‌هایش توسط یکی از یوتون‌ها به نام تیازی دزدیده می‌شود و با نبود سیب‌های جوانی، خدایان شروع به پیر شدن می‌کنند. از آنجا که ایدون با همکاری لوکی دزدیده شده بود، اسیر وی را مجبور می‌کنند تا او را به آن‌ها بازگرداند.
لوکی نیز با قرض گرفتن شنل جادویی فریا، خود را به شکل یک شاهین در آورده، به مقر تیازی می رود. در آنجا او ایدون را به شکل یک دانه درآورده و با وی به سوی آسگارد فرار می‌کند. تیازی نیز به شکل یک عقاب آن‌ها را تعقیب می‌کند اما آتشی که اسیر درست می‌کنند، بال‌های او را آتش زده و باعث مرگ او می‌شود. به این ترتیب خدایان جوانی خود را به دست می آورند

وتون‌ها

یوتون‌ها یا ژیان‌ها، یا غول‌ها در برخی نسخه‌ها دشمنان اصلی آس‌ها بودند. اینان بازماندگان غول‌های یخی اولیه بودند و هماورد نهایی خدایان به شمار می‌آمدند.

ونیر

دومین گروه خدایان اسکاندیناوی و خویشاوندان آس‌ها بودند. اینان سرزمین خاص خود را داشتند که وناهیمر نامیده می‌شد. اینان یرای صلح با آس‌ها با آنها گروگان مبادله کردند. نیورد پدر آنها بود. ونیر بیشتر خدایان مدنیت و زراعت بودند.

نیورد Njord
نیورد Njord خدای نوردیک باد، دریا و آتش است. دریانوردان و شکارچیان از او طلب خوش اقبالی در دریا و شکار می کردند. او با ماده غولی به نام اسکادی ازدواج کرده است، ولی از خواهر خود صاحب دو فرزند گردیده: فریر و فریا.
نیورد در اصل یکی از ونیر بود اما هنگامی که دو قبیله خدایی ونیر و اسیر با یکدیگر صلح کردند، نیورد و دو فرزندش به عنوان گروگان به اسیر سپرده شدند. اسیر هم نیورد و هم فریر را به عنوان راهبانی برای نظارت بر عملیات قربانی می شناختند. فریا نیز راهبه ای بود که به اسیر سحر و جادو آموخت، دانشی که در میان ونیر بسیار متداول و رایج بود.در زبان اسکاندیناوی قدیم، نیورد را نیورور می خواندند.



اسکادی Skadi
اسکادی Skadi که او را به کنایه، «عروس خدایان» می‌نامند، در اساطیر نورس یک ماده غول است. او دختر تیازی، همسر نیورد و مادرخوانده‌ی فریر و فریا است.
هنگامی که خدایان تیازی را به خاطر ربودن ایدون به قتل رساندند، اسکادی، زره پوش به آسگارد سفر کرد تا انتقام پدر را بستاند. اما خدایان با او از در دوستی درآمدند و به وی پیشنهاد جبران خون پدر و مصالحه دادند.
برای به دست آوردن رضایت اسکادی، خدایان به وی اجازه دادند که یکی از آنها را به همسری برگزیند، البته تنها با دیدن پاهای آنها! اسکادی پذیرفت و هنگامی که دو پای بسیار زیبا بین پاهای خدایان دید، با تصور این که این پاها نمی‌توانند به کسی جز بالدر تعلق داشته باشند، آنها را برگزید. اما پاها نه متعلق به بالدر، بلکه متعلق به نیورد، خدای پیر باد و دریا بودند. در بعضی روایات چنین آمده‌است که اسکادی و نیورد پس از مدتی، از آنجا که نیورد به مناطق ساحلی و اسکادی به کوهستان علاقه داشت، از یکدیگر جدا شدند و اسکادی با اول ازدواج نمود.اسکادی همسر خود را از میان خدایان بر می‌گزیند.
دومین شرط برای رضایت اسکادی واقعا دشوار بود: باید اسکادی را می‌خنداندند! این کار به لوکی واگذار شد. لوکی هم یک سر ریسمانی را به ریش یک بز و سر دیگر آن را به بیضه‌های خود بست و بر اثر کشمکش میان این دو، هر دو بلند بلند جیغ و فریاد می‌کردند و سرانجام لوکی موفق به خنداندن اسکادی شد!
اما در نهایت اودین برای از بین بردن کامل خصومت، چشمان تیازی را برداشته و به عنوان دو ستاره در آسمان جای داد.
با وجودی که اسکادی یک ماده غول است، اما بسیاری از اشارات و کنایات به او، وی را به عنوان یک الهه و یکی از اسیر معرفی می‌کنند. از میان القاب اسکادی، مشهورترین آن‌ها اوندورگود یا اوندوردیس، به معنی «الههٔ برف پا» است.

فریر Freyr
فریر Freyr در میان نورس ها رب النوع خورشید، باران و محصولات کشاورزی بود. او را با وجودی که خدای صلح به شمار می رود، جنگجویی دلیر توصیف کرده اند. فریر همچنین فرمانروای الفها نیز به شمار می رود. او زیبا ترین و برجسته ترین خدایان مذکر در میان ونیر ها است، تا حدی که به او لقب خداوند جهان را داده اند. پس از تلفیق تو قبیله خدایان اسیر و ونیر، فریر را ارباب اسیر نام نهادند. در هنگام جشنهای عروسی نیز از فریر به عنوان یک خدای باروری تجلیل کرده و از او طلب ازدواجی پر برکت برای خود می نمودند.
فریر که فرزند خدایی از ونیر به نام نیورد و برادر فریا است، با ماده غول بسیار زیبایی به نام گرد ازدواج می کند. فریر ارابه ای دارد که توسط گراز طلایی گولینبرستی کشیده می شود. این گراز را دو دورف به نامهای بروک و ایتری برای فریر ساخته اند. او همچنین کشتی با ارزشی به نام اسکیدبلادنیر (به معنی چوبین تیغه) دارد که همیشه مستقیما به سوی هدف خود حرکت می کند و خاصیت جادویی آن در این است که می تواند چنان کوچک شود که در جیب فریر جای گیرد.
اما با ارزش ترین گنجینه فریر شمشیر اوست که هر گاه صاحب آن اراده می کرد، خود به خود از نیام بیرون آمده و به اختیار خود می‌جنگید و میدان نبرد را از لاشه ها می انباشت. هر چند که این شمشیر در راگناروک همراه او نخواهد بود و همین مساله باعث کشته شدن او به دست سورت خواهد شد. هنگامی که فریر دلباخته گرد گشت، سلاحدار و دوست خود اسکرنر را به عنوان قاصد برای خواستگاری به نزد گرد فرستاد و به عنوان هدیه خواستگاری نیز شمشیر خود را به گرد تقدیم کرد.
معبد اصلی فریر و مرکز پرستندگان او در شهر اوپسالا در سوئد قرار داشت.فریر را در جنوب سوئد فریکو می نامیدند.

فریا Freya
فریا Freya الهه عشق و باروری در میان وایکینگها، و زیباترین و خوش یمن ترین الهگان در میان این قوم بود. او را همچنین موکل بر امر برداشت محصول، تولید مثل و زایش و نماد شهوت و هوسرانی دانسته و در امور مربوط به عشق از او طلب یاری می کردند. فریا به شدت دوستدار موسیقی، بهار و گلهاست و در میان موجودات نیز بیش از همه به الفها علاقه دارد.(اِلف یا Elf نام موجودی خیالی از افسانه‌های فولکلور ژرمنی است. الف‌ها در اصل موجودات ریزاندامی خوش‌صورتی بودند که در جنگل‌ها و غارها و کنار چشمه‌ها زندگی می‌کردند. اما در گذر زمان انواع دیگری هم در نظر گرفته شد.پس از شهرت اثر پروفسور تالکین که در آن الف‌ها به صورت موجوداتی انسان‌وار و هوشمند و خردمند و بی‌مرگ تصویر شده‌اند، الف‌ها جای پای خود را در فانتزی امروزی محکم کرده‌اند و به صورت جز ثابت بسیاری داستان‌ها درآمده‌اند. )
فریا به عنوان قدرتمندترین و بزرگترین الهگان ونیر نیز به شمار می رود.در واقع فریا به همراه پدرش نیورد و برادرش فریر، تنها خدایان مهم از قبیله و شاخه ونیر هستند.
همسر مرموز فریا خدایی به نام اود (شاید یکی از نامهای اودین باشد) است که به دلیل نامعلومی او را ترک میگوید و هنگامی که فریا در فراق شوی خود می گرید، اشکهای او به طلا تبدیل می شوند. به همین دلیل است که در کتاب فن نویسندگی، اسنوری استورلوسون یکی از استعارات مناسب برای طلا را اشک فریا ذکر میکند.
گنجینه های فریا عبارتند از: گردنبندی مرصع و گرانبها به نام بریسینگز که فریا برای به دست آوردن آن، به نوبت با چهار دورفی که سفارش ساخت این گردنبند را به آنها داده بود همبستر شد!
یک شنل ساخته شده از پر پرندگان که خاصیت جادویی آن در این بود که فریا با پوشیدن آن میتوانست به شکل یک قوش در بیاید.ارابه فریا نیز که توسط دو گربه کشیده می شود از نشانه های این الهه است.در بعضی نقاشیها و مجسمه ها فریا را به همراه گرازی به نام هیلدسوینی (به معنی گراز جنگی) تصویر کرده اند که در واقع یکی از دلدادگان فریا به نام اوتار است که به این شکل در آمده.
فریا در قصری با شکوه به نام فولکوانگ (به معنی میدانگاه مردم)زندگی می کند که همیشه آهنگهای عاشقانه در آن نواخته می شوند. همچنین تالاری به نام سسرومنیر نیز تحت تملک فریاست و خدمتکار او نیز فولا نام دارد.کشتگان جنگ میان فریا و اودین تقسیم می شوند و زنان نیز پس از مرگ به تالار او راه می یابند.

نورن
نورن‌ها در اساطیر اسکاندیناوی نیمه الهگان، یا فرشتگان سرنوشت هستند. این سه خواهر به نامهای اورد (به معنی سرنوشت) ، ورداندی(بایستگی و ضرورت) و اسکولد (زمان حال) هم سرنوشت انسانها و هم سرنوشت خدایان و هم جریانهای طبیعی و دائمی کیهان را کنترل می‌کنند.
پست اصلی


اینم از قسمت دوم قسمت اول رو میتونید از این لینک بخونید.سعی کردم بیشتر توضیح بدم.
یه سری عکسم واسه زیبایی بیشتر پیدا کردم.امیدوارم خوشتون بیاد اگه هم مشکلی غلطی چیزی بود ببخشید.تو قسمت بعد در مورد تک تک دنیاها توضیحات مفصلی میدم.


والهالا

والهالا (Valhalla) یعنی تالار کشتگان در اساطیر اسکاندیناوی تالاری است متعلق به اودین. این تالار عظیم پانصد و چهل در دارد. تیرهای سقف این تالار نیزه هستند و سقف تالار از سپرهای بسیار پوشیده شده است. زره‌های سینه‌پوش فلزی نیز برای ساخت کرسی‌های این تالار به کار رفته‌اند. یک گرگ از درب غربی تالار مراقبت می‌کند و عقابی در بالای آن در پرواز است.
والکیری‌ها نیمی از افرادی که در میدان نبرد کشته می‌شوند را به این تالار می‌آورند. این قهرمانان که اینهریار نامیده می‌شوند، در این تالار خود را برای نبرد روز راگناروک آماده می‌کنند. در روز راگناروک از هر در این تالار هشتصد جنگجو شانه به شانه خارج شده و به سوی میدان نبرد می‌روند.

والهالا ترجمه‌ای انگلیسی از واژه نوردیک وال هول یا Valhöll به معنی تالار کشتگان است.



دروازه والهالا، تالار کشتگان، یک دست‌نوشته سده ۱۷ ایسلندی.
آسگارد
آسگارد در اساطیر اسکاندیناوی یکی از نه قسمت جهان و اقامتگاه اسیر (یا ازیر یا به روایتی آس‌ها) خدایان جنگاور اسکاندیناوی است. آسگارد که در میان نه قسمت جهان بالاتر از بقیه قرار دارد، به وسیله دیواری بلند از سنگهای عظیم محافظت می‌شود. دیوار آسگارد توسط یکی از یوتونها به نام بلاست (یا هریمثورز) ساخته شد.

هم سطح با آسگارد، دو قسمت دیگر از جهان به نامهای واناهایم و آلفهایم نیز قرار گرفته‌اند. تالاری به نام والهالا نیز در آسگارد ساخته شده‌است که در آن جنگجویان کشته شده (اینهریار)، در انتظار نبرد نهایی (راگناروک) به سر می‌برند.

در میان آسگارد دشت بزرگ ایداوول (یا ایدا) قرار دارد که خدایان در این دشت در تالاری به نام گلادزهایم و الهگان در تالاری به نام وینگولف جمع شده و در مورد موضوعات مهم به تصمیم گیری می‌پردازند.

خدایان همچنین هر روز بر سر چاه سرنوشت (اورداربرونر) که در زیر ریشهٔ ایگدرازیل در آسگارد است جمع می‌شوند.

جهان های نورث


درخت جهان: ایگدراسیل

جهان‌های فوقانی
آسگارد

وانا‌هایم
الف‌هایم

جهان‌های میانی
میدگارد
سوارتلف‌‌هایم
یوتون‌هایم
نیداولیر


جهان‌های زیرین
نیفل‌هایم
موسپل‌هایم
(قسمت بعد مفصل راجب تک تک این دنیاها توضیحاتی میدم)


ایگدراسیل
ایگدراسیل (Yggdrasil) درخت جهان در اساطیر اسکاندیناوی است. درخت زبان گنجشکی که نه عالم جهان وایکینگ‌ها بر آن قرار گرفته‌اند و در اساطیر آنها جایی خاص دارد.
در اساطیر اسکاندیناوی، ایگدراسیل که به معنای «اسب آن یگانه هراس‌انگیز» است، و درخت جهانی نیز نامیده می‌شود، درخت زبان گنجشک عظیمی است که همه قسمت‌های جهان (جهان اسطوره‌ای اسکاندیناوی نه قسمت دارد) را به هم پیوند داده و حفاظت می‌کند. ایگدراسیل ریشه‌های متعدد و طولانی دارد که ما تنها از محل سه ریشه آن با خبریم:

یک ریشه در آسگارد است و در زیر آن چاه سرنوشت، اورداربرونر، قرار دارد که نورنها از آن مراقبت و نگهبانی می‌کنند.

دومین ریشه، به یوتونهایم می‌رسد و چاه خرد، میمیزبرونر، در زیر این ریشه قرار گرفته‌است.

و اما سومین ریشه شناخته شده ایگدراسیل، در نیفلهایم و بر فراز چاهی است که به هورگلمیر مشهور است و گفته شده که رودخانه‌های بسیاری از آن سرچشمه می‌گیرند.

خطرات متعددی همواره ایگدراسیل را تهدید می‌کنند؛ چهار گوزن (در بعضی نسخه‌ها چهار اسب) در میان شاخه‌های ایگدراسیل زندگی می‌کنند که دائما جوانه‌ها و برگهای درخت را میجوند. این چهار گوزن نماد و سمبلی از چهار باد (باز هم در بعضی نسخه‌ها چهار فصل) هستند.

یک سنجاب (یا موش خرما) به نام راتاتوسک هم در میان شاخه‌های درخت زندگی می‌کند. همینطور ویدوفنیر که یک افعی است و خروسی طلایی که بر روی بلندترین شاخه درخت لانه کرده‌است.

ریشه‌های درخت نیز توسط افعیهای نیفلهایم یعنی، نیدهاگ، گراباک، گرافوولوث، گوین و موین جویده می‌شوند.


گفته شده که در راگناروک، سورت، هیولای آتشین و فرمانروای موسپلهایم، ایگدراسیل را به آتش می‌کشد. طبق برخی روایات، درخت از این آتش سوزی نجات می‌یابد و نه تنها خود درخت بلکه دو انسان به نامهای لیف و لیفتراسیر که درون آن ماوا گرفته‌اند زنده میمانند تا در جهانی که پس از راگناروک خلق می‌شود به زندگی ادامه دهند.

نامهای دیگر ایگدراسیل عبارت‌اند از: آسک ایگدراسیل، چوب هودمیمیر، لائراد و اسب اودین.

گینونگاگپ
گینونگاگپ یا Ginnungagap که به معنی «ظاهراً خلا» است، در کیهانشناسی اساطیر نوردیک (نورس‌ها Norse مردمان اسکاندیناوی هستند) پوچی کهنی است که نیفلهایم (سرزمین ازلی یخ) و موسپلهایم (سرزمین ازلی آتش) را از هم جدا می‌کند.
در ابتدا، پیش از آنکه دنیای خدایان و انسان‌ها شکل بگیرد، از چشمهٔ هورگلمیر که در میان سرزمین‌های یخ زدهٔ نیفلهایم قرار داشت، یازده رودخانه که به نام الیواگار معروف هستند، سرچشمه گرفتند. بعد از گذشت دوره‌ای طولانی، آب الیواگار در نیفلهایم جریان پیدا کرد و وارد قسمت‌های شمالی گینونگاگپ شد و در آنجا منجمد گشت. این آبهای یخ زده صفحات یخی بزرگی در میان پوچی پدید آوردند و هوای گرمی که از سوی موسپلهایم می‌آمد، مقداری از این یخها را آب کرد و بدین ترتیب منطقه‌ای از آب مایع در گینونگاگپ به وجود آمد که حیات نیز از همین مکان آغاز گشت.

اولین موجود زنده که در این مکان به وجود آمد هیولایی یخی به نام ایمیر بود. همچنین به همراه ایمیر ماده گاوی به نام اودوملا نیز هستی یافت.
راگناروک
راگناروک یا Ragnarok، فرجام خدایان و یا گوتردامرونگ نبرد نهایی و آخرالزمانی و پایان کار جهان در اساطیر اسکاندیناوی است.

نشانه‌های راگناروک
راگناروک را نشانه‌هاییست: نخستین نشانه فیمبولوتر، زمستان زمستانها است. سه زمستان پیاپی، بدون تابستانی در میانه. نزاع و شرارت افسارگسیخته‌ای در میان انسان‌ها پدید می‌آید، حتی در میان اعضای خانواده‌ها، و هر آنچه نیکی است به فراموشی سپرده خواهد شد. این شروعی است بر پایان همه چیز.

تعقیب همیشگی خورشید توسط گرگ اسکول به نتیجه می‌رسد و گرگ خورشید را خواهد بلعید. برادرش هاتی نیز ماه را فروخواهد داد و بدین ترتیب زمین در تاریکی فرو می‌رود. ستارگان از آسمان به زیر می افتند. فیالار خروس بر ژیان‌ها و خروس طلایی گولینکامبی بر خدایان بانگ می‌زند و رسیدن زمان معهود را اعلام می‌کند. خروس سومی نیز با بانگ خویش مردگان را بر می انگیزد.

زمین بر اثر زلزله‌های شدید در آستانه متلاشی شدن قرار می‌گیرد و هر چه بند و زنجیر در جهان هست، از هم خواهد پاشید. بدین ترتیب گرگ سهمگین فنریر و همچنین پدر منحوسش لوکی از بند رها خواهند شد و برای مقابله با خدایان برخواهند خاست. یورمونگاند برای رساندن خود به ساحل به خود پیچ و تابهای هولناکی می‌دهد که در اثر آن موج‌های عظیم در در دریا پدید می‌آیند. با هر نفس، افعی شوم زمین و آسمان را به سم خویش می‌آلاید.

بر اثر موجهای ناشی از حرکت یورمونگاند، کشتی ناگل‌فار از خشکی رها می‌شود و ژیان‌ها به فرماندهی هیمیر به سوی میدان نبرد آخرین عازم می‌شوند. در هل‌هایم نیز ساکنان دنیای مردگان به فرماندهی لوکی بادبان می‌کشند. از موسپلهایم در جنوب غول‌های آتشین به فرماندهی سورت به مقابله با خدایان برمی‌خیزند. سورت شمشیری به دست خواهد داشت که به مانند خورشید می‌درخشد و سطح زمین را سوزانده و تاول‌دار می‌کند.

اگر در متن بالا دقت گنيد مي بينيد كه بعضي از نشانه ها مانند اسلام وديگر اديان الاهي است مانند زنده شدن مردگان زلزله ها نابودي خورشيد وماه و...

پردیسی نو و زمینی نو
ایگدرازیل، درخت جهان، از همه سوزی سورت جان به سلامت خواهد برد و یک زن و مرد را نیز از مرگ نجات خواهد داد: لیف و لیفتراسیر.

بالدر در حالی که دروپنیر را در دست دارد از دنیای مردگان به همراه برادرش هودر باز خواهد گشت. بعضی از خدایان چون ویدار، والی، هرمود و هونیر از نبرد جان به در خواهند برد و بقیه نیز دوباره زاده می‌شوند. جهانی عاری از پلیدی و شر، جهانی آرمانی و ایده آل از دریا سر برخواهد آورد. جهانی که در آن فراوانی خواهد بود و غم و اندوه را در آن راهی نیست. خدایان و انسان‌های نسل لیف و لیفتراسیر در آن جهان به شادی در کنار یکدیگر خواهند زیست
.

معنای لغوی راگناروک
راگناروک، بر خلاف تصور بیشتر افراد، به معنی شامگاه خدایان نیست. این اصطلاح نتیجهٔ یک ترجمه اشتباه به زبان انگلیسی است. معنای اصلی راگناروک «فرجام کار خدایان» و یا «تباهی خدایان» است.

در فرهنگ عامه و آثار متاخر
چهارمین اپرا از مجموعه اپرای حلقه نیبلونگها، اثر ویلهلم ریچارد واگنر، گوتردامرونگ نام دارد، هر چند که داستان این اُپرا با داستان اساطیری راگناروک تفاوت فاحشی دارد.
والکیری
در اساطیر نورس والکیری‌ها ایزدبانوهایی هستند که به شکل نامرئی در جنگ‌ها شرکت می‌کنند.
آنها در خدمت اُدین، والاترین خدای اقوام ژرمن، قرار دارند. واژه والکیری (در زبان نورس کهن: valkyrjur) به معنای «برگزیننده کُشتگان» است.

در هنر نوین والکیری‌ها گاه به صورت رزم‌دختران (shieldmaidens) زیبای سوار بر اسب بالدار ترسیم می‌کنند.





«والکیری سیندینگ» تندیسی از والکیری واقع در شهر کپنهاگ.
اینهریار
اینهریار Einherjar در اساطیر نورس قهرمانانی هستند که شجاعانه در میدان‌های نبرد به خاک می افتند. این قهرمانان را والکیریها از میان کشتگان نبردها انتخاب می‌کنند و به والهالا، تالار مخصوص اودین در آسگارد منتقل می‌کنند تا در آنجا خود را برای نبرد نهایی در روز راگناروک آماده کنند. به روایتی این قهرمانان را اودین و فریا میان خود تقسیم می‌کنند.
اینهریار هر صبح با صدای خروسی به نام گولینکامبی، که معنی نامش «زرین شانه» است، از خواب برخاسته، به تمرین جنگ می‌پردازند. آنها به این تمرین ادامه می‌دهند تا زمانی که همگی یکدیگر را قطعه قطعه می‌کنند. اما شب هنگام به صورت معجزه‌آسایی زخمهای آنها شفا یافته و در کنار اودین به جشن و شادمانی می‌پردازند. غذا و شراب لازم برای این جشنها به شیوه‌ای عجیب تهیه می‌شوند. غذای آنها توسط آشپزی به نام الدریم نیر از گوشت گرازی به نام سیریم نیر که هر شب کشته شده و صبح دیگر بار زنده می‌شود، در دیگی به نام آندریم نیر پخته می‌شود. شراب ویژه‌ای به نام مید نیز از پستانهای بزی به نام هایدرون، که بر پشت بام والهالا زندگی می‌کند و از برگهای ایگدراسیل تغذیه می‌کند جاریست که به مصرف اینهریار و اودین می‌رسد.

در راگناروک، شجاع‌ترین اینهریار لشکر اودین را برای مبارزه با یوتونها شکل می‌دهند و به همراه خدایان به نبردی که سرانجام آن از پیش گفته شده می‌تازند.

وایکینگ‌ها شمایل‌ها و آویزهای اینهریار را به نشان دلاوری و امید پیوستن به آنها با خود حمل می‌کردند.

نورن
نورنها (Norns) در اساطیر اسکاندیناوی نیمه الهگان، یا فرشتگان سرنوشت هستند. این سه خواهر به نامهای اورد (به معنی سرنوشت) ، ورداندی(بایستگی و ضرورت) و اسکولد (زمان حال) هم سرنوشت انسان‌ها و هم سرنوشت خدایان و هم جریانهای طبیعی و دائمی کیهان را کنترل می‌کنند. آنها همچنین نگهبان چاه سرنوشت، اورداربرونر، در زیر یکی از ریشه‌های ایگدرازیل در آسگارد هستند.
وظیفه و ماموریت مهم دیگر نورن ها مراقبت و رسیدگی به ایگدرازیل است. از آنجا که این درخت همواره در معرض خطر قرار دارد و در حال فساد است، نورن ها با پاشیدن گل و آب چاه سرنوشت، سعی در توقف و یا حد اقل کند کردن این روند دارند.

در بعضی روایت ها، نورن ها همچنین در امر وضع حمل و تولد نوزاد به مادر و فرزند کمک می‌کردند، و در بعضی موارد چنین تصور می‌شده که هر شخص، نورن مخصوص به خود را دارد.

تصویری از اودین

بالدر
بالدر (Baldr) رب النوع نور، لذت، پاکی، معصومیت و دوستی در اساطیر اسکاندیناوی است. پسر اودین و فریگ، هم در میان خدایان و هم در میان انسان‌ها محبوب بود، و انسان‌ها او را بهترین خدایان می‌دانستند. او بسیار زیبا، خردمند و خوش زبان بود، هر چند که قدرت کمی داشت.
همسر او نانا دختر نپ و فرزند آنها نیز فورستی، رب النوع عدالت بود. تالار ویژهٔ بالدر در آسگارد بریندابلیک به معنی شکوهمند نام دارد.



لوکی هودر را هدایت می‌کند که بالدر رابکشد، طومار قرن هجدهمی از ایسلند

بالدر در راگناروگ
گفته شده که پس از نبرد روز راگناروک، هم بالدر و هم هودر دوباره زاده شده و به اداره جهانی که از خاکستر جهان برمیخیزد می‌پردازند.

مار میدگارد
یورمونگاند یا مار جهانی یا مار میدگارد، مار دریایی بزرگی است که فرزند دوم لوکی و انگربودا است. برطبق ادای منثور، اودین هر سه فرزند لوکی، فنریر، هلو یورمونگاند را می‌گیرد و یورمونگاند را در اقیانوسی که زمین(میدگارد) را در بر دارد می اندازد. این مار آنچنان بزرگ می‌شود و رشد می‌کند که دورتادور زمین را می‌گیرد و سرش به دمش می‌رسد. دشمن اصلی یورمونگاند، ثور است و در راگناروک، ثور موفق به کشتن یورمونگاند می‌شود ولی خود توسط زهرش کشته می‌شود.

پست اصلی

بخش سوم هم با عنوان جهان های نورس اماده شد البته نصفست چون بقیه دنیاهارو دارم مینویسم گفتم تا اینجا که کامل شده بذارم.سعی کردم خسته کننده نشه.مرسی از وقتی که میذارین.لینک قسمت اول و دوم

اسگارد


محل قرارگیری: بالاترین بخش درخت ایگدراسیل
نوع نگارش نروژی باستان: Ásgarðr
نوع منطقه و خصوصیات: شهری ازجنس طلا و نقره با عظمت و شکوه زیاد،محل قرارگیری اقامتگاه اکثر خدایان،سرسبز و دارای دریا، جنگل های افسونگر،حیوانات اهلی و وحشی مانند اژدها ،هیولاهای عظیم دریایی و ...
شخصیت های مهم: اودین،فریگ،فریا،هایمدال و...
اسگارد شهری با شکوه و زیبایی بی نهایت است که در بالاترین بخش درخت ایگدراسیل واقع شده است.تمامی خدایان در این شهر دارای قصر و اقامتگاه هستند.برج هایی به شکل مخروطی شکل سرتاسر منطقه را پوشانده اند.اودین و همسرش فریگ رهبری اسگارد را بر عهده دارند، فریا اجازه حضور در بخش نظاره گری بر جهان های دیگر در کنار اودین و فریگ را دارد.در اسگارد تالار ثور خدای رعد و برق نیز وجود دارد البته اسگارد تنها محدود به این موردذکر شده نمیباشد.والهالا و فولک ونگر نیز در این منطقه واقع شده اند.والهالا منطقه ای است که در ان خدایان و جنگجویان به سر میبرند البته نه هرجنگجویی، تنها جنگجویانی که با شهامت و شجاعت جان خود را از دست داده اند وارد این قسمت شده و در کنار خدایان به عیش و نوش میپردازند و در انتظار راگناروک هستند. اودین رهبری والهالا را برعهده دارد.منطقه مهم دیگری که قبل تر نیز از ان یاد شد فولک ونگر نام دارد جایی که زمینی بسیار پهناور برای بخشی از جنگجویانی است که جان خود را از دست داده اند رهبری این بخش را فریا الهه عشق بر عهده دارد.تئوری وجود دارد که کریتوس به نحوی با فریا رابطه ای داشته و حاصل ان اترئوس پسر انان شده است.البته این رابطه مخفیانه بوده.
هایمدال خدای روشنایی و نگهیان پل اسگارد رنگین کمان یعنی بیفروست است که از مناطق بسیار مهم اسگارد میباشد زیرا تنها راه اسگارد برای سفر به جهان های دیگر است. به نظر میرسد باید شاهد نبردی سهمگین و حماسی برروی پل رنگین کمان بین کریتوس این دوست داشتنی لعنتی و هایمدال برای سفر به بقیه مناطق باشیم.

الف هایم


محل قرارگیری: بالاترین بخش غربی درخت ایگدراسیل
نوع نگارش نروژی باستان: Álfheimr
نوع منطقه و خصوصیات: جنگل های زرد،اسمانی روشن،محل عبور الف های سواره سرزمین تالف هایم
شخصیت های مهم:فریر،الف های روشنایی
الف هایم، همانطور که از نام ان پیداست بخشی است که در ان موجودات بسیار زیبا یعنی الف های روشنایی وجود دارند.ان ها فرشتگان نگهبان فریر حاکم این منطقه هستند.الف های روشنایی نژادهایی مهمی هستند زیرا از انان در بسیاری از فیلم های پرفروش و کتاب ها استفاده شده است.ماهیت بخش مهمی از طبیعت به دلیل حضور الف هاست. نژادی به نام الف های چمنزار نیز وجود دارد که گواه همین موضوع است البته انان قدرت باروری و همچنین کمک رسانی به انسان ها به دلیل قابلیت های جادویی شان را دارند

وان هایم


محل قرارگیری: شمال غربی درخت ایگدراسیل
نوع نگارش نروژی باستان: Vanaheimr
نوع منطقه و خصوصیات: بخشی باشکوه و زیبا همانند اسگارد، دارای دریاهای ترسناک و عمیق،جنگل های انبوه
شخصیت های مهم: خدایان ونیر، محل قرارگیری نیورد به عنوان گروگان

واناهایم،احتمالا بعد از خواندن این کلمه در ذهنتان نژادی تصور شده است باید بگویم که درست است واناهایم سرزمین ونیرها است.ان ها تبحر فراوانی در سحر و جادو داشته اند به طوری که یکی از شاعران در وصف انان کتابی 1000 صفحه ای نوشته است.ونیر سرزمینی بسیار حاصلخیر است البته امضا ان را میتوان به دانش و خرد نیز ربط داد.ان ها تبحر خاصی در پیش گویی از اینده را نیز دارند بله! این نژاد یکی از مهم ترین نژادهاست که با دست پخت سانتامونیکا به مانند همیشه میتوان انتظار طراحی و نمایشی عالی از این دنیا داشت (اوه تاریخ انتشار لعنتی یا بهتره بگویم تاریخ انتظار کشتنی)
البته محل قرارگیری که ذکر شده است حدسی بیش نیست زیرا کسی محل دقیق وان هایم را نمیداند.زمانی که جنگ اسیر و ونیر پایان یافت نیورد خدای دریاها به همراه فرزندش فریا و فریر از سمت شرقی به اسگارد امده اند پس حدس زده شده است که وان هایم جایی در سمت شمال غربی اسگارد است.کسی چه میداند؟

میدگارد


محل قرارگیری: بخش میانی درخت ایگدراسیل
نوع نگارش نروژی باستان: Miðgarðr
نوع منطقه و خصوصیات: سرزمین اقامتگاه انسان ها،محل زندگی مار یورمونگاند،محل زندگی ایزدان جنگاور اسکاندیناوی،سرزمینی برفی و اقیانوسی.دارای جانوران اهلی و شیاطین
شخصیت های مهم: مار یورمونگاند،ترول ها،محل کشته شدن یمیر اولین مخلوق اسکاندیناوی

میدگارد به معنای میانی است و درست در بخش میانی درخت ایگدراسیل واقع شده همان بخشی که تریلر E3 2016 در ان به نمایش گذاشته شد. اساس بوجود امدن میدگارد مرگ یمیر است. هریک از بخش های این جهان از یکی از بخش های یمیر بوجود امده به عنوان مثال ابرها از جمجمه ان پدیده امده اند!.این دنیا جایی ست که انسان های فانی در حال زندگی کردن هستند.مار میدگارد نیز در این دنیا وجود دارد ماری که چنان رشد کرده که سرش به دمش میرسد من نمیدانم مبارزه با این موجود چگونه میتواند باشد.چه در سرت میگذرد کوری بارلاگ؟! البته میدگارد محل مناسبی برای ترول ها نیز میباشد زیرا ترول ها عادت دارند که در زیر پل صخره یا خانه های جنگلی مخفی شده و به باج گیری و غارت بپردازند.درست است همان مینی باسی که کریتوس در حال لت و پاره کردن ان با پسرش بود و همچنین ارتی که در جنگل از کریتوس و پسرش منتشر شده است. پسر کریتوس میگوید میدانستم خبرهایی در این جنگل است و کریتوس نیز بدون هیچ ترسی میگوید ادامه بده!حال که صحبت از ترول ها شد لازم است یک چیز جالب برایتان بگویم:
جنز اشتولنبرگ نخست وزیر نروژ در سال 2010 بود هنگامی که خبرنگاران از او خواستند که علل مصرف بیش از حد برق را در مناطق غیر مسکونی و قرار دادن دکل های غولپیکر برق در مناطق دورافتاده کوهستانی نروژ را برای آنها توضیح دهد وی اینگونه پاسخ داد که ما در نروژ ترول داریم و این دکل های برق بزرگ برای جلوگیری از ورود این غولها به مناطق شهری است ! اما خبرنگاران بعدها متوجه این سخن او شدند! ظاهرا دولت نروژ سعی داشته این موضوع رو کاملا مخفی نگه دارد و طبق شواهد دولت نروژ سازمانی به نام Troll Sikkerhets Tjeneste تاسیس کرده بود که وظیفه آن نابودی ترول ها و آثار و بقایای بجا مانده از آنها بوده است البته این سازمان کاملا مخفیانه و سری فعالیت میکرده است و هیچ کس جز مقامات بالای دولت نروژ از وجود چنین سازمانی اطلاعی نداشته اند



اما ظاهرا دولت نروژ دست از پنهان کاری در این زمینه برداشته و اقدام به نصب تابلوهای هشدار در جاده ها و جنگل هایی کرده است که احتمال وجود ترول در آنها وجود دارد

پست اصلی

قسمت چهارم هم اماده شد البته با تاخیر.هدف از گرداوری این مقالات اشنایی با اساطیر نورس و دنیاهاش بود. امیدوارم خوشتون بیاد
چیزی هم نمونده کم تر از سه ماه دیگه یه گیم پلی اپیک و خفن دیگه میبینیم با یه تاریخ انتشار اخرش.
لینک قسمت اول و دوم و سوم

سوارت‌ الفهایم


محل قرارگیری: شمال شرقی درخت ایگدراسیل
نوع نگارش نروژی باستان: Svartálfar
نوع منطقه و خصوصیات: پوشش جنگلی تاریک، سنگ های غول پیکر، جو مریض و تاریک، کوه های یخی
شخصیت های مهم:الف های سیاه
سوارت الفهایم سرزمین دورف ها میباشد ان ها از روشنایی به معنای واقعی کلمه متنفر هستند.گفته میشود در جنگل ها پوشش انبوه تری خلق میکردندتا از نور خورشید درامان باشند
یکی از منزلگاه الف های تاریکی سنگ ها هستند ان ها معدن هایی حفر میکنند تا از نور خورشید در امان باشند.بیشتر ان ها به معدنچی و اهنگری علاقه مند هستند نقاش های زمان پیشین انان رو موجوداتی قدکوتاه و زشت توصیف کرده اند ان ها به شدت انسان ها را ازار و اذیت میکنند و بسیاری از مردمان بر این باورند که یک دورف در زمان خواب انسان ها روی سینه انان ایستاده و شروع به زمزمه کابوس های درداور در گوششان میکند.ان ها بسیار چابک و زرنگ هستند و میتوانند برای کریتوس دشمنان طاقت فرسایی باشند

یوتون هایم


محل قرارگیری: بخش شرقی درخت ایگدراسیل
نوع نگارش نروژی باستان: Jötunheimr
نوع منطقه و خصوصیات: اب و هوای سرد، کوه های پوشیده از برف ، جنگل های افسونگر
شخصیت های مهم: غول ثریم
یوتون هایم اسمی که در توصیف ان فقط میتوان به منزلگاه غول ها اشاره کرد.در این جهان برجی بسیار مرتفع ساخته شده که نوک ان از زمین قابل مشاهده نیست.از صخره های اسمان خراش،کوه های برفی و جنگل های افسونگر نیز نمیتوان غافل شد.این بخش از جهان های نورس دارای جهانی سرد است که فقط غول ها قادر به زندگی در ان جا هستند و هیچ نشانه ای از انسان ها در انجا گزارش نشده است.غول ها از ماهی های رودخانه ها و حیوانات جنگل تغذیه میکنند.این دنیا بعد از کشتن یمیر توسط اودین به همراه دو برادرش پدیده امده و دارای پتانسیل بسیار خاصی برای خلق مبارزات نفس گیر و دشمنان گوناگون توسط سانتامونیکا است زیرا در یوتون هایم بیش از صد نوع غول زندگی میکند البته سانتامونیکا همیشه در خلق شخصیت ها و دشمنان به لطف اقای Rafael Grassetti به خوبی ظاهر شده.هیجان انگیزترین بخش این جهان غولی ست به نام ثریم که رهبری این جهان برعهده اوست. از همین حالا به شما قول میدهم که ثریم یکی از باس های حماسی باشد که ان را به خاک و خون خواهید کشید.

نیفل هایم


محل قرارگیری: بخش زیرین درخت ایگدراسیل
نوع نگارش نروژی باستان: Niflheimr
نوع منطقه و خصوصیات: سرزمینی مه الود و سرد،رودخانه های عظیم یخی،شب های بی پایان
شخصیت های مهم: غول عظیم یمیر،اژدهای نیدهاگ
نیفل هایم سرزمینی که 90 درصد ان از مه تشکیل شده و دارای شب هایی سرد است.تمامی ارواحان ساکن این منطقه همیشه در حال عذاب و شکنجه هستند.برای درک بهتر فضای ان میتوان به سرزمین مردگان که در نسخه های قبل مشاهده شد اشاره کرد. نیفل هایم بر بلندای چشمه ای به نام هورگلیمر میباشد که یازده رودخانه از ان سرچشمه میگیرند.یکی ازریشه های درخت ایگدراسیل نیز در این چشمه پدیده امده است. در این جهان غول عظیم الجثه ای به نام یمیر سکونت داشته که تمامی غول های 9 جهان نورس از جسد ان پدیده امده اند البته حکومت این جهان برعهده الهه مرگ یعنی "هل" میباشد.اژدهای مشهور این جهان نیدهاگ است که محافظت چشمه هورگلیمر را برعهده دارد اگر کریتوس قصد نابودی کامل این نه جهان را داشته باشد باید خون این اژدها را بریزد تا بتواند یکی از ریشه های درخت ایگدراسیل را نابود کند.

موسپل هایم


محل قرارگیری:جنوب درخت ایگدراسیل
نوع نگارش نروژی باستان: Múspellsheimr
نوع منطقه و خصوصیات: دارای گدازه های اتشین، گرم و سوزان، جرقه و دود
شخصیت های مهم: سورت، سینمارا
موسپل هایم خانه ی اتش است سرزمینی که در ان جز گدازه های سوزان اتش چیزی نمیتوان دید.به سبب اتش ها و بادهای گرم این منطقه که نیفل هایم را تحت تاثیر قرار داده و باعث بوجود امدن "یمیر" شده است.این دنیا منزلگاه تمام غول ها و اهریمن های اتشین بسیار خطرناک میباشد که مهم ترین ان سورت است.سورت رهبری این دنیا را برعهده دارد بسیار قدرتمند است و دارای شمشیر برنده و اتشی نیز میباشد که با ان در اخرین لحظه ریشه درخت ایگدراسیل را تبدیل به خاکستر کرده.نبرد با این موجود میتواند هم برای گیمرها و هم کریتوس عظیم و حماسی باشد.

هل هایم


محل قرارگیری:پایین ترین بخش درخت ایگدراسیل
نوع نگارش نروژی باستان: Helheimr
نوع منطقه و خصوصیات:مکانی وحشتناک و سرد، سرزمین مردگان ، غم افزا
شخصیت های مهم: الهه هل، سگ گارم ، غول Hraesvelg
پایین ترین نقطه از بین نه جهان نورس متعلق به هل هایم است سرزمینی بسیار ترسناک با اب و هوای عجیب و غریب.برای این دنیا انسان و الهه هیچ فرقی نمیکند هرکس که بر اثر مریضی یا پیری بمیرد و یا ترس داشته باشد وارد این منطقه شده و هرگز راه برگشت نخواهد داشت.هل هایم سرزمین مردگان است تمام افراد شجاع وارد والهالا شده ولی حساب و کتاب بقیه با این جهان ترسناک میباشد.دختر لوکی یعنی "هل" رهبری این دنیا را برعهده دارد البته غولی به نام انگربودا نیز در این امر دخالت دارد.سردر ورودی این دنیا سگی نگهبان به نام گارم جولان میدهد و هیچ کس حق ترک این دنیا را ندارد غول دیگری نیز به نام Hraesvelg همانند یک عقاب برفراز هل هایم نشسته و نظاره گر ان است.

اساطیر نورس دارای دنیاهایی با پتانسیل بسیار زیاد است که سانتامونیکا میتواند با دست پخت خود به مانند همیشه ان ها را تا ابد در ذهن گیمرها حک کند.به لطف Cory Barlog نویسنده و کارگردانی که بهترین نسخه این سری یعنی GOW II را در کارنامه خود دارد میتوان تا اخرین حد انتظارات خود را از این نسخه بالابرد و صد البته تیم قدیمی و اصلی GOW که برای توسعه این نسخه گرد هم امده اند.خالق Blades of Chaos حال این تبر را خلق کرده و طراح مبارزات برعهده ی Jason McDonald است کسی که بارها مورد ستایش اعضای تیم قرار گرفته و یک تروفی نیز به نامش ثبت شده است.این اشخاص تعداد کمی از 200 نفر تیم استدیو سانتامونیکا است که همگی در کار خود بی نظیرن و باعث خلق عنوانی شده اند که همچنان بهترین بازی HnS تاریخ است.
پست اصلی

خوب...بعد از معرفی بازی کلا فضولیم گل کرد این حروفی که روی جانشین اُمگا توی لوگو اومدن یعنی چی؟ :D
نشستم تحقیقات ببینم یعنی چی آخه! حرف حرف...کلمه به کلمه،معنی میدن یا نه! اصلا سایتی هست چنین متنی بدیم ترجمه کنه یا نه :))
آخرش به این نتیجه رسیدم که خیر راهی نیست! :| و اصلا بعضی از حروف انگار ساختگی هستن:|
بی خیال شده بودم که یکهو دیدم به به! یه جا وسط بحث های GOW به این مورد اشاره کرده بودن و اسم حروف رو نوشتن(دیدم علاوه بر 2-3 شکل معروفی که از ظهر دیده بودم، یک سری شکل های دیگه هم دارن بعضی از حروف! :D )
به هر حال،نتیجه رو باهاتون در میون بزارم :D



Hagalaz
destruction, chaos


Sowilo
success, solace


Eihwaz
strength, stability


Ingwaz
fertilization, the beginning of something, the actualization of potential


Mannaz
augmentation, support


Naudhiz
need, unfulfilled desire


Gebo
generosity


Fehu
wealth

آخری ( Fehu ) رو البته من شکل دومی براش ندیدم:-" ولی به خاطر تفاوتی که توی لوگو با Naudhiz داره،یکی هم نمیتونند باشن...! به هر حال اونی که اینا رو در اورده بود،به نظرش این بوده:D لیست معانیی که نوشته هم :
hagalaz: destruction
sowilo: solace
eihwaz: strength
ingwaz: harmony
mannaz: augmentation
naudhiz: need
gebo: generousity
fehu: wealth​

امیدوارم اگر مثل من فضولیتون گل کرده بوده،یکم آروم گرفته باشید(باشیم!) حالا! =))

----
اون چیزایی که بعد از کشتن غول بیابونی و وارد شدن به غار مینویسه ( فلان چیز Discovered ) رو مطمنئم(70% :-" ) دیگه فقط یه چیزی نوشتن:-" چون از ترجمه ی انگلیسی به زبون باستانی استفاده کردم، برای Discovered یه چیز دیگه نوشت:-"
 
آخرین ویرایش:

old_ashkan

کاربر سایت
Jul 17, 2014
115
38
بیا اینم GOW واستون معرفی کرد دیگه سونی چی کار کنه امشب
کم مونده بیاد در خونمون رو بزنه یه پی اس 4 مجانی بده
بعد هی یه سریا کرش و.... طلب کنن
اینم بازیی که میخواستید میریم که داشته باشیم هیولناک ترین رو ..
 
  • Like
Reactions: J. Constantine

mohsen2012

کاربر سایت
May 26, 2012
2,729
4,645
نام
mohsen
بهترين خبر عمرم.خيلي خوشخال شدم:bighug:
 

arash1996

کاربر سایت
May 17, 2012
1,661
1,616
نام
آرش
به شدت از این معرفی استقبال میشه :d
 

old_ashkan

کاربر سایت
Jul 17, 2014
115
38
بیا اینم GOW واستون معرفی کرد دیگه سونی چی کار کنه امشبکم مونده بیاد در خونمون رو بزنه یه پی اس 4 مجانی بدهبعد هی یه سریا کرش و.... طلب کنناینم بازیی که میخواستید میریم که داشته باشیم هیولناک ترین رو ..
 

kaizershauze

AMOR CTPACTb 信念 RÊVES
کاربر سایت
Jul 6, 2012
15,592
23
نام
امین رضا
آکیبا هم بت تبریک میگم هم تسلیت :d

الان میتونی با یه دست بشکن بزنی با اون دست بزنی تو سر خودت ، مثل خودم :d
 
  • Like
Reactions: gamer1998y

Akiba

king of the majestic oceans of the world
کاربر فعال
Jan 18, 2009
13,671
17,197
نام
امیر حسین
آکیبا هم بت تبریک میگم هم تسلیت :d

الان میتونی با یه دست بشکن بزنی با اون دست بزنی تو سر خودت ، مثل خودم :d
دقیقا وضعیت همینه! :d :))

باز هم دقیقا وضعیت همین...بود :d تا پیام همین کایزر رو دیدم،چنین عکس العملی داشت :d اول بلاگ رو با سرعت نور چک کردم دیدم نیست:| میخواستم کایزر رو به خاطر سر کار گذاشتن نصف کنم(در همون حال اومدم تاپیک هم آماده ی ارسال کردم:)) ) و بعدش یه سر زدم به تاپیک PSE دیدم بله....تو توییتر معرفی کردن :|
 

Sɯαsƚikα

April 26 , 2016
کاربر فعال
Jan 2, 2013
5,158
10,305
نام
peɪmɑːn
:bighug: Kratos is coming
پ ن : پس این عکس رو تیشرت بیحکمت نبود ! :d



 
آخرین ویرایش:

Dante Never Cry

The Awakening Dragon
کاربر سایت
Oct 5, 2008
9,331
9,716
نام
Ali
لول، چه یه دفعه ای و بی مقدمه تاییدش کردن :D

امیدوارم Cory به تکون اساسی به GoW بده :bighug:
 

miliii

کاربر سایت
Sep 10, 2013
222
41
نام
milad
وای چه شودددد


Sent from my iPhone5s using Tapatalk
 

Silent Siren

کاربر سایت
Aug 31, 2014
204
709
نام
مهدی
Chaos Rises...!
Santa Rises...!

این خیزش دوباره ی سانتا قابل ستایش هستش و بعد از این اتفاقات اخیر این میتونه تکیه گاهی برای صعودی دوباره برای سانتا باشه تا دوباره خلاقیت منحصر به فرد این استدیو رو به معرض عموم نمایش بده اونم نه در قالب یک New IP (که خیلی دوست داشتم سانتا این پروسه رو به پیش ببره) بلکه در قالب یکی از Bad A@s ترین فرانچایز های این صنعت و ژانر H&S که سانتا در این ژانر بی رقیب و پیشگام هستش!

در کل خبری ناگهانی اما شگفت انگیز بود...!
 

Cloud Strife

کاربر سایت
Nov 13, 2006
12,395
21,258
نام
ماکان
هیترهای گرام که هی میومدن میگفتن این IP مرده و چه میدونم باید استراحت و کنه اینا برن بمیرن لطفا!:D
 

Gotham Knight

کاربر سایت
Nov 28, 2012
879
345
نام
SaSaN
چی Cory Barlog داره نسخه ی جدید GoW رو میسازه؟ :-o
تصورش هم برام وحشتناکه 8-x ^:)^
 

کاربرانی که این گفتگو را مشاهده می‌کنند (کاربران: 0, مهمان: 1)

Top
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟