1. برای کسب آخرین اخبار و اطلاعات کانال بازی سنتر را دنبال کنید.
    برای عضویت در کانال کلیک کنید
    بستن اطلاعیه

قدم به قدم تــــرس!! | داستان و معرفی کارکترهای بازی OUTLAST

گفتگو در 'معرفی و بررسی بازی ها' ایجاد شده توسط Wąnda, ‏Dec 18, 2013.

?

در طی مراحل از رویارویی با کدام دشمن هراس بیشتری داشتید

  1. Chris Walker

    23 رای
    62.2%
  2. Richard Trager

    4 رای
    10.8%
  3. Variants

    1 رای
    2.7%
  4. Brothers

    5 رای
    13.5%
  5. The Walrider

    4 رای
    10.8%
  1. Wąnda

    Wąnda Sacred Spirit
    کاربر سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 31, 2009
    ارسال ها:
    2,204
    نام:
    حسین
    به نام خداوند بخشنده و مهربان
    [HR][/HR][​IMG]
    [TABLE="class: grid, width: 500, align: center"]
    [TR]
    [TD]سازنده و ناشر:[/TD]
    [TD]Red Barrels Games[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]سبک بازی:[/TD]
    [TD]Psychological Horror[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]پلتفورم:[/TD]
    [TD]PC . PS4[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]تاریخ انتشار:[/TD]
    [TD]برای PC منتشر شده ولی PS4 به زودی[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]نویسنده داستان:[/TD]
    [TD]JT Petty[/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]

    *توجه
    : مطالب دارای اسپویل میباشد و همچنین مقاله نیز در فرصت های بعدی آپدیت خواهد شد.
    از دوستان هم اگر کسی هست که به من در بزرگ تر شدن مقاله کمک کنه یه P.M به بنده بده.

    مقدمه:

    اگه اشتباه نکنم اولین عنوانی که در سبک ترس و بقا(Survival horror) پا به عرصه دنیای بازی گذاشت،عنوان Resident Evil بود که در سال 1996 برای پلتفورم Ps1 منتشر شد،عنوانی که همگان را در آن زمان متحیر کرد و همگی از تجربه این بازی شگفت زده شدند،ولی شاید شما هم مثل بنده دیگر از چنین بازی هایی که این روزها فقط اسم این سبک از بازیها را یدک میکشند خسته شده اید و دلتان برای تجربه یک ترس واقعی ناب و خالص تنگ شده...
    Outlast از آن دسته بازیهایی است که میتواند تلنگری باشد برای سازندگان این سبک از بازیها،این شاهکار با به همراه داشتن المان هایی روان شناسانه و چاشنی ترس و بقا توانسته قدم محکم و ثابتی را در دنیای بازی برای خود بردارد،که شاید ما در آینده باز هم شاهد چنین عناوینی باشیم...
    حالا که حرف اینجور بازیها هستش،یادمه چندسال پیش یه بازی به نام Amensia منتشر شد که واقعا من تا اون زمان انقدر از تجربه یه همچین بازی نترسیده بودم..یک مرد که در قلعه ای خیلی بزرگ به دلایلی نامعلوم حبس شده و باید از اونجا فرار کنه و ...حالا تنها سلاحی هم که داریم یه دونه چراغ نفتی هستش که به وسیله اون باید راه خودمون رو پیدا میکردیم...
    برا من خیلی جالب بود چون نه اسلحه ای در کار بود نه دشمنان آنچنانی یا غول های بزرگ و ..که خودتون از من بهتر میدونید،بلکه در این بازی ما شاهد اتمسفری بسیار گیرا و سنگین که همچنین محیط های بسیار تاریکی رو به همراه معماهایی زنجیره ای شامل میشد که همین باعث شد من دیگه از ترس هم که شده اون بازی رو ادامه ندم و...
    ولی اینبار دیگه نتونستم جلوی خودم رو بگیرم که عنوان outlast رو هم مثل amnesia تجربه نکنم،نمیدونم واسه چی ولی این بازی به نظر من خیلی زیبا ساخته شده و...یعنی اینطوری بگم:
    شما برای هر قدمی که مراحل این بازی برمیدارید، باید آماده باشید...شاید پشت سرتان کسی باشد!!!
    دیگه سرتون رو به درد نیارم،با هم مقاله ای رو که درباره این بازی زیبا نوشتم رو میخونیم:
    معرفی سازنده:
    اول از همه میخوام کمی در مورد این استودیوی خلاق و ناب توضیح بدم:
    [​IMG]
    بشکه های قرمز!!
    بشکه های قرمز استودیوی مستقل واقع در مونترال است که هدفش به قول خودشان ساخت بازی هایی است که بازیباز را غرق در سفری فراموش نشدنی و درگیر احساسات کند، که به نظرم میشود گفت تا به حدی در این کار موفق بوده اند.
    اعضای کلیدی این استودیوی مستقل:
    Philippe Morin : او Game designer عناوینی همچون Prince of Persia: Sands of Time و Assassin's Creed و Uncharted: Drake's Fortune بوده است.
    David Chateauneuf : او Lead level designer بازیهایی نظیر Prince of Persia: Sands of Time ، Assassin's Creed و Splinter Cell: Conviction بوده است.
    Hugo Dallaire : او قبلا Art Director آثاری قبیل Splinter Cell و Army of Two بوده است.
    همچنین کمی هم در مورد نویسنده داستان این بازی هم بگم خالی از لطف نیست..
    JT Petty نویسنده بازی و کارگردان فیلم است که در سال 1977 در آمریکا متولد شد..او همکاریهایی در بازیهایی بازی نظیر Tom Clancy's Splinter Cell و Homefront و چند عنوان دیگر داشته که نشان از تجربه این نویسنده میدهد..
    [HR][/HR]
    [​IMG]
    Mount Massiveتیمارستان
    تاریخچه تیمارستان Mount Massive:
    در سال 1945 نیروهای نازی آلمان عملیاتی را با رمز OPERATION PAPERCLIP شروع کرده که طی آن، نخبگان و دانشمندان آلمانی را برای آغاز پروژه ای به آمریکا می آورند...
    1967 زمانی که این تیمارستان محلی برای برای جنایتکاران روانی شده است..3 نفر از دانشمندان به دست یکی از مریض ـان کشته میشود...اینجاست که مقامات دستور میدهند که پژوهش ها رو متوقف کنند.
    1972 مدیر سازمان سیا Richard Helms دستور میدهد که تمام پرونده های MKULTRA نابود شوند،فقط تعداد کمی از پرونده ها تقریبا سالم میمانند.
    زمان فعلی،هنوز هم این تیمارستان متروکه نشده ولی بسیار مرموز و ترسناک شده،جوانان و مریض های روانی که داخل آن وجود دارند، به قتل یکدیگر مشغول هستند و شاید هم منتظر ملاقات کننده ی جدیدی هستند...
    معرفی شخصیت ها:

    [​IMG]
    And who are you, then?
    : Miles Upshur
    شما در نقش خبرنگاری بسیار پیله و ماجراجو هستید که طی نامه ای که در مورد پروژه های مخفی و رازهای این تیمارستان از طرف شخصی نامعلوم به دستش میرسد، از قضا همان شب راه می افتد تا به این مکان متروکه و رازآلود برود تا شاید بتواند از رازهای تاریک این تیمارستان باخبر شود...
    مایلز همیشه یک دوربین و دفترچه همراهمش هست،او از دوربین برای فرار از محیط های بسیار تاریک استفاده میکند و دفترچه را نیز برای یادداشت هایش در مورد اطلاعات به دست آورده همرای خودش می آورد...
    Trivia:
    با اینکه چهره اش هیچ وقت در بازی دیده نمیشود ولی او موهای کوتاهی دارد.
    با اینکه او اصلا حرفی نمیزند،ولی میشود صدای نفس نفس زدنش یا فریادهایش را شنید.
    او هنگام ثبت کردن یادداشت هایش از وضعیتی که دارد، چاشنی های از جنس طنز سیاه برای نوشته هایش استفاده میکند،شاید سازنده ها میخواهند بگویند که او هم بالاخره فرد شوخ طبعی بوده ولی بنا به شرایط ـش دیگر نمیشود...
    The Variants:


    [​IMG]
    آنها دشمنان کلی در جریان داستان بازی هستند، آنها در گوشه گوشه این تیمارستان مخفی شده اند و در حال قتل و عام یکدیگر هستند.
    Trivia:
    به علت اینکه نتیجه آزمایش ها بر روی این مریض ها متنوع بوده و طلعا تاثیرهایش نیز متفاوت، به همین دلیل بعضی از آنها روانی به تمام معنا شده اند،بعضی دیگر ساکت و گوشه گیر بعضی ها هم به دنبال شما می آیند و سلاح نیز دستشان است ولی آسیبی به شما نمیرسانند،فقط شما را نظاره میکنند.
    ضمنا بعضی از آنها از هوش بالایی برخوردارند، با اینکه شما در تاریکی قایم شده اید،ولی تلاششان را میکنند تا دستشان به شما برسد..زیر تخت ها را چک میکنند،کمدها اتاق ها و .....
    Chris Walker :

    [​IMG]

    "You were here weren't you? Little pig. I'll find all of you wh…s."
    او وحشتناکترین نتیجه این نوع از آزمایشها بوده که به چنین موجودی ترسناک و تنش زا تبدیل شده،او در جریان بازی همیشه به دنبال شما خواهد بود،ممکن است هر لحظه سروکله اش پیدا شود...
    Trivia:
    او عضو سابق نیروهای پلیس بوده،اگر دقت کنید او چهره ای بسیار وحشتناک برای خود درست کرده...او نه لبی دارد و نه بینی(احتمال زیاد خودش اعضای بدنش را بریده!)، پس اگر ناگهان با او رودرو شدید، بهترین راه ممکن قایم شدن از دست او است...هرچند که باید از دست همه دشمنان بازی مخفی شد ولی این یکی فرق میکند...
    Martin Archimbaud:

    [​IMG]
    "I... I see. Merciful god, you have sent me an apostle. Guard your life, son, you have a calling."
    این کشیش نیز نقش مهمی را در داستان بازی ایفا میکند...او خودش را آدمی بسیار مذهبی و با ایمان میداند،طوری که از جانب خودش خود را خدای تیمارستان Mount Massive میخواند.
    او اولین باری که مایلز را میبیند، او را فرستاده ای از جانب خدا برای شهادت دادن میخواند،او به مایلز درباره اهداف عالی اش میگوید و مایلز را زنده نگه میدارد...
    او نیز قبلا در این تیمارستان جزو مریض ها بوده است، او از مایلز عذرخواهی میکند،به خاطر اینکه او را بیهوش کرد و نگذاشت که از تیمارستان فرار کند،زیرا او میخواهد که مایلز زمانی این مکان را ترک کند که شاهد دیدن The Walrider باشد،به خاطر همین است که او همه بیماران آنجا را به شهادت دادن بشارت داده و آنها نیز فرمانبردار او هستند...ولی طبعا همیشه مخالف همه جا وجود دارد،مثلا Dr. Trager قبل از اینکه انگشتهای مایلز را ببرد، میگوید که از این کشیش نفرت دارد و اصلا به او اعتقاد ندارد ولی هستند کسانی که نیز به او باور دارند مثلا دوقلوها The Brothers با اینکه میخواهند مایلز را بکشند ولی بارها در بازی شاهد این هستیم که میگویند اگر به خاطر پدر مارتین نبود، تا الان تک تک اعضای بدن مایلز را خورده بودیم...
    [​IMG]
    همچنین به خاطر ایمان قوی که بر اهدافش دارد، نهایتا خود را به صلیب میکشد و میسوزاند، بر این باور که او دوباره زنده شده و روحش رها و آزاد میشود...
    Richard Trager :


    [​IMG]
    "Hey, you're that little shit priest's guy aren't you? His... witness or whatever. You must be exhausted. Lets take a break, huh, buddy?
    او یکی از زرنگ ترین و در عین حال روانی ترین کارکترهای داستان بازی است،او با گول زدن مایلز گیرش می اندازد و او را به آزمایشگاه خود میبرد...
    او قبلها مدیراجرایی پروژه های پزشکی Murkoff در این تیمارستان بوده، و ابزار و وسیله های وحشتناکی را بر روی بدن خود نصب کرده که ترس از او را دوچندان میکند...زمانی که شما را به آزمایشگاهش میبرد،صدای جیغ و فریاد و محیط هایی بسیار خون آلود و پر از اعضا و جوارح بدن، که نشان از شدت دیوانگی این دکتر را میرساند..
    Trivia:
    به نظر من یکی از بهترین فرارها در دنیای بازی فرار از دست همین دکترروانی توی این بازی ترسناک هستش...
    وقتی که انگشتان شما رو قطع میکنه و شما موفق میشین که فرار کنین او موقع پیدا کردن شما از کلمه های مثل Buddy(رفیق) استفاده میکنه و صداتون میزنه که باور کنین اتمسفری که اونجا در بازی حاکم هستش، آنچنان ترسی رو به شما حاکم میکنه که حد نداره...فک کنم اونموقع هستش که دیگه واقعا معنای دکمه ـی ESC (فرار) کیبورد رو در بازی میفهمید!
    شما هم برای اینکه از دست این دکتر روانی و آزمایشگاه ـش که توش جز قتل کار دیگه ای انجام نمیده بتوانید فرار کنید باید به آسانسوری برسید که اگه اشتباه نکنم اون آسانسور نیاز به کلید داره، من که هیچوقت صحنه های این بازی یادم نمیره...یعنی دوباره باید برگردم؟؟؟
    نکته جالب دیگر اینکه موقعی که مثلا یکی از مریض هایش سروصدایی بکنند که باعث عصبی شدن ـش شود، او به بهانه آرام کردن مریض ها سراغ آنها می آید ولی با آن وسایل قتل ـش بدن این مریض ها را میدرد تا شاید صدایی از آنها دیگر به گوشش نرسد...
    The Brothers :

    [​IMG]
    ".He thinks we're a..holes"
    برادر ها یا همان دو قلوها در داستان بازی نیز نقش ترسناکی را دارند،برای اولین بار شما با آنها در زندان اوایل بازی رودرو خواهید شد ولی دوقلو ها هنوز قصد کشتن شما را ندارند،چون پدر مارتین به آنها گفته که این کار بسیار زشت و بی ادبانه است.
    در اینجا میخوام قسمتی از دیالوگ هایی که در بازی بین اونها و مایلز ردوبدل میشه رو بزارم، تا بخونین و بدونین با چه کسایی طرف هستید!!!.
    این دیگه کیه؟
    فک کنم رفیق پدر مارتین هستش.
    شاید.
    به نظر که عصبی میاد.
    من خیلی دوست دارم بکشمش.
    منم.
    اما اون کشیش گفته که نباید این کارو بکنیم، این کار بی ادبی هستش.
    اینجا نه.
    فک کنم باید بهش یه فرصت فرار بدیم؟
    یه فکری دارم.
    وقتی که خواستیم بکشیم ـش ، خیلی آروم اینکارو انجام بدیم.
    با صبر و شکیبایی.
    دل و روده اش با زبونش مال من.
    مال خودته.
    ولی صحنه هایی هم از بازی که وقتی این دوقلوها دنبال شما میگردن، دیالوگ های ترسناک و وحشتناکی ردوبدل میشه که بهترین نحو صداگذاری شدن تا ما رو بیشتر بترسونن. در اینجا یه قسمت از دیالوگ های تعقیب و گریز با این دوقلوها رو میزارم:
    اِ ، غیبش زد،هیچ اثری ـیم ازش نیست...
    فک میکنه ما احمقیم.
    یا خنگیم.
    بیا بخوابونیمش رو زمین ، تا بتونیم شکمش رو سفره کنیم.
    یه لحظه وایسا...
    Rudolf Wernicke :

    [​IMG]
    او یکی از محققانی است که در قسمت مخفی آزمایشگاه کنار این تیمارستان کار میکند...
    او یکی از اعضای کلیدی است که در پروژه The Walrider تحقیق میکند.او مجرد است و هیچ بچه ای ندارد...
    این دکتر آلمانی از زمان جنگ جهانی به آمریکا آمده تا بر روی این پروژه مارکوف کار بکند...
    ما با این کارکتر تقریبا در اواخر بازی روبرو میشویم و اینجاست که تازه میفهمیم که تمام این نقشه ها زیر سر کی بوده؟
    دکتر به مایلز میگوید که او باید Walrider را متوقف کند و تنها راه برای خروج از این تیمارستان همین است ، زیرا او نمیگذارد که کسی زنده از اینجا خارج شود...همچنین میگوید که زنده بودن او تا الان اتفاقی نبوده و هدفی برای این کار داشته، اینجاست که میفهمیم در تمام این مدت Walrider مراقب مایلز بوده، حتی در حال فرار از واکر میبینیم که Walrider به کمک ما می آید و او را به طرز فجیعی نابود میکند!!!
    مایلز این کار را انجام میدهد و دستگاه مربوط به زندگی Walrider را نابود میسازد ولی مثل اینکه دکتر هم اشتباه میکرده..زمانی که مایلز Walrider را نابود میکند و میخواهد از این تیمارستان فرار کند، ناگهان در مقابل خود نیروهای پلیس را میبیند که دکتر Wernicke نیز همراهشان است، اینجاست که میبینیم مایلز را به رگبار گلوله می بندند و حتی فرصت صحبت کردن به او نمیدهند...
    هنگامی که فکر میکنیم با پایان بازی مواجه شدیم ، صفحه سیاه میشود و صداهایی میشونیم...
    مثل اینکه Walrider وجود مایلز این خبرنگار جسور داستان ما را تسخیر کرده و حتی به همه ی نیروهایی که به مایلز شلیک کرده اند حمله میکند و آنهارا تکه تکه خواهد کرد....
    دکتر Wernicke میگوید:
    مثل اینکه مایلز میزبان جدیدی برای Walrider شده ، که داستان بازی در همین صحنه تمام میشود!!!
    The Walrider :

    [​IMG]
    این دشمن شما که با نام Swarm نیز شناخته میشود، تکامل یافته ترین نوع دشمنان شما در این تیمارستان خواهد بود.
    راحت تر بخوام بگم ، این موجود یه جور وجود ماوراء ـی داره که طی آزمایشاتی که بر روی بیلی هوپ انجام دادن، شکل گرفته...یه چیزی مثل دو روح در یک بدن..و اینکه با چشم تنها هم نمیشه دیدش ..
    کمااینکه دکتر ورنیک هم به مایلز می گوید که وال رایدر محصول آزمایش نانوتکنولوژی است که روی یکی از بیماران تیمارستان به نام بیلی هوپ (Billy Hope) انجام گرفته و کنترل زندگی او به دست این فرد است..لذا به مایلز میگوید تنها راه فرار از اینجا این است که وال رایدر رو نابود کند آن هم به وسیله دستگاه هایی که زندگی بیمار بیلی هوپ به آن بسته است،ولی مایلز نمیداند که سرنوشت دیگری در انتظارش است..!!
    [HR][/HR]
     
    #1 Wąnda, ‏Dec 18, 2013
    آخرین ویرایش: ‏Dec 18, 2013
  2. Wąnda

    Wąnda Sacred Spirit
    کاربر سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 31, 2009
    ارسال ها:
    2,204
    نام:
    حسین
    میگم من خودم به این Walker وحشتناک رای دادم...بدمصب همیشه تو بازی دنبالمون بود...یعنی قلبم میخواست بیفته تو دهنم:scare:
    یعنی شاید باور نکنین ولی وقتی ایشون رو میدیدم: [​IMG]...اصن خودم رو گم میکردم!!!:d
    خیلی اتمسفر خفنگی داره...با اینکه میدونی دنبالتن و آمادگی ـشو داری ولی بازم از دیدنشون شوکه میشی...خیلی بازی خوبی هستش..به دوستداران سبک ترس اکیدا توصیه میشه که این عنوان رو تجربه کنن!!:d
     
  3. Bahram

    Bahram FEARLESS
    عضو تحریریه

    تاریخ عضویت:
    ‏Sep 7, 2011
    ارسال ها:
    6,823
    نام:
    Bahram
    واقعا مقاله خوبی بود.خسته نباشی:d
    ...................................
    من خودم خیلی دوست دارم این بازیرو تجربه کنم ولی متاسفانه روی PC من اجرا نشد و بیخیالش شدم.:(
     
    #3 Bahram, ‏Dec 18, 2013
    آخرین ویرایش: ‏Dec 18, 2013
  4. Schürrle

    کاربر سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏Jul 1, 2013
    ارسال ها:
    1,311
    نام:
    مهران
    من با پسر عموم یه بار بازی کردم بعد از ترس پاکش کردم:| :D :|
     
  5. mostafa682

    mostafa682 FIFA 16 ULTIMATE TEAM
    کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏Aug 25, 2010
    ارسال ها:
    9,122
    شنیدم خیلی بازی خفنیه و تو این دوران که سبک ترسناک داره به فراموشی سپرده میشه میتونه غنیمتی باشه
    امیدوارم بتونم روی ps4 حداقل کرایه اش کنم
     
  6. dude

    کاربر سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏Jun 19, 2011
    ارسال ها:
    1,927
    نام:
    امیرعلی
    من که اصلاْ بازیو نتونستم بعد از کشیشه ادامه بدم واقعاْ می ترسم اومدم دیگه کل داستانی رو که نوشتی خوندم و تقریباْ همشو فهمیدم :)) الان به خودم آفرین می گم که ادامه ندادم بازیو :d
    آقا یه ترفندی بگین ما یه طوری بازی کنیم نترسیم !‌ مثلاْ نویسنده مقاله نوشته بود باید همیشه آماده باشیم که یکی حمله می کنه اما این آمادگی فکر نکنم دیگه کافی باشه واسم دیگه باید چیکار کنم :))?
     
  7. Wąnda

    Wąnda Sacred Spirit
    کاربر سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 31, 2009
    ارسال ها:
    2,204
    نام:
    حسین
    آره دیگه همونطور که گفتم همیشه توی این بازی از یه چیزی بالاخره شوکه میشی، یا واکر یا دوقلوها یا مریض های معمولی چون همشون به طرز فجیعی روانی هستن:|..تنها راه اینکه که کم کم پیشروی کنی، یعنی خیلی کم سمت بازی بری...:d
    از همه جالب تر دشمنایی توی بازی هستش که خیلی سریع با اومدن سمت شما اونم با چاقو یا هر سلاح سردی فک کنی، میان دقیقا روبروت و فقط بهت زل میزنن!!!!!برا همین میگم بازی بیشتر تو سبک ترس و روانشناسانه هستش تا این مدل بازی های دیگه ای که مثلا تجربه کردی...
     
    #7 Wąnda, ‏Dec 21, 2013
    آخرین ویرایش: ‏Dec 21, 2013
  8. powvex

    کاربر سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏Sep 18, 2010
    ارسال ها:
    102
    اصولا نباید طوری بازی کنید که نترسید، چون معنی ای بازی از بین میره.
    ولی...

    در صورتیکه راغب هستید بازی رو تموم کنید ولی میترسید یا اعصابتون متشنج میشه، این روش رو برید موفق میشید. این روش ابداعی یک روانی (!) تو اینترنت بود مال سالها پیش که هنوز هم جواب میده:
    - صدای بازی رو ببندید
    - در صورتیکه آهنگ متال گوش میدید موسیقی مورد علاقتون رو بگزارید و ترجیحا از هدفون اسفاده کنید. سبکهای بعدی به ترتیب الویت: Hard rock- Rock- Rave/techno
    - اتاق محل بازی رو کاملا روشن کنید
    - در صورت امکان، چیت بازی رو دریافت و اجرا کنید که نامیرا بشید. ((این نکته از لحاظ روانشناسی خیلی مهمه که به خودتون بقبولونید که با هیچ تهدید نمی میرید و هیچ آسیبی نمیبینید.))
     
  9. Wąnda

    Wąnda Sacred Spirit
    کاربر سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 31, 2009
    ارسال ها:
    2,204
    نام:
    حسین
    :-oمیگم شما خیلی کارت درسته ها...:d
     
  10. Yukimura

    کاربر سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏Aug 15, 2013
    ارسال ها:
    1,081
    داداش حالا یکی همه اینارو برعکس انجام بده چی میشه ؟:dصدای بازی رو ببریم بالا با هدفون , در اتاق رو قفل کنیم , همه جا تاریکه تاریک !
    من که از این بازیا لذت نمیبرم چیه اخه ! مخصوصا که بازی یه تم تقریبا یک رنگی داره و هیچ نشانه امید توش نیست . زاویه دیدشم همینطور , شدت بیشتری میده:d
     
  11. hitman99

    کاربر سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏Jan 14, 2014
    ارسال ها:
    68
    نام:
    ali
    متاسفانه من نتونستم بازیش کنم روی سیستم جواب نداد. کلا میگم خونه ما مخصوص این جور بازی هست : خلوت، تاریک، تنگ.
    منم که همیشه نصف شب بازی میکنم
     
  12. se8820726

    کاربر سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏Mar 18, 2012
    ارسال ها:
    9
    نام:
    سعید
    مرسی بابت مقاله :D
     
  13. volta22

    کاربر سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏Aug 1, 2012
    ارسال ها:
    892
    نام:
    Hesam
    به نام خدا
    از زندگی خودتون لذت میبرین اینُ بازی نکینین .
    و من الله توفیق :D
     
  14. mamad78hossi

    کاربر سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 21, 2018
    ارسال ها:
    2
    سلام من تا قسمت دکتر رفتم الان گیر کردم دنبالمم میاد قایم میشم زیر تخت تک تک تختا رو میگرده نامرد اصلا پشمااااااااااااااااااااااااااااااااام
     
  15. mamad78hossi

    کاربر سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 21, 2018
    ارسال ها:
    2
    داداش منم اول میترسیدم ولی کم کم بازی کردم و عادی شد برام البته ترسش سر جاشه :)):)):))~o)
     
    THE BEST BOY این نوشته را Like کرده است.