نقش آفرینی

گفتگو در 'گفتگوی آزاد پیرامون بازی ها و کامپیوتر' ایجاد شده توسط cade, ‏Aug 27, 2016.

?

آیا نقش آفرینی برای شما جذاب بود؟

  1. بله

  2. خیر

  3. متوجه نشدم

Results are only viewable after voting.
  1. cade

    کاربر سایت

    تاریخ عضویت:
    ‏Oct 10, 2015
    ارسال ها:
    1
    باسمه تعالی

    منظور از نقش آفرینی در این مبحث ژانر RPG نیست

    نقش آفرینی چیست؟
    نقش آفرینی به مانند یک داستان نویسی گروهی است که هر فرد در آن شخصیت خود را ساخته و به ایفای آن نقش در داستان از دیدگاه شخصیت خود میپردازد. (البته میتوان از شخصیت های از پیش ساخته شده ای مثل هری پاتر و ... استفاده کرد اما تمرکز این مطلب بر روی نقش آفرینی است و نه نقش بازی کردن.)

    اغلب یک چارچوب و قوانین کلی بر اساس موضوع آن نقش آفرینی تنظیم میشود مثلا نقش آفرینی میتواند یک سناریو و روایت مشخصی داشته باشد و افراد را مجبور کند تا بر اساس آن عمل کنند یا صرفا یک داستان کلی و پس زمینه ای ارائه کند تا به افراد آزادی عملی بیشتری برای نوشتن داستان بدهد, برای موضوع نقش آفرینی محدودیتی وجود ندارد میتواند فانتزی باشد و در یک جهان خیالی یا در جهان حقیقی و در بازه های زمانی مختلف رخ بدهد.

    نقش آفرینی که در این مطلب قصد آموزش آن را داریم به وسیله متن انجام میشود.

    بعضی نکات نقش آفرینی

    1.باید دقت کنید که شما از دیدگاه شخصیت خود با دنیای اطراف خود ارتباط برقرار میکنید و داستان را شکل میدهید پس مانند شخصیت خود سخن بگید و رفتار کنید و توجه کنید که اطلاعات و دانش شخصیت شما با خود شخص حقیقی شما یکی نیست, برای همین وقتی خارج از شخصیت خود هستید برای صحبت کردن از (()) استفاده کنید مثلا اگر شخصیت شما در قرن دهم زندگی میکند پس اطلاعی از اینترنت و رایانه و ... ندارد و از کلمات امروزی مثل LOL هم طبیعتا استفاده نمیکند و یک مثال دیگر اینکه شما و دوستتان تصمیم میگیرید با هم نقش آفرینی کنید توجه کنید که شخصیت های شما اگر در داخل نقش آفرینی و بازی هم دیگر را ملاقات نکرده باشند یکدیگر را نخواهند شناخت و باید مثل دو غریبه رفتار کنید فرض کنید که نام شخصیت شما ریچارد است و نام شخصیت دوست شما آراگون و خود حقیقی شما میدانید اسم شخصیت ساخته دوستتان آراگون است اما شخصیت ساخته شما ریچارد هیچگاه با آراگون ملاقات نکرده و نام اورا نشنیده پس این دو شخصیت همدیگر را نمیشناسند.

    2.شخصیت خود را بر اساس قوانین مکانی که در آن نقش آفرینی میکنید بسازید, مثلا در اکثر نقش آفرینی های عمومی شما اجازه ساخت یک شخصیت بیش از حد قدرتمند را ندارید و دقت نیز بکنید که متناسب با موضوع آن نقش آفرینی باشد, در یک نقش آفرینی واقع گرایانه استفاده از قدرت های ماورایی و ساخت شخصیت هایی با نژاد موجودات افسانه ای اغلب ممنوع است اما در یک نقش آفرینی فانتزی ممکن است این اجازه به افراد داده شود تا داخل چارچوب شخصیت ماورایی و افسانه ای بسازند.

    3.شخصیت افراد دیگر را کنترل نکنید و برای آنها و سرنوشتشان تصمیم نگیرید هر عملی که شخصیت شما بر روی دیگر شخصیت ها انجام میدهد فقط یک تلاش محسوب میشود که میتواند به موفقیت در انجام آن عمل بیانجامد و یا اینکه شکست بخورد مثلا شما نمیتوانید اینکار را انجام بدهید ((شخص 1))ارسطو سیلی بر صورت اشکان میزند و او را به زمین میندازد درستش این است که شما سعی کنید و منتظر بمانید که طرف مقابل پاسخ بدهد که آیا موفق بود و یا نه و اینکه چه تاثیری بر روی شخصیتش داشت ((شخص 1))ارسطو سعی میکند سیلی را به سمت صورت اشکان روانه کند. ((شخص 2))اشکان شگفت زده میشود و سیلی به گونه ی راست او برخورد میکند اما اشکان موفق میشود به خود بیاید و کنترل خود را از دست ندهد.

    4.سعی کنید شخصیت متعادلی ساخته و به صورت سازنده و مفید به خلق داستان کمک کنید مثلا نیاز نیست که همه شخصیت های قدرتمندی داشته باشند و جنگجو و جادوگر باشند خیلی اوقات نقش های ساده تر مثل یک نانوا و یا یک نگهبان و حتی یک دزد میتواند جذاب تر از نقش های تکراری باشد, توجه کنید که هر چه در نقش آفرینی میگذرد بین شخصیت های شماست و نیاز نیست مثلا شما از کسی که شخصیت شما رو کشته خارج از بازی و نقش آفرینی ناراحت شوید و بحث و جدل بکنید, و سعی کنید حدالمکان از گفتگوی خارج از شخصیتی که نقش آفرینی را به انحراف میکشد خودداری کنید اگر مشکلی با بخشی از نقش آفرینی طرف مقابلتان داشتید و یا قسمتی از منطقش برای شما قابل قبول نبود اول سعی کنید خارج از شخصیت با یکدیگر صحبت کنید و مشکل را حل کنید اگر نتوانستید به مسئول آن نقش آفرینی گزارش بدهید.

    5.شرایط را توضیح بدهید و جزئیات مورد نظر را نیز ذکر کنید مثل ظاهر شخصیت ساختگی, محلی که شخصیت ساختگی شما قرار داره مثلا داخل ساختمان هست و در کجای ساختمان قرار داره و نشسته یا ایستاده و ... تا طرف مقابل شما بتواند پاسخ درستی بدهد.

    این مواردی بود که بخاطر داشتم ممکن هستش که بعضی چیز ها فراموش شده باشه, امیدوارم بتوانیم در همین انجمن یک نقش آفرینی را شروع کنیم, در پایان یک مثال از نقش آفرینی در انتهای مطلب قرار میدهم.

    توجه کنید که تو نکته 1 هم اشاره کردم که هرچیزی داخل (()) خارج از شخصیت هستش و خود شخص حقیقی شما هستید پس برای گفتگوی خارج از شخصیت از (()) استفاده کنید.

    ((شخص 1: سلام!))سورنا مردی درشت هیکل و بلند قامت با صورت تراشیده و موی کوتاه مشکی است چشمان سبز رنگی دارد و زرهی فولادین بر تن دارد, سورنا در حال قدم برداشتن به سوی آهنگری است.

    ((شخص 2: خوش اومدی, امروز تا شب هستی دیگه بازی کنیم؟))فرهاد که متوجه حضور یک چهره آشنا در خیابان میشود نام "سورنا" را فریاد میزند.

    ((شخص 1: راستی مگه اسمش فربد نبود؟))سورنا که نام خود را میشنود به عقب برمیگردد تا با شخصی که صدایش میکند رو به رو شود, نگاهش به شخص میفتد و اورا با دقت می نگرد.

    ((شخص 2: نه فرهاد بود بعد راستی این سورنا الان چند سالش شده؟))فرهاد قد بلند و تن لاغری دارد چشمان او آبی است و لباس مشکی پاره پاره ای بر تن دارد, فرهاد لب میگشاید و میگوید "هی سورنا! مرا به خاطر نمیاوری؟"

    ((شخص 1: 27 سالش شده الان))سورنا ناگهان مرد غربیه را به یاد میاورد اما از این موضوع خوشحال نمیشود او دست راستش بر روی دسته شمیرش که در غلاف سمت چپ او قرار دارد میگذارد و آن را در لحظه ای بیرون میکشد.

    ((شخص 2: اوه اوه فرهاد دیگه رفت! باید تو فکر ساخت شخصیت جدید باشم :D))ترس در چشمان فرهاد موج میزند و ناخواسته بر روی پشت خود روی زمین فرود می آید و دستانش را به سوی سورنا بالا میبرد و سخن میگوید "سورنا چه شده! من هستم فرهاد!"

    ((شخص 1))سورنا اهمیتی به سخنان او نمیدهد و شمشیرش را که در دست راست او قرار دارد به سوی فرهاد که روی زمین افتاده میگیرد.
     
    #1 cade, ‏Aug 27, 2016
    آخرین ویرایش: ‏Aug 27, 2016