طرفداران بازی های Rpg

گفتگو در 'Game Communities' ایجاد شده توسط Kain, ‏Nov 14, 2005.

  1. Shameless One

    کاربر سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏Mar 10, 2017
    ارسال ها:
    167
    نام:
    طارق عبدالعزیز
    mgh2225, Morg0th, playstation1 و 3 نفر دیگر این نوشته را Like کرده اند.
  2. ehsanservat

    کاربر سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏Dec 3, 2012
    ارسال ها:
    5,337
  3. playstation1

    کاربر سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏Feb 17, 2017
    ارسال ها:
    661

    [​IMG]
    پیش از عرضه NDS به بازار و زمانی که GBA دیگر کنسول دستی نینتندو نزد تمامی بازیبازها از محبوبیت فراوانی برخوردار بود بازی ای تحت عنوان Golden sun برای آن عرضه شد و توانست طرفداران بسیاری را برای خود به دست و پا کند. این عنوان مدتی بعد با نام Golden Sun - The Lost Age ادامه پیدا کرد و باز هم موفقیت دیگری را برای این سری کسب کرد. در همان سال 2003 و پس از عرضه شماره دوم از سری بازی های Golden sun مشخص شد که تیم سازنده بازی یعنی Camelot software planning قصد دارد نسخه سوم را نیز ساخته و بار دیگر به کمک نینتند و آن را منتشر کند. از این اتفاق سال ها گذشت و خبری از این بازی نبود تا این که در نمایشگاه E3 2009 در رابطه با بازی صحبت هایی به میان آمد و در نمایشگاه سال بعد رسما عنوان Golden sun dark Dawn معرفی و مشخص شد که در سال 2010 یعنی 7 سال پس از شماره دوم عرضه خواهد شد و این بار قرار است مهمان کنسول دستی کنونی نینتندو یعنی DS باشد.


    باز هم یک نقش آفرینی دیگر


    برخلاف اکثر نقش آفرینی ژاپنی اخیرکه در زمینه ماجراجویی حرفی برای گفتن نداشتند، DD در این زمینه بسیار بهتر عمل کرده و در اصل ترکیبی از سری بازی های افسانه زلدا و مبارزات نقش آفرینی ژاپنی را به وجود آورده است. البته این روند در گذشته و عناوین قبلی سری نیز مورد استفاده قرار گرفته اما اکنون به کمک قابلیت های مختلف DS رنگ و بویی تازه به خود گرفته است. هر کدام از شخصیت های موجود در بازی دارای یکی از 4 قدرت تأثیر گرفته از آب، باد، خاک و آتش هستند و در این زمینه ها از جادو و قابلیت های مختلفی بهره می برند. تفاوتی که این قابلیت ها با عملکرد سنتی جادوها دارند در زمینه حل پازل و معماهای بازی است که باعث شده تا بخش ماجراجویی بازی به نسبت عناوین مشابه بهتر و جذاب تر باشد.

    اما در زمینه مبارزات این تفاوت ها به کمترین حد خود می رسد و به جز قابلیت استفاده ازDjinniها شاهد یک مکانیک کاملاً کلاسیک و استاندارد هستیم. البته بایستی به این مسئله نیز اشاره شود که به خاطر ضعف دشمنان بازیباز کمتر از این موجودات استفاده می کند. با شروع هرکدام از مبارزات بازیباز می تواند از میان یارهای خود یک تیم چهار نفره را تشکیل داده و با انتخاب هدف خود حمله یا دفاع کند. با توجه به قوی بودن بیش از حد شخصیت های موجود در بازی در زمان مبارزه با دشمنان عادی هیچ گونه فشاری به بازیباز وارد نمی شود. این در حالی است که استفاده از حمله معمولی و جادوها به تنهایی می تواند هر دشمنی را از پا در بیاورد. البته در Boss Fight ها اوضاع به کلی تغییر می کند و روند بازی نسبت به گذشته سخت تر شده و بازیباز را مجاب به انجام انتخاب های دقیق و استفاده از تمامی قابلیت های خود می کند که به از بین رفتن روند کسل کننده و کند بازی کمک به سزایی می کند. در تمام طول بازی بازیباز در حال انجام مأموریت های مختلفی است که مدت زمان بسیار طولانی ای را به خود اختصاص می دهند.

    [​IMG]

    این مدت زمان طولانی در نگاه کلی برای یک عنوان نقش آفرینی امتیاز مثبتی است اما مشکلی که در این زمینه وجود دارد مربوط به این مسئله می شود که هر کدام از این مأموریت ها بسیار طولانی بوده اما در مقابل شاهد تعداد کمی از آن ها هستیم. این مکانیک باعث شده تا روند بازی کاملاً آهسته و کسل کننده شود. بازیباز می تواند برای شخصیت های خود لباس، اسلحه و تجهیزات مختلفی را خریداری کرده و از آن ها برای ارتقای شخصیت خود بهره ببرد.

    بعد از معرفی سومین نسخه از سری بازی های Golden Sun برای DS همگان منتظر یک عنوان سطح بالا بودند اما اکنون بعد از عرضه DD) Dark Dawn) مشخص شده با این که DD عنوانی خوب است اما به هیچ وجه نمی تواند در سطح و اندازه دو بازی قبلی ظاهر شود. هر چند مشکلات DD به ساختار آن ضربه بزرگی نزده اند اما با این حال از این مسئله جلوگیری کرده اند که DD در سطح نقش آفرینی های سطح بالای DS قرار گیرد. کنسولی که مخصوصاً در این سال ها شاهد عناوین بسیار خوبی در این سبک بوده.


    دردسرهای قهرمانان قدیمی


    بعد از بازگرداندن انرژی خورشید طلایی به سرزمین Weyard قهرمانان قدیمی داستان ما به زندگی عادی خود بازگشته اند، اما اوضاع به همین روال دنبال نمی شود و انرژی بیش از حد خورشید طلایی باعث به وجود آمدن یک سری وقایع و تغییرات اساسی در دنیای بازی می شود. اکنون بعد از 30 سال یک سری گرداب Psynergy نیز در سرتا سر Weyard مشاهده شده است که خود دلیل دیگر برای شروع یک ماجراجویی جدید است. بازی از جایی شروع می شود که متیو (Matthew) که در اصل پسر آیزاک (Isaac) قهرمان اصلی دو عنوان قبلی است قصد دارد تا با کاریس (karis) و تایرل (Tyrell) وارد ماجرای جدیدی شود تا در ادامه متوجه شوند که این گرداب ها از کجا آمده و چگونه متوقف می شوند. داستان بازی در ابتدا با یک هدف بسیار ساده شروع می شود و تا انتهای یک سوم ابتدایی بازی در رابطه با همین موضوع دنبال می شود اما به ناگهان تغییر پیدا کرده و مسئله جدیدی را دنبال می کند. نکته قابل توجه این است که در یک سوم انتهایی بازی شاهد یک هدف جدید نیز هستیم که در انتها به نقطه پایانی و اوج داستان نیز تبدیل می شود. مشکلی که دراین بخش وجود دارد مشخص نبودن هدف اصلی در طول داستان است، به طوری که بازیباز در انتهای بازی شاهد این مسئله است که به اصلی ترین دلیل شروع بازی هیچ جوابی داده نشده و در رابطه با آن دچار سر درگمی شده است. اکثر جوانب و نکات ریز داستانی توسط دیالوگ های شخصیت ها توضیح داده می شود اما این دیالوگ ها به حدی طولانی هستند که بعضی مواقع حتی تبدیل به اضافه گویی نیز شده و بازیباز را مجبور به گذراندن سریع آن ها می کند.


    طلوع خورشید طلایی


    از لحاظ گرافیکی بازی به دو بخش کلی تقسیم می شود. در زمان مبارزات سبک گرافیکی بازی به صورت واقع گرایانه در آمده و جزییات بسیار زیاد و خوبی را به نمایش در می آورد. اما در بخش دوم که مربوط به دیگر قسمت های بازی است شاهد یک سبک گرافیکی Cel Shade هستیم. در این بخش نیز با این که جزئیات نسبت به زمان مبارزات کمتر است اما تصاویر به نمایش در آمده زیبا بوده و بازیباز را به خود جذب می کند. همین روند در مورد موسیقی های بازی نیز صدق می کند که یاد آور نمونه های موجود در دو نسخه قبلی هستند و هنوز هم روح و سبک خاص خود را دارند. DD بازی ای است که نتوانسته تا در حد و اندازه های دو عنوان قبلی سری که بر روی GBA عرضه شده بودند ظاهر شود اما با این حال یکی از بهترین نقش آفرینی های امسال است که در بخش های مختلفی همچون مبارزه و ماجراجویی المان و قابلیت های خاص خود را داراست.

    [​IMG]

    امتیازات:
    جادوهای کار آمد، مکانیک های جالب استفاده از Djinni ها، گرافیک و موسیقی های خوب، اشاره بازی به نکات داستانی دو عنوان قبلی

    معایب:
    تفاوت فاحش درجه سختی مبارزات معمولی و Boss Fight ها
     
    Fallen God و Oakenshield این نوشته را Like کرده اند.
  4. dragonslayer

    کاربر سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏Jul 22, 2012
    ارسال ها:
    469
    نام:
    محمدرضا
    تقریبا سه هفته ی پیش در حالی که حدود یک سال از آخرین بازی که انجام دادم یعنی Mass Effect Andromeda میگذشت، Divinity Original Sin 2 رو شروع کردم و الان بالاخره بعد از حدود 70 ساعت این بازی رو تموم کردم.
    باید بگم که بازی خیلی نسبت به نسخه ی قبلی خودش پیشرفت داشته و بیشترین پیشرفت هم توی بخش داستان بوده. یکم توضیح در مورد داستان نسخه ی قبل سخته؛ بازی طرز روایت عجیبی داشت ، انگار بازی به صورت حشو واری میخواست بگه که "هیچ چیز توی این بازی جدی نیست، شما هم چیزی رو جدی نگیرید، کل بازی یک جک بزرگه." خب این موضوع صدمه ی زیادی به حس Immersion توی بازی زده بود به طوری که برای گیمر نه داستان بازی و نه دنیای بازی و نه هیچکدوم از npc های بازی هیچ اهمیتی پیدا نمیکردن و این موضوع گیمر رو از ادامه بازی دلسرد میکرد و این موضوع که بازی خیلی طولانی بود باعث میشد که این اشکال خودشو بیشتر نشون بوده و در نتیجه خیلی از گیمرها بازی رو ناتمام بذارن.
    اما Divinity Original Sin 2 با این که تا حد زیادی طنز مخصوص سری رو حفظ کرده (مخصوصا اگه تلنت pet pal رو داشته باشید.) اما داستان به حد کافی جدی هستکه سرنوشت کارکتر اصلی شما و همچنین companion هاتون و همچنین دنیای بازی برای شما اهمیت زیادی ایجاد میکنه. همون طور که گفتم داستان این نسخه خیلی جدی شده و همچنین خیلی تاریک؛ که حتی در این زمینه بعضا حتی از سری Witcher هم جلو میزنه.موضوعاتی مثل نسل کشی و حتی موارد پیچیده تر در این نسخه به تصویر کشیده میشه و بازی در تلاشه که از مخاطب خودش بپرسه " آیا هدف وسیله رو توجیه میکنه؟اگه جوابتون بله است، آیا این توجیه حد و مرزی داره؟"
    بازی تعداد زیادی villain داره و تعداد زیادی از این villain ها کاملا شخصیت های خاکستری هستن و اکثرا اهداف درستی دارن ولی وسایلی که برای رسیده به اهدافشون انتخاب کردن باعث میشه که ما اون ها رو villain بنامیم. villain های این بازی بر خلاف villain های شاهکارهایی مثل Witcher 3 The Wild Hunt و Dragon Age Inquisition که کاملا سطحی و کم پرداخت هستن، واقعا پردازش خوبی دارن و اهدافی که میتونه اعمالشونو توجیه کنه ( یا نکنه. )
    پرداخت شخصیت اصلی هم بسیار بهتر شده و گیمر میتونه از 6 تا شخصیت پیش فرض که هر 6 تاشون فوق العاده هستن و شخصیت پردازی غنی دارن یکی رو انتخاب کنه و یا این که شخصیت دلخواه خودشو بسازه ( که این مورد رو من امتحان نکردم.) و در ادامه 3 تا از شخصیت های پیش فرض شخصیت اصلی رو در ادامه سفرش همراهی میکنن که داستان هر کدوم به اندازه داستان شخصیت اصلی پرداخت شده و با جزئیاته.
    plot کلی داستان بازی با این که سرراسته اما twist ها و surprise های خودشو داره. quest ها و side quest ها کاملا منطقین و در ارتباط و در خدمت داستانن و هیچ کدوم به گونه ای نیستن که مخاطب احساس کنه که تحمیلی هستن و fetch quest بپندارتشون.
    تنها نکته منفی که تو بخش داستان بود، به نظرم این بود که companion ها هیچ تعاملی با هم دیگه ندارن و banterی در کار نیست که البته این موضوع هم با توجه به بودجه محدود بازی قابل توجیه.
    از بخش داستان که بگذریم، میرسیم به بخش گیم پلی. گیم پلی تقریبا همون گیم پلی نسخه ی قبله؛ همون مبارزات نوبتی جذاب و پازل های محیطی جذاب تر. تغییراتی که بیشتر توی این بخش احساسشون کردم یکی اضافه شدن magic armor و physical armor به بازیه که هر کدوم جلوی برخی از status effect ها مثل charm و... رو میگیره، به عنوان مثال اگه بخواید مثلا طلسم charm رو روی یکی از دشمنانتون اجرا کنید باید اول magic armor اون رو از بین ببرید و یا اگه بخواید دشمنتون رو knock down کنید باید اول physical armor اون رو از بین ببرید، دشمناتون هم در مورد شما باید همین کار رو انجام بدن. magic armor و physical armor رو از چیزایی که میپوشید مثل کلاهخود و انگشتر و ... به دست میارید. خب این تغییر میشه گفت یه جورایی بزرگترین تغییر مربوط به گیم پلیه و البته سلیقه ایه، من از این تغییر راضی بودم و به نظرم اضافه شدن این دو armor عمق بیشتری به گیم پلی داده و باعث شده loot کردن هم مهمتر و جذاب تر بشه.
    تغییر دیگه اینه که speed از attribute ها حذف شده و دیگه تعداد action point ها توی هر نوبت رو تعیین نمیکنه و هر کارکتر توی هر نوبت به طور پیش فرض 4 تا ap داره و اگه ap هاتون رو برای دوره بعد ذخیره کنید، دور بعد هم نهایتا 6 تا ap خواهید داشت. این تغییر بازی رو کمی ساده تر کرده ولی در کل به نظرم آسیب چندانی به گیم پلی بازی نزده.
    تغییر دیگه اینه ک skill point ها توی دو دسته بندی جداگونه combat و civil بهتون داده میشن که به نظرم تغییر خیلی خوبیه. تغییر دیگه اینه که توی بازی میتونید تمام talent ها و skill ها و ... شخصیت اصلی و companion هاتون رو reset کنید که بنظرم تغییر خیلی مثبتیه و به نظرم باید برای همه ی بازی های rpg تبدیل به یه استاندارد بشه.
    موردی که خیلی ازش ناراضی بودم دوربین بازی بود که با توجه به این که اکثر مناطق دارای سطوحی با ارتفاع مختلفن، اهمیت بیشتری پیدا کرده و بعضا دردسر آفرین تر شده.
    صداگذاری نسبت به نسخه قبل بهبود پیدا کرده، هر چند که به نظرم صداگذاری نسخه پیش هم خوب بود. بازی کاملا صداگذاری شده و به نظرم با توجه به این که صداگذاری در این بازی با این بودجه محدود به این خوبی انجام شده، هیچ دلیلی باقی نمیمونه که بقیه ی بازی های rpg، چه kickstarterی و چه غیرkickstarterی، باید کاملا صداگذاری بشن و این مورد باید تبدیل به یک استاندارد برای ژانر بشه.
    موسیقی و گرافیک هر دو زیبا هستن.من باگ چندانی توی بازی ندیدم ولی به نظرم loading ها یکم بیش از حد طولانی بود.
    در کل این بازی با توجه به تجربیات خودم نه تنها یکی از برترین بازی های rpg هستش بلکه به طور کلی یکی از برترین بازی های ویدئویی هست و تجربشو به تمام گیمرها و حتی کسایی که گیمر نیستن و به دنبال یک داستان خوب و یا یک ماجراجویی جذاب هستن توصیه میکنم.
     
    cloud _ strife, '!|SNAKE|!', Nameless و 4 نفر دیگر این نوشته را Like کرده اند.